وقتی بنیصدر با تأمین سلاح منافقین موافقت کرد مرکز اسناد انقلاب اسلامی سندی از همکاری بنیصدر و رجوی در سال ۱۳۵۹ را منتشر کرده است. در یکی از این اسناد به تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۵۹ بنیصدر با درخواست رجوی برای تأمین حفاظت و سلاح منافقین موافقت میکند. در نامه رجوی به بنیصدر آمده است: «جناب آقای دکتر بنیصدر ریاستجمهوری و فرمانده کل قوا، محترما به خاطر کثرت مشکلات و خطرات ایمنی که متوجه جان و سلامتی اینجانبان مسعود رجوی، مهدی ابریشمچی، موسی خیابانی و عباسعلی داوری و علی زرکش است؛ مستدعی است مجاز فرمایید اینجانبان هریک با یک برادر و یا (نفر)
دم خروس اینترنشنال و قمار با تابوت خالی شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال در حالی مدعی همراهی با مردم ایران و پخش آزاد اطلاعات است که اواخر ماه گذشته برای دومین بار در اقدامی کاملا متناقض با آرای مردم ایران، اقدام به پخش میتینگ سالانه منافقین کرد؛ اقدامی که با ادعاها و تبلیغات گسترده اداره کنندگان این شبکه در مورد استقلال کامل این شبکه و اداره آن تحت نظر مالکیت خصوصی و احترام به مردم ایران، کاملا منافات دارد. برای بررسی بیشتر پیوندهای عمیق میان گروهک تروریست منافقین و عقبه مالی و ایدئولوژیک این شبکه، بهتر است تاریخ نه
شیخ فضلالله نوری به روایت منافقین نهم مرداد یکی از مقاطع مهم و عبرتآموز تاریخ معاصر ایران است. روزی که پاسدار پاکدست و پاکباخته و بصیر شریعت، شیخ فضلالله نوری به فرمان استعمار پیر و صحنهگردانی ایادی فراماسونش به پای دار رفت. رفت تا ایران و ایرانی شاهد آغاز دوره استیلای غربزدگی در تاریخ خود باشد. شیخ فضلالله نوری همچنان که پس از دخیل بستن عدهای در سفارت انگلیس و انحراف مشروطه، مورد کینه غربگرایان و دستان پشت پرده استعمارگران و مزدورانش قرار گرفت، تا سالهای سال پس از شهادتش نیز با غبار هیاهوی تاریخنگاران غربگرا و دینستیز،
پیشگیری از تروریسم در حقوق کیفری ایران جمهوری اسلامی ایران به دلیل موقعیت استراتژیک و ژئوپلیتیک، از قربانیان تروریسم در جهان محسوب میشود. نظام حقوقی کشور در مسیر مبارزه با تروریسم رویکرد مدوّن و عامی را اتخاذ کرده است که رهیافت کیفری و مجازاتمحوری، وجهه غالب آن به شمار میآید. در این بین اتخاذ تدابیر پیشگیرانه به موازات رویکرد کیفری جایگاه ممتازی در راهبردهای مواجهه با تروریسم یافته و به عنوان دستاوردی بدیل در تقویت سازوکارهای بازدارنده از تکوین گروههای تروریستی قابل ارزیابی است. یکی از اقداماتی که در سالهای اخیر به صورت جامع
مروری بر استراتژیهای منافقین بعد از عملیات مرصاد «این شرایط عینا شرایط هفتتیر و یادآور آن روزهاست و این بار چندم است که منافقین از همان سوراخ گزیده میشوند و به یک اشتباه استراتژیک دیگر تن میدهد... مسعود در تشریح عملیات روی پارامتر مردم جایی باز نکرده و میخواهد با یکضرب رژیم را واژگون کرده و مردم را بهصورت تماشاچی پشت رینگ نگه دارد.» اینها بخشی از نامه علی زرکش از اعضا شاخص گروهک تروریستی منافقین است که بعد از کشته شدن در جریان عملیات مرصاد از او کشف شد. زرکش که بعد از کشته شدن موسی خیابانی به شخص شماره دو این گروه تبدیلشده بود، مدتی
7 مرداد سالگرد فرار بنیصدر و سرکرده منافقین بنیصدر که روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه با امام خمینی و با هواپیمای حامل وی به تهران آمد در ابتدا چهره ناشناختهای بود. وی فارغالتحصیل رشته علوم اقتصادی از دانشگاه پاریس بود و ۲۰ سال از عمر خود را تا زمان پیروزی انقلاب در فرانسه گذرانده بود. بنیصدر ابتدا در شورای انقلاب عضویت یافت و سپس با سخنرانیهای مختلف در جامعه و مناظرهای که با بابک زهرایی در دانشگاه تهران انجام داد، توانست خود را در میان مردم به عنوان «روشنفکر تحصیلکرده طرفدار انقلاب» معرفی کند. این موضوع زمانی که وی خود را کاندیدای
تنگه چارزبر چگونه مرصاد شد؟ وقتی جمهوری اسلامی ایران قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد را در روز ۲۷ تیر سال ۱۳۶۷ پذیرفت، سازمان منافقین احساس کرد که با پایانیافتن جنگ، عمر تشکیلات نظامی منافقین نیز که در عراق سازماندهی شده بود، به پایان خواهد رسید. رجوی میدانست صدام، سازمان را به عنوان پیشمرگههای حزب بعث تلقی میکند و چنین سازمانی در زمان صلح جایی برای بقا ندارد. البته در سالیان جنگ، عملا سازمان منافقین به عنوان یک ارتش مجهزشده از سوی صدام حسین، کمک شایانی در ابعاد جاسوسی و عملیاتی به رژیم بعثی عراق میکرد
بنبست نگاه مهندسی به جامعه در مرصاد «عملیات فروغ، امیدهای سیاسی ما را از میان برد. بدتر اینکه این عملیات برای من و بعد متوجه شدم برای بسیاری دیگر نیز پایان ایدئولوژی، پایان باور اخلاقی و پایان انتظار بود. مبانی ارزشی ما ازآنپس هیچ معنایی نداشت و ما را تقویت نمیکرد.» مسعود بنیصدر، عضو جداشده گروهک منافقین بعد از گذشت 32 سال از تهاجم منافقین به ایران تحت عنوان عملیات فروغ جاویدان، یکی از سؤالاتی که همچنان مطرح است، چرایی و چگونگی تصمیمگیری این گروه برای انجام چنین عملیاتی است. برخی افراد با نقد شیوه فراخوان نیروهای منافقین از
رجوی نیست اما خط توهم و نفاق باقی است متوهم، کم نداشتهایم در تاریخ. اما به گمانم در اندازه مسعود رجوی، سردسته فرقه نفاق نداشتیم. او با لشکر چند هزار نفرهاش میخواست کاری بکند که صدام با ارتش میلیونی و حامیان هشتاد و چند ملیتیاش تصورش را هم نداشتند. این فرازی از سخنان اوست قبل از آنکه مریم قجر عضدانلو همه کینه و بغض خود را در گوشی بیسیم رها کند به فرمان: به پیش، آتش؛ «بر اساس تقسیمات انجام شده، ۴۸ ساعته به تهران خواهیم رسید... کاری که ما میخواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت میتواند کشوری را
ســــازمـــان خـــلـــق نـــا انـــسان سازمان مجاهدین خلق یا به عبارت دقیقتر منافقین پس از حدود نیمقرن فعالیت، كارنامه منحصر بهفردی از خود برجای گذشتهاند. امروزه در بسیاری از گزارشهای بینالمللی از این سازمان به عنوان یك فرقه نام برده میشود كه دارای عقایدی مبهم، مخدوش و رادیكال است. سازمانی كه تقریبا تمام نیروهای مستقر در آلبانی آن بالای 45 سال داشته و با جدا شدن از جامعه مادر خود نتوانسته در نقاط دیگر دنیا تداوم یابد. نكات جالب توجه بسیاری پیرامون این فرقه وجود دارد كه میتواند مایه عبرت تاریخ گردد اما به نظر میرسد مهمترین
منافقین؛ از قطعنامه 598 تا فروغ جاویدان منافقین در تحلیل های خود به منظور جلب حمایت رژیم بعث عراق و تخریب روحیه رزمندگان ایرانی در جبهه ها، همیشه ایران را کشوری جنگ طلب معرفی کرده که تداوم حیات خود را تنها در ادامه حالت جنگی می بیند. از این رو هیچ تحلیل و گفتگویی در ارتباط با پذیرش قطعنامه توسط ایران و ایجاد حالت غیر جنگی و صلح بین ایران و عراق، برای سران منافقین متصور نبود. بنابراین قبول آتش بس از سوی ایران، علاوه بر اینکه تحلیل های رهبر منافقین را برای اعضا دچار تزلزل می نمود، باعث شد تا مسعود رجوی برای گریز از این وضعیت، تحلیل ها
منافقین خلق و دگردیسی یک گروهک تروریست با وجود اینکه منافقین در طول حیات خونین خویش با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی بسیاری از دشمنان این مرز و بوم سعی داشته خود را بهعنوان سازمانی آزادیخواه و دارای بینش مترقی به دین و جامعه معرفی کند اما آنگونه که بسیاری از صاحبان نظر و اندیشه باور دارند منافقین در طول تاریخ ننگین خویش به یک فرقه خطرناک تروریستی تغییر ماهیت دادهاند. در ادامه با نگاهی تاریخی، دگردیسی تروریسم در این فرقه خائن را واکاوی میکنیم تا کمی از جنایتهای آنها روشن شود:
عراقیها در مرصاد عمليات مرصاد را میتوان متفاوت ترین عملیات در طول جنگ تحمیلی دانست. افزون بر اینکه این عملیات پس از صدور قطعنامه آتش بس شورای امنیت سازمان ملل صادر شد، پرچمداری یک گروه خائن ایرانی در حمله به کشور و قتل عام صدها نفر از شهروندان ایرانی، از نقاط متمایز کننده مرصاد است. تاکنون کتاب های متعددی درباره مرصاد نوشته شده و ابعاد مختلفی از آن مورد بازگویی قرار گرفته است. اما اخیرا انتشار کتابی به زبان عربی در بغداد درباره عملیات مرصاد بسیار قابل توجه بوده است. «العراقیون فی المرصاد» کتابی است
نقش ویژه رزمندگان سپاه بدر در عملیات مرصاد جمال الخفاجی معروف به حاج ابوذر در سال 1341 در بغداد متولد شد و در دی1361 از دانشکده علوم نظامی بغداد فارغ التحصیل شد. او در مرداد سال 1362 و در بحبوحه جنگ به ایران پناهنده شد. در شهریور1366 به عنوان یک بسیجی در چهارچوب تشکیلات سپاه بدر قرار گرفت و در عملیات حاج عمران و شاخ شمیران مشارکت کرد و در 6مرداد67 در عملیات مرصاد بر اثر پرتاب یک نارنجک توسط عناصر گروهک تروریستی منافقین، از ناحیه دست چپ مجروح شد. الخفاجی با ده ماه سابقه حضور در جبهه، از جانبازان جنگ تحمیلی به شمار میرود.
مرصاد، کمینگاهی برای منافقین چندی پیش ویدئویی میدیدم از جناب «محمود سریعالقلم» از اندیشهورزان حوزه توسعه که نامبرده در آن، مبنای قدرت در دنیای امروز را نه «ایدئولوژی» بلکه «تولید ناخالص داخلی» عنوان میکرد؛ البته پر واضح است که نقش اقتصاد و میزان نفوذ اقتصادی، در صعود و نزول قدرت واحدهایسیاسی، بیبدیل و انکارناپذیر است اما اینکه اقتصاد را هدفی در خود ببینیم و چشم روی نیروی پیشران ایدئولوژیها و حرص کشورها برای ترویج هنجارهای مدعی خود ببندیم، چندان صحیح و صواب به نظر نمیرسد. به بیانی، مبنای هژمونی در دنیای امروز، نفوذ