| جریانات و گروه های کمونیستی مختلفی که در ایران بودند ، از اول ، جنگ را اکثراً ارتجاعی می دانستند ، آن هم در شرایطی که ملت ما می جنگیدند و در جبهه خون می داد و قسمت زیادی از کشور ما به اشغال یک نیروی بیگانه تحت پشتیبانی امپریالیست ها در آمده بود |
آیت الله گیلانی: آقای حسین تاجمیر ریاحی، مقدمه ای که جناب آقای دادستان نیمه کاره ترکش کردند، کیفر خواست عمومی علیه این اتحادیه الحادی بوده و شما در متن آن کیفر خواست عمومی بوده اید. در این کیفر خواست خصوصی که به نام شما قرائت فرمودند، موارد اتهامات را شنیدید که دلیل بر این موارد اتهامی، اقرار شما بوده و اقرار شما این موارد را برای شما تحت عنوان جرم به دادگاه معرفی می کند.
آیا در مرکزیت تشکیلات الحادی مذکور عضویت داشته اید یا نه؟
حسین ریاحی: بله، اجازه می فرمایید؟
آیت الله گیلانی: بله شما در جواب سؤالاتی که می کنم مجازید در دفاع از خودتان حرف بزنید، البته نه این طور که مأیوس باشید، اگر واقعاً باطنتان تغییر کرده باشد، « لا تقنطوا من رحمت الله ان الله یغفر الذنوب جمیعاً » آنچه که می تواند برای شما و دیگرانی که مانند شما گرفتارند، روزنه ای بشود، عندالله صداقت و راستگویی است. پس عضویت داشته اید؟
حسین ریاحی : بله همانطور که فرمودید مقدمه ای که جناب دادستان قرائت فرمودند ، در واقع متوجه تک تک ماهاست ، درست است ؟ اگر اجازه بفرمایید من مختصری در مورد گذشته ، مختصری از خودم که طبیعتاً در برگیرنده همه این موارد است ، البته به عنوان دفاع از خودم...
آیت الله گیلانی : نه آنچه که شما می توانید شرعاً درباره آن صحبت کنید ، جرائمی است که به خود شما اسناد داده می شود . شما وکیل دیگران نیستید . شما می توانید در مورد این جرائمی که خوانده شد توجیهی ، تحلیلی ، تبرئه ای ارائه کنید .
واقعاً تاریخچه ای که خوانده شد درباره تشکیلات این گروه بود که بعداً در تاریخ ثبت خواهد شد و ربطی به مسئله دفاع شما ندارد . شما در مورد اتهامات خود که با اقرارتان به صورت جرم درآمده می توانید از خودتان دفاع کنید . یکی مسئله عضویت...
حسین ریاحی : بله عضو بودم . درست است .
آیت الله گیلانی : مسئول تشکیلات سربداران . این مسئولیت را هم در جهت تشکیلات داشته اید ؟
ریاحی : خیر !
آیت الله گیلانی : نداشته اید ؟
ریاحی : جریان سربداران دو مسئول داشته که یکی از طرف سازمان انتخاب شد و دیگری همان جا توی جنگل انتخاب شده است . آن که در جنگل انتخاب شد ، همان جا کشته شد و کسی که از طرف سازمان انتخاب گردید ، دیگری است . من هیچکدامشان نیستم .
آیت الله گیلانی : شما مسئول تشکیلات نبوده اید .
ریاحی : خیر .
آیت الله گیلانی : جرم سوم شما هدایت کننده و یکی از طراحان اصلی حمله به شهر شهید پرور آمل .
ریاحی : من در جمعی که تصمیم می گرفتند برای رفتن به شهر و یا اساساً تصمیمات را می گرفتند ، یکی از افراد تصمیم گیرنده بودم ، ولی اینکه مسئول این کار بودم ، یعنی در رأس جریان قرار داشتم درست نیست ، ولی یکی از مسئولین بودم .
آیت الله گیلانی : ادعای دادستان بیش از این است . هدایت کننده ، ولی البته گفته یکی از هدایت کنندگان . شما از هدایت کنندگان بوده اید ؟
ریاحی : بله من از جمله آنها بوده ام .
