گروه فرقان (5)

Forqan 2

در عين حال ، انسان به رغم برتري اش نسبت به موجودات ديگر ، موجدي عصيانگر است كه دچار انحراف مي شود . ولي اختيار انسان اختياري تكامي و انحراف زاست ، انسان به همان نسبت كه براي رشد و كمال خود از اختيارات و سرمايه هاي خويش بهره برداري مي كند ، در صورت انحراف از مدار راستين كمال رو به سقوط و تباهي مي نهد . (1)

 

فرقان با تأثير از انديشه هاي شريعتي مي گويد : " اگر بگوييم عصيانگري نياز فطري انسان در مرحله بودن و عامل تباهي او در مرحله شدن است ، سخني بر خلاف نگفته ايم ." (2) نتيجه عصيانگري انسان در مقابل خداوند چيزي جز زيانكاري در بر ندارد . بنابراين انسان موجودي زيانكار است . اين ويژگي انسان به صراحت در سوره عصر ، آيه 2 بيان شده است : «‌ ان الانسان لفي خسر » .

 

بزرگترين سرمايه انسان عواملي است كه براي رشد و تكامل او فراهم شده است ، انساني كه بدون استفاده از پتانسيل و ظرفيت وجودي خويش ، راه كمال را طي نكند ، انساني ورشكسته است : " انسان ورشكسته كسي است كه سرمايه هاي خود را ضايع كند ." (3)

 

از ديگر ويژگي هاي انسان ،‌ تلاشگري اوست : " پيداست كه انسان هم از تلاشگري و مجاهدت نه تنها بي بهره نيست ، بلكه دامنه تلاش او از ديگر موجودات گسترده تر است ، چرا كه ميدان رشد و فعاليت او وسيع تر مي باشد ." (4)

 

در قرآن مجيد مي خوانيم : « ليس للانسان الا ما سعي » (نجم/39) ، تأكيدي كه در اين آيه شريفه است ، دلالت بر اين موضوع دارد كه همه ارزش ها در انسان مرهون تحقق اين خصوصيت است .

از ديگر ويژگي هاي انسان كه گروه فرقان بدان تأكيد دارد ، آرزومندي انسان است . البته آرزومندي را در حيطه بودن و كمال آن يعني " اميد " را در قلمرو " شدن " انسان مي بيند و از وجود آرزو و اميد در درون انسان نتيجه مي گيرد :

" در هر دو صورت هم اميد با آن مفهوم و هم آرزو با اين بيان ، عواملي زاينده و رشد وادارنده انسانند ، زيرا اگر اين آرزوهاي طولاني انسان را رنج نمي دادند و يا اگر اين اميدها آدمي را از ماندن به شدن راهي نمي ساختند ، انسان چگونه براي تحقق آرمان هايش به حركت واداشته مي شد ؟ " (5)

 

رابطه انسان و جهان :

در بحث گذشته از ويژگي ها و خصوصيات انسان مطالبي گفته شد ، اما در بحث جديد سخن از رابطه انسان و جهان است ، رابطه انسان و جهان بر چه پايه اي استوار است ؟‌

در ايدئولوژي گروه فرقان ، رابطه انسان با جهان رابطه دو سويه و تأثير گذار متقابل است :

" بدين معنا كه هر تأثيري بر انسان ، تأثيري است بر جهان و به عكس هر تأثيري بر جهان ، تأثير بر آدمي را تداعي مي كند . مثلاً همان طور كه قبلاً خوانديم تكامل انسان ، تكامل جهان است ،‌ تكامل جهان ، تكامل انسان است ." (6) اما عامل پيوند دهنده اين رابطه و تأثير دو سويه ايمان است .

 

در نتيجه به واژه اي چون " مؤمن " در قرآن برخورد مي كنيم كه پيوند واقعي انسان با جهان هستي است ، براي رسيدن به درجه ايمان و مؤمن شدن بايد در وادي عمل قدم زد .

فرقان در حوزه اخلاق عملي در اسلام ، كه تقوا بارزترين آن و در واقع از اهداف عملي اخلاق در اسلام است ، به شدت از ادبيات انقلابي متأثر است و با اين رويكرد به تفسير آن مي پردازد : " تقوا انطباقي است با مدار تكامل راستين عليرغم درگيري با تضادها و حل درست آنها ." (7)

 

از همين منظر معتقد است كه تقوا مفهومي مرتجعانه و بازاري ندارد كه فرد مدعي تقوا را مجبور كند از واقعيات موجود در جامعه روي بگرداند و از تضادها و بحران ها بگريزد ، بلكه تحقق تقوا مستلزم درگيري با تضادها و حل درست آنهاست . (8)

 

از اين رو عنصر مؤمن و عنصر متقي را صرفاً عنصر انقلابي مي داند : " بر اين اساس است كه عنصر متقي كه همان مؤمن انقلابي است بر سر غارتگران حاكم فرياد بر مي آورد ." (9) در اين راستا هر جا كه به واژه تقوا بر مي خورد آن را " پروا پيشگي " ترجمه مي كند .

 

به يقين در اسلام مؤمن مختار است بين تقواي ستيز و تقواي پرهيز ، اما قرآن فضيلت را به مؤمن مجاهد داده است . (10) اما براي مؤمن مجاهد گاه صبر ، خويشتن داري و گذشت نيز اقتضا مي يابد كه بايد تن به مدارا و تحمل دهد .

 

پذيرش چنين وضعيتي براي مؤمن مجاهد به مراتب سخت تر از واكنش هاي هجومي است ، اما اقتضاي ايمان اين شرايط را بر او تحميل مي كند ، گاه اتفاق مي افتد كه براي متقي واقعي ، سكوت و حرف نزدن به مراتب به تقوا نزديكتر است تا اعتراض و جدل . از اين رو با برداشت يك سويه اي كه فرقان از تقوا دارد ، ‌نمي توان به تقواي واقعي و ايمان دست يافت .

بر اساس ديدگاه فرقاني ها درباره تقوا ، اين اتفاق رخ مي دهد كه با اصالت بخشيدن به مبارزه ،‌ مؤمن گاه در مصاديق دچار اشتباه شود و به نام بي پروايي و اعتراض به آنهايي كه سد راه دين و خدا شده اند ، مصداق را نادرست گرفته و اتفاقاً بر عكس آن رفتار مي كنند ، اين رويه به بي تقوايي مطلق منتهي مي شود .

فرقاني ها بر خلاف فطرت دست خورده شان كه با واژه اي چون تقيه بيگانه هستند ، اما به ناچار و به خاطر تأثير از شريعتي مي گويند :

" تقيه تاكتيكي است انقلابي كه هم دشمن را به زانو در مي آورد و حساسيت او را نسبت به انقلاب و انقلابيون تقليل مي نمايد و هم عاملي است در جهت استواري هر چه بيشتر عنصر مؤمن در جهت ايدئولوژيكي و انقلابي خود ." (11)

 

فرقاني ها در ادامه توضيح واژه تقيه ، بر اين باورند كه " تقيه عملي است بنيادي كه از يك طرف عنصر مؤمن را در جهت گيري خود موفق مي سازد و از طرف ديگر از او در ميان مردم و به خصوص در نظر عمال نظام فرعوني حاكم ، عنصر گمنام مي سازد كه ارزشي را برايش در نظر نگيرند و حساسيتي نسبت به او نشان ندهند و روياروي با او نشوند ." (12)

 

آنگاه براي رفع چالش بين عمل انقلابي و تقيه مي گويد :

" حساس ترين و تكامل زاترين تاكتيك انقلابي عنصر مؤمن در اين مرحله تاكتيك تقيه است . تقيه به مفهوم قرآني آن پرواي انقلابي از دشمن در جهت حفظ دستاوردهاي انقلاب و پيشبرد انديشه توحيدي است ." (13)

 

 

در پايان بحث تقوا به عنوان يك عمل انقلابي و تقيه كه ظاهراً نوعي سكوت و حركت غير هجومي است ، مي آورد :

" خلاصه آن كه در مرحله انقلاب تقواي كلي و فطري و اجتماعي در قالب تقواي عملي يعني تقيه بروز و ظهور مي كند و خط مشي عنصر انقلابي مؤمن را در جهت تحقق اهداف مشخص مي گرداند ." (14)

 

ملاك تقوا و ايمان براي مفسران گروه فرقان ، رفتار و عمل انقلابي است ، در حالي كه انسان علاوه بر تعيين خط مشي صحيح كه همان همراهي با پيامبر و دين مبين اسلام است ، بايد خود را به تمامي ارزش هاي الهي و انساني مزين كند .

قرآن كريم در آيه 29 سوره فتح ،‌از ويژگي هاي ظاهري مؤمنين كه در خدمت پيامبر اكرم هستند ، مي فرمايد : « محمد رسول الله والذين معه اشداء‌ علي الكفار رحماء‌ بينهم تريهم ركعاً سجداً‌ يبتغون فضلاً‌من الله و رضواناً سيماهم في وجوههم من اثر السجود ... »

درست نقطه مقابل اين چهره ها ، خداوند در سوره الرحمن آيه 41 از مجرمون نام مي برد : «‌ يعرف المجرمون بسيماههم فيؤخذ بالنواصي و الاقدام » فرقان در ترجمه اين آيه مي گويد : " ضد انقلابيون به چهره هايشان شناخته مي شوند ." (15)

 

بر اساس شناختي كه از ادبيات فرقان داريم ،‌ آنها مجرمون را فقط در ضد انقلابيون جستجو مي كنند ، در حالي كه ممكن است فردي انقلابي باشد ، ولي ساير ارزش هاي اسلامي را ناديده بگيرد كه در آموزه هاي اسلامي او نيز يك مجرم است .

همراهي با پيامبر داراي ويژگي هايي است كه علاوه بر انقلابي بودن به زينت عبادت و تواضع و ركوع و سجود نيز بايد مفتخر بود . فرقان مي نويسد : " پيداست كه عمل ضد انقلابي آنان نه تنها بر طبيعت ، بلكه بر طبيعت وجود خودشان تأثير مستقيم دارد ." (16)

 

در راستاي تفاسير عجيب فرقاني ها از آيات قرآن مجيد ، به اين آيه مباركه اشاره مي شود :

«‌ يا ايها الذين آمنوا ان كثيراً من الاحبار و الرهبان ليأكلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله و الذين يكنزون الذهب و الفضه و لاينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم » ،‌ " اي كساني كه ايمان آورده ايد ،‌آگاه باشيد كه بسياري از روحانيون اموال مردم را به باطل مي خورند و از راه خدا باز مي دارند و طلا و نقره ذخيره مي كنند و در راه خدا انفاق نمي كنند ، پس آنان را به عذابي دردناك مژده بده ." (توبه/34)

گروه فرقان در تفسير اين آيه روحانيت شيعه را مصداق عيني احبار و رهبان معرفي مي كرد ، سپس نتيجه مي گرفت كه بايد در همين دنيا به سزاي اعمال شان برسند و سزاي آنها گلوله هاي سربين است : " به دست شما ايشان را عذاب مي كنيم ، پس در نتيجه ترور كردن صحيح است و منظور از عذاب اليم همان گلوله هاي سربين است ." (17)

 

 

پی نوشت:

 

1. اصول تفكر قرآني ، ص 30

2. همان

3. همان ، ص 30

4. همان ، ص 31

5. همان ، ص 32

6. همان ، ص 47

7. اصول تفكر قرآني ، كتاب دوم توحيد ، ص 122

8. همان

9. همان

10. فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً ،‌ نساء / 97

11. اصول تفكر قرآني ، ص 136 ، 137

12. همان ،‌ ص 137

13. همان ، ص 136

14. همان ،‌ ص 139

15. همان ،‌ ص 137

16. اصول تفكر قرآني ، ص 26

17. آرشيو مركز اسناد انقلاب اسلامي ،‌ پرونده حسن عزيزي ، كد 661

 

گروه فرقان (4)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9931970&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان