غائلۀ 14اسفند1359 (100)

Bani  Sadr

  • نامه مهندس بازرگان

به دنبال روشنگری های امام در مورد اشخاصی که در مقابل اسلام و جمهوری اسلامی جبهه گیری کرده اند، مهدی بازرگان نامه ای به عنوان اعتراض به سخنان امام به ایشان نوشت که به شرح زیر می باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم

" سه کلمه گله مخلصانه بازرگان به رهبری پدرانه انقلاب اسلامی ایران

این گلایه یا نامه سر گشاده حقاً می بایستی خصوصی و حضوری باشد، ولی بعد از فرمایشاتی که روز چهارشنبه 6 خرداد در خطاب به نمایندگان از بام جماران به همه مردم ایران و جهان اعلام داشتید، عدالت و ادای وظیفه اجازه می دهد مطالبی را که بنا به تکلیف شرعی و ادای حق ملی در دل داشتم به صورت عمومی ابراز دارم.

یقیناً با سعه صدر رهبری و انصاف اسلامی که مورد انتظار و عامل اقتدار است تلقی خواهند فرمود :

  1. ضمن سخنان سرنوشت ساز آن روز فرمودید ملت جز اسلام چیزی نمی خواهند و کسانی که اعتراض دارند خود را می خواهند نه ملت را و اگر با اسلام بد هستید به اروپا و آمریکا بروند.

مؤدبانه باید سؤال کنم که این نظر آیا دور از واقعیت و انصاف نیست؟ افراد زیادی از نویسندگان و نمایندگان و خود بنده که یکی از اعتراض کنندگان می باشم، نه خودخواه ضد اسلام هستم نه جدای از مردم کوچه و بازار. اسلام نیز عنوان بسیطی نبوده و ابعاد و چهره های فراوان دارد که بسیاری از شکایت کنندگان میان مردم اعم از مقدس و غیر مقدس در و دادشان از عدم اجرای صحیح اسلام در ابعاد مختلف آن و بدنام شدن اسلام است.

البته اکثریت مردم این مملکت مؤمن و دلسوخته انقلاب و علاقمند به استقرار جمهوری اسلامی هستند، ولی شکایت و نظریه ای هم دارند که ناشی از شخصیت و رشدشان می باشد، با چنان قضاوت قاطعانه و مشت بی دریغ که از مقام والای رهبر نثار هر صاحب درد و داد شد، آیا جایی برای وظیفه امر به معروف و نهی از منکر و برای آزادی عقیده و انتقاد و تظلم که از پایه های قانون اساسی است، باقی خواهد ماند؟

البته تصریح فرموده بودید و کلام بسیار به جایی بود که انتقادات آزاد است به اندازه ای که نخواهند کسی یا گروهی را خفیف و از صحنه خارج کنند، انتقاد برای ساختن و اصلاح امور است، اما نگرانی و تجربه گذشته این است که متولیان و آنها که خود را متکی و در خط امام اعلام می نمایند تا چه حد پایبند این کلام و عامل خلاف آن نبوده و نباشند.

  1. موقعی که در آبان ماه 57 در پاریس خدمت تان رسیدم و صورتی از اشخاص موجه مورد اعتماد برای مشاوره در امور آینده مملکت را از بنده خواستید و پس از آن در بهمن ماه همان سال که در تهران افتخار تشکیل دولت موقت و انتخاب وزراء را به بنده دادید، در هر دو مورد تأکید فرمودید که افراد معرفی شده انحصاراً از گروه خودتان نباشد، زیرا که نمی خواهم بگویند من متعلق یا طرفدار دسته خاص هستم. نکته ای بود بسیار حکیمانه که از طرف نهضتی ها به خوبی درک و اطاعت شد و در تمام دوران دولت موقت از هرگونه فعالیت و ارتباط حزبی خودداری می کردیم.

ملت ایران نیز که در اثر نارضایتی های انباشته شده پنجاه و پنج سال حکومت پهلوی با وحدت کلمه و به صورت یکپارچه به دنبال جنابعالی راه افتاد به حول و قوه الهتی موفق به آن قیام اسلامی پیروزمندانه شدند، انتظار و اعتقادمان نسبت به رهبر بزرگوار انقلاب همین عدم تمایل و طرفداری از جناح معین بود و اثبات حالت پدری یکسان نسبت به همگان.

متأسفانه برداشت غالب حاضرین در آن مجلس و شنوندگان بعدی بهره برداری که به عمل آمد یک نوع طرفداری خاص و تأکید یک جانبه برای طبقه ممتاز و حزب و گروه هایی بود که تظاهر به وابستگی و در انحصار داشتن امام را می نمایند. مدتی است ملیون و روشنفکران مسلمان و ایرانیانی که چهره ضد انقلابی به خود  نگرفته اند، مورد بی مهری رهبری قرار گرفته با اصرار و تکرار، خدمات ارزنده زمان پیروزی انقلاب و قبل از آن، آنان را انکار می فرمایند، گویی که کلاً خارج از دین یا جدای از مردم و ضد انقلاب هستند. باید دید با نفی مبارزات و مبارزین گذشته و طبقات غیر روحانی چه خیری عاید انقلاب و جمهوری اسلامی که احتیاج شدید به التیام و اتحاد دارد،                     می شود.

روحانیت تشیع با همه مقام و موقعیت که به لحاظ معلم اسلام و مدافع مسلمین داشته است، احترام و محبوبیت خود را مدیون تقوی و تواضع و پیوند با مردم می داند نه تسلط و تمایز و تبلیغات. همچنین رفتار و روابط آقایان تنظیم کننده منزلت و نفوذشان بوده است نه تکریم و یا توهین سلاطین و توطئه و تلقینات خارجی ها.

  1. تنبیه و توبیخ هایی که درباره نمایندگان و نویسندگان و دولتمردان در عدول از حق و عدالت و در عدم رعایت قانون می فرمودید، کاملاً بجا و اصولی بود، اما رنگ تند ضد دین دادن به گفتار و کردارهایی که با سوء نیت یا غفلت و احیاناً به قصد خدمت و در قالب های اداری و اجتماعی و سیاسی از اشخاص سر می زند، این خطر بزرگ را به پیش می آورد که در مناقشات گروهی و اختلافات مرامی کینه و کشتارهای دور از انسانیت و اسلامیت به وجود آید، مگر آن که مصلحت دیده باشید که برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی جو وحشت و شدت عمل ایجاد گردد.

آیا با حربه اسلام و قرآن و با تهمت خروج بر خلیفه خدا یا رافضی بودن و تفرقه افکندن نبود که بنی امیه و بنی عباس و عثمانی ها آن فجایع و بلاها را بر سر اهل بیت و شیعیان و آزاد اندیشان مسلمان در آوردند؟ امان از آن زمان که به شیوه کلیسای قرون وسطی برداشت و برخوردهای حکومتی و اجتماع فرهنگی در مجاری دینی انحصار یافته افتد و چماق تکفیر حاکم اختلافات گردد.

اگر مسئول و مقامی حتی رئیس جمهور شانه از اطاعت قانون خالی کند با وجود اصل 110 و 122 قانون اساسی که اجازه پیشنهاد و محاکمه و امکان عزل از طرف مقام رهبری را داده است، چه حاجت که داغ و درفش مذهبی مفسد فی الارض به میان آمده باشد یا از طنز نویسان و ایراد گیرندگان به نو رسیده هایی که عنوان مکتب اتخاذ کرده اند، چنان طرفداری بشود که پس فردا ببینیم بعد از نیمه شب دو نفر ژ3 به دست کنار بسترمان آمده آخرین مایتعلق، یعنی زن حلال مان را با خود ببرند.

اگر مانند حضرت عبدالعظیم که دین خود را به امام زمانش عرضه کرده، تأییده گرفت، مکتبی ها نیز عقاید و افکار خود را جمع بندی و دقیقاً تعویض نموده و رفتارشان در چارچوب عصمت تحت نظارت قرار می گرفت و امام پس از تصمیم لازم و تطبیق با اصول و احلام مسلم اسلام سند سفید مهر تساوی مکتب آنها با اسلام را به دستشان می دادند و سپس ایراد گیرندگان با ملعون و مرتد اعلام می فرمودند، شاید اشکال چندان ببار نمی آورد.

اما آنها که احیاناً عدم توافق با اینها ابراز می دارند، بیشتر به دلیل احساس عدم انطباق اعمال شان با اسلام و افراد و انحراف ها می باشد. در ادوار گذشته تاریخ همیشه سوء استفاده از اختلاط دیانت با سیاست در امور اجرایی حکومت، وسیله شیطانی وحشتناکی بوده است که سلاطین جور با همدستی غاصبین معاند بر مستضعفین ناس و بر چهره تابناک توحید وارد ساخته، جهل و ظلم را حاکم می نمودند .

با امید چاره اندیشی خداپسندانه عاجل بار دیگر سلامتی و محبوبیت و عزت رهبر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی را در تعلق و توجه به عموم ملت ایران وایجاد محیط عدالت و امنیت از درگاه سبحان مسألت می نمایم و از گستاخی صادقانه که در راه رضای خدا و خواست خلق مرتکب شده ام پوزش می طلبم. و کذالک جعلناکم امة وسطا تکنوا شهداء علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا ."

مهدی بازرگان 16خرداد1360

نامه آقای بازرگان جان تازه ای بر کالبد رو به زوال آقای بنی صدر دمید، با این نیرو باز به جنگ نخست وزیر رفت و به وی چنین نوشت :

" آقای محمد علی رجائی نخست وزیر

مصوبه مجلس شورای اسلامی راجع به تعیین سرپرستی وزارتخانه های بی وزیر حسب وظیفه مقرر در اصل 123 قانون اساسی ارسال می شود. با توجه به این که وظایف و اختیارات سرپرست با وزیر اختلاف ندارد و نمی تواند اصل 140 را ناسخ اصل 123 فرض کرد، بنابراین احراز سمت سرپرستی وزارت نظیر انتصاب وزیر منوط است به تصویب رئیس جمهور و تأیید مجلس شورا و چون مجلس نمی تواند صلاحیت و اختیارات قانونی رئیس جمهوری را محدود نماید، مصوبه فوق به منزله تأیید مجلس تلقی می شود و حق رئیس جمهور در تصویب آن انتصاب محفوظ است.

اینجانب با سرپرستی شما در وزارتخانه های بی وزیر موافقت ندارم و آن را تصویب نمی کنم. بنابراین تعیین چهار معاون وزارت خارجه از طرف شما خلاف قانون و بی اعتبار است. در طلیعه جمهوری اسلامی هیچ یک از نهادهای این جمهوری نباید اصول و احکام قانون اساسی را از طریق بازی با الفاظ مثله و بی اثر کنند ."

مسلم بود این نامه بنی صدر نباید بی جواب بماند. این نامه جرقه ای بود بر شروع حملات ویران کننده به مواضع و پایگاه های بنی صدر، لذا روز بعد دفتر هماهنگی مردم با رئیس جمهور در تربت حیدریه مورد هجوم واقع شد و مهاجمین آنجا را به آتش کشیدند.

جنگ رو در رو تا محو بنی صدر شروع شده بود و طبیعی بود یاران بجا مانده آقای بنی صدر می باید به مدد او بشتابند. یارانی که حذف بنی صدر، مرگ آنان را در پی داشت، لذا منافقین با شتاب در 18 خرداد حمایت یکپارچه و کامل خود را از بنی صدر اعلام نمودند. اکنون آن اطلاعیه :

به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران

" هموطنان عزیز، مردم آزاده و شریف ایران

توطئه تعطیلی روزنامه های غیر حزبی به ویژه روزنامه انقلاب اسلامی ایران، گام بلندی است در مسیر حذف رئیس جمهور دکتر بنی صدر که جز خفقان هر چه بیشتر و خشنودی دشمنان این میهن و سرکوب و کشتار داخلی را در پیش ندارد.

مجاهدین خلق ایران در چنین شرایط حساس یک بار دیگر ضمن محکوم کردن تمام این توطئه ها ضرورت حفاظت و پاسداری عموم اقشار و طبقات خلق از تمامی آزادی ها و حقوق اساسی ناشی از انقلاب کبیر خلق مان و همچنین ضرورت حمایت از رئیس جمهوری را که در معرض چنین توطئه هایی واقع شده، یادآوری می کند ."

مجاهدین خلق ایران 18 خرداد 60

فرصت ضیق بود و بنی صدر در شرف خذف قرار گرفته بود و منافقین دیر شروع کرده بودند. لذا به سرعت اعلامیه پشت اعلامیه از ناحیه منافقین خلق صادر می شد و از هیچگونه افترا و تهمت به نهادهای انقلابی و طرف مقابل فرو گذاری نکردند، در زیر یکی از این انتشارات به نظر خوانندگان می رسد :

" ارتجاع و متحدان اپورتونیست آن این همنوایی عملی و بسیار جدی صهیونیست ها با خودشان را به ویژه در آستانه حذف رئیس جمهور و فرمانده کل قوا چگونه تعبیر می کنند؟ آیا اصولاً چنان که در اعلامیه 17 خرداد 60 مجاهدین هشدار داده شده، سازشکاری ها و بند و بست های امپریالیستی دیگر نیز در کار است؟  

همچنین از دست اندر کاران می پرسیم که پیرامون گزارشات متعددی که در گوشه و کنار جهان راجع به استفاده ایران از سلاح ها و تجهیزات اسرائیلی منتشر شده است چه توضیح دارید؟

مجاهدین خلق ایران 19/3/60

  • برکناری از فرماندهی کل قوا

ولی عقربه زمان به لحظه حذف بنی صدر بسیار نزدیک شده بود و منافقین بی سبب در جستجوی چاره، خود را به این در و آن در می زدند و قبل از این درگیری های خیابانی شکل کامل جنگ داخلی را به خود بگیرد، امام با یک حکم دو جمله ای کار را یکسره کرد :

بسم الله الرحمن الرحیم

" ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران، آقای بنی صدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح بر کنار شدند ."

روح الله الموسوی الخمینی 20/3/60

حکم امام کافی بود که بنی صدر را با اختفای کامل ببرد و از لحظه انتشار حکم عملاً بنی صدر از کلیه اقتدارات خویش منعزل گردید و محل سکونت و محل کار وی به تصرف سپاه و کمیته در آمد و در پی آن منافقین طی اطلاعیه ای خواستار حراست از جان بنی صدر گردیدند. متن اطلاعیه به شرح زیر است :

" مجاهدین خلق ایران با اخطار قاطع انقلابی علیه هرگونه سوء نیت به جان رئیس جمهور از تمامی خلق قهرمان ایران، روشنگری، هوشیاری، آمادگی و حضور دائمی در            صحنه ها و مقاومت پیگیر را طلب نموده و در این شرایط حمایت از شخص رئیس جمهور و حفاظت از جان او را یک وظیفه مبرم انقلابی در سراسر کشور تلقی می کنند ."

مجاهدین خلق ایران 21 خرداد 60

این همه اعلام حمایت منافقین خلق از بنی صدر، ظاهراً نشان دهنده این است که منافقین و بنی صدر متحدین جدا نشدنی هستند، ولی مدرک زیر که از یک خانه تیمی منافقین به دست آمده، نشان دهنده این است که منافقین از بنی صدر تنها به طور مقطعی و به عنوان یک وسیله استفاده می کردند. اینک متن آن مدرک :

" ... بنابراین ترکیب نیروها با این شکل است که دکتر دارای نیروهای طیف وسیع و گسترده، ولی پراکنده است. ولی نیروهای ما متشکل است، بنابراین نیروهای دکتر را باید روی دوش خودمان بکشیم، یعنی سازمان اصل و بنی صدر شرط است.

یعنی بنی صدر چشم اندازی است که مال خود سازمان است و این را هم باید قبول کنیم که نیروهای آنها خیلی بیشتر است، در این صورت اگر ما کار را انجام بدهیم و حرکت کنیم، آنها هم کار می کنند و فعالیت می کنند که البته ویژگی های ترقی خواهی در دکتر وجود دارد ."

در پی بر کنار شدن بنی صدر از فرماندهی کل قوا، درگیری ها و تشنجات پراکنده ای در گوشه و کنار کشور به وجود آمد که چند مورد آن چنین بود :

" عده ای حزب اللهی به دفتر همکاری های مردم با رئیس جمهور شعبه تبریز مراجعه کرده و خواهان بستن آن شدند که با وساطت شهربانی و سپاه مسئله بدون درگیری خاتمه یافت.

صبح پنجشنبه 21/3/60 گروهی در حالی که شعارهایی به طرفداری از بنی صدر می دادند به طرف میدان ولیعصر به راه افتادند و شب قبل هم این عده یک دکه کتاب فروشی را آتش زده بودند. بعد از اجتماع در میدان، شعارهایی تند داده و فحاشی علیه مقامات دولت و مسئولین را شروع کردند .

که با دخالت مردم و عده ای پاسدار درگیری تن به تن شروع شد و ضمن درگیری به وسیله اسلحه یک ناشناس، یک پاسدار به قتل رسید و در چند روز گذشته درگیری های پراکنده بین مردم و گروه ها جریان داشته که منجر به کشته و زخمی شدن عده ای بیگناه شده است.

بعد از برکناری بنی صدر از فرماندهی کل قوا، گروهک ها در حالی که شعار به طرفداری بنی صدر می دادند و وی را فرمانده کل قوا خطاب می کردند، به طرف میدان ولیعصر به راه افتادند و پس از تجمع، مانع عبور و مرور اتومبیل ها می شدند.

در این موقع مردم محل، عابرین و مغازه داران برای متفرق کردن آنان وارد عمل شدند و پاسداران نیز برای حفظ نظم مجبور به مداخله شدند و در جریان زد و خرود، گلوله ای به سمت پاسداران شلیک شد که یکی از آنها از ناحیه کتف زخمی شد و بعداً در بیمارستان شهید گشت.

همچنین در نقاط دیگری از جمله خیابان جمهوری، میدان انقلاب، خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران و خیابان ولیعصر تقاطع جمهوری نیر گروه ها سعی در ایجاد آشوب داشته و در عین حال شایعه راهپیمایی جبهه ملی که گفته می شد در روز 25 خرداد انجام می گیرد، قوت گرفته و سازمان منافقین نیز از این راهپیمایی اعلام پشتیبانی کرده بود ."

 یک بار دیگر بنی صدر در بیانیه 22 خرداد خود مردم را به مبارزه علنی بر علیه جمهوری اسلامی دعوت کرد، متن بیانیه وی که در آخرین شماره غیر قانونی روزنامه انقلاب اسلامی و مجاهد شماره 125، انتشار یافته به شرح زیر است

بسمه تعالی

" مردم مسلمان ایران

شما با رأی قاطع خود مرا به ریاست جمهوری انتخاب کردید، اینک می توانید از خود بپرسید اگر اینجانب با توقعات قدرت گرایان هماهنگی می کردم، آیا در وضعی که مرا در آن قرار داده اند، قرار می گرفتم؟ اگر زبان شما نمی شدم و اعتراض نمی کردم، اگر وضع کشور را روزانه به شما گزارش نمی کردم، اگر هر چه واقع می شد را قانونی می شمردم، اگر ... با من این طور می کردند؟

به دین خود و رأی و اعتماد شما خیانت نکردم و تا جایی که توانستم کوشیدم، بسیاری جریان ها را به موقع مطلع شدم و هشدار دادم، صدایم را در قیل و قال های جو سازان گم کردند و اینک نیز مثل جدم حسین بن علی (ع) آنچنان از خطرها که می بینم برای شما پیش بینی می کنم :

  1. از سه شعار انقلاب اسلامی، استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، هیچ محتوایی بر جا نخواهند گذارد.
  2. استقلال اقتصادی با بودجه ای که تهیه کرده اند و با نفتی که صادر می کنند و با قراردادهایی که امضا می کنند از بین می رود و چون امنیت نیست وضع شما محرومان جامعه بدتر خواهد شد و گرانی و بیکاری روزگار شما را سیاه خواهد کرد.
  3. از آزادی چیز چندانی نمانده است، فقدان ... تا بدانجاست که لیره 300 تومانی دو سال و نیم پیش، 5000 تومان شده است. روزنامه ها تعطیل و زبانها نیز بسته شده اند و در آینده از این هم بدتر خواهد شد. گروهی که همه مقامات را به تصرف خود درآورده اند به لحاظ بدتر شدن وضع و بی اعتبار شدن در افکار عمومی روزبروز بیشتر به وسایل ... پناه خواهند برد و خود قربانی همین جریان خواهد شد.
  4. روزی محکومی در پای چوبه دار گفت : ای آزادی چه جنایت ها که به نام تو انجام می دهند و من امروز خواهم گفت : ای اسلام چه جنایت ها که به نام تو نمی کنند. چنان دین را از اعتبار خواهند انداخت تا به نام این دین تا یک قرن کسی نتواند حرفی بزند و دعوتی به حق بکند.
  5. اینجانب هیچ گناهی جز این که خواستم استقلال و آزادی و اسلام به عنوان تضمین کننده استقلال و آزادی زمینه ساز رشد و تعالی همه جانبه اسلام به اجرا در آید نداشتم و ندارم. از اسلام نان نخورده ام، اما عمر را در خدمت بدان گذرانده ام.

به شما مردم گفتم کودتای خزنده اجرا می کنند و مراحل آن را هم یک به یک شرح دادم و تا اینجا نیز به همان ترتیب انجام داده اند و مرحله آخر آن را که سلب عنوان ریاست جمهوری و گرفتن جان اینجانب است دست اندرکارند تا انجام دهند. اگر چنین کردند علاوه بر آنچه در بالا پیش بینی کردم امور زیر نیز واقع خواهند شد :

الف) برخوردهای پایدار در کشور بر برخوردهای مسلحانه کنونی اضافه خواهند شد و خود بر مشکلات بالا خواهند افزود. مردم ما کور و کر نیستند و وضعیت روزمره خود را می بینند و می بینند که دو سال و نیم حکومت حزب حاکم روزبروز وضعیت کشور را بدتر ساخته است. امنیت از بین رفته است، اقتصاد فلج شده است، جنگ خارجی و داخلی به طور مستمر ادامه دارد و اینک خطر گسترش آن نیز هست.

ب) جنگ تحمیلی در صورت طولانی شدن به فرسودگی کامل نیروهای ایران و عراق می انجامد و در خاورمیانه زمینه اجرای برنامه آمریکا فراهم می گردد و همان طور که در جریان گروگان گیری ملاحظه کردید به شرایط ننگینی تن خواهند داد.

همان طور که بیمی به خود راه ندادند و روزی گفتند : تا گروگان ها در دست ما هستند گلوگاه امپریالیسم آمریکا در دست ما است و وقتی تسلیم شدند، گفتند : گروگان ها جنس بنجل بودند و آمریکا نمی خواست، ناچار شدیم هر طور هست از سر بازشان  کنیم. خواهند آمد و خواهند گفت : چاره ای نداشتیم جز این که به شرایط تسلیم شویم.

مردم بدانید چهار وزیر خارجه آمدند و پیشنهاد کردند که قوای عراق به داخل خاک عراق عقب نشینی کند و مقداری هم از مرز فاصله بگیرند و از دو طرف حریمی غیر نظامی به وجود بیاید و بعد موارد اختلاف از طریق سیاسی حل گردد، ما از آنها خواستیم نقشه بیاورند و روی نقشه پیشنهاد خود را برای ما روشن بگردانند، قرار بود 18 خرداد بیایند که با ملاحظه وضع کشور منصرف شدند.

از ابتدای جنگ بدین سو، امروز وضعیت نظامی ما بهترین وضعیت است، عقیده اینجانب این بود که اگر ما را به حال خود بگذارند با چند پیروزی چشمگیر نه تنها پیروزی نظامی به دست می آوریم، بلکه نقشه های آمریکا را در همه منطقه بر هم می ریزیم و می توانیم عصر سوم را در تاریخ آغاز کنیم.

ضربه از خارج را تحمل کردیم و ارتش مهاجم را متوقف ساختیم و شروع به اضمحلال نمودیم، از پشت سر کردند آنچه کردند و شما از آن اطلاع دارید. وضع جنگ تا این لحظه این طور است. هستیم و می بینیم که وضع چطور تحول خواهد کرد.

اگر این خطرها که برشمردم برای شما مردم ملموس هستند و در دل خود حس می کنید که اگر راست می گویم و با شما صادقانه حرف می زنم، اگر امتحان خود را دادم که مقام و موقعیت مرا نفریفته و برای وفاداری به دین و رأی شما مردم به همه چیز حاضر شده ام، اگر بر شما معلوم است فرق است میان حرف و عمل وقتی انسان سوار اسب سرکش قدرت نشده و وقتی که سوار می شود و اگر می دانست که امتحان واقعی وقتی است که انسان اسباب سوار شدن بر مرکب خودکامه را داشته باشد و سوار نشود ؛

باور کنید که خطرها که برشمردم همه خطرها نیستند و خطرهای جدی هستند. باور کنید برای این که این خطرها پیش نیاید خود را در هر خطر می افکندم، باور کنید که یک لحظه از فکر این خطرها بیرون نرفته ام و به هیچ کس خائن نبوده ام و خواستم محیط امن و آزاد اجتماعی به وجود آید و کشور رشد سریع کند. به گمان اینجانب راه چاره آسان است :

  1. روزی که به دزفول رفتم، شهر در حال سقوط بود، با ارتشیان صحبت کردم و به آنها گفتم شما به خود باور کنید که می توانید ارتش دشمن را متوقف کنید و بشکنید. آنها از اینجانب پذیرفتند، عمل کردند و موفق شدند.

با شما مردم سخنم همواره این بوده است که به توانایی خود باور کنید، تسلیم جو سازان و چماقدارن نشویم، استقامت کنیم، راههای استقامت در شما خود در گذشته یافته اید و اینک نیز می توانید بیابید.

  1. اما با کسانی که شتاب زده می خواهند کار را یکسره کنند بارها گفته ام و حالا می گویم : برنامه کارتان حذف اختیارات ریاست جمهوری است، گفتید : این حرف دروغ سال است و معلوم شد دروغگوی سال که بود.

گفتم : برنامه کارتان حذف ریاست جمهوری است، گفتید : بدگمانی و خیال است، تا اینجا آمده اید. گفتم : بیایید هماهنگی بوجود آوریم با اجرای قانون کشور را از مهلکه بیرون ببریم، قانون را وسیله اجرای نیات خود کردید و اجرای واقعی آن را تا این حد مشکل ساختید و ...

بارها برای پرهیز از خطرها برای آن که مردم کشور نگران تر از آنچه هستند نشوند بیایید :

الف) آزادی های مطرح در قانون اساسی را محترم بشماریم و آزادی بیان و قلم را تأمین کنید و مطمئن باشید مردم ما عاقل و رشید هستند و با مقاله ها و حرف های تحریک آمیز تحریک نمی شوند.

ب) قانون اساسی را مو به مو به اجرا بگذاریم و هر جا نکته خلاف انجام شده است در یک محیط تفاهم معین کنیم و باز گردیم و قانون را اجرا کنیم.

ج) دستگاه قضایی را همان طور که اسلام می گوید مستقل و بی طرف کنیم و اعتماد و امنیت واقعی را پدید آوریم.

د) به جای پرداختن به حذف همه و همه و اعمال زور در برخورد با هر مشکلی برنامه ای برای حل مشکلات کشور به اجرا بگذاریم و از راه بحث آزاد واقعی مانع از آن گردیم که برخورد اندیشه ها به برخورد چماق ها و اسلحه ها بدل گردد.

خواهر، برادر ! با کمال صداقت وضعی را که می بینی برای شما شرح دادم، به شما می گویم اگر امروز که هنوز وقت باقی است نایستادید و استبداد را که هنوز قوام نگرفته، دفع شر نکردید و استبداد با سلطه خارجی پیوند قطعی پیدا کرد، همه آنچه را که گفتم بدتر از آن را بر شما خواهند آورد و ...

امروز از صبح تا شام و از شام تا صبح چماقداران رسمی و غیر رسمی محل زندگی و کار رئیس جمهوری منتخب شما را در محاصره دارند و اینها مستثنی هستند، می تواننند هر تظاهری را بکنند و هر رذالتی را انجام دهند، فردا با شما مردم چه خواهند کرد؟

خدا را به گواهی می گیرم که به وظیفه خود عمل کردم و آنچه را که باید به اطلاع شما می رساندم، رساندم. بر شما مردم است که نگران سرنوشت انقلاب اسلامی و کشور خود باشید و استقامت کنید. "

رئیس جمهور، ابوالحسن بنی صدر

22 خرداد 1360

چندی بعد حجت الاسلام رفسنجانی با امام خمینی دیدار و گفتگو کردند و پس از دیدار با امام نظریات مجلس درباره عملکرد رئیس جمهور را در تاریخ 24/3/60 به این شرح اعلام کردند :

" پس از عزب بنی صدر از فرماندهی کل قوا، در مجلس فشار شدیدی وارد می آید که مسئله عدم کفایت سیاسی ایشان مطرح گردد و نمایندگان خواسته اند در این مورد جلسه غیر علنی داشته باشیم.

فکر می کنم مصلحت این باشد که ایشان (بنی صدر) بپذیرند در محدوده حقوق و تکالیفی که قانون اساسی برای رئیس جمهور و همه ارگان های دیگر تعیین کرده است، عمل بکنند و ترجیح دارد که ایشان در این سمت باقی بمانند .

حتی اگر من بتوانم با تقاضا و توضیح، مجلس را از طرح بحث درباره کفایت سیاسی ایشان منصرف کنم. مصلحت جمهوری اسلامی این است که کسانی که مسئولیت دارند، قانون را مراعات کنند. "

غائلۀ 14اسفند1359 (99)


مطالب پربازدید سایت

جدیدترین مطالب

یک منبع امنیتی در استان الانبار خبر داد

متلاشی شدن یک هسته تروریستی خطرناک در غرب عراق

بیانیه وزارت خارجه به مناسبت بیست‌وهشتمین سالروز

گرامی باد یاد و خاطره شهدای حمله تروریستی به سرکنسولگری ایران در مزار شریف

مرصاد، درسی است که باید بار‌ها خواند

مرصاد؛ عملیاتی که باید ادامه داشته باشد!

از طبس تا امروز؛ ورود آسان نیست، ماندن دشوارتر است

۳ عملیات، ۳ میدان و شکست محاسبات نظامی دشمن در عمق خاک ایران

درباره زندگی و مبارزات حجت‌الاسلام سیدرضا کامیاب به مناسبت سالروز شهادت او

معمار قلعه‌های بیداری

برنامه روزانه تروریست‌ها پس از سرشکستگی در عراق چیست؟

قدم به قدم در تعقیب منافقین پس از عملیات مرصاد

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان