ترور حقوق بشر حمله تروریستی روز جمعه به دو مسجد در نیوزیلند که 4 میلیون و 500 هزار نفر جمعیت دارد و کشتار شبانهروزی مردم یمن با بیش از 28 میلیون نفر جمعیت، ازنظر آمریکا و اروپا امری علیالسویه است، چراکه به نژاد چشم آبیها تعلق ندارند و محکوم به فنا و نابودی هستند! در مقابل، اگر بهجای 49 قربانی مسلمان نیوزیلندی به دست یک نژادپرست، حتی یک شهروند آمریکایی یا غربی در کلیسا کشته میشد، اوضاع کاملاً متفاوت بود و شرایط بهگونهای دیگر رقم میخورد، چون تمدن غربی عادت کرده است که هر جا شهروندانش کشته شوند، واژه
تروریست های استحماری همان طور که دوران استعمار کشورهای ضعیف به سر آمده است؛ به نظر میرسد دوران پرورش مستقیم تروریست هم به سر آمده است. امروز به غیر از صهیونیستها، که رسما تروریسم دولتی را گسترش میدهند و کشتن انسانها را به مردم خود و جهان یک عمل مشروع جلوه می دهند! دیگر هیچ کشور استکباری مستقیما عملیات های تروریستی بزرگ انجام نمیدهد! به عبارت دیگر استکبار برای ماموریت های تروریستی خود از اتباع خودش نیرو تربیت نمیکند، بلکه با استعمار انسانها، نیرو استخدام می کند که به
سکوت جهانی در برابر تروریستهای اسلامستیز حادثه تروریستی دیروز نیوزلند یکبار دیگر نشان داد که پروژه اسلام ستیزی که افرادی چون دونالد ترامپ آن را دنبال میکنند، تنها یک پروژه سیاسی نیست، بلکه یک سناریوی تروریستی است که در نهایت به عملیات تروریستی علیه مسلمانان منتهی میشود. تفکرات فاشیستی سیاستمداران آمریکایی و برخی دولتمردان اروپایی، بهانهای شده تا در همه جای جهان، از آمریکا تا نیوزلند و از آلمان تا برمه، تحرکاتی تروریستی علیه مسلمانان صورت گیرد. نگاههای فاشیستی ویژگیهای مشخصی دارد. اولین آن،
آموزش تروریسم از راه دور مرور بازیهای رایانهای اسلامستیز به بهانه جنایت «کرایستچرچ» شما هم احتمالاً تصاویر تیراندازی خونسرد و بیحس «برنتون تارنت» به نمازگزاران مسجدی در «کرایستچرچ» نیوزیلند را دیدهاید. وقتی اولینبار ویدئوی این اتفاق را میبینید گمان میکنید با کلیپی از بازیهای شوتر اول شخص مواجه هستید، بازیهایی مثل مجموعه بازیهای «Counter-Strike» مهاجم وحشی استرالیایی به شکل نمایشی تیراندازی میکرد، خشاب عوض میکرد و موضع میگرفت. حتی اسلحهای که برای جنایتش انتخاب کرده بود شباهت زیادی به یکی از
آیا منافقین همان «حشاشین» هستند؟ مدلی که در سازمان منافقین از ابتدا شکل گرفته بود و اینکه اینقدر اعضای گوش به فرمان در سازمان پیدا میشود، بخاطر همان ماهیت باطنی و نیروهای حشاشین مسلک سازمان است. پایگاه خبری تحلیلی هابیلیان به نقل از خبرگزاری مهر، گروه سیاست - محمد امین نوروزی؛ پیرامون شخصیت «حسن صباح» که بنیانگذار دولت اسماعیلیان در الموت قزوین است، روایتهای عجیب و غریبی وجود دارد که تاریخ او و یارانش را شبیه به افسانه و جادو کرده است. عدهای معتقدند صباح به تربیت گروهی از جان بر کفان برای خود پرداخت که در تاریخ به عنوان
