کارنامه سیاه (3)

سوالات مربوط به مواضع و عملکردهای قبل از 30 خرداد 60

ابوالقاسم اثنی عشری : حالا پس از معرفی برادران و خواهران برنامه را ادامه می دهیم . همانطور که در مقدمه عرض کردم این نوع مناظره ها از مدتها پیش در حسینیه شهید کچویی مرسوم بوده و به طور خاص در این دو ماهی که قرار بود این برنامه ها ضبط تلوزیونی بشود حدود 450 سوال از خواهران و برادران رسید که در نظر داریم انشاءالله در جلسات مختلف آنها را مطرح کرده و مورد بحث قرار بدهیم و به طور خاص یکسری از آنها را در این جلسه طرح می کنیم که مربوط به حرکتها و مواضع به ظاهر سیاسی منافقین از پیروزی انقلاب اسلامی تا شروع عملیات تروریستی می باشد . در عین حال اگر در ضمن بحث به برخی سئوالات شما پاسخ داده نشد یا اصولا مسئله جدیدی به ذهن خواهران و برادران رسید آنها را یاد داشت کنید و در همین جلسه در اختیار ما قرار دهید تا انشاءالله در جلسه های بعد به آنها پاسخ داده شود . ضمناً در جلسه آینده بازهم در زمینه موضع گیری های قبل از 30 خرداد منافقین صحبت خواهیم داشت .

به علت اینکه خواندن یکایک نامه های شما در اینجا تمام وقت برنامه را می گیرد آنها را به صورت موضوعی تقسیم بندی کردیم ، در این جلسه صرفاً به طور محوری به تشریح مواردی که مربوط به حرکات قبل از

30 خرداد منافقین می شود می پردازیم .

* تحلیل گروهک منافقین از پیروزی انقلاب اسلامی ایران

* برخورد منافقین با رهبری انقلاب

* خط مشی و برنامه تبلیغاتی سازمان علیه حاکمیت جمهوری اسلامی

* مضمون فعالیتهای منافقین پس از پیروزی انقلاب تا 30 خرداد

*دلائل موجود برتوطئه های از قبل طرح ریزی شده منافقین علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران و جمهوری اسلامی

* علت بسته بودن دست منافقین در مبارزه مسلحانه و عملیات تروریستی علیه نظام جدید

* مواضع سازمان در مورد مسئله ملیت ها و انتخابات و کلاً مسئله آزادی ها

* نقش سازمان در مسئله چماق و چماقداری

* ارتباط منافقین با سایر گروهک های ضد انقلاب و نقاط اشتراک و اختلاف با آنها

* مضمون حرکت 30 خرداد

* موضوع سازمان در قبال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

* چگونگی پیاده کردن خطوط در نهادهای مختلف بخش اجتماعی سازمان

* و بالاخره رابطه سازمان با منافع خلق !

این سرفصل ها مربوط به موضوع مورد بحث در این جلسه و جلسه آینده

 

است که در عین حال در برگیرنده مضمون سوالات رسیده در رابطه با حرکت منافقین پس از پیروزی انقلاب تا 30 خرداد هم می شود .

در پاسخ به اینها خواهران و برادرانی که قبلا در بخش اجتماعی فعال بوده اند بحث هایی را تدوین کرده اند که در ادامه جلسه حاضر و جلسه آینده آنها را مطرح می نماییم . برای ورود به بحث از برادرمان رضا کیوان زاد که از مسئولان بخش اجتماعی سازمان بوده اند می خواهم آغازگر گفتار این جلسه باشند .

مقدمه ای در بررسی قبل از 30 خرداد

رضا کیوان زاد : صحبتهای مقدماتی برادرم آقای اثنی عشری را شنیدید همانطور که گفته شد در این قسمت از برنامه بر اساس سوالات مطرح شده به بحث و بررسی ، پیرامون عملکردها و مواضع منافقین قبل از 30 خرداد 60 می پردازیم . اما پیش از ورود به بحث پیرامون بخش اجتماعی ذکر چند نکته ضروری است که مقدمتاً به آنها اشاره می کنیم . در طول بحث ها بایستی به این نکات دقت کافی شود چون که بعداً پایه جمع بندی این قسمت از مباحث جلسات مناظره است نکات قابل توجه :

غلط مصطلح «فاز سیاسی » و « فاز نظامی »

ما در طول صحبتهای مربوط به این قسمت یک هدف عمده و کلی را دنبال خواهیم کرد و آن اینکه نشان بدهیم ، مضمون موضع گیری ها و عملکردهای منافقین بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا 30 خرداد سال 60 فرقی با بعد از این تاریخ نداشته است . در واقع بین مرحله قبل از 30 خرداد که به فاز سیاسی موسوم است با مرحله بعد از آن که به فاز نظامی موسوم است و جه افتراقی از نظر محتوا و مضمون و وجود ندارد . لذا اگر در طول بحثها گهگاه از کلماتی مثل فاز سیاسی و فاز نظامی یا شرایط سیاسی و شرایط نظامی صحبت می شود باید به عنوان یک غلط مصطلح تلقی گردد . این مسئله از آنجا مهم است که سازمان منافقین همواره در موضع گیری های خود با استناد به عملکردهایش قبل از 30 خرداد سعی دارد که خود و عملکردهایش را قانونی جلوه دهد . البته اشاره کنم که این استنادها یک طرف قضیه بوده و جنبه سطحی و ظاهری دارد و ما با توجه به اساس و باطنی که همان ماهیت درونی این خط و موضع گیری ها و عملکردها است ، این مسئله را فاش کرده و نشان خواهیم داد که مجموعه کارهای بعد از 22 بهمن سال 57 تا 30 خرداد سال 60 در واقع تدارک عملکردهای بعد از 30 خرداد بوده است .

دریک کلام ما در تحلیل خود نتیجه خواهیم گرفت که سازمان منافقین نه تنها یک سازمان و تشکیلات سیاسی به معنی اخص کلمه نبوده بلکه تماماً یک جریان تروریستی ، ضد مردمی و غیر قانونی می باشد.

نکته دوم این است که منافقین و در راس آنها آقای رجوی ممکن است بگویند که ما در جمع بندی یک ساله 60 – 61 گفته بودیم که رژیم جمهوری اسلامی و رهبری آن را از اول قبول نداشته ایم اما مجبور بودیم موقتاً اینطور برخورد کنیم ! در جواب می گوییم صحبت از رابطه با رژیم جمهوری اسلامی و رهبری آن نیست بلکه در اساس نوع رابطه شما با انقلاب و اسلام و مردم مطرح است و دقیقاً در همین جاست که لفظ منافقین مصداق پیدا می کند . شما قبل از هر صحبتی بایستی این رابطه را مشخص کنید که اگر آقای رجوی و جریان منفور منافقین این رابطه را نمی دانند ( که یقیناً می دانند و به قول معروف خود را به کوچه علی چپ می زنند ) گوش خود را بازکنند تا ما این رابطه را توضیح بدهیم و آنگاه سیه روی شود هرکه در او غش باشد .

بخش اجتماعی اشاعه دهنده و اجرا کننده خطوط

مسئله بعدی اینکه چرا بخش اجتماعی پاسخ سوالات مربوط به عملکردهای قبل از 30 خرداد سال 60 را به عهده گرفت ؟ جواب را در یک جمله خلاصه کنیم ، از آنجا که صحت و سقم عملکردهای هر جریان در جامعه در چگونگی انعکاس آن در همان جا معلوم می شود ، لذا از میان بخشها و قسمتهای مختلف تشکیلات منافقین ، بخش اجتماعی را انتخاب کرده و به بررسی عملکردهای آن می پردازیم تا نتایجی را که اشاره کردیم به دست آوریم .

اما توضیح مختصری در مورد خود بخش اجتماعی :

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی سازمان منافقین برای شروع فعالیت خود و پیشبرد مقاصد و نیات شومش با دو مسئله عمده مواجه بود . یکی مطرح کردن و تثبیت خود ، دیگر جذب و تربیت نیرو یعنی گسترش تشکیلات . بخش اجتماعی نیز با توجه به این دو ضرورت در تشکیلات منافقین بوجود آمد و قسمت عمده وظایف را بر عهده گرفت . این بخش با پنج نهاد دانش آموزی ، دانشجویی ، کارگری ، کارمندی و محلات و قسمتهایی مثل امداد پزشکی و . . . که در حاشیه بودند کار خود را شروع کرد .

افرادی که از قشرهای مختلف مثل محصل و دانشجو و کارمند و غیره به سازمان رو آورده و خواهان کار با تشکیلات بودند در مجموعه هایی به نام انجمن ، سازماندهی می شدند که در واقع این مجموعه همان کانالهای جذب نیرو و گسترش تشکیلات بودند . کارهایی هم که این افراد انجام می دادند مثل تبلیغات و غیره در واقع در جهت مطرح کردن سازمان و تثبیت تشکیلات بود . با توجه به نکات مقدماتی فوق ، برنامه کار ما در این قسمت اینطور خواهد بود .

اما از میان نهادها و قسمتهای مختلف بخش اجتماعی به بررسی عملکرد و نهاد کارگری و نهاد دانش آموزی در تهران اکتفا خواهیم کرد . بعد به بررسی مختصر و مجملی از این نمونه عملکردها در شهرستانها می پردازیم . در پایان این قسمت یک جمع بندی و نتیجه گیری از مرحله مزبور و مقطع خاص 30 خرداد 60 ارائه خواهیم داد .

در قسمت اول بحث نهاد کارگری را شروع می کنیم . لازم به توضیح است که این بحث شامل سه قسمت

می باشد :

 

اول – شکل گیری و بافت نهاد کارگری ، پایگاه منافقین در میان کارگران و مستضعفان

دوم – بررسی عملکرد این نهاد در کارخانجات و کارگاه ها و بین کارگران

و در آخر نتیجه گیری مختصری از عملکردها و سرانجام این نهاد .

قسمت اول را خواهر مریم میرزایی توضیح خواهند داد و در قسمت دیگر برادرمان فرهاد نیری صحبت خواهند کرد . حالا از خواهرمان می خواهیم که صحبتهای خود را شروع کنند .

شکل گیری و بافت نهاد کارگری

مریم میرزایی : با سلام به پیش گاه امام عصر (عج) و امام امت و درود به تمامی رزمندگان و شهدای انقلاب اسلامی ایران

در این قسمت به طور مختصر به شرح بافت نهاد کارگری و اینکه منافقین در میان مردم محروم و توده مستضعف ما چقدر نفوذ داشتند و شیوه های جذب و تبلیغ آنان در کارخانه ها چگونه بود می پردازم .

نهاد کارگری نیز بسان قسمت های دیگر با استفاده از شیوه های به ظاهر جذاب کارش را شروع کرد که نمونه بارزش را در شکل گیری این نهاد مشاهده می کنیم . در اوایل انقلاب منافقین اعضای خودشان را از مراکز مخفی و علنی به کارخانه ها می فرستادند برای اینکه بتوانند کارگران را به خودشان جذب کنند . ( آن موقع کارخانه ها به آن شکل کنترل خاصی نداشت و هرکس می توانست وارد کارخانه ها شود ) و اینها از نبودن نظارت بر کارخانه ها استفاده کرده و به آنجا می رفتند ، وظیفه ای که این اعضا بر عهده داشتند تبلیغ ، سخنرانی ، شعار و جذب نیروهای کارگری بود . از جمله افرادی که می رفتند ابراهیم ذاکری – عبدالعلی مه نما – عذرا علوی طالقانی و کریمپور ... افراد دیگری هم بودند که ما به همین چند تن اکتفا می کنیم . اینان به کارخانجات کفش ، بلر ، مقدم و آزمایش می رفتند و حتی در کارخانه آزمایش صندوق هم گذاشته و رای گیری هم کرده و شورایی ایجاد نمودند که درواقع می توان گفت که یک شورا انتصاب کرده بودند .

مسئله مهم این است که این افراد به طور ناشناس به کارخانه ها می رفتند تا هویت اصلی شان مشخص نشود . از همان ابتدای کار بنای نفاق را در کارخانه ها می ریختند که البته زیاد طول نکشید و کارگران متوجه هویت آنها شدند و آنها را از کارخانه ها بیرون کردند ، آنها هم بالاجبار اعضای خود را از کارخانه ها بیرون آوردند . تحلیلی که مسئولان و اعضای مرکزیت از جمله مهدی ابریشم چی و مهدی برائی عضو شورای مرکزی ارائه دادند این بود که دیگر نمی توانیم به کارخانه برویم چون نسبت به افراد ما دافعه دارند و نمی توانند ما را تحمل کنند و گفته بودند در این مدتی که ما کار کردیم 5/1 درصد از افراد کارخانه ها را جذب خودمان کردیم . از همین افراد می توانیم هسته های روشنفکری تشکیل بدهیم تا کارهای ما را انجام دهند . بعد ها همین کار هم شد و این هسته های روشنفکری مسئولیتهای بالا و کیفی این قسمت را به عهده گرفتند .

