گروه فرقان (24)

اكبر گودرزي رهبر فرقان ، درباره حوادث كردستان معتقد بود كه حق تعيين سرنوشت و خود مختاري از نيازهاي مبرم مردم كردستان است و اين نياز موجب سوء استفاده گروه هاي سياسي چون كومله و دمكرات شده است ، وي مي گويد : " رژيم فعلي براي سركوب اين خواست مردم ، اولاً طوري وانمود كرد كه موضوع مردم مسلمان مطرح نيست ، بلكه گروه هاي مزبور تنها مسئله روز مي باشند ." (9)

موضع كردستان :

پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران ،‌ توطئه ها و ترفندهاي دشمنان براي ضربه زدن بر پيكر نظام انقلابي آغاز شد . موضوع كردستان يكي از اولين توطئه ها بود كه تنها سه روز پس از پيروزي انقلاب در مهاباد شكل گرفت . حمله حزب دمكرات كردستان ايران به پادگان مهاباد ، محل استقرار تيپ 3 لشكر اروميه ، آغازگر غائله كردستان بود .

هر جريان نسبتاً منصفي مي دانست كه اين واقعه نه تنها در خدمت اهداف انقلاب ، بلكه مغاير با آرامش انقلابي و ضروري آن زمان بود . توسعه بخشيدن به اين اقدام مسلحانه و همه گير كردن موضوع خود مختاري در مناطق كردنشين آذربايجان غربي و كردستان و سپس حمايت دولت هاي خارجي و چهره هاي ضد انقلابي بر هر چه توطئه بودن اين جنبش ضد انقلابي افزود . (1)

 

آنگاه نيروهاي وفادار به انقلاب براي آرام سازي منطقه كردنشين وارد عمل شدند و با ايثار و فداكاري هاي مثال زدني ، سرانجام پس از سال ها ، آرامش را به منطقه باز گرداندند . به يقين در واقعه كردستان امام و نيروهاي پيرو خط ايشان ، خواهان آرامش و همدلي مردم كرد با ديگر مناطق قومي و دولت مركزي بودند و در قبال آن بيش از ساير گروه ها احساس مسئوليت مي كردند .

اما فرقان و گروه هاي ضد انقلاب كه به تحليل هاي كاملاً وارونه و سخيف دست مي زدند ، جمهوري اسلامي را عامل اصلي بحران كردستان مي دانستند . فرقان درباره ماهيت بحران كردستان مي نويسد :

" لشكر كشي به كردستان و توطئه سركوبي ناجوانمردانه خلق مسلمان مستضعف كرد با توجه به زمينه سازي هاي قبلي و نقش امپرياليست ها در جهت بخشيدن به تحولات سياسي ايران ، ضمن تأييد ماهيت ارتجاعي و ژاندارم گونه ملايان ، از نظر عوامل گوناگون داخلي و خارجي قابل بررسي است . به عبارت ديگر ضرورت اجراي اين نقشه خائنانه از سوي رژيم فاسد حاكم را از يك طرف تضادهاي داخلي و از طرف ديگر سياست هاي خارجي توجيه مي كنند ." (2)

 

فرقان سپس با مقايسه كاملاً ناشيانه و مغرضانه بين بحران فعلي و درگيري هاي گذشته مي نويسد :

" خلق مسلمان كرد هنوز هم خاطره تلخ سازش با رژيم ضد ملي قبلي و نتايج شوم آن را كه به قيمت ريختن خون صدها و هزاران رزمنده كرد و بي خانمان و آوارگي آنها و غارت سرمايه هاي مادي و معنوي شان تمام شد . از ياد نبرده بود كه توطئه ها و نيرنگ هاي سياسي و كشتارهاي وحشيانه تازه اي آن هم به نام اسلام و به حساب ملت كرد درگير شد ." (3)

 

افكار عمومي جامعه ايران حتي آن زمان كه تحت شانتاژ تبليغاتي گروه هاي سياسي مخالف بود ،‌ مي دانست كه گروه هاي كرد كومله و دموكرات آغازگر درگيري ها بودند (4) و وحشيانه ترين حمله هاي شبه نظامي را متوجه شهرهاي مقاوم و مدافع انقلاب كردند .

 

آنها به بدترين وجهي نيروهاي انقلابي را ترور و شكنجه مي كردند تا رعب و وحشت سراسر كردستان را فرا گيرد . نيرهاي انقلاب در دفاع از خود مظلومانه و صبورانه متحمل تلفات رعب آور مي شدند . با اوج گيري جنايات دموكرات ها و محاصره كامل شهر پاوه ، امام در 26 مرداد 1358 دستور پاك سازي اشرار را صادر كردند. (5)

 

فرقان در تحليل هاي كاملاً‌ كينه توزانه خود در اين زمينه مي گويد :

" آخونديسم با تحريك عوام و تهييج واحدهاي مختلف ارتش براي قتل عام خلق كرد به خيال واهي خويش موقعيت خود را تثبيت نموده و حاكميت اهريمنانه اش را علني ساخت تا بدين ترتيب يكه تاز ميدان قدرت سياسي گردد و سرنوشت توده هاي مستضعف اين مرز و بوم را در خدمت منافع خود و اربابانش به دست گيرد ." (6)

 

دقت و وسواس عجيب رزمندگان اسلام در سركوب ضد انقلاب و پرهيز از كوچكترين تجاوز به مردم بي گناه و توده هاي مسلمان كرد ، زبانزد مردم كردستان بود . اما فرقاني هاي وابسته فقط به منظور تحريك عواطف مردمي آن را با مغول و تاتار مقايسه مي كنند :

" ديكتاتوري آخونديسم براي اعمال حاكميت و ارضاي شهوت قدرت طلبي خويش از هيچ جنايتي به خلق كرد خودداري نكرده و خاطره تلخ جنايات مهاجمان مغول و تاتار و جنايتكاران نازي و آدم كشان اسرائيلي را در رابطه با خلق هاي تحت ستم به ياد مي آورند ، از محاصره اقتصادي شهرها و بخش ها گرفته تا بمباران مراكز بي دفاع و آواره ساختن مردم بي گناه و مسلمان كرد ... " (7)

 

تحليل هاي وارونه فرقان درباره وقايع كردستان ، كه تقليدي از ديگر گروه هاي سياسي بود ، خوراك هر روزه فضاي سياسي كشور بود . در همان روزهاي نخست بحران كردستان ، فعاليت هاي مردمي و انقلابي جهاد سازندگي كه مورد تأييد مردم محروم كردستان بود ، (8) به جاي محاصره اقتصادي كه فرقان از آن سخن مي گويد ، با هدف محروميت زدايي و خدمت به مردم مظلوم كرد بود . اين خدمات اغلب با ترور جهادگران و بر هم زدن فعاليت هاي عمراني از سوي گروه هاي سياسي روبرو مي شد .

 

اكبر گودرزي رهبر فرقان ، درباره حوادث كردستان معتقد بود كه حق تعيين سرنوشت و خود مختاري از نيازهاي مبرم مردم كردستان است و اين نياز موجب سوء استفاده گروه هاي سياسي چون كومله و دمكرات شده است ، وي مي گويد :

" رژيم فعلي براي سركوب اين خواست مردم ، اولاً طوري وانمود كرد كه موضوع مردم مسلمان مطرح نيست ، بلكه گروه هاي مزبور تنها مسئله روز مي باشند ." (9)

 

اكبر گودرزي ضمن مطرح كردن بحث هاي كليشه اي گروه هاي سياسي مبني بر مسلح كردن فئودال ها و حمايت از آنها ، از گسيل ارتش براي سركوبي كردها مي گويد :

" من براي رژيم جمهوري اسلامي وظيفه اي تعيين نمي كنم ، زيرا تعيين كنندگان وظيفه ، خود نقش خويش را بازي كرده و به سركوبي پرداختند ." (10)

 

خويشتن داري نيروهاي انقلاب در كردستان و مداراي نظام با گروه هاي سياسي ، به اين منظور كه صف مردم را از آنها جدا نمايد ، از افتخارات نظام جمهوري اسلامي بود . اما كشتار و فتنه جويي و ناامن كردن منطقه و بر هم ريختن اوضاع سياسي ، اجتماعي آنچنان گسترده بود كه عملاً‌ كردستان محل سكونت و آرامش نبود . در اين وضعيت سخن از حق تعيين سرنوشت بي اثر و بيهوده مي نمود ، گروه هاي كرد مسلح و خشونت طلب عامل اصلي اين ناامني بودند .

فرقان معتقد بود كه ائتلاف نظام با برخي روحانيون كرد ، كه تا ديروز در خدمت رژيم طاغوتي بودند ، از عوامل مؤثر در سركوب كردستان است . در حالي كه واقعيت موضوع عكس اين مطلب را تأييد مي كند . قرار گرفتن روحانيون وابسته اي چون عزالدين حسيني و جلال حسيني در رأس بحران كردستان بخش وسيعي از اين واقعيت است . عزالدين حسيني كه افتخار جنبش نوين مورد قبول فرقان و گروه هاي همفكر بود ، طبق اسناد و مدارك از روحانيوني بود كه تا ديروز در خدمت رژيم طاغوتي بود . (11)

 

ديگر روحانيون وابسته به نوعي در خدمت اهداف ضد انقلاب حزب دمكرات بودند ، ظاهراً اسلام شناسان نكته بين فرقان ، كه به سهولت متوجه انحراف شخصيت هاي بزرگي چون استاد مطهري ، دكتر مفتح ، آيت الله قاضي و هاشمي رفسنجاني مي شوند ، دست هاي آشكار كمونيسم را در بحران كردستان توجيه مي كنند .

ظريف بينان فرقان و مفسران بزرگ قرآن حتي به خود اجازه نمي دادند كه سيري در ايدئولوژي ماركسيست مائوئيستي حزب منحله كومله نمايند . فرقان براي عقده گشايي هاي خود ، نظام جمهوري اسلامي را متهم مي سازد كه همچون رژيم شاه به بزرگ نمايي خطر كمونيسم مي پردازد . (12)

 

در پايان اين مقايسه كاملاً نادرست مي افزايد :

" در حالي كه صرف نظر از عوامل ضد ملي دست نشانده ، نيازي به توضيح نيست كه خلق كرد كه سال هاي سال تحت ستم بوده و اكنون براي احقاق حقوق خويش بپا خاسته رابطه اي با كمونيزم ندارد ." (13)

 

كافي بود كه فرقان فقط با چشماني باز به شعارهاي در و ديوار كردستان نگاه مي كرد و زحمت بررسي هاي ايدئولوژيك را ، كه خود را متخصص آن مي دانست ، به خود نمي داد .

 

پی نوشت:

1. علي كردي ، نقش عراق در بحران كردستان ايران ، تهران ، دانشكده و پژوهشكده فرماندهي ستاد عالي جنگ و علوم دفاعي ، 1384 ، پروژه مذكور يكي از پروژه هاي معاونت پژوهش دانشگاه امام حسين (ع) است كه در معاونت مذكور موجود است .

2. نشريه فرقان ، شماره 20 ، مهر 58 ، ص 4

3. همان

4. حزب دمكرات كردستان در 25 بهمن 1357 با حمله به تيپ 3 مهاباد از لشكر 64 اروميه بحران كردستان را آغاز كرد .

5. با اوج گيري تحركات ضد انقلاب در كردستان و محاصره شهر پاوه ، حضرت امام طي پيامي از ارتش خواست تا 24 ساعت ديگر خود را به كردستان برساند و قضيه آنجا را حل كند . دكتر چمران كه به اتفاق چند پاسدار دو نقطه از شهر را در اختيار داشتند با شنيدن پيام امام از راديو جان تازه اي گرفتند و خود محاصره شدگان با نيروي ايمان بر ضد انقلاب حمله كردند و سپس با هجوم همه جانبه مردم نه تنها شهر پاوه آزاد شد ، بلكه همه مناطق كردنشين از چنگال ضد انقلاب خارج شد . جهت كسب اطلاع بيشتر ، ر ، ك : دكتر مصطفي چمران ، كردستان ، تهران ، بنياد شهيد چمران ، 1364 . همچنين متن كامل فرمان امام در روزنامه اطلاعات ، 27/5/58 ، ص 3

6. فرقان ، شماره 20 ، مهر 58 ، ص 4

7. همان ، ص 4 و 5

8. خاطرات ناطق نوري ،‌ تهران ، مركز اسناد انقلاب اسلامي ، 1384 ، ص 197 در بخشي از اين خاطرات آمده است : از همان ابتداي پيروزي انقلاب ، دفتر عمران امام در كردستان شروع به كار كرد و يك روز پول نفت در اختيار اين دفتر قرار گرفت كه مشكلات كردستان را شناسايي و بر طرف كنند .

9. پرونده اكبر گودرزي ، بازجويي مورخه 21/12/58

10. همان

11. در يكي از سندهاي مربوط به فرمانداري شهرستان مهاباد به ساواك مهاباد چنين آمده است : به فرمان جهان مطاع شاهنشاه آريامهر ، آقاي ملا شيخ عزالدين حسيني به امامت جماعت شهرستان مهاباد مفتخر و منصوب گرديده اند ، خواهشمند است ساعت 7 بعدازظهر روز 7/9/47 براي شركت در مراسم اعطاي فرمان ملوكانه به ايشان به مسجد جامع تشريف بياورند . فرمانداري شهرستان مهاباد ، حجازي . ر ، ك : آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي ، پرونده عزالدين حسيني .

جلال حسيني برادر عزالدين حسيني نيز از روحانيون وابسته اي بود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي با دريافت كمك هاي فراوان از رژيم بعث نقش مهمي در توسعه بحران كردستان داشت . ر ، ك : بولتن سياسي 987 به نقل از ماهنامه ميدل ايست ، چاپ لندن ، ژوئيه 1980 ، ص 41

12. فرقان ، شماره 20 ، مهر 58

13. همان ، ص 3

مطالب مرتبط پیشین :

گروه فرقان (23)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
اسفند 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان