
اسرائیل دو جنگ اخیر را با ترور مقامات ارشد ایران آغاز کرد و همین سیاست را هم با به شهادت رساندن دبیر قهرمان شورای عالی امنیت ملی و وزیر شجاع اطلاعات در طول جنگ ادامه داده است. اما این استراتژی روی نتیجه جنگ چه اثری خواهد داشت؟!
یک: ایران در جنگ 12 روزه که به نوعی برای اولین بار حذف به یکباره سطح بالای از فرماندهان ارشد نظامی خود را تجربه میکرد، توانست در ساعات نهچندان طولانی به میدان جنگ برگردد و جنگ را مدیریت کند و نهایتاً با عقبنشینی طرف اسرائیلی و آمریکایی، آن آتشبس موقت اتفاق افتاد. بعد از جنگ 12 روزه، تصمیم گیران ایران همه سناریوهای مرتبط با حذف مقامات ارشد را پیشبینی کرده و در بالاترین سطح یعنی حذف رهبر انقلاب نیز مشاهده شد که در میدان جنگ، خلل عملیاتی و تاکتیکی ایجاد نشد.
عمده این مسئله هم این است که فرماندهان در ردههای مختلف نسبت به مراحل و سناریوهای از قبل پیشبینی شده جنگ کاملاً توجیه شدهاند و میدانند در هر مرحله چگونه باید اقدام کنند و همچنین آتش به اختیاری واحدها و ردهها در عمل قوت و استحکام میدان جنگ ایران را حفظ کرده است. بنابراین ایران چالش ترور را عملاً در معادلات جنگی خود حل کرده است.
بماند که تجربه حزبالله جدید که تا چند رده مهم تقریباً اکثر فرماندهان مهم و ارشد خود را از دست داد نشان داد که استراتژی ترور اسرائیل ناکارآمد هست و ایران به مراتب ساختارمندتر، بزرگتر و پیچیدهتر از حزب الله لبنان با این روشها قابل متلاشیشدن نیست.
دو: اما ترورها به نحو دیگری نتیجه جنگ را برای اسرائیل بهشدت سختتر از قبل خواهد کرد. ایران از طریق فرماندهان و مقامات جایگزین که از قبل تا چند مرحله مشخص شده وارد یک ابهام و پوشش مخفی بیشتری خواهد شد.
ضمن اینکه پاسخهای ایران به این ترورها هم روند ابهام آمیزتر و تندتر را طی خواهد کرد و پاسخ ایران صرفاً امنیتی و مقابله به مثل نیست بلکه تشدید نوع ضربات در میدان را هم به دنبال خواهد داشت و ایران همچنان دور از هیجانزدگی و هوشمندانه و در عین حال با شرایط جدید پیش آمده با ضربات سنگینتر پروژه فروپاشی استراتژیک و مرحله به مرحله تضعیف جمعی صهیونیستها را ادامه میدهد و همچنان بر برتری تابآوری متفاوت خود واقف هست و به آن ایمان دارد.
سه: اسرائیل سه هدف عمده را از ترور مقامات ارشد ایران در طول جنگ دنبال میکند، هدف اولیه که عملاً شکست آن در میدان تاکنون دیده شده، همان ایجاد خلل در ساختار و انسجام میدانی جنگ ایران است. اما هدف دوم که بر روی آن سرمایهگذاری کرده، همان تضعیف روحیه جمعی ایرانیان و القای شکست و ایجاد تزلزل در استقامت و مقاومت ملی از طریق فروپاشی و تضعیف روانی است.
آنچه در خیابانهای ایران و تجمعات مردمی تاکنون مشاهده شده، این نوید را میدهد که جای نگرانی وجود ندارد و حفظ این روند ناکامی دشمن را در رسیدن به هدف دوم نیز تضمن میکند. دولت اسرائیل البته با بهره برداری از این ترورها، به دنبال دستاورد سیاسی و اجتماعی در داخل سرزمین های اشغالی است و البته اینبار معلوم نیست در زیر ضربات تاریخی موشک های ایران، این مسکن تا چه حد دردهای راهبردی جامعه صهیونیستی را موقتا کاهش بدهد.