مسئله دیگر اینکه این نهاد تحت عنوان جنبش کارگران کارش را شروع کرد و حتی گفته بودند به هیچ وجه مشخص نکنید که ما وابسته به سازمان هستیم . حتی به افرادی که می رفتند نشریه بازوی انقلاب بفروشند گفته بودند اگر کسی پرسید به کجا وابسته هستید ؟ ما مستقل هستیم و وابسته به هیچ گروهی نسیتیم ، به این طریق هم می خواستند منافقانه و ریاکارانه خودشان را میان کارگران جا بزنند .

برای اینکه مشخص شود پایگاه سازمان چه بوده و چه کسانی در این نهاد کار می کردند آماری تهیه کردیم که مشخص کننده پایگاه سازمان است و نشان می دهد که نهاد کارگری از چه افرادی تشکیل شده است . 85% - 80% افرادی که این نهاد را تشکیل می دادند از دانشجویان روئسای مختلف ، مدیران و سرپرستان ، کارمندان عالی رتبه و ... بودند و درصد ناچیزی از آنان را کارگران تشکیل می دادند . حالا به چند نمونه اشاره می کنم تا ببینید هواداران منافقین در کارخانه چه کسانی بودند .

* رئیس قسمت کارخانه ، با حقوقی معادل 12000 تومان ، عضو نهاد کارگری

* رئیس خرید کارخانه ، با حقوق 9000 – 8000 تومان عضو نهاد کارگری

* رئیس کارگزینی از مسئولان شور کارخانه

* مدیر قسمت از مسئولان شور کارخانه

* سرپرست کارخانه از مسئولان شور نیرو

* رئیس کارگزینی از مسئولان شور نیرو

* رئیس حسابداری از مسئولان شور نیرو

و حتی سرکارگر که سرتیم بود ( البته این شور نیرو و شور کارخانه که اشاره شد منظور رده های تشکیلاتی منافقین است . با شوراهای کارگری و کارخانه اشتباه نشود )

اینها افرادی بودند که در کارخانه ها اعضای منافقین را تشکیل می دادند ، حالا ببینید اعضای نهاد کارگری و اعضای رده بالاتر منافقین چه کسانی هستند :

حمید جلال زاده ، فارغ التحصیل (مهندس )

مهدی کتیرایی ، دانشجو

ناهید جلال زاده ، دانشجو ( همسر سعادتی جاسوس و رابط منافقین با شوروی )

مجید فرزانه سا ، دانشجو

حسن رحیمی ، دانشجو

و همین طور بقیه افراد و همین طور خود ما که در نهاد کارگری کار می کردیم دانشجویانی بودیم که به این نهاد منتقل شده بودیم

افرادی که اینها را می شناسند می دانند که همه از اعضای با سابقه منافقین هستند که در زندان یا در محیط های روشن فکری و دانشجویی پرورش یافته بودند و اصلا با مسائل کارگری و درد کارگران آشنایی نداشته و بعضاً حتی محیط های کارگری را ندیده بودند .

بالاخره می رسیم به عنصر مرکزیت سازمان یعنی عباس داوری که سازمان چه تبلیغات و جنجالهایی بر سر این مسئله راه انداخت که سازمان ما تنها سازمانی است که در مرکزیتش یک کارگر هست و تبلیغاتی که خودتان مشاهده کرده اید . البته این را بگویم که ظاهراً مدتی خیاط بوده ولی در اصل دانشجوی دانشگاه تبریز است و این هم کارت شناسایی اوست (مدرک شماره 1 ) که مشخص می کند وی دانشجوی دانشگاه تبریز بود .

این چیزی است که منافقین هیچگاه مطرح نکردند حالا بعضی ها فکر می کنند که وی کارگر بوده که کلی زحمت کشیده و کار یدی کرده و رسیده به مرکز منافقین و چقدر این تبلیغات روی جذب افراد تاثیر داشت . البته این تبلیغات روی عده ای تاثیر کم می گذاشت و روی عده ای دیگر تاثیر زیاد ، اما چیزی که مهم است این فریبکاری ها در جذب کارگران است .

حقیقت این بود که منافقین چون همیشه شعار دفاع از مستضعف و زحمت کش می دادند برای خالی نبودن عریضه نهادی هم به اسم کارگری تاسیس کردند ، ولو نهاد مزبور عملاً هم کارگری نبود . آنان اسمی می گذاشتند که حداقل خودشان را طرفدار کارگران نشان دهند . این دوگانگی شکل و محتوی را از بالاترین تا پایین ترین سطوح مشاهده می کنیم .

دست خط مهدی کتیرایی با نام مستعار نصرالله

 

مدارک شماره ( 1 و2 )

باز در این قسمت آماری داریم که درصد نیروها و پایگاه های منافقین را در کارخانه ها نشان می دهد و می بینیم تشکیل دهنده این نهاد چه کسانی هستند . این امر از روی مدارک خودشان که به خط افرادی مثل حمید جلال زاده عضو شورای مرکزی منافقین و مهدی کتیرایی عضو شورای مرکزی و همین طور افرادی مثل حسن رحیمی مرکزیت نهاد و ... نوشته شده است و توسط برادران کمیته در اختیار افراد دادستانی انقلاب اسلامی گذاشته شده است . طبق این مدارک 700 – 750 تن ، کل افراد نهاد را تشکیل می داده بین اینها 250 تا 300 تن کارگر بوده اند . یعنی پس از آن همه تبلیغ حداکثر ، این تعداد را جذب کرده بوده اند و این آمار رشد منافقین را دربین 4 تا 5 میلیون کارگر نشان می دهد و معلوم می دارد اینان که اینقدر دم از کارگر و مستضعف می زدند ، چقدر طرفدار داشته اند و اگر خیلی دست بالا بگیریم از هر 10000 نفر فقط 2 نفر جذب منافقین شده اند و طبق مدارک خودشان که در تهران به دست آمده در هر 1000 نفر 3 نفر جذب اینها شده اند . این مدارک به خط مهدی کتیرایی است و این هم خط حسن رحیمی ( مدرک شماره 2)

اینجا نوشته بین 90000 نفر که تبلیغ کردیم فقط 250 تا 300 نفر جذب ما شدند . به یاد بیاوریم آن موقع که مطرح می کردند 5/1 درصد به ما تمایل نشان داده اند اما هرچه ما جلوتر می رفتیم و ماهیت اینها بیشتر مشخص می شد و به زبان دیگر کارگران بیشتر به ماهیت اینها پی می برده اند ، از اطراف اینها پراکنده تر می شدند و باید پرسید آن 5/1 % کجا رفت و این سه در هزار چیست ؟

 

و باز به مدرک دیگری اشاره می کنم که به خط خودشان نوشته شده تا ببینیم با این تبلیغاتی که راه انداختند ، چه میزان توانستند افراد را جذب کنند ( مدرک شماره 3 ) اینجا مشاهده می کنیم که نوشته در شرکت واحد بین 14000 نفر تبلیغ کردیم فقط 7 تن هوادار ما شدند . یا در صنایع برق که بیش از 20000 پرسنل دارد فقط 10 تا 12 تن هوادار شدند و یا در صنایع نفت با آن همه کارگر فقط 10تن هوادار منافقین شدند و در صنایع نظامی که حدوداً 13000 پرسنل دارد فقط 5 تن هوادار شدند . اینها فقط متعلق به تهران است در شهرستان ها و جاهای دیگر میزان گرایش خیلی کمتر است .

 

این بود مختصری از بافت نهاد کارگری و رشد آن . صحبتم را تمام می کنم و عملکرد منافقین در کارخانه ها را به برادرمان واگذار می کنم .

 

کارنامه سیاه (2)


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

«مکتب حاج قاسم» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان

در مکتب حاج قاسم عقلانیت حرف اول را می‌زند

دبیرکل حزب سوسیالیست دموکرات کردستان

تا ۲۰ سال آینده کسی مثل حاج قاسم نمی‌آید

محمدمهدی حسین‌پور، بنیاد هابیلیان

دموکراسی به شیوۀ منافقین

توسط انتشارات انقلاب اسلامی

کتاب «خاتم سلیمانی» منتشر شد

متن کامل وصیت‌نامه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی؛

شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

خط نفوذ؛ هم استراتژی هم تاکتیک

دکتر لیلا نعمتی، بنیاد هابیلیان

جایگاه مبارزه با تروریسم در سیاست تقنینی ایران

بهمن 1357
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
15
16
17
18
19
20
21
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان