
واژهی وحدت و اتحاد در خطهی سیستان و بلوچستان یک واقعیت زیسته و روزمرهی مردم این دیار است و قدمتی به بلندای تاریخ دارد. زیر آسمان سیستان و بلوچستان، زندگیها چنان در هم تنیده شده که گویی تار و پودشان از یک جنس است. در ادارات، بازارها، مدارس و بهویژه در صف اول خدمترسانی و ایثار و فداکاری، همکاری و همدلی میان برادران شیعه و سنی، الگویی مثالزدنی را به نمایش میگذارد. اما در برابر این همبستگی استوار، همواره دستهایی تاریک و عوامل بیگانه وجود داشتهاند که خواب آرامش و پیشرفت و توسعه برای این دیار را بر نمیتابند. آنان که نه درد مردم را میفهمند و نه فرهنگ غنی منطقه را و تنها در پی ایجاد شکاف و سوءاستفاده از هر تفاوتی هستند تا آتش فتنه را برافروزند. تروریستها و جریانات افراطگرا، با حمایت و هدایت بیگانگان، میکوشند این پیوند ناگسستنی را با شایعهپراکنی و اقدامات خونین، مخدوش کنند. آنان برای پیشبرد اهداف شوم خود، نه تنها جان انسانهای بیگناه را نشانه میروند، بلکه میکوشند تا با دستآویز قرار دادن برخی مسائل، این خشونتها را به دروغ به نام دفاع از یک مذهب یا قومیت خاص مصادره کنند.
روایتی که در ادامه میخوانید، شرح دلیرانهی یکی از همان آزمونهای سهمگین است؛ آزمونی که یک آتشنشان در آتش فتنهی دشمنان وحدت، از سر گذراند و اکنون به روایتی گویا و تکاندهنده از آن واقعه تبدیل شده است. روایت آتشنشانی دلیر که در در حمله تروریستی 4مرداد1404 به ساختمان دادگستری زاهدان، در کنار همکار سنیمذهب خود، برای نجات مردم بیگناه، فارغ از هر عقیدهای، جانبرکف به میدان آمد و مجروح شد. شرح او از آن روز خونین، نه تنها تصویری واضح از واقعیت جنایت گروهک تروریستی جیشالظلم ارائه میدهد، بلکه گواهی صادق و تأثیرگذار بر دروغ بودن ادعاهای تفرقهافکنان است. سخنان این قهرمانِ ایثارگر، همچون آینهای، حقیقت همزیستی مسالمتآمیز مردم منطقه و نقشههای شوم دشمنان برای ایجاد تفرقه را منعکس میکند و بر ضرورت هوشیاری بیش از پیش در برابر این توطئهها تأکید دارد. با هم روایت محمدعلی روامبد را در گفتوگو با هابیلیان میخوانیم.
محمدعلی روامبد روز حادثه را اینگونه به یاد آورد: در حادثه تروریستی دادگستری زاهدان حدود ساعت 9 به ما اعلام کردند و من بهعنوان آتشنشان و فرمانده ایستگاه به محل اعزام شدم برای کمک به مجروحین و کسانی که در ساختمان گیر افتاده بودند. تعدادی از مجروحین و شهدا را قبل از رسیدن ما منتقل کرده بودند و دو نفر از مجروحین را با همکاری بچههای اورژانس به بیمارستان منتقل کردیم.
تعدادی از محبوسین را از طریق نردبان از ساختمان خارج کردیم. حدود ساعت 9:45 کارها در این قسمت تمام شد و اعلام کردیم که مأموریت ما در اینجا تمام است و به ایستگاه بر میگردیم. در حال برگشت بودیم و مقداری از ساختمان دادگستری فاصله گرفتیم، سر چهارراه توقف کردیم دیدیم صدای تیراندازی آمد. اولین تیر به ماشین آتشنشانی خورد. به چندین مأمور راهنمایی رانندگی هم گلوله برخورد کرد. من از خودرو پیاده شدم، در صورتی که میدانستند ما نیروی امدادی و آتشنشان هستیم و خودروی ما مشخص بود، به سمت ما تیراندازی کردند و سه گلوله به من اصابت کرد. بعد دو نارنجک هم انداختند که حدود 6 ترکش به بدن من برخورد کرد. همه گلولهها و ترکشها از قسمت مچ پا تا شکم به من برخورد کرد. بعد از اتمام درگیریها، من را به بیمارستان انتقال دادند. در آنجا عملهای حراجی بر روی من انجام شد و خوشبختانه توانستم دوباره به حیات برگردم.
او درباره هدف تروریستها در آن روز گفت: هدف مشخصی نداشتند، چشمبسته تیراندازی میکردند. در آنجا نوزادی در داخل خودرو بهشهادت رسید. برای آنها مهم این بود که تعداد شهدا را بالا ببرند که برای خودشان اسم و رسمی داشته باشند.
این آتشنشان ایثارگر درباره هدف مستقیم تروریستهای جیشالظلم در روز حادثه گفت: من تشیع هستم و همکارم که در کنار من بود اهل سنت بود. برای آنها مهم نیست و تشخیص نمیدهند که شما اهل سنت هستی یا تشیع. اگر فیلم ورود به دادگستری را ببینید، ارباب رجوعی که میخواهد از دادگستری خارج شود اهل سنت بود. اول او را به رگبار بستند. اصلاً به حالشان فرقی نمیکند. ما در سازمان آتش نشانی با هم زندگی میکنیم. نیمی از همکاران ما اهل تسنن هستند و با هم زندگی میکنیم و رفت و آمد داریم. خدا را شکر هیچ مشکلی نبوده. حالا برای اینها که از جاهای دیگری درس میبینند و آموزش میگیرند، نباید آنها را جزء اهل سنت داشته باشیم.

آقای روامبد درباره ادعای این گروهک تروریستی مبنی دفاع از حقوق اهل سنت گفت: اینها بهانه است. سرکردههای آنها در جای دیگری هستند. حالا به چه طریقی پول میگیرند نمیدانیم. اینها وابسته میشوند و به آنجا میروند. اینها بهانههایی هست که نام اهل سنت را میآورند که بهخاطر اهل سنت این کارها را انجام میدهند. نه همچین چیزی نیست. همانطور که گفتم، ما کلی همکار اهل سنت داریم و داریم در این شهر زندگی میکنیم؛ ولی چنین چیزی ندیدیم که یک اهل سنتی بگوید حق ما اینجا ضایع شده است. اینها از جای دیگری درس میگیرند.
وی درخصوص عوامل و ریشههای این اقدامات تروریستی در سیستان و بلوچستان تصریح کرد: متأسفانه در این استان همه چیز را به بیکاری ربط میدهند. پدران همین اشرار هم آمدند و گفتند که بچهی من از بیکاری دنبال این کارها میرود. این را میشود یکی از دلایل دانست ولی اینکه شما آدم بکشید، هیچ کسی به جز سرکردگانشان قبول نمیکند.
وی در ادامه با تأکید بر نقش فقدان آگاهی و دانش در جذب جوانان به گروههای افراطی گفت: متأسفانه اینها یک عده آدمهای بیسواد هستند. بیشتر همین نوع آدمها جذب این گروهکها میشوند. بحث مالی آن جداست؛ ولی بحث بیسوادی بیشتر اینها را جذب میکند. تقاضایی که دارم این است که والدین و بزرگانشان اینها را زیر نظر داشته باشند و با آنها صحبت کنند. عاقبت این کارها همین است که از این طرف تعدادی را به شهادت میرسانند و خودشان هم به درک واصل میشوند. خب این برای استان ما چه نتیجهای دارد؟ اگر نتیجه میداشت، ما کلی شهید در این استان دادیم، تا حالا باید نتیجه میگرفتند. ولی متاسفانه چنین چیزی نیست و این اختلافات بین شیعه و سنی خواستههای اسرائیل و آمریکاست که دارند در استان ما پیاده میکنند.
وی در پاسخ به این پرسش که این اختلافات چه ارتباطی با سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن» دارد، با صراحت بیان کرد: دقیقا همان کار را الان دارند در اینجا انجام میدهند و همان اتفاقات است. مردم ما، هم تشیع و هم تسنن، باید هوشیار باشند که در دام این افراد نیافتند.
آقای روامبد در پایان گفتوگو و در توصیف حالات روحی این حادثه گفت: شبها خواب درستی ندارم. هنوز هم شبها کابوس میبینم و شب تا صبح این اتفاق در ذهنم مرور میشود. صدای تیراندازیها... یک تیر، دو تیر نبود. وقتی به رگبار بسته بودند، نمیدانستیم چه کار بکنیم. انداختن دو نارنجک در یک محیط کوچک... تأثیر زیادی بر اعصاب و روان ما دارد. خانوادهام هم که بدتر از من. هم خانمم، هم بچهها و هم برادرهایم هنوز هم در شوک هستند. تا به حالت اولیه برگردیم شاید مدتها طول بکشد.