روایتی از خیانت منافقین در روزهای اشغال خرمشهر

4900623

سو‌م خرداد، روز فتح خرمشهر، تنها یادآور رشادت‌های رزمندگان اسلام نیست؛ این روز، گواه تاریخ خیانت گروه‌هایی است که دوشادوش دشمن بعثی، پشت جبهه‌های ایران را خالی کردند. کتاب «دا»، خاطرات سیده‌زهرا حسینی، از زاویه‌ای دیده‌نشده، تصویری از همکاری منافقین با صدام در روزهای اشغال خرمشهر ارائه می‌دهد.

سوم خرداد، تنها یک برگ زرین در تقویم افتخارات ملی این سرزمین نیست؛ این روز، نماد «بازپس‌گیری عزت از چنگال ذلت» است. خرمشهری که ۵۷۸ روز در اشغال دشمن بعثی بود، با خون‌های ریخته‌شده و رشادت‌های جاودانه رزمندگان اسلام آزاد شد. اما در پشت این حماسه بزرگ، قصه‌ای تلخ و کمتر روایت‌شده وجود دارد: قصه «ستون پنجم»؛ قصه کسانی که با لباس خودی، در سخت‌ترین روزهای جنگ، خنجر از پشت به پیکر میهن زدند.

منافقین، این گروهک وابسته به صدام، در حالی که ظاهراً دم از «حمایت از جبهه‌ها» می‌زدند، در عمل، جاسوس، جنازه‌دزد و مزاحم خانواده‌های رزمنده بودند. کتاب «دا» این شاهکار ماندگار از خاطرات سیده‌زهرا حسینی از زاویه یک دختر هفده‌ساله در محاصره خرمشهر، چهره واقعی این خائنان را بی‌پرده افشا می‌کند.

در آستانه سالروز فتح خرمشهر، مروری داریم بر بخش‌هایی از این کتاب که نشان می‌دهد چگونه «خیانت داخلی» تلاش‌های دشمن خارجی را تکمیل می‌کرد و چگونه رزمندگان اسلام، همزمان با جنگ در جبهه، ناگزیر از مقابله با دشمنی در پشت جبهه بودند.

۱. خرمشهر در محاصره؛ جنگ دو جبهه‌ای

سیده‌زهرا حسینی، راوی کتاب «دا»، در حالی روایت خود را از روزهای آغازین جنگ آغاز می‌کند که کمتر از یک ماه از تهاجم عراق می‌گذرد. اما آنچه روایت او را از سایر خاطرات متمایز می‌کند، اشاره‌های مکرر به «دشمن داخلی» است؛ دشمنی که با لباس مردم عادی، در کوچه‌پس‌کوچه‌های خرمشهر و آبادان پرسه می‌زد، از ضعف‌ها خبر می‌گرفت و در تاریکی شب، در خانه رزمندگان را می‌زد تا ببیند «کدام خانه مرد دارد و کدام ندارد»

نکته قابل تأمل اینکه منافقین در تحلیل‌های ابتدایی خود، جنگ را «ارتجاعی و ناعادلانه» می‌دانستند و مدعی بودند ایران به دنبال «صدور انقلاب» است، نه دفاع از میهن. اما در عمل، کمتر از هفت روز پس از آغاز جنگ، خود را به جبهه‌ها رساندند؛ آن هم نه برای رزم، که برای جاسوسی، ایجاد رعب و مزاحمت برای خانواده رزمندگان و حتی جنازه‌دزدی.

۲. جنازه‌دزدی منافقین؛ تلخ‌ترین خیانت در اوج اندوه

یکی از  تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های کتاب «دا»، روایت «سرقت جنازه شهدا» توسط منافقین است. در روزهایی که خرمشهر زیر آتش توپ و خمپاره بود و خانواده‌ها به سختی می‌توانستند پیکر عزیزانشان را شناسایی کنند، اعضای گروهک منافقین خود را به جای بستگان شهدا جا می‌زدند و جنازه‌ها را از بیمارستان‌ها تحویل می‌گرفتند.

راوی در صفحه ۳۲۱ کتاب می‌گوید:

«بعداً معلوم شد عضو سازمان مجاهدین اند که شهدا را به اسم گروه خودشان توی شهرها تشییع می‌کنن تا تبلیغاتی براشون باشه.»

تصور کنید: در اوج اندوه یک مادر شهید، کسانی که خود را مبارز و انقلابی می‌نامیدند، پیکر فرزندش را می‌دزدند تا با آن، برای گروه خود تبلیغات کنند. این، آن روی سکه خیانت است که در روزهای فتح خرمشهر، کمتر از آن گفته شده است.

۳. ستون پنجم دشمن؛ از گرادادن مقرهای سپاه تا ترور خانواده رزمندگان

کتاب «دا» به وضوح نشان می‌دهد که منافقین تنها به تبلیغات و جنازه‌دزدی اکتفا نمی‌کردند، بلکه به طور فعال، اطلاعات موقعیت مقرهای نظامی ایران را به ارتش بعث می‌فروختند.

در یکی از تلخ‌ترین بخش‌های کتاب (صفحات ۶۷۷ و ۶۷۸)، حبیب، همسر راوی از شهادت برادرش سیدعلی حسینی و انفجار مقر سپاه می‌گوید. او روایت می‌کند که پس از اصابت گلوله‌های توپ عراقی به مقر، مردی «کت و شلواری و خیلی شیک» سر می‌رسد و با سوالات جهت‌دار خود، مطمئن می‌شود که «کارش را به خوبی انجام داده است یا نه». حبیب می‌گوید: «گویا جزو ستون پنجم دشمن بود که گرای مقر ما را اطلاع داده بود.»

این تنها یک روایت نیست. راوی در صفحات دیگر نیز از مزاحمت‌های شبانه منافقین، سر بریدن زن و سه کودک یک رزمنده سپاه (صفحه ۷۰۰) و تلاش برای ورود به خانه خانواده‌های رزمندگان سخن می‌گوید.

۴. خرمشهر آزاد شد، اما خیانت تمام نشد

فتح خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱، نقطه عطفی در جنگ تحمیلی بود. این پیروزی به جهان نشان داد که ملت ایران با وجود همه مشکلات، تحریم‌ها و جنگ نیابتی، از پای درنمی‌آید. اما آنچه کتاب «دا» به ما یادآوری می‌کند این است که «فتح نظامی» بدون «پیروزی بر خیانت داخلی» کامل نیست.

منافقین همان کسانی بودند که:

    شب‌ها در خانه رزمندگان را می‌زدند تا «ببینند کجا مرد هست و کجا نیست» (صفحه ۶۷۱)

    جنازه شهدا را می‌دزدیدند تا برای خود تبلیغات کنند (صفحه ۳۲۱)

    به بیمارستان‌ها نفوذ کرده بودند تا اسناد شهدا را جعل کنند (صفحه ۱۷۲)

    با عراقی‌ها هماهنگ بودند و موقعیت مقرهای نظامی را لو می‌دادند (صفحه ۶۷۸)

این خیانت‌ها، در حالی رخ می‌داد که رزمندگان اسلام در خط مقدم، با کمترین امکانات، در برابر ارتش بعث می‌جنگیدند.

امروز، وقتی نام «خرمشهر» را می‌شنویم، یادآور حماسه و ایثار است. اما نباید فراموش کنیم که این حماسه، در سایه خیانت‌هایی رقم خورد که اگر نبود، شاید خرمشهر زودتر آزاد می‌شد و شهدای کمتری بر زمین می‌افتاد.

کتاب «دا» به ما یادآوری می‌کند: «دشمن خارجی زخم می‌زند، اما خائن داخلی زهر را به زخم می‌ریزد.»

سو‌م خرداد، تنها روز پیروزی بر دشمن بعثی نیست؛ این روز، یادآور هزینه‌هایی است که ملت ایران در برابر «دشمن داخلی» نیز پرداخت. امروز که منافقین و هوادارانشان با لباس‌های عوض‌شده، باز هم علیه امنیت ایران توطئه می‌کنند، روایت «دا» بیش از هر زمان دیگری برای ما عبرت‌آموز است.

فتح خرمشهر ثابت کرد: هیچ خیانتی نمی‌تواند اراده یک ملت را بشکند. اما تاریخ هرگز خائن را نمی‌بخشد. کتاب «دا» گواهی است از نسل دیروز به نسل امروز که: مراقب باشید، خیانت همیشه قیافه عوض می‌کند، اما همیشه در تاریکی کمین می‌کند.

یاد همه شهدایی که در خرمشهر، چه بر اثر گلوله دشمن و چه بر اثر خیانت منافقین به شهادت رسیدند، گرامی باد.