ستاره‌های رجايي برای صياد

حدود هشت سال پيش در صبح روز بيست و يکم فروردين ماه سال 1378، دلاور مردي از سرزمين خون رنگ ايران، با آتش خشم گروه تروريستي منافقين به خون خود غلطيد و به سالار خود، امام شهيدان، حضرت اباعبدالله الحسين(ع) پيوست و به نداي هل من ناصر او لبيک گفت و به آرزوي ديرين خود که شهادت در راه خدا بود نائل گشت. آري، هشت سال پيش در چنين ايامي که مصادف با ماه ذي الحجه 1419 هجري قمري بود، سردار رشيد اسلام سپهبد شهيد علي صياد شيرازي، درحالي که به تنهايي از منزل به قصد محل کار خود در ستاد فرماندهي کل قوا خارج شده بود از سوي عناصر آموزش ديده گروه خونخوار منافقين مورد حمله ناگهاني قرار گرفت.

ترور اين فرمانده شجاع دوران پرحماسه دفاع مقدس، حلقه‌اي از زنجيره تلاش‌‌هاي بي ثمر منافقين زبون براي حفظ روحيه در هم شکسته عوامل خود، پس از پايان جنگ تحميلي و شکست رژيم صدام حسين در آن و نيز کسب رضايت آمريکا و اسرائيل و پرداخت بخشي از هزينه‌‌هاي لازم براي ادامه حيات و حضور در کشورهاي غرب و در عراق در سايه رژيم دژخيم بعثي بود.

شهيد بزرگوار صياد شيرازي از معدود نظامياني است که از بدو ورود خود به ارتش طاغوت در زمان رژيم شاهنشاهي، سعي مي‌‌کرد تا براساس اعتقاد مذهبي خود، عمل کرده و در ماه‌‌هاي اوج گيري نهضت اسلامي مردم ايران، تلاش مي‌‌کرد تا با پيروي از ديدگاه‌‌هاي حضرت امام خميني(ره) در مسير حرکت انقلابي مردم ايران قرار گيرد. او در آن هنگام از افسراني بود که در مرکز توپخانه اصفهان، مشغول به کار بود. در اين مرکز تلاش مي‌‌کرد تا افکار انقلابي را در بين همکاران خود مطرح نموده و آن‌‌ها را به همسو شدن با مردم دعوت نمايد.

بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، صياد، تمام توان خويش را براي ايفاي نقشي موثر در ارتش جمهوري اسلامي ايران به کار بست. در آن زمان که ساختار کشور از رژيم شاهنشاهي به نظام جمهوري اسلامي، تغيير ماهيت داده بود نياز به آن داشت تا با رويکرد جديدي به مجموعه ارتش بنگرد و از اين روي وجود نظامياني همچون صياد شيرازي در بدنه ارتش اهميت زيادي مي‌‌يافتند تا بتوانند به جهت گيري ارتش به سمت خواسته‌‌هاي مردم و مأموريت‌‌هاي متفاوت با دوران رژيم گذشته، کمک نمايند. انقلاب اسلامي ايران که با وحدت کلمه مردم و رهبري الهي و بدون هيچگونه وابستگي و ارتباط با قدرت‌‌هاي بزرگ حاکم بر جهان و با شعار فراگير و «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي»، پا به عرصه وجود نهاده بود موجب تغيير توازن قوا در منطقه حساس خاورميانه گرديد.

از اين رو برخي از کشورهاي بزرگ و قدرتمند، مثل آمريکا و انگليس که منافع خود در ايران را از دست داده بودند، نمي‌‌توانستند يک حکومت مستقل در ژئوپليتيک حساسي مثل ايران را تحمل نمايد. بنابراين تلاش کردند تا با برخورد با اين نظام نوپا به اشتراک و وحدت منافع دست يابند و تمامي ترفندها و تجارب استعماري خود براي در نطفه خفه ساختن انقلاب اسلامي به کار گيرند. در اين زمان که رژيم بعثي عراق هم نگران گسترش يافتن افکار انقلاب اسلامي در بين مردم آن کشور بود و از سوي ديگر کينه شديدي از ايرانيان در سينه داشت، سعي کرد تا با استفاده از تشکيل گروه‌‌هايي همچون احزاب دموکرات و کُومله، سرزمين کردستان را آماج حملات و تهاجمات مسلحانه و کشت و کشتار بي رحمانه خود قرار دهد. در چنين شرايطي شهيد صياد از جمله فرماندهان ارتشي بود که با اعتقاد کامل به مقابله با چنين برنامه اي، در کنار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، در کردستان، حضور يافت. در آن هنگام، بسياري از گروه‌‌هاي به ظاهر سياسي مثل منافقين سعي داشتند تا ارتش را از مقابله با تحرکات ضد انقلاب در استان‌‌هاي مرزي کشور برکنار نگه دارند.

شهيد صياد شيرازي با درک عميق از ريشه‌‌هاي خارجي حوادث کردستان، در کنار شهيدان بزرگي همچون شهيد بروجردي و شهيد ناصر کاظمي و ساير فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در کردستان، حضوري فعال يافت و موفق شد تا با فرهنگ بسيجي و با کمک سپاه به مقابله با گروه‌‌هاي بي ريشه ضد انقلاب بپردازد.

شهيد عزيز صياد شيرازي، عميقاً معتقد بود که با فرهنگ و روحيه بسيجي که هديه بزرگ امام(ره) به ملت سلحشور ايران بود، مي‌‌توان با دشمنان خارجي و ايادي زبون داخلي آنان جنگيد و به همين دليل بود که او در رفتار و گفتار خود چنين روحيه‌اي را بروز مي‌‌داد و از اين رو در نزد اطرافيان خود محبوبيت خوبي کسب کرده بود. او که ابتدا از سوي رئيس جمهور وقت، آقاي بني صدر مورد تشويق قرار گرفته بود وقتي که ديدگاه‌‌هاي متفاوتي درباره چگونگي برچيدن فتنه گروه‌‌هاي مسلح در کردستان از خود بروز داد، از سوي بني صدر غير قابل تحمل شد و همين مسئله باعث گرديد تا صياد از ارتش برکنار شود و براي مدت چهار ماه، بنا به دعوت سپاه، در ستاد مرکزي سپاه مستقر شده و به همکاري آموزشي با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بپردازد.

در تابستان سال 1360، پس از برکناري و عزل بني صدر از فرماندهي کل قوا، بر تحرک نيروهاي نظامي در جبهه‌‌هاي جنگ به طور چشمگيري افزوده شد و راه براي فعاليت و ايفاي نقش افرادي همچون صياد شيرازي گشوده شد. در اين زمان صياد از سوي شهيد محمد علي رجايي به ارتش فراخوانده شد و با اعطاي دو درجه به وي، به فرماندهي همزمان دو لشگر 64 اروميه و 28 سنندج منصوب شد و عملاً فرماندهي يگان‌‌هاي ارتش در شمال غرب کشور را بر عهده گرفت. در طول مدت حدوداً يک ماه و نيمي که او در شهر اروميه مستقر شد، سعي داشت تا با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ارتباط نزديکي برقرار نموده و از اين طريق ارتش را در کمک به سپاه براي برچيدن بساط گروه‌‌هاي مسلحي که از طرف صدام حمايت مي‌‌شدند، به کار گيرد. در اين زمان سردار شهيد مهندس مهدي باکري فرماندهي عمليات سپاه استان آذربايجان غربي را بر عهده داشت و سپاه اروميه طرحي را براي بيرون راندن گروه‌‌هاي مسلح غير قانوني تهيه کرده بود و برنامه ريزي‌‌هاي لازم را نيز براي انجام عمليات گسترده‌اي را عليه احزاب مسلح مورد حمايت رژيم بعثي صدام انجام داده بود، بنابراين در تابستان سال 1360، سپاه آذربايجان غربي موفق شد تا با همکاري نيروهاي محلي کرد و همدلي و حضور برادران لشگر 64 و ناحيه ژاندارمري آذربايجان غربي، شهر اُشنويه را از دست حزب دموکرات خارج نموده و آن را آزاد سازد. در اين هنگام شهيد صياد شيرازي که علاقه زيادي به حضور در صحنه‌‌هاي عملياتي داشت، به همراه شهيد آبشناسان و شهيد مهدي باکري در معيت فرمانده سپاه اروميه از آن شهر آزاد شده بازديد به عمل آوردند و مطمئن شدند که همدلي نيروهاي مسلح مي‌‌تواند موفقيت‌‌هاي عظيمي را به وجود آورد.

در سي شهريور سال 1360 و درست يک سال پس از آغاز جنگ تحميلي، صياد شيرازي از سوي فرمانده معظم کل قوا حضرت امام خميني(ره)، به فرماندهي نيروي زميني ارتش منصوب گرديد. او بلافاصله از اروميه عازم تهران و سپس جبهه‌‌هاي جنوب گرديد.

در دوران پنج سالي که او اين سمت را بر عهده داشت تلاش مي‌‌کرد که سازمان موجود ارتش را به يک سازمان فعال که با فرهنگ اسلامي انقلاب، تطابق داشته باشد سوق دهد. به همين جهت از فکر ايجاد قرارگاه‌‌هاي مشترک عملياتي با سپاه پاسداران انقلاب اسلامي استقبال نمود. نام قرارگاه کربلا براي همکاري مشترک ارتش و سپاه، انتخاب شد و صياد شيرازي هميشه از آن به عنوان يک «ترکيب مقدس» ياد مي‌‌کرد. در اين قرارگاه فکر و ابتکارات و روحيات برادران سپاهي با فکر و دانش نظامي برادران ارتشي با هم مطرح شده و در نهايت يک سلسله عمليات موفق تحت عنوان کربلاي 1 تا کربلاي 12 طراحي گرديد که با اجراي آنها دشمن از سرزمين‌‌هاي اشغالي، عقب رانده شد. شهيد صياد شيرازي براي تقويت ستاد طراحي قرارگاه کربلا، دانشکده فرماندهي و ستاد ارتش را تعطيل و اساتيد آن را براي طرح ريزي عمليات‌‌ها به جبهه جنوب فراخواند. بنابراين براي برنامه ريزي براي هر عملياتي ابتدا از سوي طراحان ارتش و سپاه، طرح‌‌هاي جداگانه‌اي تهيه مي‌‌شد و آنگاه در قرارگاه مشترک کربلا، اين طرح‌‌ها مورد بحث و بررسي قرار مي‌‌گرفت و طرح نهايي که طرح قرارگاه کربلا بود يعني ارتش و سپاه بر محتواي آن توافق داشتند به مرحله اجرا درمي آمد. براي نمونه، در طراحي عمليات بزرگ بيت المقدس، طرح برادران ارتش عبور از جاده اهواز ــ خرمشهر به عنوان تلاش اصلي و طرح برادران سپاه عبور از رودخانه کارون به عنوان محور اصلي عمليات بود که پس از تضارب افکار و نظرات در قرارگاه مشترک کربلا، نهايتاً طرح عبور از رودخانه کارون، تصويب شد و به عنوان تلاش اصلي و محوري، به مرحله اجرا درآمد. با چنين تدبيري تمام توان طرح ريزي و توان آتش و پشتيباني‌‌هاي دو سازمان ارتش و سپاه با کمک يکديگر در يک عمليات، عليه دشمن به کار گرفته مي‌‌شد.

از جمله کارهاي ديگري که شهيد صياد شيرازي در سمت فرماندهي نيروي زميني ارتش پيگيري مي‌‌کرد، آن بود که علاوه بر تشکيل قرارگاه‌‌هاي مشترک، يگان‌‌هاي سپاه و ارتش نيز در هنگام هر عمليات با هم ادغام گرديده و از توان مشترک آنها استفاده شود. چرا که او عميقاً معتقد بود و به تجربه هم دريافته بود که همه واحدها بايستي با فرهنگ رايج بين بسيجيان در نبردها شرکت کنند و تنها با اين شيوه است که مي‌‌توان اميد به رويت جمال پيروزي داشت. او مي‌‌دانست در شرايط نابرابر و در هنگامي که دشمن، مستغرق در پشتيباني فني، اطلاعاتي، تجهيزاتي و عملياتي تمام قدرت‌‌هاي بزرگ جهاني است نمي‌‌توان فقط با اتکاء به روش‌‌هاي متداول و بعضاً ناکارآمد در آن وضعيت و شرايط، از کشور و تماميت ارضي آن دفاع نمود. او به طور راسخ اعتقاد داشت که در وضعيت آن روز جنگ، تنها کليد راه گشا، تکيه بر راه هميشه پيروز حضرت اباعبدالله سيدالشهداء(ع) و بسيج و به کارگيري انسان‌‌هاي مومن، خدا ترس و شهادت طلب است. زيرا که بر فراز تابلوي بزرگ عاشورا به درازاي تاريخ و به پهناي هر سرزمين به خط خون نگاشته شده است که «خون بر شمشير پيروز است».

با اين باور بود که شهيد صياد شيرازي با الگو گيري از سپاه، در ارتش هم، گردان‌‌هاي شهادت را به وجود آورد تا هرکس که داوطلب نثار جان شيرين در دفاع از اين انقلاب، تاريخ و شرف مرز و بوم و نواميس خويش است در آن گردان‌‌ها سازمان يافته و دليرانه بر صف دشمن بکوبد. البته گاهي اوقات هم بين ديدگاه‌‌هاي وي و نظاميان همکارش و يا فرماندهان سپاه نيز اختلافاتي به وجود مي‌‌آمد که ناشي از تفاوت ديدگاه‌‌ها در روش جنگيدن با دشمن بود. به همين خاطر بعضاً او مي‌‌خواست که عمليات‌‌هايي را با نظر و طرح خويش و با وحدت فرماندهي خودش انجام دهد که در نهايت موفقيتي حاصل نمي‌‌شد. مثل آنچه بعد از عمليات بدر، با تشکيل قرارگاه کميل اتفاق افتاد. شهيد صياد در اواخر جنگ و در زماني که منافقين با همکاري صدام مي‌‌خواستند از فرصت پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران، استفاده کرده و خود را به تهران برسانند تا حکومت را در اختيار بگيرند، با اينکه مسئوليتي در نيروي زميني ارتش نداشت، با اين حال در جنگ عليه منافقيني که با خودروهاي زرهي خود تا نزديکي‌‌هاي کرمانشاه جلو آمده بودند وارد عمل شد و سپاه و ارتش با همکاري با يکديگر توانستد اين برنامه دشمن را نيز ناکام بگذارند.

خصوصيات فردي صياد

شهيد صياد شيرازي با الهام از احکام تعالي بخش اسلام و هدايت حضرت امام(ره)، آنچنان خود را ساخته بود که ويژگي‌‌هاي يک مومن راستين در او آشکار بود. هرجا که امام جماعتي نبود، او نماز جماعت را برپا مي‌‌داشت و به امامت آن قيام مي‌‌نمود. همه جلسات و سخنراني‌‌ها و مصاحبات خود را با آياتي از کلام الله مجيد آغاز مي‌‌نمود. تلاوت آياتي نظير «الا تقاتلون قوماً نکثوا‌ ايمانهم(توبه13)» يا «رب ادخلني مدخل صدق و اخرجني مخرج صدق واجعلني من لدنک سلطاناً نصيراً». قرائت دعاي فرج در تمام جلسات، از نکات فراموش ناشدني شهيد صياد شيرازي است. پس از پايان جنگ تحميلي وقتي که به معاونت بازرسي ستاد کل نيروهاي مسلح منصوب شد، همچنان ارتباط نزديک خود را با علماي بزرگ حفظ مي‌‌کرد و سعي داشت تا با انجام عباداتي فراتر از تکاليف شرعي به خودسازي خويش ادامه دهد. سردار حاج عبدالله رودکي مي‌‌گفت که او شاهد نماز شب‌‌هاي صياد در برنامه‌‌هاي بازرسي‌‌هاي ستادي از نيروي دريايي سپاه بوده است و هميشه از آن ياد مي‌‌کرد. شهيد صياد شيرازي خو را ملتزم مي‌‌دانست که همانند آحاد مردم در نمازهاي جمعه شرکت کند. نمازگزاران جمعه، بسياري از اوقات، شاهد حضور او در ميان خود بودند. او در گفتار و رفتار خود نشان داده بود که شهادت در راه خدا را عين سعادت براي خود مي‌‌داند و همواره سر و جان خويش را براي نثار در راه اسلام و کشور آماده ساخته و با وقف زندگي خود در مسير آرمان‌‌هاي الهي در آرزوي نيل به فيض شهادت است. به راستي او يکي از مصاديق آيه «و من المومنين رجال صدقوا ما عاهدواالله عليه ...» شناخته مي‌‌شد. او روحيه‌اي بسيجي داشت و از مرگ نمي‌‌ترسيد و در خطوط مقدم جبهه حضور مي‌‌يافت و از حوادث مختلف انقلاب، سربلند بيرون آمد.

هميشه اين سوال مطرح بوده است که چرا سازمان منافقين در دوره جديد ترورهاي خود، شهيد عزيز صياد شيرازي را هدف تيراندازي خويش قرار دادند. منافقين تاکنون جنايت‌‌هاي زيادي را در ايران مرتکب شده‌اند و اساساً زندگي و ادامه حيات و هويت آنان مبتني بر ترور و آدم کشي است و هم اکنون نيز در پناه ارتش اشغالگر آمريکا در عراق که داعيه ضد تروريسم نيز دارند اسکان يافته و به جاسوسي مشغول‌اند.

منافقين در کارنامه خباثت آميز خود، نشان داده‌اند که کساني که به طور جدي مدافع جمهوري اسلامي ايران و اهداف انقلاب اسلامي بوده و در راه آن تلاش و جانفشاني مي‌‌نمايند در فهرست ترور آن‌‌ها قرار مي‌‌گيرند بويژه اگر اين افراد از مسئولين نظام بوده و در دفاع از آن و تبليغ گسترش حاکميت خط و آرمان‌‌هاي حضرت امام خميني(ره) لحظه‌اي ترديد به خود راه ندهند، هرچند که در اين ميان ساير شهروندان و افراد حزب اللهي نيز از جنايات آنان برکنار نبوده‌اند ولي هميشه سعي کرده‌اند به گونه‌اي برنامه ريزي نمايند که در عمليات‌‌هاي ترور، خود خسارت کمتر متحمل شده و عملاً امکان انجام جنايت و کشتن سوژه، براي آنها فراهم باشد.

از آنجا که اين عناصر خود فروخته به اجنبي، سال‌‌ها در زير سايه رژيم جنايتکار بعثي به رهبري خونخوارترين ديکتاتور جهان، صدام حسين، زندگي کرده‌اند و وامدار او بوده‌اند بنابراين وظايف و مأموريت‌‌هايي را که از سوي صدام به آن‌‌ها واگذار مي‌‌شده است را بر عهده مي‌‌گرفتند تا در ازاي آن بتوانند در زير سايه صدام و حزب بعث در کشور عراق به زندگي و توسعه سازمان خود ادامه دهند. از سوي ديگر براي کسب اعتماد و پشتيباني مالي و تبليغاتي قدرت‌‌هاي استعمارگر غربي و در رأس آن‌‌ها دولت ضد مردمي آمريکا و امکان تداوم حضور فعال در کشورهاي غربي نيازمند مطرح کردن خود به عنوان يک نيروي مخالف جدي ـ اپوزيسيون ـ جمهوري اسلامي و کسب مزيت‌‌هاي نسبي در ميان ساير مخالفين هستند.

در آن زمان، شهيد بزرگوار صياد شيرازي با خلق و خوي مردمي خود با وجود دارا بودن يکي از بالاترين مقام‌‌هاي نظامي در کشور يعني جانشين رئيس ستاد کل نيروهاي مسلح، به طور معمولي و در ميان مردم زندگي کرده و براي خود حصارهاي آهنين و غير قابل نفوذ ايجاد نکرده بود. از طرف ديگر شهيد صياد داراي پيشينه و کارنامه درخشاني در دفاع مقدس، و زدن ضربات مهلک اثربخش و سرنوشت سازي بر ماشين جنگي بعثي‌‌ها بوده و کينه آنان عليه خود را برانگيخته بود و ترور او به عنوان يکي از فرماندهان موثر در شکست صدام مي‌‌توانست يکي از اهداف و آمال ديکتاتور بغداد قلمداد گردد.

بديهي است که هم، رژيم بعثي عفلقي صدام که اساساً بر مبناي ترور شکل گرفته، قدرت يافته و رسميت پيدا کرده بود و تروريسم به عنوان جزو اصلي و لاينفک مديريت حزب بعث به شمار مي‌‌رفت و هم، منافقين که با عمليات ناجوانمردانه کشتار مردم کوچه و بازار، خود را به دنيا معرفي کرده‌اند، همواره در صدد يافتن فرصت‌‌هاي طلايي براي حذف فيزيکي رهبران و ياوران و دوستداران انقلاب اسلامي در سراسر جهان و فرماندهان نظامي‌اي که آن‌‌ها را در نيل به اهداف شوم خود ناکام ساخته‌اند بوده‌اند، اما آن‌‌ها چه زمان و موقعيتي را براي اجراي طرح خباثت آميز خود مناسب مي‌‌دانستند؟ به تجربه ثابت شده است که مناسب ترين زمان براي دشمن، زماني است که فضاي کشور ملتهب بوده و تمام توجه مردم و مسئولين به فضا و جو متشنج مشغول است و درواقع دچار نوعي غافلگيري بوده و ميدان را براي تحرکات و فعاليت‌‌هاي اطلاعاتي- عملياتي مذبوحانه دشمن خالي نموده باشند. در چنين شرايطي دشمن با وارد کردن ضربات کاري و جبران ناپذيري نظير ترور شهيد بزگوار صياد شيرازي و انفجار بمب و پرتاب خمپاره، سعي در ايجاد اختلاف بيشتر و ضعف ارکان اساسي نظام مي نمايد.

بهترين و موثرترين شيوه براي بستن راه نفوذ دشمن و پيشگيري از تحرکات ضد انساني آنان، تأمين امنيت است؛ امنيتي فراگير براي آحاد مردم به گونه‌اي که همه مردم، از طرفي احساس درهم آميختگي و پيوستگي پايداري باتمام مسئولين کشور نموده و از سوي ديگر احساس گسيختگي و تقابل روحي با عناصر آشکار و پنهان دشمن بنمايند و راه هرگونه عمليات رواني و تبليغي را بر آنان سد کنند. بنابراين بايستي ايجاد فضاي امن براي عموم مردم و نه براي دشمنان و ايادي آنان در دستور کار قرار گيرد.

سرانجام شهيد بزرگوار، رزمنده بسيجي و شجاع، سپهبد علي صياد شيرازي در سن 55 سالگي و پس از يک عمر مجاهدت در راه خدا و جنگ با دشمن و کسب توفيقات و افتخارات بزرگ و به يادماندني و جاويد، به ديدار معبود و محبوب خود شتافت و پاداش فداکاري‌‌ها و خدمات صادقانه و شبانه روزي و خستگي ناپذير خود را با مدال شهادت دريافت کرد و نام و خاطره خود را در تاريخ گلگون ميهن اسلامي جاويد ساخت. اگرچه شهادت، زيبنده دليرمردي همچون او بود، اما رهبري، مردم و نيروي مسلح را در غم خود داغدار نمود. خون گرم او همچون راه درخشان وي، رسواگر منافقين مجرم و حاميان ضد بشري آنان خواهد بود.

روحش شاد و راهش پر رهرو باد.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

جدیدترین مطالب

سردار پاکپور در بازدید از مرز میرجاوه

در برابر اشرار و گروهک‌های تروریستی هشیار باشید

از ماجرای استاندارشدن تا شهادت به دست گروهک تروریستی ریگی

این سردار سپاه، خستگی را هم خسته کرده بود

شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/07/01
2
تاریخ : 1358/07/02
4
تاریخ : 1358/07/04
6
تاریخ : 1358/07/06
7
تاریخ : 1358/07/07
9
تاریخ : 1358/07/09
10
تاریخ : 1358/07/10
11
تاریخ : 1358/07/11
13
تاریخ : 1358/07/13
14
تاریخ : 1358/07/14
15
تاریخ : 1358/07/15
16
تاریخ : 1358/07/16
17
تاریخ : 1358/07/17
18
تاریخ : 1358/07/18
20
تاریخ : 1358/07/20
21
تاریخ : 1358/07/21
22
تاریخ : 1358/07/22
23
تاریخ : 1358/07/23
24
تاریخ : 1358/07/24
25
تاریخ : 1358/07/25
26
تاریخ : 1358/07/26
27
تاریخ : 1358/07/27
28
تاریخ : 1358/07/28
29
تاریخ : 1358/07/29
30
تاریخ : 1358/07/30
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان