حنایی که دیگر رنگ ندارد

Rajavi 19

وقتی از نظر منافقین ایجاد 17 کلانتری در کرج – که قاعدتا برای ایجاد نظم و امنیت می باشد – عاملی برای افزایش سرکوب و اختناق فرض می شود ، باید سوال کرد اراذل و اوباش ، معتادان ، قاچاقچیان ، مزاحمین به نوامیس مردم ، سارقان ، قاتلین و ... که از تیپ های مورد علاقه منافقین هستند به چه طریق باید سر جایشان نشانده شوند که نظم و امنیت اجتماعی برقرار شود و شهروندان درشهرهای مختلف کشور نیز از امنیت به وجود آمده راضی باشند ؟

شاید سران فرقه رجوی گمان کرده اند اینجا هم اشرف است و مریم رجوی خیال می کند نیروهای وارفته و مبتلا به انواع بیماری های روحی و روانی و افسردگی های حاد را تنها می تواند با پیام مقاومت و ایستادگی و درخواست برای ماندن یا نصیحت کردن و وعده و وعید دادن ، مجاب به ماندن در اشرف کند و می تواند آنها را طبق خواست مسعود رجوی اصلاح نمود .

وقتی اعتراض ساده و بجای یکی از اعضاء فرقه – قربان زاده – نسبت به وضعیت نابهنجار اشرف با یک ماه شکنجه شبانه – 12 تا 4 صبح – رو به رو می شود و دندانهای او نیز توسط یکی از عوامل فرقه – دکتر یحیی – کشیده می شود، آیا معنای نظم و آرامش مورد نظر رجوی ، جز خفقان گرفتن و اعتراض نکردن نسبت به ابتدایی ترین حق اسیران اشرف یعنی آزادی بیان عقیده و آزادی حق انتخاب برای ماندن یا رفتن از اشرف است؟

اگر در ایران مثال همان اراذل و اوباش که گفته شد ، آرامش عموم را بر هم بریزند ، به عقیده سران و نویسندگان باند جنایتکار رجوی ، نباید با آنها برخورد شود اما اگر در اردوگاه اشرف به هر دلیل ؛ یا به عنوان کسی که دیگر نمی خواهد با آرمان های واهی رجوی باقی بماند و دلتنگ ایران و خانواده است ، یا به قول سران این باند به عنوان یک بریده که طاقت مبارزه کردن را ندارد ، بخواهد از این فرقه جدا شود باید چه بکند که مورد آزار و اذیت و تهمت و شکنجه و فحش های ناموسی قرار نگیرد . این پیش فرض نزدیک به یقین راهم از دست ندهیم که تمام جداشدگان درخواست جدایی شان را تنها با زبان بیان می کنند و برای جدایی از اشرف به آزار و اذیت دیگران یا تخریب اشرف و بر هم زدن نظمی که رجوی برای خودساخته اقدام نمی کنند که مستوجب اعمال شاقه رجوی شوند .

محسن عباسلو یکی از جداشدگانی است که اعلام کرد تنها برای درخواست ساده جدایی تا سرحد مرگ مورد شکنجه قرار گرفته و آمریکایی ها هم با وجود اینکه از شکنجه شدن نیروهای اشرف توسط سران این اردوگاه خبر داشتند اما دخالتی در این مورد انجام نمی دادند . آیا تهدید به تجاوز در منظر عموم برای فردی که دیگر نمی خواهد در اشرف بماند یعنی برقراری نظم و آرامش از طریق اعمال قانون؟! واقعا باقی ماندن نیروهایی که دل و فکرشان با اشرف نیست چقدر برای مریم رجوی مهم است که حاضر می شود نظم مورد نظرش را به هر وسیله ای حتی با توحش قانون حیوانی و زیر پا گذاشتن ارزش های اولیه انسانی پیاده کند ، جایی که خطاب به زنان رده بالای سازمانش می گوید : " آنها همه مرد هستند و مجرد و اغلب جوان ، شما می توانید از ویژگی های زنانه خودتان به هر شکلی استفاده کنید منتهی تا مرز این که عملی انجام نشود و حامله بشوید که نتوانیم آن را جمع کنیم " آیا نظم مورد نظر مسعود و مریم رجوی با شکنجه کردن و ایجاد بی بند و باری جنسی برای نیروهای ناراضی حاصل می شود ؟

وقتی در فرقه رجوی نحوه برخورد با اعتراض های بجا و قانونی – بر مبنای ارزش های انسانی – هنوز غیر قابل تعریف است و اعتراض و تقاضا برای خروج با سخیفانه ترین روش ها پاسخ داده می شود ، چگونه می توان شعارهای زیبای مسعود و مریم رجوی برای حمایت از آزادی و انسانیت را باور کرد ؟

در نظام جمهوری اسلامی ایران تمامی اراذل و اوباش و همه قانون شکنان برطبق قانون مجازات اسلامی – یعنی همان چیزی که رجوی از آن دم می زند اما خیلی زود هم آن را فراموش می کند – اجرا می شود و همه گناهکاران از حق دفاع و داشتن وکیل برخوردارند اما در فرقه رجوی جرم و مجازات آنقدر نامتناسب است که تقاضا برای خروج جرم محسوب می شود و 15 ماه حبس انفرادی درزندان سازمان ، چندین ماه زندانی و شکنجه شدن درابوغریب و سپس بازگشت به زندان های فرقه و شکنجه شدن مجدد را در پی دارد و در برخی موارد اعتراض به شیوه های رجوی منجر به مرگ نیروها شده است .

سران سازمان مجاهدین خلق باید بدانند که منافق زیبنده ترین صفتی است که به آنها اطلاق شده است زیرا منافقانه تلاش می کنند تا چهره کریه و خونخوار خود را چهره ای زیبا و دوست دار حقوق انسانها نشان دهند اما چه سود که این حنا دیگر برای هیچ بنی بشری رنگ ندارد .


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9293350&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید