در تمام خوشی ها و غم هایمان شریک بودیم

Zamani«شهید صابر زماني سركه» در 3 تیر سال 1341 درشهر مقدس مشهد ديده به جهان گشود. او از يك خانواده اصيل و با ايمان مشهدي بود. درسش را تا مقطع راهنمايي ادامه داد و مشغول کار شد. شهید زمانی در سال 1369 با خانم «حميده شهیدی» ازدواج كرد. حاصل اين ازدواج يك فرزند پسر است که فقط 8 ماه سایه حمایت پدر در زندگی را تجربه کرد و ادامه زندگي پدرش در جریان بمب گذاری حرم در 30 خرداد سال 1373 با چنگال خونين منافقين به حيات ابدي پيوند خورد.

حاشیه نگاری تیم سرگذشت پژوهی بنیاد هابیلیان در دیدار با خانواده شهید زمانی:

در ورودي خانه مشبك بود و حياط كوچكي راه را براي ورود به آپارتمان باز مي كرد. وارد منزل شديم و بعد از كمي احوالپرسي خانم شهیدی زندگي شيرينش را اين گونه برايمان روايت كرد:

« من اهل تهران بودم و همسرم مشهدي بود. خاله من و خواهر شوهرم هر دو در یک محل زندگي مي كردند و واسطه ازدواج ما يكي از همسايه هاي مشتركشان  بود.

مراسم خواستگاري، عقد و شروع زندگی مشترکمان در مشهد، در زمانی کوتاه تر از 3 ماه اتفاق افتاد. آن زمان من 17 سال داشتم و همسرم 28 ساله بود. در طبقه پايين منزل پدر شوهرم زندگي مي كرديم. خیلی ساده و صمیمی بودیم. همسرم در يك شركت مسئول جوشكاري بود. مدتی بعد از آنجا بيرون آمد و در يك كارگاه ساخت تخت و كمد مشغول كار شد.

صابر خيلي به بزرگتر ها احترام می گذاشت. این اخلاقش زبان زد همه بود. در زندگی مشترکمان همسفر بودیم. در تمام خوشی ها و غم هایمان شریک بودیم.

نسبت به نماز و روزه اش بسیار مقید بود. نمازش را اول وقت مي خواند؛ حتي اگر در خيابان يا پارك بوديم به محض اینکه صدای اذان را می شنید به اولین مسجد می رفت و اگر مسجدی پيدا نمي كرد در گوشه ای از خیابان نمازش را می خواند.

روز شهادتش دفترچه ای را پاره کرد و گفت:« خدا را شکر، تمام شد.» با تعجب پرسیدم:« چی تمام شد؟» گفت:« نمازهای قضایی که یادداشت کرده بودم تمام شد.»

خيلي اهل بيرون رفتن و تفريح بود. آن زمان كوهستان پارك شادي در مشهد تازه تاسيس شده بود. خیلی آنجا می رفتیم.

مدتی بعد خداوند پسری به ما داد. زندگي آرامي در كنار تنها فرزندم داشتيم. عاشورای سال 1373 بود. نذر کرده بودم پسرم را تا 4 سالگی روزهای عاشورا حرم ببرم؛ اما آن سال علی اصغر مریض شده بود و خیلی اذیت می کرد.

همسرم که بی تابی بچه را دید گفت:« شما نیایید. من نائب الزیاره تان هستم.» به اجبار قبول کردم. از اینکه نمی توانستم همراهش بروم دلم گرفت. روي تابي كه در حياط بود نشستم و شروع كردم به گريه. مشغول گریه بودم که در باز شد و صابر وارد حیاط شد. کمی خوراکی برایم خریده بود.

گفت:« تا اينها را بخوري من بر ميگردم.» دوباره رفت. بعد از چند دقیقه در باز شد. باز هم صابر بود. داخل حياط سرك كشيد و گفت:« گريه نكن ديگه!»

آرام تر شده بودم. داخل خانه رفتم. بی اختیار تمام طلاهايم را در آوردم. لباس مشكي هايم را آماده كردم و مشغول کارهای روزمره ام شدم.

شب شده بود. صابر گفته بود اگر تا شب نیامد به هیئتی که هرشب می رفتیم، بروم. همراه مادربزرگش رفتیم. بعد از مراسم هر چه منتظرش ماندیم نیامد. مدتی هم سرکوچه مان به انتظارش ایستادیم؛ اما باز هم از صابر خبری نشد.

روز بعد يكي از پسر عموهاي همسرم آمد و عكسی از صابر خواست. گفت:« در حرم بمب گذاری شده و چند نفر را به عنوان مضنون بازداشت کرده اند. عکس را برای شناسایی اش می خواهم.» خیالم راحت شد که اتفاق بدی نیفتاده؛ اما کم کم خانه مان شلوغ شد و اقوام آمدند. بعد هم خبر شهادت صابر را برایم آوردند. زندگی ام سیاه و تاریک شده بود. رفت و آمد زنانی که برای عرض تسلیت می آمدند مرا به یاد همسرم می انداخت. قبل از رفتنش به حرم، گفت:« خواب دیدم تمام زنان فامیل با چادر مشکی به خانه ام آمده اند و پدرم به تک تک شان گذرنامه کربلا می دهد. از پدرم خواستم یکی از آن گذرنامه ها را به من بدهد؛ اما پدرم گفت:« شما که خودت کارت را درست کرده ای!» نمی دانم معنی این خواب چیست.» تازه متوجه شده بودم راز گذرنامه کربلا شهادت است.

زمانی که برای تشییع جنازه رفته بودیم، با تمام توان داد میزدم و خطاب به منافقین میگفتم:« اگر زن و بچه های خودتان اینگونه یتیم و آواره می شدند می پسندیدید؟ ای از خدا بی خبران، با این جنایتها به کجا رسیده اید؟ ای گرگ صفت های خائن، خداوند باید مجازات تان کند.»

 


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=10345813&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

کانون هابیلیان

قاسم آذر ارجمند

به بهانه روز کارگر

همراه کارگر یا قاتل کارگر؟!

قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه اعلام کرد

انهدام یک تیم تروریستی در جنوب‌شرق کشور

مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان