گروه رجوي و پيوند با حزب بعث عراق(11)

Sadam Rajavi

اسم عمليات اين محور را به نام " حنيف " نام گذاري كرده ايم . بعد از اسلام آباد به سمت كرمانشاه حركت مي كنيم كه اسم اين عمليات " سعيد محسن " است و دو لشكر به مسئوليت صالح (1) در كرمانشاه عمل مي كنند . صالح آمده اي ؟

صالح : بله .

رجوي : مسئولين همه آماده اند ؟

صالح : بله .

رجوي : شما قرار شد به كجا برويد ؟

صالح : كرمانشاه ، تقسيم بندي هم شده است كه تيپ بايد در كدام نقطه متمركز شوند . تيپ ... به سراغ صدا و سيما مي رود ، تيپ ... به سراغ زندان ديزل آباد مي رود و زندانيان را آزاد مي كند و آنهايي را كه مي خواهند ، مسلح مي كند و تيپ .. سپاه بعثت و قرارگاه نجف را مي گيرد و به همين ترتيب جعفر راه ورودي كرمانشاه ، تيپ افسانه پادگان نزديك آن و تيپ جليل (2) دروازه خروجي كرمانشاه را به اضافه هوانيروز دارند . البته مردم را مي فرستيم كه زندانيان ديزل آباد را آزاد كنند .

رجوي : اول شهر را بگيريد بعد زندان را ، چون تصرف شهر مهمتر است . ما در كرمانشاه اعلام جمهوري دموكراتيك اسلامي مي كنيم ، اين تيپ ها در كرمانشاه مستقر مي شون و دو تيپ به سنندج و بقيه به سمت همدان حركت مي كنند . نام عمليات محور همدان را به نام " بديع زادگان " گذاشته ايم . محمود قائم شهر (3) آماده اي ؟

محمود : بله .

رجوي : مي داني بايد به كجا برويد و چه هدف هايي را در شهر در دست بگيريد ؟

محمود : بله ، همدان .

رجوي : بعد از آن كه به همدان رسيديد و مستقر شديد يكي از تيپ هاي زير نظر خودت را براي كمك به تهران بده ، وقتي همدان و صدا و سيماي آن را گرفتيد صداي مجاهد را پخش كنيد و به مردم اعلام كنيد كه ما داريم مي آييم .

محمود : باشد .

رجوي : رادار همدان بايد منهدم شود تا هواپيماها نتوانند درست كار كنند . از پايگاه نوژه هم ترسي نداشته باشيد ، هر سه ساعت به سه ساعت دستور مي دهم هواپيماهاي عراقي بيايند و آنجا را بمباران كنند . پايگاه هوايي تبريز را هم با هواپيما هر سه ساعت به سه ساعت مورد هدف قرار خواهيم داد .

نادر (4) از لحاظ پوشش هوايي چطوري ؟

نادر : در دست ماست و مي توانيم كنترل كنيم .

رجوي : اگر هواپيماهايي بخواهد از نوژه بلند شود چه كار مي كنيد ؟

نادر : مي زنيم ، اگر چيزي بخواهد پرواز كند كلاً فرودگاه را مي زنيم .

رجوي : كاملاً مطمئن هستيد ؟

نادر : بله ، مي توانيم .

رجوي : علاوه بر آن ضد هوايي و موشك سام 7 هم كه داريم ؟

نادر : بله ، داريم .

رجوي : فتح الله (5) تو مي روي قزوين و تاكستان را مي گيري ، يكي از هدف ها علاوه بر مراكز سپاه لشكر 16 قزوين است . پس از خلع سلاح تمام نيروهاي نظامي و انتظامي در آنجا مستقر مي شوي و وقتي مستقر شدي يكي از تيپ هاي خود را به كمك تهران بفرست ، چون در آنجا نياز هست .

پس از آن دو تيپ راهي تاكستان شده و در آنجا مستقر مي شود و پشت سر آن منوچهر (6) با يك لشكر راهي كرج مي شود و آنجا را تصرف مي كند . البته نام عمليات محورهاي قزوين و تاكستان را به نام " سردار " نام گذارده ايم .

پس از آن 4 لشكر و 2 تيپ تحت نام كلي " سيمرغ " و تحت فرماندهي محمود عطايي راهي تهران مي شوند كه مهدي ابريشمچي هم معاون او در اين عمليات است . (محمود عطايي و مهدي ابريشمچي دست يكديگر را مي فشارند)

ضمناً اگر يادتان باشد در انقلاب ايدئولوژيك گفتم يك سيمرغ بود كه به كوه قاف رسيد و آن روز هم گفتم كه سيمرغ " مريم " بود . علت اين كه اين اسم " سيمرغ " را انتخاب كردم حرف همان روز است . (كف زدن حضار)

مريم : (با اطوار) چرا اين اسم را گذاشتي ؟

رجوي : مي بخشيد كه بدون مشورت جنابعالي اين اسم را گذاشتيم .

در آنجا تيپ ليلا فرودگاه مهرآباد ، تيپ ... سلطنت آباد ، تيپ فرهاد صدا و سيما ، تيپ فرشيد زندان اوين (7) ، تيپ ... مراكز سپاه ، تيپ ... نخست وزيري ، تيپ ... مجلس شورا ، تيپ .. ستاد ارتش و تيپ كاظم (8) در جماران عمل مي كند . (كف زدن حضار)

هوانيروز عراق تا سر پل ذهاب به همراه ستون ها خواهد بود ، از نظر هوايي ناراحت نباشيد چون هواپيماهاي عراقي پشتيبان ما هستند و تمام ماشين ها به صورت ستون حركت مي كنند .

البته اين عمليات را دو عامل درجه يك تهديد مي كند ، يكي اين كه از طرف رژيم خميني را طريق هواپيما مورد حمله و بمباران قرار بگيريم ، چون روي جاده همه به يك ستون حركت مي كنيم ، ثانياً چون صف ماشين ها خيلي طولاني است اگر ماشين هايي خراب شوند و يا از دور خارج شوند نبايد به خاطر آن همه ستون متوقف شوند و بايستي آن را به سرعت از دور خارج كرد و از ماشين زاپاس استفاده كرد و يا كلاً آن را از دور خارج كرد و معطل آن نشد .

در ضمن هيچ ماشيني حق سبقت گرفتن از جلويي را ندارد و همين طور حق عقب افتادن را هم ندارد . هر جا كه رسيديد سر راه جاده ها را باز كنيد ، تيپ هاي مأمور در شهر ، مأمور تأمين جاده هاي آن شهر مي باشند و هر تيپ با رسيدن به آن شهر وارد آن شده و بقيه ستون بلافاصله به حركت خود ادامه مي دهند .

ضمناً اگر اسير شديد راجع به خط سير عمليات كه از كدام جاده و از كدام شهرهاست ، چيزي نگوييد و بگوييد كه عمليات قرار بود تا همين جا باشد . (رو به محمود قائم شهر) محمود ، خوب فهميدي كه بايد به كجا بروي ؟

يك دفعه به قائم شهر نروي ! تو اول به همدان برو ، كار و مسئوليت خود را انجام بده ، بعداً كه به تهران آمدي ، مازندران را به تو مي دهم .

(رو به قاسم (9)) حيف كه مردم اصفهان بي بخارند و الا يك تيپ را هم به تو مي دادم كه به اصفهان برويم . (محمود عطايي فرمانده محور تهران را صدا مي كند و او پاي ميكروفون مي آيد ، از او پرسيد :) وضعيت چطور است ؟

 

عطايي : خوب است با نيروي هوايي و هوانيروز عراق هماهنگ شده است ، ماشين ها آماده است ، مهمات بارگيري شده و تيپ ها تا حدودي توجيه شده اند و تا رسيدن به شهرها بهداري هم آمادگي لازم را دارد و هيچگونه نگراني وجود ندارد . در لابلاي ستون تعمير كار سيار و فيلمبردار سيار هم در حال حركت هستند .

رجوي : در اين عمليات مردم به حمايت از ما بر مي خيزند ، كساني كه حاضرند با ما بيايند را از پادگان ها و مراكز سپاه مسلح كنيد و هر چه خواستند تا تهران بيايند آنها را با خودتان ببريد . در اين عمليات نيروهاي زيادي به ما كمك خواهند كرد . از طرفي درب زندان ها كه باز شود آنها هم با هم هستند و با ما خواهند آمد ، نيروهاي زندان بالقوه با ما هستند . (10)

البته هر جا رفتيد اگر مردم آنجا تسليم شدند كه كاري با آنها نداريد و اگر جنگيدند با آنها بجنگيد و هر جا رسيديد از مردم كمك بگيريد و كارها را به خود مردم بدهيد و از اين نترسيد كه مردم اسلحه دار مي شوند و چه خواهد شد .

محمود وقتي كه تهران را گرفتي در خيابان طالقاني به سمت ساختمان بنياد علوي مي روي در طبقه پنجم آنجا اتاقي است كه روزي اتاق من و اشرف و موسي بوده است . سلام من را به ساكنين آنجا مي رساني و اگر مردم آنجا بودند ، جاي ديگري با به آنها بده چون ما را بعد از انقلاب به زور از آنجا بيرون كردند ، آن اتاق را براي من نگه دار تا وقتي كه به تهران آمدم در آنجا مستقر شوم .

 

پی نوشت ها:

 

1. ابراهيم ذاكري

2. مهدي مددي

3. محمود مهدوي

4. حسن نظام الملكي

5. مهدي افتخاري

6. فرهاد الفت

7. سازمان به تشكيلات درون زندان ها اطلاع داده بود كه به زودي نظام جمهوري اسلامي سرنگون خواهد شد ، بنابراين از آمادگي براي پيوستن به سازمان و كمك به آزاد سازي شهرها برخوردار باشند . ر . ك . دفتر سياسي حوزه نمايندگي ولي فقيه در سپاه ، بولتن ، رويدادها و تحليل ، ش 46 ، 295/1367 ، ص 22

8. حسين ابريشمچي

9. محمد علي جابرزاده

10. هواداران مجاهدين كه در آن زمان در زندان هاي جمهوري اسلامي به سر مي بردند به زعم و تحليل مسعود رجوي به سه گروه تقسيم مي شدند : 1. خائنين : كساني كه همراهي خود با جنبش مجاهدين را يك اشتباه اعتقادي و تاريخي مي دانستند و آن را يك حركت ضد خلقي قلمداد و مترصد جبران بدهي خود به مردم بودند . 2. خرده بورژوازها : شامل آن دسته از كساني كه بنا به شرايط سخت زندان ، خود را نادم و پشيمان جلوه داده تا از حداكثر تسهيلات زندان بهره برده و با عبور محافظه كارانه از پروسه سياسي و مبارزاتي در پي آينده سازي براي خود و خانواده هايشان نمي باشند .

3. اسراي مجاهدين خلق دسته سوم به آن دسته از افرادي اطلاق مي شد كه يا علناً بر سر مواضع سازماني مانده بودند و يا كاملاً تاكتيكي برخورد مي كردند تا شرايط موسوم به X وضعيتي غير قابل پيش بيني) فراهم آيد تشكيلات نيم بندي كه از طريق اين افراد در تعدادي از زندان هاي كشور به وجود آمده بود و خبر آن از طريق خانواده هايشان به سازمان در اروپا منتقل گرديده بود ، مجاهدين را بر آن داشت كه روي اين نيروها به عنوان ذخيره اي براي عمليات فروغ حساب ويژه اي باز كنند . مسعود رجوي باور داشت كه رهايي هر يك از آنها در جريان فتح نظامي شهرها مي تواند به مثابه اضافه شدن صد نيروي با انگيزه به رزمندگان ارتش آزاديبخش باشد . پس از شكست عمليات فروغ ، از اسناد به دست آمده و اعترافات عناصر دستگير شده مشخص گرديد ، تعدادي از زندانيان منافق براي همراهي با فاتحين جنگ اعلام آمادگي و حتي شورش كرده بودند ، به همين دليل تجديد محاكمه گرديدند .