زخم‌هایی که در سکوت می‌سوزند

57455054272

بررسی ابعاد خسارات روحی و روانی ناشی از تروریسم 

تروریسم تنها ساختمان‌ها را ویران نمی‌کند، بلکه روح جمعی جامعه را نیز می‌شکند. در حالی که سیاستمداران و رسانه‌ها اغلب بر آمار کشته‌شدگان و خسارات مالی متمرکز می‌شوند، رنج نامرئیِ بازماندگان از جمله اختلالات روانی مانند PTSD، افسردگی، و اضطراب در سایه‌ای از غفلت باقی می‌ماند. طی ۳۴ جلسه دادگاهی که برای اتهامات ۱۰۴ نفر از اعضای منافقین نیز برگزار شد، شاکیان پرونده به‌طور مکرر به خسارات معنوی اشاره کردند. از جمله این شکایات، دیدن لحظه قتل عزیزان، شنیدن صدای رعب‌آور انفجار و تشدید بیماری‌های روانی در اثر تروما بود. در برخی موارد، این آسیب‌ها حتی منجر به فوت افراد شده است. از سوی دیگر، تعدد عملیات‌های تروریستی آرامش جامعه را سلب کرده و مشکلاتی مانند افزایش بی‌اعتمادی اجتماعی و کاهش مشارکت عمومی را به وجود آورده است.

 

بر اساس مطالعات سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بیش از ۷۰٪ قربانیان حملات تروریستی در بلندمدت از عوارض روانی رنج می‌برند. این آسیب‌ها شامل اختلالات پیچیده سوگ (Complicated Grief) مانند سوگِ حل‌نشده و سوگ جمعی است. برخی قربانیان سال‌ها در انکار مرگ عزیزان خود می‌مانند و قادر به پذیرش واقعیت نیستند. وقتی یک حمله تروریستی مراسم عمومی (مانند عزا یا جشن‌های ملی) را هدف می‌گیرد، جامعه دچار شوک جمعی می‌شود. برای مثال، مادر شهید لیلا نوربخش که فرزندش در حمله تروریستی آتش زدن اتوبوس شرکت واحد شیراز کشته شد، در دادگاه گفت: «هنوز هم قبلم می‌سوزد. فکر کنید یک مادر، بچه دو ساله‌اش جلوی چشمش بسوزد و فرزند دیگرش هم زخمی شود و چندین بار عمل شود. ما از سال ۶۰ این درد را تحمل می‌کنیم و با این درد می‌سوزیم.» در جای دیگر، یکی از شاهدان تعریف کرد که پس از انفجار، جسد برادرش را تکه‌تکه جمع کرد و این صحنه چنان در ذهنش مانده که حتی پس از ۲۰ سال هنوز کابوس می‌بیند.

 

فرسایش اعتماد اجتماعی نیز از دیگر پیامدهای تروریسم است. بسیاری از بازماندگان دچار آگورافوبیا (ترس از مکان‌های شلوغ) می‌شوند و حتی از سوار شدن به مترو یا اتوبوس هراس دارند. تروریسم اغلب تنش‌های قومی و مذهبی را تشدید می‌کند. پس از یک حمله تروریستی در حرم امام رضا (ع) مشهد در سال 1373، بسیاری از مردم حتی از رفتن به حرم نیز خودداری کردند، زیرا احساس امنیتشان از بین رفته بود.

 

آسیب‌های بین‌نسلی (Transgenerational Trauma) نیز قابل توجه است. کودکان قربانیان حتی اگر مستقیماً شاهد حمله نبوده‌اند، از طریق اضطراب انتقالی والدین آسیب می‌بینند. برخی والدین به‌شدت محافظه‌کار می‌شوند و اجازه هیچ فعالیت اجتماعی به فرزندان نمی‌دهند. در خانواده‌ای که پدرشان در یک انفجار تروریستی کشته شد، فرزندان به‌صورت ناخودآگاه از هر صدای بلندی می‌ترسند و حتی در بزرگسالی نیز دچار حمله‌های پانیک می‌شوند.

 

تخریب هویت فردی و جمعی نیز از اهداف تروریسم است. وقتی مکان‌های نمادین (مانند مساجد یا مدارس) مورد حمله قرار می‌گیرند، مردم احساس می‌کنند هویتشان مورد تهاجم است. یکی از اهداف تروریسم، به ویژه در پرونده منافقین، القای این باور است که حتی دولت هم نمی‌تواند از مردم محافظت کند. پس از حمله به حرم شاهچراغ، بسیاری از زائران گفتند: «حرم که امن نباشد، دیگر کجا امن است؟»

 

عوارض جسمانی ناشی از استرس نیز در بازماندگان شایع است. بیماری‌های روان‌تنی مانند زخم معده، بیماری‌های قلبی یا تشدید بیماری‌های خودایمنی در این افراد دیده می‌شود. تحقیقات نشان داده قربانیان حملات تروریستی به‌طور متوسط ۱۰-۱۵ سال کمتر عمر می‌کنند. برای مثال، یکی از بازماندگان حمله تروریستی کرمان که همسر و فرزندش را از دست داد، در کمتر از دو سال بر اثر سکته قلبی درگذشت، در حالی که هیچ سابقه بیماری نداشت.

 

در پایان باید گفت این آسیب‌ها مانند تکه‌های شیشه‌ای هستند که سال‌ها پس از انفجار در جان جامعه باقی می‌مانند. عدالت واقعی زمانی محقق می‌شود که این ابعاد نامرئی را در محاسبه خسارات تروریسم بگنجانیم. جامعه‌ای که قربانی تروریسم می‌شود، نه‌تنها ساختمان‌هایش، بلکه روحش نیز نیاز به بازسازی دارد.