آیت الله گیلانی : بسیار خوب آقای ریاحی . جرم چهارم شما شرکت مستقیم در یورش ناجوانمردانه ششم بهمن 1360 است که منجر به شهادت دهها تن و مجروح شدن قریب چهل تن از بهترین و مظلوم ترین افراد امت حزب الله گردید . آیا در یورش شرکت داشتید ؟
ریاحی : اگر بحث در مورد رفتن به شهر باشد ، بله بودم و رفتم . همان روز با همه جمع در شهر بودیم ، ولی اگر منظور شرکت در درگیری ها باشد ، نه . در درگیری ها نبودم چون ما توی محله بودیم و بیشتر با مردم صحبت می کردیم .
آیت الله گیلانی : شما مسلح بودید ؟
ریاحی : مسلح بودم . بله .
آیت الله گیلانی : و در این مسلح بودن فردی را نکشتید یا زخمی نکردید ؟
ریاحی : اصلاً درگیر نشدم .
آیت الله گیلانی : یعنی شما در همان سمت هادی و رهبر بوده اید ؟
ریاحی : ما چهار پنج نفر بودیم که... اجازه می فرمایید یک توضیح کوچک بدهم که روشن بشود ؟
آیت الله گیلانی : بله بفرمایید .
ریاحی : همانطور که جناب آقای دادستان هم توی مطالبشان فرمودند ، بحث ما این بود که یک جرقه ای احتیاج است تا قیام بشود و مردم خودشان بلند می شوند . این بود که ما اصلاً قصد درگیری نداشتیم .
ما می گفتیم بمانیم با مردم صحبت بکنیم ، مردم بلند بشوند . عده ای از افراد ما مواضع و محله ای را گرفته بودند ، ولی بیشتر بچه ها توی محلات می گشتند و با مردم صحبت می کردند و من از جمله افرادی بودم که توی محله با مردم صحبت می کردم و در درگیری هم نبودم . ما با مردم بحث و صحبت می کردیم . ما این طور فکر می کردیم که مسیر انقلاب اشتباه طی می شود و همین را هم به مردم می گفتیم .
آیت الله گیلانی : بسیار خوب اتهام پنجم شما جمع آوری و اعزام نیرو جهت مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است . این را هم همین حالا اقرار کردید . می فرمودید با مردم صحبت می کردم... جذب نیرو و جمع آوری آن همین است . قبل از آن روز هم این کارها را داشته اید؟
ریاحی : اگر منظور از نیرو افرادی است که آن بالا (جنگل) آمده بودند ، این نیروها از شهرستان های مختلف جمع آوری می شد ، داوطلبانه هم بود یعنی توی دستور کار بود هر کس که داوطلب است بیاید . آنها هم داوطلبانه می آمدند تهران و از تهران می رفتند شمال . کاری که به عهده من بود این بود که دو ، سه قرار به تهران رفتم و بچه هایی را که از شیراز و جنوب آمده بودند ، تحویل مسئول شمال دادم . به این عنوان درست است .
آیت الله گیلانی : بسیار خوب . اتهام ششم تحویل اسلحه و مهمات به مسئول نظامی جنگل با نام کاک اسماعیل است .
ریاحی : عرض کنم کاک اسماعیل (که همانجا در شهر کشته شد) مسئول نظامی سازمان و مسئول کل سربداران بود . ایشان برای انتقال اسلحه از من کمک گرفت . یک مورد برای بار کردن از توی خانه و سوار کردن در یک ماشین و مورد دیگر هم از یک ماشین به ماشین دیگر . من با 5 یا 6 نفر دیگر در مورد انتقال اسلحه (که شاید جمعاً نیم ساعت طول کشید) شرکت داشتم . به این معنی درست است .
آیت الله گیلانی : اتهام یا جرم هفتم شما مسئولیت یکی از کمپ های داخل جنگل و مسئول سیاسی یک گروه از به اصطلاح سربداران است . بوده اید ؟
ریاحی : درست است ، بله .
آیت الله گیلانی : می شود دادگاه از جنابعالی بخواهد که برای نشان دادن صداقت در مقابل این خلع راجع به جنایات مارکسیست ها ، جنایاتی که در جنگل و بیرون از جنگل در شهرها ، کردستان و جاهای دیگر کردند توضیح بدهید ؟ شما حالا باز در موضع مارکسیستی هستید یا نه ؟
ریاحی : نه خیر ... یعنی توضیح بدهم که سازمان چه کرده ؟
آیت الله گیلانی : این سازمان سربداران تقلید از سربداران خراسان بود . اما آنها کجا و شما کجا ؟ حالا شما در مقابل این آیا فرزند از دست داده و این مادران پسر از دست داده که با نهایت همت و رشادت ، خم به ابروی همتشان نمی آید قرار دارید .
در روزنامه ها خوانده اید و یا در رسانه ها شنیده اید که فردی چهار پسر شهید داده ، حالا هم اظهار خجالت می کند که کاش باز پسر داشتم . من خجالت زده ام که دیگر اولاد ندارم به جبهه بفرستم . ظاهراً این در تاریخ بی نظیر است . خواستم جنایات اینها را با ملت خودتان مطرح کنید و یقیناً در کیفر شما یعنی در تخفیف کیفر شما بی دخالت نیست .
ریاحی : بله من اگر نکته ای بگویم بیش از هر چیز برای بیان حقیقت می تواند باشد نه این که بخواهم کیفرم را (که بسته به نظر دادگاه است) تخفیف بدهم . البته بیان این که چه اتفاقی افتاد و مثلاً درگیری شد و کی کشته شد و کی کشته نشد ، اینها می تواند به روشن شدن مسئله کمک کند ، ولی واقعیت مهم تر از همه اینها ، اتخاذ سیاست های درست یا غلط است .
ما اگر سیاست درستی را اتخاذ کنیم در مواردی می توانیم راه صحیحی برویم و اتخاذ سیاست غلط است که ما را به گمراهی و بیراهه می اندازد . من از سال 40 وارد جنبش شدم . من متولد 1319 هستم و 42 سالم است . تقریباً 21 سال است که توی جنبش هستم . از 15 خرداد بودم . بعد ، از ایران رفتم در عراق ، فلسطین ، لبنان ، و ... بودم .
ما از 30 خرداد 1360 به انحراف افتادیم . جناب آقای حاکم شرع ، یعنی تا سی خرداد و در جریان جنگ واقعاً شرافتمندانه از کشور دفاع می کردیم . 12 _ 10 نفر از دوستان ما در جبهه های جنگ شهید شدند و راه درست می رفتیم .
در سی خرداد ، جریاناتی که در آن موقع در جامعه اتفاق افتادند که کوچک هم نبودند . امروز دیگر قضاوت کردن در مورد آن ، کار ساده ای است ، ولی آن زمان این طور نبود . تمام جامعه آشوب شده بود ، همه چیز به هم ریخته بود و درست نمی شد تشخیص داد که چه خبر است . ما از آن زمان به اشتباه افتادیم .
من امروز معترف هستم که از جریان سی خرداد ، ما صرف نظر از ایدئولوژی کمونیست ها کاملاً در سیاست به اشتباه افتادیم . سیاست پشتیبانی از دولت که از اول انقلاب داشتیم به راهی دیگر و در واقع به کجراهه رفت . چیزهای دیگری مولود آن سیاست غلط است .
این که ما در جنگل درگیر شدیم و تعدادی کشته شدند . (و من الآن به همه شان احترام می گذارم و واقعاً برای من قابل احترام هستند همه کسانی که آنجا شهید شدند) ، اینها دیگر تبعات آن سیاست ناصحیحی است که ما در مرحله ای اتخاذ کردیم .
با یک تحلیل نادرست از اوضاع که ناشی از یک سری ذهنی گری های خودمان و یک مقدار هم واقعیاتی بود که در جامعه اتفاق افتادند و واقعیات کوچکی هم نبودند که به راحتی بشود دید پشتشان چه می گذرد ، آن واقعیات و ذهنی گری های ما راجع به حاکمیت تغییر کرد .
فکر کردیم حاکمیت دارد اشتباه می رود . ما فکر می کردیم توی جبهه های جنگ دارد سازش می شود . تکه هایی از میهن دارد فروخته می شود و امریکا دارد می آید . همانطور که آقای دادستان فرمودند ما فکر می کردیم انقلاب منحرف می شود ، در صورتی که متأسفانه خودمان بودیم که داشتیم منحرف می شدیم و از اینجا بود که ما به اشتباه افتادیم .
البته همانطور که آقای دادستان فرمودند نظر ما یک قیام فوری بود . بحث ما این بود که از یک جایی شروع کنیم و به مردم بگوییم که مردم راه این است و مردم بلند می شوند . بحث ما یک قیام فوری بود و درگیری های داخل جنگل در واقع ناخواسته و بی برنامه بود . در جنگل اتفاقاتی افتاد ، درگیری هایی صورت گرفت و همانطور که آقای دادستان هم فرمودند از برادران پاسدار و سپاه شهید شدند که من متأسف هستم .
آیت الله گیلانی : بله آقای ریاحی این بیان شما بیانی است که در قرآن هم شما را تصدیق می کند : « كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ .... » (حشر/16) شما فرزندانی که اینجا نشسته اید من هم می دانم از اسلام چیزی ، تحلیل یا برهانی ندیدید .
به شما نگفتند و شیطان هایی که منشأ گمراهی شما شدند ، شما را در مقابل ملت به این روز انداختند . خودشان هم در پاریس و جاهای دیگر خواب ریاست جمهوری می بینند ، ولی منظور این بود که جنایاتی که در داخل و خارج مملکت با دست الحاد مارکسیستی تحقق پذیرفته و شما شاهد و ناظر بوده اید ، توسط شما برای آگاهی مردم بیان شود .
ای بسا بیان شما منشأ هدایت خواهد شد . شما که در متن قضیه بودید و ضلال و گمراهی اینها را لمس کرده اید ، می توانید واضح تر بیان کنید و به ملت هشدار بدهید که نسل بعدی مانند شما و فرزندان فریب خورده ، فریب نخورند .
ریاحی : در مورد کارهایی که کسانی در خارج در سطح جهانی می کنند و کمونیست نامیده می شوند ، فکر می کنم مسائل تا حدود زیادی روشن است . امروز هم دیگر در واقع آنها راههایی را در پیش گرفته اند که با شیطان بزرگ تقریباً تفاوتی ندارند ، چه آمریکا باشد و چه روسیه ...
به طور کلی جنایاتی که روس ها امروز توی افغانستان می کنند ، جنایات کوچکی نیست . هر روز در روزنامه ها می خوانیم که مناطق وسیعی بمباران می شوند . داد و ستدها و نزدیکی هایی هم که چین با غرب می کند ، همینطور است . البته اینها مسائلی نیستند که من بخواهم بگویم .
واقعیاتی هستند که بیش از آن حد که می شود تصور کرد هر روز بیان می شوند و متأسفانه جنایات خیلی وسیع از اینها هم وجود دارند . اینها ظاهرش هستند که ما می بینیم . همدستی دو ابرقدرت در جنایاتی که در لبنان چند وقت پیش اتفاق افتاد و موجب به شهادت رسیدن 70 هزار نفر از مردم بی گناه فلسطینی و لبنانی شد . معلوم شد که این جریان بدون تردید محصول توافق دو ابرقدرت بود ، به خاطر این که یکی سکوت کرد و خودش را کنار کشید و آن دیگری هم قتل عام کرد . از این جریانات در سطح جهانی زیاد است .
در کشور خودمان هم از انقلاب به بعد ، اکثر گروه های کمونیستی و چپی و یا به عبارت بهتر همه گروه های چپ به طور مطلق خط را اشتباه رفتند . زیرا اگر جریاناتی مثل حزب توده یا اکثریت احیاناً ادعای پشتیبانی از دولت را دارند ، واضح است که پشت آنها هدف های دیگری نهفته است و واقعاً منظورشان پشتیبانی نیست .
البته من معتقدم و این را از موضع کمونیستی نمی گویم که گروه ما بر اساس تحلیل سیاسی که داشتیم در مواردی هم صحیح عمل کرد . در مورد سفارت ، ما از دانشجویان خط امام پشتیبانی کردیم . در جنگ شرکت کردیم و... ولی اکثر کمونیست ها از روز اولی که انقلاب پیروز شد گفتند که این همان ارتجاع است و فقط بعضی چیزها عوض شده و ...
و جریانات و گروه های کمونیستی مختلفی که در ایران بودند ، از اول ، جنگ را اکثراً ارتجاعی می دانستند ، آن هم در شرایطی که ملت ما می جنگیدند و در جبهه خون می داد و قسمت زیادی از کشور ما به اشغال یک نیروی بیگانه تحت پشتیبانی امپریالیست ها در آمده بود . خیلی ها بودند که از سربازها دعوت می کردند اسلحه هایتان را برگردانید به سمت خودتان و اینها کمونیست نامیده می شدند .
به هر صورت به نظر من اینها همه اشتباه بود و کلاً کارنامه روشنی ندارد و چیزی نیست که من اینجا بخواهم حتی کوچک ترین دفاعی از آن بکنم .