سیستان و بلوچستان؛ از تبعیدگاه رژیم طاغوت تا نگین وحدت و محور توسعه در نگاه رهبر معظم انقلاب

Nf00268392 1

استان سيستان‌و‌بلوچستان در گوشه جنوب شرقي ايران، به سبب محروميت‌هايي که در طول تاريخ به اين منطقه تحميل شده است، شايد يکي از منحصربه فردترين مناطق ايران باشد. ويژگي‌هاي آب و هوايي، سرزميني، قومي و مذهبي نيز از مشخصه‌هاي بارز اين استان در جدا ماندن تدريجي اين ناحيه از ديگر مناطق کشور مي‌باشد. سياست استعمارگران با تکيه به همين عوامل براي تامين منافع خود در دامن‌زدن بيشتر اين محروميت‌ها همراه با سوء‌تدبير حکومت‌هاي مرکزي ايران در قرون اخير، باعث شد اين استان در جمع استان‌هاي محروم قرار گيرد.

بر همين اساس متأسفانه نگاه رژيم طاغوت پهلوي به اين استان به صورت تبعيدگاه بوده و در روايت تاريخ انقلاب اسلامي به موارد زيادي از تبعيد افراد مبارز و انقلابي به اين استان و ديگر استان‌ها بر مي‌خوريم. در مورد سيستان‌و‌بلوچستان شايد مهم‌ترين اين افراد حضرت آيت‌الله‌العظمي خامنه‌اي، رهبر انقلاب اسلامي باشد که در سال1356 براي مدتي به ايرانشهر تبعيد شدند. روايت رهبر انقلاب از اين استان و مردم آن هميشه همراه با احترام و لزوم رسيدگي به وضعيت عمومي و معيشتي مردم اين استان بوده است.

   تبعيد مقام معظم رهبري به ايرانشهر

پس از وقايع آبان سال1356 از جمله نگارش مقاله توهين‌آميز به روحانيت و سپس شهادت حاج‌آقا‌مصطفي فرزند حضرت امام خميني  که از آن تعبير به الطاف خفيه الهي شد؛ در گوشه و کنار کشور زمزمه‌هاي مخالفت با حکومت پهلوي بلند شد. در اين ميان شهر مشهد نيز متاثر از برنامه ها و جلسات روحانيون مبارز از جمله مقام معظم رهبري به سرعت دست به کار ساماندهي نيروهاي مبارز و آماده ساختن آن‌ها براي پيشبرد اهداف نهضت حضرت امام خميني(ره) شدند. بر همين اساس ساواک که با توجه به سابقه مبارزات آيت‌الله خامنه‌اي، ايشان را تحت تعقيب داشت، سريعاً با تشکيل کميسيون حفظ امنيت اجتماعى دستور داد، آيت‌الله خامنه‌اى براى سه سال به شهرى بد آب‌و‌هوا تبعيد شود. اکيپى از ساواک خراسان موسوم به اکيپ صادق، سحرگاه 23آذر1356 با هجوم به منزل ايشان، همراه با ضرب و شتم، توهين و فحاشى به معظم‌له، آيت‌الله خامنه‌اى را دستگير کردند. گزارش ساواک در مورد اين هجوم و دستگيرى چنين است:

«به عرض مى‌رساند اکيپ بهروز به اتفاق اکيپ صادق، ساعت 5:30 بامداد 23آذر1356روز جارى به آدرس: خيابان خاکى، کوچه دبيرستان فروغ، کوچه فريدون، پلاک 14 منزل آقاى سيدعلى خامنه‌اى مراجعه و با حضور خودش و نماينده ساواک آقاى طباطبايى از منزل مسکونى بازرسى به عمل آمد... .»

همان روز دستگيرى آيت‌الله خامنه‌اى، اعضاى کميسيون حفظ امنيت اجتماعى مشهد به دستور مقام‌هاى بلند‌پايه ساواک با تشکيل جلسه‌اى، معظّم‌‌له را به سه سال تبعيد در ايرانشهر محکوم کردند. ژاندارمرى خراسان مأموريت يافت آيت‌الله خامنه‌اى را به همراه ماموران محافظ مسلح به ايرانشهر برساند. در تاريخ 28آذر1356 پس از استقرار آيت‌الله خامنه‌اى در ايرانشهر، ساواک اين شهر با گماردن مامورانى در جلوى در خانه‌اى که معظّم‌‌له در آن به سر مى‌برد، اسامى کسانى را که به ملاقات ايشان مى آمدند، در ليستى يادداشت مى‌کرد؛ تعداد اين افراد بالغ بر 120 نفر شده بود.

معظّم‌‌له درباره خاطرات خود از اين تبعيد مي‌فرمايند:

«اين استان براى شخص من، استان خاطره‌هاست. به گذشته ذهنِ خود كه مراجعه مى‌كنم، يادگارهاى ذهنى فراوان از اين استان به‌صورت پى‌درپى در طول ساليان، موجود است. اگرچه اين خاطره‌ها برخى ناهنجاري‌ها و تلخي‌ها را دارد؛ اما شيرينى آن‌ها بيشتر است. در دوران رژيم طاغوت، تبعيد تلخ بود، اما آشنايى با مردم عزيز اين استان بسيار شيرين بود. در سال‌هاى قبل از انقلاب، يعنى سال پنجاه‌وشش و پنجاه‌وهفت كه به توفيقِ جبرى در اين استان اقامت داشتم، گنجينه‌اى از زيبايي‌ها و خاطره‌هاى شيرين در ذهن من انباشته شد. سال‌ها قبل از آن هم مردم عزيز و مؤمن همين شهر زاهدان از زبان من حقايقى را درباره نهضتِ تازه آغاز شده اسلامى شنيدند. در سال1342 در همين شهر زاهدان دلهاى گرم و بامحبّتِ مردم، اين جرأت و اميد را به من بخشيد كه بتوانم درباره حسّاس‌ترين مسائلِ آن روز با آن‌ها حرف بزنم. البته عكس‌العمل رژيم جبّار طاغوت سخت بود. مأموران در همين فرودگاهى كه امروز وارد زاهدان شدم، مرا به هواپيما سوار و به قزل‌قلعه تهران منتقل كردند. ممكن است اين خاطره به نظر تلخ بيايد؛ اما به شما صادقانه عرض كنم اين يكى از شيرين‌ترين خاطره‌هاى زندگى من در دوران مبارزات طولانى با طاغوت است؛ زيرا من آن روز زاهدان و مردم آن را كشف كردم و از مرد و زن، سيستانى و بلوچ، يزدى، بيرجندى، كرمانى و ساير اقوامى كه در اين استان هستند، محبّت‌ها ديدم و آن‌ها را شناختم. در سال1356 كه بار ديگر در حال تبعيد به زاهدان و از آن‌جا به ايرانشهر آمدم، اين آشنايى به من كمك كرد تا بتوانم به اعماق دل پُرمحبّت و گرم مردم اين استان راه پيدا كنم.»

مقام معظم رهبرى در ايرانشهر فعاليت‌ ضد رژيم پهلوى را ادامه دادند. محورهاى اين فعاليتها که توسط ساواک گزارش گرديده چنين است: 1. اقامه نماز جماعت، سخنرانى و ارشاد مردم؛ 2. توزيع کتاب‌هاى دينى و مذهبى؛ 3. ارتباط با جوانان و سوق‌دادن آن‌ها به طرف انقلاب؛ 4. سرپرستى روحانيون جهت امدادرسانى به سيل‌زدگان تير1357 در ايرانشهر.

اتفاقاً در آن سال تبعيد معظّم‌له، در ايرانشهر سيلى مى‏آيد که منجر به بى‏خانمان‌شدن و آسيب‌رسيدن به عده زيادى از مردم مى‏شود. آيت‌الله‌العظمى خامنه‏اى با استفاده از تجربه فردوس و گناباد، يک گروه از روحانيون و طلاب را بسيج مى‏کنند و گروه امداد روحانيت را تشکيل مى‏دهند. اين گروه، به قدرى در کار امداد، تبليغ، تحريک و تشجيع مردم موفق مى‏شود که ساواک وحشت مى‏کند؛ ايشان را احضار مى‏کند و رئيس ساواک به معظّم‌‌له مى‏گويد: ديشب در کميسيون امنيت‏ شهربانى به ساواک گفتم: شما چقدر بى‏عرضه هستيد که هيچ‏کارى نکرديد؛ ببينيد يک تبعيدى اين‏جا چه اوضاعى درست کرده است.

از مهمترين محورهاى فعاليت آيت‌الله خامنه‌اى در سال1356 و 1357 که ساواک روى آن بسيار حساس بود، همکارى ايشان با مبارزان مذهبى مسلحى بود که عليه رژيم پهلوى به فعاليت مى‌پرداختند. در همين راستا، سند بسيار مهم ساواک سيستان‌و‌بلوچستان با طبقه بندى “خيلى‌محرمانه” خطاب به ساواک مرکز به تاريخ 12شهريور1357 در دست است که در آن چنين آمده است:

موضوع: سيدعلى خامنه‌اى واعظ تبعيدى

«نامبرده بالا زمانى که به صورت تبعيد در ايرانشهر به سر مى‌برد، مسافرتى به کوه‌هاى آهوران نموده و ضمن تبليغات مضره عليه مقامات عاليه مملکتى به ميزان مبلغ پانصد هزار ريال سلاح کمرى از محل مزبور خريدارى و به ايرانشهر حمل و پس از خاتمه دوران تبعيد با خود برده است.»

با توجه به اقدامات و فعاليت‌هاي آيت‌الله خامنه‌اى در ايرانشهر، به‌ويژه گسترش ارتباطات مردمي ايشان، ديگر آن منظور ساواک که معظّم‌‌له در تبعيد از امکانات تبليغ و ارتباطات محروم باشد، موضوعيت نداشت. بنابراين ساواک ايشان را در تاريخ 15مرداد1357 به شهر جيرفت تبعيد نمود و سرانجام در تاريخ 1مهر1357 مدت تبعيد ايشان را پايان يافته اعلام کرده و معظّم‌‌له به مشهد بازگشتند.

   پس از پيروزي انقلاب اسلامي

با پيروزي انقلاب اسلامي يکي از اولين اولويت‌هاي کاري مقام معظم رهبري رسيدگي به محروميت اين استان بود که آن را از نزديک لمس کرده و مدتي با آن زندگي کرده بودند. بنابراين، در همان نخستين روزهاي پيروزي انقلاب و پيش از آغاز سال1358 با همراهي آيت‌الله غيوري به کمک استان‌هاي محروم کشور از جمله سيستان‌و‌بلوچستان شتافتند. در همين زمينه معظّم‌‌له سفري به اين استان داشته و به بررسي وضع مشکلات و راهکارهاي بهبود آن پرداختند. پيرو همين نگراني‌ها و تلاش‌ها، حضرت امام خميني(ره) با درک وضعيت استان سيستان‌وبلوچستان و محروميت آن، در يکي از اولين احکام خود، در تاريخ 9فروردين‌1358، آقاي خامنه‌اي را مسئول رسيدگي به نيازها و مشکلات مردم اين استان نمودند. در متن حکم حضرت امام آمده است:

 «بسم الله الرحمن الرحيم

جناب مستطاب حجت‌الاسلام آقاي سيدعلي‌آقا خامنه‌اي دامت افاضاته

در طول پنجاه سال رژيم سفاك پهلوي، هميشه برادران و خواهران منطقه بلوچستان‌وسيستان‌ مورد ظلم و جور بوده‌اند. لذا جناب‌عالي به آن منطقه رفته به خواست‌هاي اهالي محترم آن مناطق رسيدگي نماييد و انتظارات مردم دلير آن ديار را براي اينجانب و اولياي امور گزارش دهيد. خداوند به شما و اهالي شجاع آن مناطق توفيق عنايت فرمايد. ضمناً انقلاب اسلامي ايران را كه به خواست‌هاي آنان جواب مثبت داده توضيح داده و آنان را به شركت در رفراندم تشويق نماييد. والسلام‌عليكم. روح‌الله الموسوي‌الخميني» (صحيفه نور، جلد شـشم، صفحه 429، حكم به آقاي خامنه‌اي جهت رسيدگي به مشكلات مردم سيستان‌و‌بلوچستان)

معظّم‌‌له در اين باره مي‌فرمايند:

«محروميت‌هايى كه در اين استان ديدم، يك انگيزه قوى و آرزوى بزرگ در من به‌وجود آورد و آن اين‌كه بايد به اين استانِ با اين همه استعداد و به اين مردمِ با اين همه صفا كمك كرد تا بتوانند زندگى سعادتمند و لايق شأن خود را در پيش گيرند. لذا بعد از پيروزى انقلاب، اوّلين حكم مأموريتى كه امام رضوان‌الله‌عليه صادر كردند، حكمى به اين بنده حقير براى سفر به استان سيستان‌و‌بلوچستان بود. من آمدم و مناطق گوناگون اين استان را از نزديك ديدم و انقلاب وظيفه خود را در قبال اين استان حس كرد. از جنوبى‌ترين نقاط استان، از منطقه چابهار، نيكشهر، نِبت، فَنّوج، اِسپَكه و غيره تا مناطق شرقى اين استان، منطقه سراوان، جالق و سرباز و از مناطق شمالى اين استان، منطقه زابل و درياچه هامون تا غرب اين استان، منطقه بَزمان، دَلگان، چاه‌هاشم، جازموريان و غيره خبرها گرفتم، با مردم اين مناطق نشستم، داخل كپرها رفتم و با دردها و رنج‌هاى اين‌ها كه در دوران رژيم طاغوت بر روى هم انباشته و متراكم شده بود، آشنا شدم. انقلاب خود را در قبال سيستان‌وبلوچستان موظّف ديد و كار از روزهاى اوّل شروع شد. جهاد سازندگى، اجتماعات و جمعيت‌هاى مردمىِ خودجوش در اين مناطق مشغول كار شدند. جوانان امروزِ زاهدان، ايرانشهر، چابهار و زابل نمى‌دانند كه گذشته اين استان چگونه بود. اگر گذشته وحشتناكِ زندگى در اين استان تصوير شود، معلوم مى‌شود كه نظام اسلامى در اين منطقه چه خدمات بزرگ و گران‌بهايى انجام داده است. اما آن حقيقتى كه از ياد من نمى‌رود و اميدوارم يكايك مسئولان هميشه آن را به ياد داشته باشند، اين است كه اين استان چندين برابر آنچه كه به آن خدمت شده، نيازمند خدمت است. محروميت‌هايى كه بر اثر تسلّط طولانى پادشاهان جبّار، بى‌فكر و بى‌كفايت بر مردم اين استان تحميل شده است، بايد در طول مدّت برطرف شود... .»

مقام معظم رهبري در سال‌هاي بعد که عهده‌دار رياست جمهوري اسلامي ايران بودند نيز با همين پشتکار و علاقه به ارائه خدمات و رفع محروميت‌ها همت گماشتند. سفرهاي مکرر ايشان به اين استان مرزي، خود بيانگر اهميت موضوع از ديدگاه رهبري و مسئولان نظام مي‌باشد. ايشان در يکي از سفرهاي خود به اين استان در جمع مردم زاهدان به همين نکته اشاره کرده و در سخناني ضمن اشاره به رهيافت‌هاي برون‌رفت از مشکلات استان، عمق تسلط خود به موضوعات مبتلابه در سيستان‌وبلوجستان را نشان مي‌دهند و بيان مي‌دارند: «من ديشب تا پاسى از شب با وزرا نشستم، از يكايك آن‌ها سؤال كردم، از وظايفى كه بر عهده آن‌هاست، اين‌كه چقدر انجام گرفته و برنامه براى آينده چيست. اين انگيزه و همّتى كه امروز ما را نسبت به مسائل مردم اين استان حسّاس مى‌كند، به فضل پروردگار خواهد توانست گام‌هاى بسيار بلندى را براى عمران، آبادانى، امنيت و پيشرفت فرهنگى اين استان بردارد. شكّى نيست كه خدمت زيادى شده است؛ اما شكّى هم نيست كه محروميت هنوز خيلى زياد است. در اين استان زمينه‌هاى عمران و پيشرفت فراوان است. اين استان، از لحاظ وضع هوا كه براى كشاورزى بسيار مساعد است، از لحاظ معدن، از لحاظ آبزيان و شيلات، از لحاظ مسير ترانزيت تجارى، از لحاظ مردم با استعداد و از لحاظ داشتن مرزهاى طولانى، استان حسّاسى است. مرز آبى و خاكى اين استان، 1500كيلومتر است. مسائل اين استان در دل خود تهديدهايى دارد كه مى‌شود آن‌ها را به فرصت‌ها تبديل كرد و از فرصت‌ها استفاده نمود تا تهديدها را برطرف كرد.»

حضرت‌ آيت‌‌الله‌ خامنه‌اي‌ همچنين به مسئله‌ امنيت‌ در اين استان عنايت خاصي داشته و آن را از مسائل‌ اساسي‌ استان‌ سيستان‌‌وبلوچستان‌ دانسته و همواره در سخنان خود در اين ارتباط يادآور شده‌اند که مسئولان‌ بايد با كمك‌ مردم‌، با پديده‌هاي‌ شومي‌ نظير قاچاق‌ مواد مخدر، اشرار، فرصت‌‌طلبان‌ و قاچاقچيان‌ كه‌ تجارت‌ سالم‌ را در اين‌ منطقه‌ تهديد مي‌كنند، به شدت‌ مقابله‌ كنند. علاوه بر اين بايد مسؤولين‌ و مردم‌ منطقه‌ با هوشياري‌ مانع‌ از انتقال‌ ناامني‌ها و برخي‌ گرايشات‌ متعصبانه‌ کشورهاي همسايه به‌ داخل‌ كشور شوند. معظم‌له درارتباط با مباحث امنيتي و اقتصادي در سخنان خود بيان مي دارند:

«در اين استان، مسأله امنيت يك مسأله اساسى است. همسايگى با دو كشور و در مسير قاچاق اجناس خطرناك و مواد مخدّر و غيره قرار گرفتن، براى اين استان يك وسيله ناامنى است. يكى از وظايف حتمى مسئولان، برخورد با اين پديده است. ...مردم هم بايد كمك كنند. آحاد مردم عزيز اين استان بايد وظيفه همكارى نكردن با اشرار و قاچاقچيان را هميشه به كسانى كه به اين نكته توجّه ندارند، گوشزد كنند. راه صحيح و سالم بازرگانى كه مردم اين استان داراى ميل دادوستد و بازرگانى‌اند، بايد بر روى مردم باز شود. آنچه كه امروز براى ما در منطقه سيستان‌وبلوچستان در درجه اوّل اهميت قرار دارد، عمران، آبادى و پيشرفت اقتصادى با ايجاد زيربناهاى لازم، با باز كردن راه تجارت سالم و جلوگيرى از تجارت‌هاى ناسالم، با مقابله با اشرار و مفسدان، با تأمين آب در حدّى كه ممكن است، با ايجاد صنايع، با كشف، بارورى و استخراج معادن كه اين استان معادن خوبى هم دارد و با توسعه كشاورزى و دامدارى است. امروز، نظام جمهورى اسلامى اين كارها را بر عهده خود قرار داده است. ان‌شاءالله با كمك مردم و با سرمايه‌گذاري‌هاى دولتى و ملى اين كارها بايد به تدريج پيش برود. به نظر من، افق و آينده در سطح كشور و در اين استان روشن است. اميدواريم كه خداى متعال مسئولان را توفيق دهد. من تأكيد و سفارش زيادى كرده‌ام؛ باز هم ان‌شاءالله از مسئولان در استان و تهران پيگيرى خواهد شد كه آنچه را وظيفه آن‌هاست، انجام دهند.»

آيت‌الله خامنه‌اي همچنين در نگاه ويژه خود به اين استان هميشه به مساله برادري بين قوميت بلوچ و فارس و همچنين شيعه و سني تاکيد داشته و وجود برخي اختلافات را زاييده توطئه دشمنان اسلام و ايران برمي‌شمرند. در همين ارتباط، ايشان بيان مي‌دارند که: «يكى از برجستگي‌هاى مهم اين استان، ايمان عميق اسلامى مردم، چه سنّى و چه شيعه است. ايمان عميق اسلامى، يكى از نقاط قوّت اين مردم است. لذا نظام اسلامى كه امروز، پرچم عزّت اسلام را در دنيا به دست گرفته و قدرت‌مندانه با صداى بلند از اسلام و قرآن دفاع مى‌كند، متّكى به حمايت اين ايمان‌ها و دل‌هاست. ...دفاع از اين ملت و دفاع از نظام قدرتمند اسلامى كه اسلام را با عزت خود و با همان قدرت نبوى در دنيا بر سرِ دست مى‌گيرد و به آن افتخار مى‌كند، مال مردمان مؤمن است و شما مردم استان سيستان‌وبلوچستان از ايمان برخورداريد و اسلام را از بُن دندان و با همه وجود قبول داريد. البته بايد مراقب باشيد كه دشمنان اسلام اين هم‌زيستى و برادرى بين شيعه و سنّى را به هم نزنند. يكى از افتخارات ما اين است كه مردم ما در نقاطى كه تفاوت‌هاى مذهبى و قومى وجود دارد و امكان و زمينه اختلاف هست، از درگيرى و اختلاف قومى و مذهبى پرهيز مى‌كنند. دشمنان اين را نمى‌پسندند. جنگ شيعه و سنّى براى دشمنان اسلام خيلى قيمت دارد. اختلاف و تفرقه ميان امّت اسلامى موجب مى‌شود كه معنويت، طراوت، قدرت، شكوه و عظمت ائتلاف ملى شما در هم بشكند و همان‌طور كه قرآن فرموده است: «و تذهب ريحكم»

امروز بنده از گوشه و كنار عالم اطّلاع دارم. همان دست‌هاى استعمارى كه در طول قرن‌هاى گذشته سعى مى‌كردند بين شيعه و سنّى اختلاف ايجاد كنند، امروز هم تلاش مى‌كنند براى اين‌كه بين شيعيان و سنّيان، كينه و برادركشى و اختلاف به‌وجود آورند. شما مردم هوشمند بايد مراقب باشيد. شايد يك عدّه خيال كنند كه ايجاد اختلاف به نفع مذهب آن‌هاست، در حالى كه اشتباه مى‌كنند. هر كس داراى هر مذهبى است، به عقايد و ارزش‌هاى خود احترام مى‌گذارد و اين حقّ اوست؛ اما اين احترام گذاشتن نبايد با اهانت به ارزش‌هاى جمعيت ديگرى همراه شود كه در اعتقادات با آن‌ها موارد اختلافى دارند. ما متّفقاً به يك اسلام، به يك كعبه، به يك پيغمبر، به يك نماز، به يك حج، به يك جهاد و به يك شريعت معتقديم و عمل مى‌كنيم. موارد اختلاف به‌مراتب كمتر از موارد وحدت و اتّفاق‌نظر است. دشمنان اسلام مى‌خواهند بين شيعه و سنّى، نه فقط در نقاطى از ايران بلكه در همه دنياى اسلام، اختلاف بيندازند. من خبر دارم كه تلاش مى‌كنند. اتّفاق‌نظر برادران مسلمان و همراهى آن‌ها با يكديگر در دفاع از اسلام و نظام اسلامى به اين ملت و به اين كشور و نظام قدرت مى‌دهد. تا امروز هم همين را ثابت كرده‌ايد. در بين شهداى اين استان، صدها شهيد در زاهدان، صدها شهيد در زابل، صدها شهيد در ايرانشهر و در نقاط ديگر، هم شيعه و هم سنّى هست و خون اين‌ها در جبهه با يكديگر مخلوط شد. چرا به جبهه رفتند، چرا جنگيدند و چرا از مرزهاى ايرانِ عزيز دفاع كردند؟ چون ايران پرچم عزّت اسلام را در دست دارد و اسلامى است. امروز، ايران عزيز مظهر اسلام است. هر كشور ديگرى در دنيا اين پرچم را بلند مى‌كرد، ما در هر جاى دنيا كه بوديم به آن ملت و كشور احترام و تعظيم مى‌كرديم. اما اين پرچم را ايران اسلامى بلند كرد و اين افتخار مال ملت ايران است. در همان وقتى كه همه دستگاه‌هاى قدرت بين‌المللى عليه اسلام تلاش مى‌كنند، اين ملت با مجاهدت، وحدت كلمه و شجاعت مثال‌زدنى خود توانسته است نام اسلام را بلند كند. اين را همه بايد قدر بدانند. همه بايد قدر ايران اسلامى و اسلام عزيزِ قدرتمند را بدانند.»

موضوع رفع محروميت در اين استان هميشه مطمح نظر مقام معظم رهبري بوده است. از جمله در اين ارتباط حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، رهبر معظم انقلاب، در سفري که در سال1381 به استان سيستان‌وبلوچستان داشتند، همچنان بر محروميت‌زدايي از اين استان تاکيد کرده و با حضور اعضاي هيئت دولت به بررسي اقدامات صورت گرفته و برنامه‌هاي قابل اجرا در خصوص راه‌هاي تسريع محروميت‌زدايي در اين استان پرداختند. از جمله افراد حاضر در اين جلسه، رئيس‌ جمهور وقت، معاون‌ اول‌ رئيس‌ جمهور، سيزده نفر از وزيران‌، دبير شوراي‌ عالي‌ امنيت‌ ملي‌، رئيس‌ سازمان‌ صدا و سيما، رئيس‌ سازمان‌ مديريت‌ و برنامه‌ريزي‌، رئيس‌ كل‌ بانك‌ مركزي‌، رئيس‌ ستاد كل‌ نيروهاي‌ مسلح‌، فرماندهان‌ عالي‌رتبه‌ نظامي‌ و انتظامي‌، مسئولان‌ دستگاه‌هاي‌ مختلف‌، استاندار و نمايندگان‌ ولي‌ فقيه‌ در استان‌ سيستان‌وبلوچستان‌ بودند. تشکيل چنين جلسه‌اي با اين ترکيب شايد تا آن تاريخ بسيار منحصربه‌فرد باشد و اين خود، گوياي نگاه ويژه مسئولين و در رأس آن مقام معظم رهبري به اين استان مي‌باشد. در اين‌ جلسه‌ اعلام‌ شد در سه سال‌ آينده،‌ 1040ميليارد ريال‌ صرف‌ اجراي‌ طرح‌هاي‌ مختلف‌ براي‌ حل‌ مشكلات‌ مردم‌ و رفع‌ محروميت‌هاي‌ سيستان‌‌وبلوچستان‌ خواهد شد. همچنين حضرت‌ آيت‌الله‌ خامنه‌اي‌ در اين‌ جلسه‌ با تأكيد بر لزوم‌ پيگيري‌ جدي‌ و تسريع‌ در اجراي‌ طرح‌هاي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ در اين‌ سفر، تحقق‌ كامل‌ مصوبه‌ بسيار مفيد دولت‌ و نيز اجراي‌ طرح‌ مقابله‌ با خشكسالي‌ در استان‌ سيستان‌‌وبلوچستان‌، بيان داشتند: «سيستان‌وبلوچستان‌ را بايد با نگاهي‌ جديد و از زاويه‌ اهميت‌ فراوان‌ اين‌ منطقه‌ در ارتباط ايران‌ با اقتصاد و تجارت‌ جهان‌ مورد توجه‌ ويژه‌ قرار داد.» ايشان،‌ سيستان‌وبلوچستان‌ را دروازه‌ تجارت‌ كشور با مناطق‌ شرقي‌ جهان‌ و قاره‌ آسيا خواندند و با اشاره‌ به‌ استعدادهاي‌ طبيعي‌ و انساني‌ اين‌ منطقه‌، از سيستان‌وبلوچستان‌ به‌عنوان‌ كليد عمران‌ شرق‌ كشور ياد كردند. ايشان‌ فعال‌ شدن‌ سازمان‌ عمران‌ استان، توجه‌ جدي‌ به‌ معادن‌ استان‌، حمايت‌ از صنايع‌ دستي‌ سيستان‌وبلوچستان‌ و ايجاد صنايع‌ كوچك‌ در منطقه‌، رسيدگي‌ به‌ مسئله‌ آبزيان‌، بهبود راه‌هاي‌ استان‌ از جمله‌ راه‌ زابل‌ به‌ نهبندان‌ و بيرجند، احداث‌ بنادر صيادي‌، رسيدگي‌ به‌ دامداري‌ منطقه‌، آغاز طرح‌ گازرساني‌ به‌ استان‌، بهبود وضع‌ بهداشت‌ عمومي‌ و احداث‌ بازارچه‌هاي‌ مرزي‌ را از جمله‌ راه‌هاي‌ كاهش‌ مشكلات‌ معيشتي‌ مردم‌ و توسعه‌ سيستان‌‌وبلوچستان‌ خواندند.

مقام معظم رهبري از پيش از انقلاب زماني که از نزديک با محروميت‌هاي استان سيستان‌وبلوچستان آشنا شدند تا بعد از انقلاب اسلامي و زمان رياست جمهوري و همچنين رهبري جامعه اسلامي ايران، همواره نسبت به مسائل مطروحه در ارتباط با اين استان با دقت نظر پيگير بوده و قدم‌هاي بسيار موثري را در رفع محروميت‌هاي اين منطقه از کشور برداشته اند. سفرهاي متعدد ايشان به اين استان و اقدامات زيربنايي و سازنده که به ويژه در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اين استان برداشته شده، مويد اين نکته مي‌باشد. مروري بر نامه تجليل ‌دفتر مقام‌ معظّم‌ رهبري‌ از حضور‌ عظيم‌ و پرشور مردم‌‌ سيستان‌‌وبلوچستان در سفر سال1381 رهبري به آن خطّه، مي‌تواند گوياي بسياري از ناگفته‌ها و علايق مقام معظم رهبري به مردم شهيدپرور اين استان باشد:

    تجليل ‌دفتر مقام‌ معظّم‌ رهبري‌ از مردم‌‌ سيستان‌ و بلوچستان

«بســم ‌الله‌ الرحمــــــن ‌الرحيــــم‌. سيستان‌‌وبلوچستان‌، سرزمين‌ محروميت‌هاي‌ تاريخي‌ و ديار ايمان‌ و صبر و سلحشوري‌، در روزهاي‌ اخير پرچم‌دار آگاهي‌، وفاداري‌ و غيرت‌ ديني‌ ملت‌ بزرگ‌ ايران‌ شد و در استقبال‌ از رهبر فرزانه‌ انقلاب‌ صحنه‌هاي‌ شورانگيزي‌ آفريد كه‌ بي‌ترديد هيچ‌ قلم‌ و زباني‌ ياراي‌ توصيف‌ و تصوير آن‌ را ندارد. حماسه‌‌ بي‌بديلي‌ كه‌ در هفته‌ اخير فراتر از مرزهاي‌ قومي‌، مذهبي‌ و طائفه‌اي‌ در زاهدان‌، چابهار، ايرانشهر و زابل‌ جاري‌ شد و هر بيننده‌اي‌ را به‌ شور و شوق‌ و حيرت‌ واداشت،‌ جز با معيارهايي‌ نظير ايمان‌ عميق‌ مذهبي‌، وفاداري‌ به‌ آرمان‌هاي‌ انقلاب‌ و امام‌، ولايت‌مداري‌، آگاهي‌، عدالت‌خواهي‌، استقلال‌طلبي‌ و آزادي‌خواهي‌ قابل‌ ارزيابي‌ و تحليل‌ نيست‌ اين‌ شور پرشعور همچنين‌ نشان‌ از اين‌ حقيقت‌ پرطراوت‌ دارد كه‌ ملت‌ عظيم‌الشأن‌ ايران‌ همچون‌ گذشته‌ انقلاب‌ و نظام‌ اسلامي‌ را با حضور تعيين‌ كننده‌، يكپارچه‌ و مقتدرانه‌ خود به‌ پيش‌ مي‌برد و پرچمي‌ را كه‌ امام‌ راحل‌ در سرزمين‌ اسلامي‌ برافراشت‌ همچنان‌ در اهتزاز نگه‌ خواهد داشت‌. دفتر مقام‌ معظّم‌ رهبري‌ ضمن‌ تجليل‌ از وحدت‌ و همدلي‌ مثال‌زدني‌ شيعه‌ و سني‌ در استان‌ سيستان‌‌وبلوچستان‌ از كليه‌ طوائف‌ و اقوام‌ سلحشور بلوچ، سيستاني‌ و ديگر مرزداران‌ دلاور اين‌ منطقه‌ و نيز علماي‌ آگاه‌ و روحانيون‌ فهيم‌ شيعه‌ و سني‌، خانواده‌هاي‌ معظّم‌ شهيدان‌، جانبازان‌ و آزادگان‌، فرهيختگان‌ و نخبگان‌ افتخارآفرين‌ استان‌ و ديگر قشرهاي‌ مردم‌ به‌ويژه‌ جوانان‌ پرشور، پرنشاط و باهوش‌ اين‌ منطقه‌ كه‌ در ديدارهاي‌ مختلف‌ با رهبر معظم ‌انقلاب‌ صفا و صميميتي‌ به‌ راستي‌ فراموش‌ ناشدني‌ از خود نشان‌ دادند صميمانه‌ قدرداني‌ و سپاسگزاري مي‌كند. دفتر مقام‌ معظّم‌ رهبري‌ همچنين‌ از كليه‌ اعضاء محترم‌ هيئت‌ دولت‌ و مسئولان‌ دستگاه‌ها و نهادهاي‌ مختلف‌، فرماندهان‌ عالي‌رتبه‌ نظامي‌ و انتظامي‌، استاندار و ديگر مسئولان‌ محلي‌ كه‌ در اين‌ سفر تلاش‌ خود را براي‌ تحقق‌ رهنمودهاي‌ رهبر معظّم‌ انقلاب‌ در رفع‌ محروميت‌ها و حل‌ مشكلات‌ استان‌ به‌ كار گرفتند تشكر مي‌كند و اميدوار است‌ با همت‌ و جديت‌ بيشتر مسئولان‌ ملي‌ و محلي‌ طرح‌هاي‌ پيش‌بيني‌ شده‌ براي‌ پيشرفت‌ استان‌ در زمان‌ مشخص‌ اجرا شود و نتايج‌ تلاش‌ خدمتگزاران‌ ملت‌ غبار محروميت‌ را از چهره مصفا و با وفاي‌ مردم‌ مؤمن‌ و سرافراز سيستان‌وبلوچستان‌ هر چه‌ بيشتر بزدايد ان‌شاءالله‌. دفتر مقام‌ معظّم‌ رهبري‌ 12اسفند1381»