فوریه پرهیاهو؛ تقلای عبث منافقین فوریه 2019 دربردارنده رویدادهای مختلفی در زمینه مسائل مرتبط با سیاست خارجی کشور بود که به طور خاص منجر به افزایش تحرکات تیم های دیپلماتیک غربی و در نقطه مقابل دستگاه وزارت خارجه کشور گردید. در این مقطع سه نشست در بروکسل، ورشو و مونیخ برگزار گردید که جملگی سمت و سوی کاملا ضدایرانی داشت. طبیعتا در چنین شرایطی گروهک تروریستی مجاهدین خلق نیز که از هر فرصتی برای ابراز وجود و دریافت حمایت های مالی و غیرمالی کشورهای حامی بسادگی نخواهد گذشت، برنامه گسترده ای را برای نیل به اهداف خود تدارک
جنایات تروریستی جیشالعدل و مسئولیت بینالمللی پاکستان نفوذ گروهکهای تروریستی به داخل مرزهای ایران، یکی از مهمترین مباحث مرزی میان ایران و پاکستان است. هجوم گروهکهای تروریستی از سمت مرزهای غربی پاکستان بهسوی مرزهای شرقی ایران ضمن ایجاد هزینه مالی ناشی از آسیب به مقر و برجکهای مرزبانی منطقه، با حمله به مراکز نظامی، انتظامی ایران و ربایش مرزبانان ایرانی توأم بوده که هزینه و خطر جانی غیرقابل جبرانی را برای سربازان و مرزبانان ایرانی همراه داشته است (1). تازهترین حمله تروریستی صورت گرفته توسط یکی از این
«انقلاب ایدئولوژیک» یا «بحران در خط مشی» در پی استقرار تشکیلات(سازمان مجاهدین خلق) در فرانسه، شکستهای مستمر استراتژیهای رهبری سازمان و «تناقض بین تفکّرات و عملکرد انحرافی و غلط مرکزیت (چه ایدئولوژیک و چه تشکیلات سیاسی استراتژیک) با اصول و ضوابط و معیارهای سازمان، که در شکستها و بنبستها، عدم کارآیی لازم سیستم تشکیلاتی، رشد انتقادات و اعتراضات و کنارهگیری سطوح مختلف سازمانی عینیّت مییافت، انشعاب و فروپاشی تشکیلاتی را در آیندهای نهچندان دور، در چشمانداز قرار داده بود.» افرادی مثل پرویز یعقوبی که از کادرهای قدیمی
در دسترس عموم بودن، شاه کلید منافقین برای برائت جویی تاریخی از گذشته سیاست راهبردی در دسترسِ عموم بودن، شاه کلید منافقین برای برائت جویی تاریخی از گذشته تاریک شان است رهبران سازمان مجاهدین خلق با تغییر رویه (از عدول رویکردهای ایدئولوژیکی، تغییر در سطوح رهبری تا تلاش برای بازسازی وجه اجتماعی شان) بدنبال یک هدف حیاتی و واقعی می باشند. هدفی که بیشتر با تاریخ سازی برای آینده حیات سیاسی شان تعریف می شود. واقعیت این است که فرقه رجوی با این ایده و توهم که آینده قدرت سیاسی در ایران متعلق به آنها است درصدد راه اندازی کارناوال های تبلیغاتی و ساده سازی اصول و مبادی فکری
منافقین در نوادا؛ استاندارد دوگانه در مقابله با تروریسم در مقطع حساس کنونی که مثلث آمریکا، اسرائیل و آل سعود (در ائتلاف با سایر دول مرتجع منطقه) هجمه بی سابقه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران در زمینه های مختلف آغاز نموده، چنانکه نظیر آن در هیچ برهه تاریخی دیده نشده است و همین امر زمینه را برای تحرک بیش از پیش گروه ضدملی و خیانتکاری چون مجاهدین خلق فراهم نموده است تا از طرف غربی دلبری کند بد نیست به بازخوانی یکی از موارد خیانت این گروه که از قضا توسط خود رسانه های غربی افشا گردید اشاره گردد. ماجرای حضور برخی اعضای عملیاتی منافقین در سایت آموزشی نوادا
غسل تعمید رسانهای! تصورش را بکنید دقایقی بعد از حادثه 11 سپتامبر، رهبر القاعده در صفحه تلویزیون جمهوری اسلامی ظاهر می شد و درباره چرایی تصمیم به انفجار برجهای دوقلو مصاحبه میکرد و یا اینکه ابوبکر بغدادی پس از حوادث تروریستی پاریس اقدام به مصاحبه با خبرگزاری جمهوی اسلامی میکرد. حالا پیشبینی کنید واکنش جامعه بین الملل و به خصوص غربیها نسبت به اقدام رسانههای ایرانی چه میتوانست باشد؟ خیلی طبیعی است که انتظار داشته باشیم در مجامع بین المللی این اقدام ایران و رسانههای
یک مشت دلار برای مشروعیت موقت قدیمترها یک چیزی میدانستند که می گفتند «اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیانش بد است» حکایت، حکایت نام آشنای فرقه پوشکی منافقین است که در لئامت و خباثت کم نظیر است. در مورد این سازمان تروریستی، خیلی نیاز به بررسی و موشکافی نیست؛ آنها در هر دوره آویزان گروه، کشور یا حکومتی خاص بوده اند و در هر دوره نیز هدف از این اقدامشان، مشروعیت بخشی به ساختار نامشروعشان بوده است. در سالهایی که مسعود رجوی در زندان همراهان و به اصطلاح همرزمان خود را میفروخت، ساواک عامل مشروعیت بخشی او بود، به عبارتی او که
خاورمیانه، عمق نفوذ امنیت اروپا اروپایی ها این روزها درحالی درگیر سیاستهای مداخله جویانه دونالد ترامپ در غرب آسیا هستند که از طریق همراهی با آمریکا، عملا خود را در وضعیت دشواری قرار داده اند. واقعیت این است که قاره سبز بشدت در برابر تروریسم آسیب پذیر است. گروه های تروریستی بارها نشان داده اند که اگر بخواهند، میتوانند امنیت اروپا را به بازی گرفته و دولتهای اروپایی را گوشمالی بدهند. دولتهای عرب حامی تروریسم هرچند در ظاهر دوست اروپایی ها هستند، اما هرگاه اروپا خواسته موضعی مستقل از آمریکا و
عامل اصلی غائله 14 اسفند 59 منافقین بودند ابوالحسن بنیصدر بلافاصله پس از کسب عنوان ریاستجمهوری، مناقشه با نیروهای انقلابی و شخص امامخمینی(ره) را آغاز کرد؛ مناقشهای که در طول یک سال و اندی ریاست او هر روز بر شدتش افزوده شد. او به پشتوانه رای 11 میلیونی که در انتخابات به دست آورده بود، قدرت خود را فرای قانون میپنداشت و با این نگاه سعی در حذف نهادهای انقلابی نظیر دادگاههای انقلاب، سپاه، قوه قضائیه و... داشت. بنیصدر 14 اسفند 1359 بهمناسبت سالروز درگذشت محمد مصدق در دانشگاه سخنرانی کرد. اینبار او شدیدتر از قبل به نهادها و
مصادیق تروریسم دولتی عربستان سعودی مقدمه حمایت از تروریسم، آنهم در بعد دولتی ضربهای سهمگین بر پیکرهی نظام بینالملل، حقوق بینالملل، حقوق بشر و حقوق بشردوستانه وارد آورده است. جمهوری اسلامی ایران بهعنوان کشوری مستقل در عرصه بینالمللی و عضو فعال در نهاد و سازمانهای جهانی حقوقی بشری، همواره بر احترام به حقوق بینالملل تأکید داشته و با توجه به اینکه خود قربانی موضوع تروریسم بوده، نقش فعالی در مبارزه با تروریسم داشته و دارد. چنانچه همواره سازمانهای بینالمللی ازجمله سازمان ملل و نیز شورای امنیت را به برخورد قاطع با پدیده