
مبحث دوم ) اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه :
هر نظام حقوقی بر پایه اصول و هنجارهای بنیادینی است که حقوق موضوعه آن را تشکیل می دهد ، این اصول و هنجارهای بنیادین می تواند بر مبنای اصول مکتب های حقوقی مختلف باشد ، اصول و هنجارهای فرو دست و فرعی بر اساس پذیرش اصول و هنجارهای کلی تر و اصلی تر است تا به یک مبنای بنیادین نظام حقوقی برسد .
مثلاً اگر یک عالم روحانی بگوید نباید مرتکب زنا شوی ، در پاسخ چرایی آن بی درنگ به منابع شرعی استناد می کند و در پاسخ چرایی منابع شرعی آنها را ناشی از اراده خداوند می داند و اگر پرسیده شود چرا باید اراده خداوند را گردن نهاد ؟ با نگاهی عاقل اندر سفیه به بحث خاتمه می دهد ، چون اصل بنیادینی وجود داد : " باید فرمان الهی را اجرا کرد ."
سایر سیستم های حقوقی نیز بر پایه اصول بنیادینی هستند که فرض بدیهی پیروان آن نظام حقوقی است ، اصول فرو دست حقوقی با استقراء در مواد قانونی و عرف های مسلم و منابع پذیرفته شده حقوقی نیز به دست می آید ، تعاریف گوناگونی از اصل حقوقی داده شده است .
برخی آن را قواعد نانوشته مبتنی بر وجدان عمومی می دانند (مکتب جامعه شناسی حقوقی) و برخی آن را ناشی از همبستگی و تعاون اجتماعی و احساس عدالت (لئون دوگی) و نیز عده ای قواعد پذیرفته شده کلیه نظام های حقوقی و اساسی ترین احکام حقوق جهان شمول می دانند . (جعفری تبار)
لازم است بدانیم آیا اصول حقوقی مشترک بین همه ملت ها وجود دارد یا خیر ؟ آیا اصول حقوق بشر دوستانه تا حد اصول مشترک جهانی کلیت دارد یا بر اساس یک اصل کلی تری به وجود آمده اند ؟
بی شک پاره ای از اصول حقوقی جهان شمول و مورد قبول همه نظام های حقوقی متمدن هستند ، مانند وفای به عهد و رد مال امانی به مالک . لزوم جبران خسارت و ارزش غائی انسان ، اصل کرامت انسانی به عنوان مبنای اصول حقوق بشر دوستانه اصل مورد قبول ملت های متمدن است .
انسان از چنان کرامتی برخوردار است که به هیچ وجه نباید وسیله قرار گیرد ، اصل غایت بودن انسان در اندیشه فلسفی کانت مبنای برابری انسان هاست ، زیرا منکر اصل غایت باید تبعیض حق و حقوق انسان با بپذیرد .
اگر از وی پرسیده شود که دلیل قوانین تبعیض چیست ؟ چرا انسان ها به نحو پیشین بین آنها تبعیض است ؟ او باید برای تبعیض دلیل بیاورد و همین اندازه که برای نابرابری دلیل می آورد مستلزم قبول اصل برابری است .
بنابراین انکار اصل غایت نیازمند قبول اصل غایت است چون اگر دلیل نیاورد ترجیح بلا مرجع کرده که منطقاً باطل است ، از سویی انکار اصل غایت به معنای قبول برده داری است چون رد اصل غایت به معنای قبول وسیله قرار گرفتن و ابزار بودن انسان است .
در نتیجه اصل کرامت انسانی یک اصل پیشینی و مقدم است و سایر اصول حقوق بشر و حقوق بشر دوستانه بر پایه این اصل مشترک است ، در حقوق بین الملل بشر دوستانه اصول ذیل به عنوان اصول اساسی نگریسته شده است :
• اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض : منظور از این اصل آن است که با همه انسان ها باید رفتاری انسانی و بدون هر گونه تبعیض ناشی از جنسیت ، ملیت ، نژاد ، مذهب یا عقاید سیاسی صورت گیرد .
• اصل ضرورت نظامی : هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد ، فعالیتی که فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است ، این بدان معناست که حمله به غیر نظامیان و کسانی که خارج از صحنه نبرد قرار دارند ممنوع است .
زیرا با این کار هیچ مزیت نظامی به دست نمی آید . همچنین هر اقدامی که بر حسب ضرورت برای انهدام اموال دشمن به عمل می آید باید با قواعد مربوط به تمایز و تناسب مطابقت داشته باشد .
• اصل محدودیت : معنای این اصل آن است که استفاده از سلاح هایی که آسیب های غیر ضروری یا جراحات بیش از حد لزوم وارد می نمایند ممنوع است .
• اصل تفکیک : باید بین افراد و اموال نظامی و غیر نظامی تفکیک صورت گیرد ، از آنجا که حمله به افراد و اموال غیر نظامی ممنوع است ، نتیجه تفکیک آن است که از این افراد و اموال حمایت لازم به عمل خواهد آمد .
• اصل تناسب : صدمات اتفاقی ناشی از یک حمله در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی که از آن حمله انتظار می رود نباید بیشتر باشد .
دیوان بین المللی دادگستری نیز در ارتباط با اصول و احکام بر ابزارها و سلاح های جنگی در پاراگراف 90 رأی مشورتی 1996 خود در مورد کاربرد سلاح های هسته ای اعلام کرد که دو اصل تفکیک و تناسب اصول اساسی (cardinal) حقوق بشر دوستانه می باشند .
• اصل حسن نیت : در هر گونه مذاکره میان طرفین متخاصم اصل حسن نیت باید رعایت شود . مبنای توجیه کننده اصول موصوف اصل کرامت انسانی است ، زیرا چرایی همه آنها به ممنوعیت و نامشروع بودن لطمه به تمامیت جسمی و روحی انسان است .
آیا نامشروع شناختن حمله به اهداف غیر نظامی به منزله مشروعیت ذاتی حمله به اهداف نظامی و نابودی نیروی متخاصم است ؟ آیا حقوق بشر دوستانه به نوعی کشتار سربازان و نیروهای پیش روی دشمن را مشروعیت بخشیده است ؟
در پاسخ باید گفت : چون پاسخ این پرسش مربوط به مشروعیت اصل جنگی می باشد ، از حوزه حقوق بشر دوستانه خارج است ، به عبارت دیگر حقوق بشر دوستانه در پاسخ به سؤال مزبور ساکت است و باید پاسخ آن را در حقوق جنگ " حقوق بین الملل منع توسل به زور " جستجو کنیم ، هر چند که اصول و قواعد حقوق بشر دوستانه در مفهوم جنگ ناعادلانه هم وجود داشته است .
در تئوری جنگ عادلانه این مطلب بررسی شده است که ارزشیابی بین تلفات و آثار منفی ناشی از جنگ و همه اهداف عدالت جویانه آن به عمل آید و در صورتی که اهداف خیر و نیک آن بیشتر باشد جنگ عادلانه محسوب می شود، این ایده از حقوق جنگ به حقوق بشر دوستانه وارد شده و تبدیل به اصل تناسب شده است .