
شهید ناصر بنی جمالی
شغل: مدیر داخلی دادستانی انقلاب اسلامی، دایره مبارزه با منکرات
سن: 24 سال
وضعيت تأهل: متأهل دارای یک فرزند
محل شهادت: خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید خالد اسلامبولی
تاريخ شهادت: 1360/6/9
زندگينامه
سال 1336 در تهران متولد شد و تحت سرپرستی و تربیت خانواده خود دوران کودکی را پشت سر گذاشت و دوران تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس تهران به پایان رساند. 16 ساله بود که جهت کسب علوم دینیه به شهر خون و قیام (قم) عزیمت نمود و در مدرسه حقانی در جوار مرقد حضرت معصومه (س) با جدیت تمام به کسب معارف اسلامی مشغول شد.
هم زمان با حرکت پر خروش امت حزب الله به همراه چند تن از دوستانش در حوزه به منظور تبلیغ پیامها و رهنمودهای امام امت راهی زاهدان شد، ولی چند روزی بیشتر از اقامت آنان در آن سامان نگذشته بود که توسط مزدوران ساواک بازداشت و پس از چندی آزاد گردید. آنگاه به تهران مراجعت کرد و فعالیتهای مبارزاتی خود را در مرکز ادامه داد.
پس از ورود امید مستضعفین جهان، امام امت به میهن اسلامی، برادر بنی جمالی این افتخار و شایستگی را یافت تا با دست مبارک و پر برکت حضرت امام عمامه بر سر گذاشته و لباس مقدس روحانیت را بر تن نماید. از آنجا که او عمیقاً معتقد به وحدت حوزه و دانشگاه بود، پس از پیروزی انقلاب اسلامی به دانشکده الهیات رفت و هم زمان با تحصیل در آنجا به خواندن دروس حوزهای نیز ادامه داد.
پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی موقت دانشگاه ها، وی به سمت دادیار دادسرای انقلاب اسلامی کرج منصوب شد و مدت یک سال در این مقام به انجام وظیفه پرداخت، آنگاه مجدداً به تهران بازگشت و به عنوان مدیر داخلی دادگاه مبارزه با منکرات به خدمت مشغول گردید.
شهید بنی جمالی تجسم یک روحانی مبارز و دانشجوی مجاهد بود و در راه به ثمر رسیدن آرمانهای انقلاب اسلامی با تمام توان و استعداد خویش، تلاش مینمود و صلاحیت لازم را در جریان فعالیتهای مؤثر و پر ثمر خویش در راه خدا کسب میکرد. او فردی فداکار، پر کار و متعهد بود و خدمت به مسلمین و مستضعفین را برای خود افتخار میدانست.
شهادتنامه
سرانجام در روز نهم شهریور ماه سال 1360 در حالی که میلیونها تن از مردم داغدار و امت ماتم زده به تشییع پیکر پاک و غرقه به خون شهید باهنر و شهید رجائی رفته بودند و او در شهر با دلی سوخته و قلبی افسرده از فقدان آن دو عزیز به فعالیت مشغول بود، به همراه همسنگر دیگری به نام برادر محمد تقی رضا مرغوبکار در هنگام انجام مأموریت مورد سوء قصد ناجونمردانه منافقین قرار گرفت و به شهادت رسید.
تروریستها که به قصد ترور برادران حزب اللهی در شهر پرسه میزدند، بلافاصله پس از مشاهده موتور سیکلت این عزیزان که در حال حرکت بودند، آنان را آماج رگبار مسلسل قرار داده و از صحنه میگریزند.
پزشکی قانونی تشخیص خود را در مورد علت شهادت حجت الاسلام بنی جمالی این چنین اظهار میدارد:
" ... سائیدگی وسیع روی قفسه صدری و پهلوی راست دارد، کبودی اطراف چشم راست و چپ دارد، سائیدگی روی ران و ساق پای راست دارد، کالبد شکافی شد در باز کردن پوست سر خون مردگی وسیع زیر پوست سر طرف راست دارد، خون مردگی مختصر طرف چپ جمجمه دیده میشود، استخوان جمجمه ... طرف راست شکسته است ... با توجه به مراتب فوق علت مرگ شکستگی استخوان جمجمه و خونریزی مغز در اثر برخورد به جسم سخت تعیین و جواز دفن صادر شد ."
او با قلبی مالامال از عشق به خدا و در راه اعتلای کلمه حق به فیض شهادت نائل آمد تا گواهی دیگر بر سنگدلی و قساوت مزدورانی باشد که به دستور استکبار جهانی در دوران حساسی از تاریخ میهن اسلامی تمام توان جهنمی و نیروهای اهریمنی خود را در راه ضربه زدن به انقلاب و نظام جمهوری اسلامی متمرکز کرده بودند و آیا به راستی امت حزب الله جز با ایثار این خونهای پاک و جز با فدیه عزیزترین فرزندان خود میتوانست دشمن را تا این حد ناکام و نابود سازد و نظامی الهی را این چنین محکم و استوار استقرار بخشد.
مزار شهید: بهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 92، شماره 4