حقوق بشر در کلام امام خمینی (ره)

Imamkhomeini780

حقوق بشر در اندیشه امام خمینی عام‌شمول است و بر همگان اطلاق می‌شود امام از یکسو اسلام را مبین و موید حقوق بشر می‌داند و از سوی دیگر، غرب را مدعی دروغین و پایمال کننده آن می‌خواند. آنچه در زیر می‌آید گزیده اندیشه‌های بنیانگذار انقلاب اسلامی درباره حقوق بشر است که عینا از صحیفه امام نقل می‌شود:

پایمال‌کنندگان حقوق بشر

ما همه بدبختیهایى که داشتیم و داریم- و بعد هم داریم- از این سران کشورهایى است که این اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده‏اند. اعلامیه حقوق بشر را اینهایى امضا کرده‏اند که سلب آزادى بشر را در همه دوره‌هایى که کفیل بودند و دستشان به یک چیزى رسیده است کرده‏اند. سر لوحه اعلامیه آزادى حقوق بشر- سرلوحه‏اش- آزادى افراد است. هر فردى از افراد بشر آزاد است، باید آزاد باشد. همه باید در مقابل قانون على‌السواء باشند. همه باید آزاد باشند در محلشان؛ در سکنى‏ آزاد باشند، در شغلشان آزاد باشند، در مشى‌شان باید آزاد باشند. این اعلامیه حقوق بشر است که سرلوحه‏اش این مطلب است. از اولْ مسلمین بلکه همه بشر، از اول گرفتار اینهایى بوده‏اند که امضا کردند و تصویب کردند این اعلامیه حقوق بشر را. آمریکا یکى از آنهاست که تصویب کردند این را و امضا کردند این مطلب را که حقوق بشر باید محفوظ بماند و یکى از حقوق بشر آزادى است. همین آمریکایى که اعلامیه حقوق بشر را- به اصطلاح- امضا کرده است، شما ببینید چه جنایاتى بر این بشر واقع کرده است. در همین چند سالى که ماها یادمان است و یک قدر زیادترش را من و یک قدر کمترش را به حَسَب جوانى‏اى که دارید شما مشاهده کردید، چه گرفتاریهایى از براى بشر هست به دست آمریکا که یکى از اشخاصى است که، یکى از دولت‌هایى است که قضیه حقوق بشر را امضا کرده‏اند. در هر مرکزى از مراکز مسلمین و غیرمسلمین یک مأمورى نصب کرده‏اند که سلب آزادى از همه آن اشخاصى که در آن محیط هستند کرده‏اند. اینها مى‏گویند آزادند بشر! براى تخدیر توده‏ها، که حالا دیگر نمى‏شود تخدیرش کرد. قضیه این چیزهایى که مى‏گذرانند، که یکى‏اش هم همین اعلامیه حقوق بشر است، این براى اغفال است نه اینکه یک واقعیتى دارد. یک چیز خیلى خوش نماى با زَرْق و برقى را مى‏نویسند، سى ماده مى‏نویسند که همه‏اش موادى است که خوب به نفع بشر است و یکى‏اش را عمل نمى‏کنند! در مقام عمل، یکى‏اش عمل نمى‏شود. این اغفال است؛ افیون است این براى توده‏ها، براى مردم. (صحیفه امام، ج‏3، ص: 332)

ادعاى حقوق بشر، وسیله غارت ملل ضعیف

با این وضعى که ایران دارد، با این اغتشاشى که الآن در ایران هست؛ و این دوَل بزرگ هم که بشر دوست! حقوق بشر! همه‏اش شعر. همه این حرف‌هایى که این دولت‌هاى بزرگ می‌زنند و جامعه‌هایى درست کرده‏اند براى حقوق بشر، براى امنیت، براى چه، نه امنیتشان به امنیت آدم مى‏برد و نه حفظ حقوق بشرشان به حفظ حقوق آدم مى‏برد همه‏اش براى این است که این ملل ضعیف را ببلعند. این همه مساعى که ملاحظه مى‏کنید در هر یک این ابرقدرتها، یک صدایى است، یک نظامى هست، نظام این است که این بلاد شرق را، بلاد ضعیف را، اینها ببلعند.

در شرق چون مخازن زیاد است، مخازن نفتْ زیاد در شرق هست مثل کویت، مثل حجاز، مثل ایران، در اینجا اینطور مخازن هست، آن خارجیها تمام چشمشان دوخته شده است به این مخازن ما و دارند مجانى مى‏برند، همین طورى. شما خیال مى‏کنید که آمریکا پول به ایران مى‏دهد؟ آمریکا براى خودش در ایران پایگاه درست مى‏کند. این اسلحه‌هایى که مى‏گویند فروختند به ایران، به جاى نفت دادند. این اسلحه‏ها همانهایى است که اینها مى‏خواهند در ایران باشد، و پایگاه باشد که مبادا یک وقتى شوروى حمله بکند. نه این است که اینها به ما چیزى داده‏اند، اینها بازى است سر ما درمى آورند. ( صحیفه امام، ج‏3، ص،518 و 519 )

تعدى به بشر توسط مدعیان حقوق بشر

اینهایى که فرض کنید [از] حقوق بشر دم مى‏زنند، بیشتر به بشر دارند تعدى مى‏کنند. تمام آلات قتاله‏اى که اینها درست کرده‏اند و این جنگها را پیش مى‏آورند در اقطار عالم، همین‌ها هستند که قضیه حقوق بشر را، اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده‏اند؛ و اینها، همین فرانسه که قضیه اعلامیه حقوق بشر را [امضا] کرده، لکن با الجزایر چه کرد. الآن هم وقتى دستشان برسد، همین کارها را مى‏کنند. آمریکا هم مشغول است، شوروى هم مشغول است. مشغول اینند که بچاپند مردم را، ببلعند مردم را. منتها با اسماء مختلفه؛ که این اسماء مختلفه اسباب گول زدن مردم مى‏شود. مردم باورشان مى‏آید که مثلًا دولت شوروى، دیگر یک دولتى است که براى مردم کار مى‏کند، کمونیست است، براى توده‏ها کار مى‏کند. وقتى که درست ملاحظه کنید؛ مى‏بینید نه، اینها قلدرى‌شان بیشتر از جاهاى دیگر است، بیشتر از جاهاى دیگر تحقیر مردم مى‏کنند. یکى از رؤسایشان گفته بود که باید بیایند چرتکه بیندازند ببینند که این افراد این مملکت چقدر کار مى‏کنند، چقدر مى‏خورند؛ اگر چنانچه کارکردش کمتر از خوردنش هست، باید بیندازیمش توى دریا. بریزمشان توى دریا؛ اینها، این بشردوستها همچو اظهارى دارند. (صحیفه امام، ج‏4، ص: 39)

حفظ حقوق بشر

حکومتى مى‏تواند ادعا بکند که حقوق بشر را حفظ مى‏کند که دولتش مبتنى بر یک عقاید الهى دینى باشد؛ و خودش را مسئولْ پیش یک قدرت بزرگ بداند. آن اشخاصى که خودشان را مسئول نمى‏دانند پیش یک قدرتى، قائل نیستند. به یک قدرت بزرگى توجه ندارند، به یک قدرت عظیمى، به یک مسئولیت واقعى. اینها هر چه ادعا بکنند که ما بشردوست هستیم و ما مى‏خواهیم حقوق بشر حفظ بشود و ما مى‏خواهیم، ادعاست؛ هیچ واقعیت ندارد. تا آن نقطه اصلى که نقطه اتکاست، خدا نباشد و خوف از او نباشد و خوف از مسئولیت روز جزا نباشد، این بشر هرج و مرج مى‏کند، به تباهى مى‏کشد. طبع انسان این است که از همین کارهاى خلاف بکند؛ طبعى است. اگر سر خود باشد متعدى است؛ آنى که انسان را به راه مى‏آورد و کنترل مى‏کند و راهش را معین مى‏کند، آن دیانت است که مى‏تواند کنترل کند. آن اعتقاد به یک مبدأ و یک معاد است که مى‏تواند انسان را باز دارد از اینکه در خلوت هم که هیچ کس نباشد خلاف نکند. این‌همه حرفها که شرافت یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، انسان‌دوستى یک شخصى اقتضاى کذا مى‏کند، اینها حرفهایى است که ما باورمان نمى‏آید که این انسان‌دوستها و این شرافتمندها یک همچو مردمى باشند. همین انسان‌دوستها هستند که مى‏آیند در ایران با آن کشته جمعه سیاه. این انسان‌دوستى که یک میلیارد جمعیت زیردستش است و مى‏گوید من انسان‌دوستم و کمونیستم و کذا، مى‏آید ایران از روى این کشته‏هاى ما با هلیکوپتر رد مى‏شود ودست شاه را فشار مى‏دهد و به او تبریک مى‏گوید! این انسان‌دوستها اینهایند! این کسى که اعلامیه حقوق بشر را امضا کرده و از کسانى است که بنیانگذار اینطور مسائل است، این انگلستان است و این آمریکا و این شوروى- این ابرقدرتها اینها نمى‏دانند که در ایران حالا چه مى‏گذرد؟ این بشردوستها نمى‏دانند که این سى میلیون بشر الآن در ایران چه حالى دارند؟ نمى‏فهمند؟ نه؟ اطلاع ندارند از واقع؟ واقع مسئله این است که شاه مى‏خواهد اعطاى آزادى بکند و مردم تخلف مى‏کنند؟! این مسئله اینطورى است؟ شماها اینطور فهمیدید؟ یا کارتر یک مسئله‏اى را فهمیده است ماوراى این عالَم! این مسأله آمده پیش کارتر! نه، شیطان به او تعلیم کرده است که باید اینطور بگویى، این تعلیم ابلیس است. اینها مظاهر ابلیس‌اند، طاغوتند اینها. (صحیفه امام، ج‏4، ص،402 و 403)

حقوق بشر و اصلاح بشر تنها با دین باورى

تا یک نقطه اتکاى معنوى نباشد، بشر اصلاح شدنى نیست. اصلاح بشر، حفظ حقوق بشر، نمى‏شود الّا اینکه نقطه اتکایش یک مبدأ معنوى باشد و باز مى‏بینیم که حکومتهایى که سر کار مى‏آیند، آن حکومتى که سر کار آمده و نقطه اتکایش خداست چه جور رفتار کرده با بشر و آن حکومتى که نقطه اتکایش خدا نیست و کارى به این حرفها ندارد چه جور معامله کرده با بشر. آن را مى‏بینیم که در عین حالى که حکومت بر این همه ممالک دارد، شبها درِ خانه‏ها خودش پا مى‏شود مى‏رود مى‏گردد و ضُعَفا را بررسى و رسیدگى مى‏کند و مى‏گوید در یک قولش- سلام اللَّه علیه- در قولش مى‏فرماید که اینکه من مى‏ترسم که در آن طرف مملکت، در نمى‏دانم یمامه، کجا، یک کسى گرسنه باشد. از این جهت خودش را گرسنه مى‏دارد که مبادا خودش سیرتر باشد از این گرسنه‏ها. این اتکاى به مبدأ غیبى است که این کار را مى‏کند و الّا آن هم یک بشرى است مثل همه. اتکاى به یک مبدأ غیبى است که وادار مى‏کند یک بشرى را بر اینکه بگوید و اینطور باشد که اگر که لشکرهاى کذا آمدند، معاویه یا کى آمده است و یک خلخالى را از پاى یک ذِمیّه، از پاى یک زن یهودى یا زن نصرانى ربوده، مى‏فرماید اگر کسى بمیرد براى این قضیه، در تأسف این قضیه، حق دارد این. آن رعیت را مى‏خواهد. این آدمى است بشردوست براى اینکه نقطه اتکا دارد. اتکایش به یک عالَمى است ماوراى این عالَم. همه‏اش خورد و خوراک نیست، همه‏اش زندگى حیوانى نیست، یک مطلب دیگرى در کار است. آنهایى که این مبدأ را، این مبادىِ معنوى را به آن اتکا دارند، به آنها مى‏شود اتکا کرد. مى‏شود انسانْ مقدراتش را بدهد به آنها که آنها عمل کنند. وکیل کند آنها را. وزیر کند آنها را.- عرض مى‏کنم که- رئیس جمهور کند آنها را. فریاد ما این است که ما یک همچو کارى مى‏خواهیم بکنیم. (صحیفه امام، ج‏4، ص:403 و 404)


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9259835&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید