
مرگ اسامه بنلادن، فردی که برای مبارزه با دشمنانش خشونت را انتخاب کرده بود، از بسیاری جهات تحول مثبت به شمار میرود.
اما افسوس که آمریکا برای کشتن بنلادن به جنگ همهجانبه علیه «تروریسم» متوسل شد. جنگی که در راستای آن آمریکا به غلط عراق را به القاعده و بنلادن ربط داد و سپس با ائتلاف متحدینش، بدون موافقت سازمان ملل، به این کشور حمله کرد، که در نتیجه آن ششصد هزار نفر کشته و میلیونها نفر بیخانمان شدند. درد و رنج بیاندازه ملت عراق یکی از شرمآورترین قسمتهای شکار بنلادن است.
افسوس که افراد زیادی را، که بسیاری از آنها بیگناه بودند، ربودند و شکنجه کردند تا از محل اختفای بنلادن مطلع شوند، اما در پایان با روشهای معمول جمعآوری اطلاعات، وی را یافتند. افراد بیگناهی که به علت تحمل شکنجه محرومیت از خواب، دیگر نمیتوانند به درستی بخوابند؛ کسانی که پس از تحمل غرق مصنوعی اکنون از کابوسهای شبانه و فشار روانی ناشی از ضربه روحی که بر آنها وارد شده، رنج میبرند.
افسوس که آمریکا به پیشنهاد طالبان در سال 2001 که حاضر بود بنلادن را به آنها تحویل دهد، پاسخ نداد و اینکه آمریکاییها فرصت را برای تقویت قانون بینالملل و «دادگاه جنایی بینالمللی» غنیمت نشمردند؛ در آن صورت آمریکاییها میتوانستند بنلادن (و هر تروریست تحت تعقیب یا جنایتکار جنگی دیگر) را در «لاهه» محاکمه کنند. یک نظام قانونی توانمند بینالمللی میتوانست خروجی بسیار بهتر از دهه فاجعهآمیز «جنگ علیه تروریسم» داشته باشد.
افسوس که بسیاری از رسانهها و مردم، استفاده از روشهای خشونتآمیز برای مبارزه با یک گروه خشونتگرا را تحسین میکنند و اینکه این رویکرد به احتمال زیاد به یک چرخه مداوم و شاید حتی فزاینده خشونت منجر خواهد شد. موجب تأسف است که امروزه افراد بسیار کمی تشخیص میدهند یا میفهمند که استفاده از خشونت به ندرت به راهحل پایدار میانجامد، بلکه در عوض، در اغلب موارد باعث ایجاد خشونت و رنج بیشتری در درازمدت میشود.
افسوس که آمریکا و دیگر کشورهای غربی «عدالت» را در این میبینند که یک متهم را خارج از روال قضایی بکشند و جسدش را در اقیانوس ناپدید کنند. دولت درخواست خانوادههای قربانیان 11 سپتامبر مبنی بر رسیدگی قضایی کامل به پرونده جانباختگان را رد کرده است، بنابراین آنها هیچوقت نخواهند فهمید واقعاً چه اتفاقی برای عزیزانشان افتاده است. افزون بر آن، نحوه کشتن بنلادن و ناپدید کردن جسد وی عقب نشستن از ارزشها و هنجارها و باورهای آمریکایی است. برخورد گزینشی در حقوقبشر و معیارهای قانونی عدالتْ جهانی را میسازد که در آن قانون و عدالت روزبهروز ضعیفتر میشود.
افسوس که ما در پاسخ به بنلادن روش زندگی خود را به گونهای برگشتناپذیر تغییر دادیم و از ارزشهای خود عدول کردیم.
و افسوس که مرگ بنلادن به پایان «جنگ علیه ترور» نخواهد انجامید.