حضور نظامی آمریکا در منطقه؛ به نام مقابله با تروریسم، به کام حامیان تروریسم

در طول سالهای حیات جمهوری اسلامی ایران و به‌رغم تداوم بحرانهای پیاپی در روابط میان ایران و آمریکا هیچگاه تا این حد احتمال بروز جنگ بر روابط فیمابین دو دولت سایه نیفکنده بود. برای درک این وضعیت خطیر کافیست تحولات یک سال اخیر در حوزه بین الملل و نیز دستگاه دیپلماسی آمریکا مورد توجه قرار گیرد. از خروج بلاوجه از موافقتنامه برجام تا وضع تحریم های غیرقانونی گسترده و شدید، اتهام زنی و پیگیری خط مشی ایران هراسانه و در این اواخر تقویت تسلیحات و نیروهای نظامی در پایگاه های منطقه‌ای، انتقال هواپیماهای اف 35، ناوهای هواپیمابر جنگی آبراهام لینکلن و آرلینگتون و اخیرا بمب افکن بی 52 به خلیج فارس.

خاورمیانه این سرزمین زرخیز و مهد تمدن و شکوفایی دهه هاست رنگ آرامش و صلح را به خود ندیده و هر روز شاهد به مسلخ کشاندن فرزندان بیگناه خود است گاه با سبعیت وحوش و تروریستهای تحت حمایت دولتها و گاه با مداخله نظامی دولتهایی که خود را متولی و مدعی برقراری صلح و امنیت بین المللی می دانند.

جهان کنونی با وجود سیاستمداران فاشیست و سوپر رادیکال همچون ترامپ، پمپئو، جان بولتون، نتانیاهو و بن سلمان بیش از هر زمانی برای زیست صلح آمیز و مداراگری نامناسب گشته و روند تحولات نویدبخش صلح و امنیت برای ابنای بشری نیست. امروز مردم ونزوئلا به خاطر جاه طلبی و افکار شوم جان بولتون روزگار را بسختی می گذرانند. از یکسو تحت شدیدترین تحریمهای اقتصادی تحمیلی از سوی آمریکا هستند و از دیگر سوی با تقویت برخی عناصر داخلی و طراحی کودتاهای فعلا ناکام مانده، مدعی تلاش برای بهبود زندگی و ارمغان دموکراسی برای مردم فلاکت زده هستند؛ تناقضی آشکار که با توجه به شناخت شهروندان ونزوئلایی از تاریخ مداخلات ایالات متحده در آمریکای لاتین (از شیلی گرفته تا السالوادور و بولیوی و نیکاراگوئه) و عواقب فاجعه بار آن جز با نظامی گری و سرکوب شدید به نتیجه نخواهد رسید.

در سطحی گسترده تر هم اینک خلیج فارس به بهانه مقابله با تروریسم و کنترل اقدامات ضدامنیتی ایران و گروههای تحت حمایت آن، جولانگاه نظامیان آمریکایی گردیده و عملا به زرادخانه تسلیحاتی این کشور بدل گشته است. اینکه تروریسم نوین از کی و چگونه و با حمایت کدام دولتها در خاورمیانه سربرآورد دیگر محل بحث نیست و در باب آن سخن ها رانده شده است. بلکه سخن اصلی در باب چرایی اهمیت این جغرافیا برای غرب و تناقضات موجود در رویه و عملکرد این دولتهاست.

اصولا خاورمیانه به دو دلیل عمده منشا دخالت گسترده این کشور بوده است؛ اول؛ اهمیت ژئوپولیتیکی و ذخایر فراوان انرژی در این نقطه از جهان و دوم؛ وجود رژیم اسراییل و تلاش برای تثبیت این موجودیت.

حمایت از اسراییل و سیاست های تجاوزکارانه آن برای آمریکا همواره در درجه اول اهمیت قرار داشته، می توان آنرا ایالتی دورمانده از سرزمین اصلی خود یعنی آمریکا دانست. فارغ از بحثهای مبنایی در باب موجودیت و مشروعیت این رژیم، سیاست های حمایت گرانه آمریکا از رژیم اسراییل از منظر حقوق بین الملل هم محکوم و فاقد وجه است. جالب آنجاست که این مدعی حقوق بشر هیچگاه در برابر کشتار عامدانه غیرنظامیان بیگناه، تجاوزات ارضی مکرر و شهرک سازی غیرقانونی در اراضی فلسطینیان که به کرات توسط نهادهای حقوق بشری و سیاسی ملل متحد محکوم و نامشروع شناخته شده، هیچگاه ابراز نگرانی نکرده است. رژیمی که به گواهی تاریخ با اعمال خشونت از طریق آژانس های رسمی و دفاکتوی خود همچون ایرگون و هاگان و ایرگون شدیدترین اقدامات تروریستی را با هدف کشتار و کوچ اجباری فلسطینیان از موطن خود بنیان نهاد. جالبتر آنجاست که در اقدامی آشکارا خلاف حقوق بین الملل، سفارت خود در اسراییل را از تل آویو به قدس شرقی منتقل نموده، بلندیهای جولان را به اسراییل ارزانی می دارد و مدعی طراحی معامله قرن برای برقراری صلح و امنیت نیز هست. از نظر آمریکا اسراییل با دارا بودن صدها کلاهک هسته ای تهدیدی برای صلح و امنیت بین الملل نیست و ضرورت بازرسی و نظارت های مرسوم بین المللی در چارچوب ان پی تی و توافقات بین المللی در مورد این کشور حس نمی شود. اما کشوری همچون ایران نباید از کمترین توانایی هسته ای برخوردار باشد بدلیل حفظ همان صلح و امنیتی که اسراییل منادی آن است.

در چارچوب ژئوپولیتیک با توجه به استعداد طبیعی خاورمیانه به‌عنوان هاب انرژی جهان و تاثیر بالای آن بر نظام قدرت، حضور آمریکا در این منطقه به هر دستاویزی همواره از اهمیت استراتژیکی برخوردار بوده است. گرچه این کشور اکنون خود از صادرکنندگان نفت جهان شناخته می شود اما تسلط بر این منطقه هم برای حمایت از متحدین و هم برای کنترل دولتهای رقیب از اهمیت فراوانی برخوردار است.

حمایت حداکثری از برخی دولتهای عرب منطقه(جدیدا متحد شده با اسراییل) بویژه عربستان بعنوان بزرگترین اسپانسر تروریسم در جهان بیش از هرچیز گویای پارادوکس و مدعیات غیرواقعی دستگاه دیپلماسی آمریکا در مبارزه با تروریسم و حفظ صلح و امنیت بین المللی است. حمایت از کشوری تحت زعامت افراطبیون وهابی مسلک که به‌عنوان مروج اصلی و تامین کننده مالی عمده سلفی گری تروریسم تکفیری در خاورمیانه شناخته می شود بر هرچیزی دلالت می نماید جز مقابله با تروریسم و حفظ صلح. کشوری که با سلاخی دگراندیشی بنام قاشقچی، فاجعه انسانی در یک مکان دیپلماتیک را در اذهان جهانیان ثبت کرد و مرتکب فجیع ترین جنایات علیه شهروندان عادی بویژه زنان و کودکان در یمن گردیده است.

حمایت های بی اندازه آمریکا از عربستان بعنوان یک متحد کلیدی در منطقه خاوورمیانه بیش از هرچیزی نشان‌دهنده اینست که بزرگترین مانع برای مقابله واقعی و موثر با تروریسم و چه بسا اصلی ترین عاملان آن خود دولتها هستند. مگر جز اینست که القاعده بعنوان دستپخت مشترک غرب و ارتجاع منطقه ای، تحت حمایت مالی و ایدئولوژیکی این کشور بوده است؟! مگر رژیم طالبان (بعنوان مهمترین تهدید تروریستی وقت در جهان) در جریان جنگ های داخلی افغانستان و با وجود دولت قانونی به رسمیت شناخته شده توسط ملل متحد، مورد شناسایی رسمی دولت عربستان (در کنار دولتهای پاکستان و امارات) قرار نگرفت؟! و یا مگر 15 تن از عاملان مستقیم حملات 11 سپتامبر، اتباع سعودی نبودند؟! سند موسوم به گزارش 28 صفحه ای که با وجود کارشکنی ها نهایتا قرائت شد و نقش پررنگ مقامات سعودی در فراهم سازی و تسهیل زمینه های ارتکاب حملات 11 سپتامبر را افشا نمود در نهایت به کدام برخورد قانونی با عربستان سعودی بعنوان حامی اقدامات تروریستی مورد بحث منجر شد؟!

دولت سعودی که در سالهای اخیر نه تنها از رویکرد خود عدول ننموده بلکه بمراتب رویکردی افراط گرایانه تر و بحث برانگیزتر را اتخاذ نموده است. آیا غرب و در راس آن آمریکا کمترین اقدام بازدارنده یا تلافی جویانه ای را در این خصوص تدبیر نمودند.

کوتاه سخن آنکه، مقابله با تروریسم به فیلد مناسبی برای تامین منافع و بازی قدرت مبدل گشته و با این رویکرد دولتها امید چندانی به سرکوب و کاستن از خطرات تروریستی در جهان وجود ندارد چه بسا این حملات و خشونت ناشی از آن در آینده ای نزدیک بمراتب مرگبارتر و گسترده تر از روزگار کنونی گردد.        


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

علیرضا خرم‌روز، بنیاد هابیلیان

جنگ تروریستی آمریکا علیه تروریسم

دکتر مصطفی انتظاری‌هروی، بنیاد هابیلیان

حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا برای حمایت از تروریستها

و خاطره‌ای از شهید علی‌اکبر علیرضانژاد به روایت همسرش

ماجرای شهادت فعال انقلابی آستانه اشرفیه توسط منافقین

جدیدترین مطالب

مهدی عسکری، بنیاد هابیلیان

منافقین تروریست و تکرار تاریخ

و خاطره‌ای از شهید علی‌اکبر علیرضانژاد به روایت همسرش

ماجرای شهادت فعال انقلابی آستانه اشرفیه توسط منافقین

مطالب پربازدید بخش یادداشت

دکتر مصطفی انتظاری‌هروی، بنیاد هابیلیان

پیام هوشمندانه یک انتصاب

معاونت بین الملل بنیاد هابیلیان

یک فرقه تروریستی و دوستان ترامپی‌ آن

دکتر مصطفی مطهری؛ بنیاد هابیلیان

ریسمانی بس نامطمئن که منافقین بدان چنگ زده اند

محمد حسین‌زاده، بنیاد هابیلیان

حقوق بشر در مسلخ منافقین

دکتر سیدمحسن موسوی زاده، بنیاد هابیلیان

ریشه‌های یک انحراف

دکتر سیدمحسن موسوی زاده، بنیاد هابیلیان

تغذیه فکری دوگروه تروریستی از یک آبشخور

دکتر نواب محمدی‌، بنیاد هابیلیان

سوء استفاده منافقین از اتفاقات فوتبالی

Previous MonthNext Month
اردیبهشت 1358
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
6
9
10
11
تاریخ : 1358/02/11
19
تاریخ : 1358/02/19
27
31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان