منافقین هیچگاه آسوده نخواهند بود

1571شهید علی برزگر در تاریخ ۷تیر۱۳۴۶ در یکی از روستاهای بابل متولد شد. پدرش کشاورز و مادرش خانه دار بود. او اولین فرزند خانواده بود. وی پسری مهربان، آرام و دلسوز بود. تحصیلاتش را تا مقطع دیپلم ادامه داد. وی زمان اوج گیری فعالیت‌های انقلاب در راهپیمایی‌ها حضوری فعال داشت. با شروع جنگ تحمیلی ۳ ماه درجبهه نبرد حق علیه باطل حضور یافت. زمانی که دوران خدمتش فرا رسید به علت صاف بودن کف پا از سربازی معاف شد. این شهید بزرگوار همزمان با اینکه در یک مغازه دوچرخه سواری مشغول به کار بود، به صورت افتخاری در کمیته انقلاب اسلامی مشغول به خدمت شد و سرانجام در حالی که همراه یکی از نیروهای کمیته در حال عبور از خیابان بود درتاریخ ۹شهریور۱۳۶۰ به دست منافقین کور دل به شهادت رسید.

چندین مرتبه با مادر شهید تماس گرفتم. می‌گفت مصاحبه تلفنی برایش سخت است. به شهرشان دعوتمان کرد. تنها بود و بیشتر دوست داشت این تنهایی پر شود. کلی صحبت کردیم تا راضی شد مصاحبه تلفنی داشته باشیم و با لهجه شیرین گیلکی خاطرات فرزند شهیدش را اینطور مرور کرد:

«علی در هجدهم ماه مبارک رمضان به دنیا آمد. اولین فرزندم بود. من یازده فرزند داشتم؛ اما هیچ کدام مثل علی نبودند. دورانی که علی را باردار بودم اصلا سختی‌های آن دوران را حس نمی‌کردم.

از‌‌ همان بدو تولد کودک آرامی بود. کمی که بزرگ‌تر شد به نماز و قرآن علاقه‌مند شد؛ به همین علت بیشتر وقتش را در مسجد می‌گذراند. مسجد خانه دومش شده بود.

بعد از پیروزی انقلاب عضو بسیج شد. با اینکه وضع مالی خوبی نداشتیم، همیشه به افراد نیازمند کمک می‌کرد. سعی داشت کمک خرج خانواده باشد برای همین در مدرسه شبانه مشغول به تحصیل شد. علی روز‌ها در مغازه دوچرخه سازی کار می‌کرد و بعد از کار مشغول درس می‌شد.

بسیار خوش اخلاق بود هر کسی که برخورد بدی داشت با آرامش او را نصیحت می‌کرد. به صله رحم توجه ویژه‌ای داشت. هفته‌ای یکبار به طور اختصاصی به دید و بازدید می‌پرداخت. زمانی که می‌خواست به جبهه برود گفت: «مادر رضایتنامه‌ام را شما امضا کن چون خیلی برایم زحمت کشیدید و رضایتتان برایم خیلی مهم است.» گفتم: «مادرجان تو امانت خدایی در زندگی من، به خودش می‌سپارمت.»

زمانی که به جبهه رفت تمام مایحتاج جبهه‌اش، مثل لباس و چکمه و... را تهیه کرد. گفت: «نمی‌خواهم هزینه‌ای برای بیت المال داشته باشم.»

زمانی که از جبهه برگشت به صورت داوطلب عضو کمیته انقلاب اسلامی شد. تا بعد از مراسم شهادتش ما نمی‌دانستیم علی با کمیته همکاری می‌کند. آرزو داشت با هم به کربلا برویم.

۹شهریور۱۳۶۰بود. علی صبح زود از خواب بیدار شد. با اینکه آن زمان در منزل شرایط استحمام با آب گرم را نداشتیم با آب سرد غسل شهادت کرد. بعد به من گفت: «مادر برایم حنا بگذار.» من هم سرش را حنا کردم و برایش به زبان محلیمان شعر می‌خواندم.

علی بعد از استحمام خداحافظی کرد و رفت. ظهر بود. می‌خواستم نماز بخوانم که زنگ در به صدا در آمد. پسر کوچکم بود. گفت: «علی زخمی شده.» گفتم: «نه علی حتما به شهادت رسیده.» در آن لحظه خدا صبر عجیبی به من عنایت کرد. اصلا گریه نکردم و آرامش عجیبی داشتم. نمازم را خواندم و به سمت بیمارستان یحیوی‌نژاد رفتم.

زمانی که به بیمارستان رسیدم و خودم را معرفی کردم مرا بالای سر جنازه علی بردند. تمام صورتش پر خون بود. ۸گلوله به بدنش اصابت کرده بود که ۶ گلوله به قلبش و ۲ گلوله دیگر به بازو و کلیه‌هایش اصابت کرده بود. با اینکه بخاطر از دست دادنش ناراحت بودم؛ اما گفتم: «آفرین به تو پسر، آفرین، خدا از تو راضی باشد.»

منافقین هیچگاه آسوده نخواهند بود چرا که دستشان به خون فرزندان ما آغشته است و این خون گریبان آن‌ها را خواهد گرفت.

وصیت نامه

پدر و مادر عزیزم! مسئله، اسلام و ایران است که باید آزاد گردد و دور از سلطه گر باقی بماند و انقلاب اسلامی است که باید تداوم یابد. زندگی ذلت بار، با قیام پیامبرگونه امام و امت شهید پرور پایان پذیرفت و با عزت و افتخار زیستن آغاز گشته. بعد از این جهت تربیت بچه‌ها و نسل‌های آینده بیشتر همت گمارید و آن‌ها را مکتبی و وطن دوست بار آورید.


مطالب پربازدید سایت

سالروز عملیات آزادسازی ارتفاعات «جاسوسان» در شهرستان سردشت

حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش که منجر به هزیمت پژاک شد

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

جدیدترین مطالب

یادداشت مرکز مطالعات اوراسیا و مدیترانه در ایتالیا، ترجمه بنیاد هابیلیان

تظاهرات در نیویورک یا عملیات سالانه؟ روایت پنهان پشت تابلوهای رنگارنگ

تاریخ‌نگار گلستانی تشریح کرد:

سایه شوم تروریسم بر شهر گرگان در تابستان ۱۳۶۰

دکتر سیدمحسن اصغری نکاح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

ترور کودکان، ترور آینده است

سالروز عملیات آزادسازی ارتفاعات «جاسوسان» در شهرستان سردشت

حماسه شهید «جعفرخانی» و ۱۲ تن از یارانش که منجر به هزیمت پژاک شد

دکتر محمدرضا حسنی*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

هویت‌یابی دیجیتال و آسیب‌پذیری در برابر خشونت و تروریسم

زهرا مصباح*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

نقش باور در تحمل رنج بازماندگان ترور

همزمان با روز ملی مبارزه با تروریسم؛

گزارش سال تروریسم در ایران ۱۴۰۴ در دسترس قرار گرفت

بازخوانی جنایت‌های تروریستی علیه ملت ایران

برگزاری نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغ‌های ماندگار»

مولوی محمدجعفر محبی*، یادداشتی از بنیاد هابیلیان

الهیات رحمت در برابر منطق ترور

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان