پس از پيروزي انقلاب اسلامي سرويسهاي اطلاعاتي غرب که در ميان عناصر نظامي ورشکسته رژيم موجودي جاهطلب تر از حسين منوچهر که نام خود را به بهرام آريانا تغيير داده بود، نميشناختند؛ با وعيدهاي فراوان دال بر سقوط قريبالوقوع جمهوري اسلامي ايران، به سراغ او رفتند. آريانا با يک ميليون دلار اعتباري که سرشاپور ريپورتر در اختيار او گذارد، در رأس يکي از نخستين گروهکهاي سلطنتطلبي قرار گرفت که خرابکاري مسلحانه را در مرزهاي شمال غربي ايران هدف قرار داده بود. آريانا نخست با حمايت رژيم عراق مرکز فعاليت خود را در شهريار ولي عراق (جنوب شرقي کرکوک) قرار داد و بههمراه افرادي چون سردار جاف، دکتر حسن جاف و سروان مختاري براي آموزش نظامي ضد انقلابيون اردوگاهي تأسيس کرد.
در پي تجاوز نظامي رژيم عراق به ايران، آريانا توانست از طريق سرويسهاي جاسوسي آمريکا و انگليس حمايت دولت ترکيه را جلب کند و مرکز گروه خود را در شهر مرزي وان قرار دهد و اين در حالي بود که نخستوزير ترکيه در دي1360 رسماً حضور ضد انقلابيون مسلح ايراني را در خاک ترکيه تکذيب کرد! بدينسان، گروهک «ارتش آزاديبخش ايران آرا» با حضور قريب به 300 نفر از وابستگان امنيتي و نظامي رژيم ساقطشدة پهلوي به خرابکاري مسلحانه عليه انقلاب اسلامي ايران پرداخت. در رأس اين گروه، آريانا و ارتشبد غلامعلي اويسي و فردي بهنام جمشيد حسني (کارشناس حقوق از دانشکده تهران) قرار داشتند و توسط محمود فروغي (پسر ذکاء الملک فروغي) ارتباط آنان با رضا پهلوي تأمين ميشد و افرادي چون دکتر خليليان، دکتر معين زاده، مهندس افزارمنش (استاد سابق دانشگاه) و آرش اسپهبدي (آرشيتکت) و فريبا روانبخش (مسئول سازمان جوانان ناسيوناليست) در اين رابطه فعال بودند.
آريانا با حمايت سازمان هاي جاسوسي غرب دست به چند عمليات كوچك و محدود زد كه از جمله اين اقدامات بمبگذاري در يكي از كوچههاي دهكده نوفل لوشاتو محل اقامت حضرت امام خميني() در پاريس و سرقت ناوچه تبرزين در ايام جنگ تحميلي عراق بود.
ماجراي ربودن ناوچه تبرزين از اين قرار بود كه در زمان شاه دولت ايران ساخت 12 ناوچه تندرو را به دولت فرانسه سفارش داد كه چهار فروند آن در زمان شاه تحويل شده بود. پس از پيروزي انقلاب دولت آمريكا تلاش كرد تا از تحويل بقيه اين ناوچه ها به ايران جلوگيري كند؛ اما چون دولت ايران پول آنها را داده بود، دولت فرانسه مجبور شد بقيه آنها را نيز تحويل بدهد. در روز تحويل ناوچه گروهي از افراد وابسته به ارتشبد آريانا به يكي از اين ناوچه ها بهنام تبرزين حمله كردند و آن را به سمت مراكش بردند و تقاضاي سوخت و غذا كردند. اما چون مراکش با درخواست آنها موافقت نکرد، به فرانسه برگشتند و با درخواست پناهندگي سياسي، خود را تسليم دولت فرانسه كردند و بلافاصله آزاد شدند.
آريانا سپس به انتشار اعلاميه هايي دست زد و از مردم خواست تا به او بپيوندند. وي سپس به تركيه آمد و از محل كمك هاي مالي سازمان سيا يك كاخ اشرافي اجاره كرد تا مبارزه عليه جمهوري اسلامي را رهبري كند و در اين اقدام تعدادي از وابستگان امنيتي و نظامي رژيم پهلوي به او پيوسته بودند. اين افراد پس از مدتي اقامت در تركيه وقتي خبردار شدند كه اشرف پهلوي مبلغ پنجاه هزار دلار به ارتشبد آريانا داده است، او را براي گرفتن حقوق عقب افتاده خود تحت فشار قرار دادند اما پولي در كار نبود. زيرا همسر جوان آريانا كه ثريا عصار نام داشت، كليه پول هاي اهدايي سازمان سيا و اشرف پهلوي را برداشته و همراه معشوقهاش كه رشيدي نام داشت، از تركيه گريخته بود. بر اساس اسناد و مدارك موجود، آريانا تنها از سازمان سيا مبلغ
ده ميليون دلار دريافت كرده بود.
پس از چندي ميان آريانا و اويسي اختلاف پديد شد. با دريافت هشت ميليون دلار وجه از سرويسهاي اطلاعاتي غرب، در هتل بزرگ آنکارا ميان ژنرالها و همسرانشان بر سر تقسيم پول فوق اختلاف در گرفت و به نزاع آنان انجاميد! بدينسان، آخرين تلاش بقاياي ژنرالهاي رژيم پهلوي در کارزار رقابتها و نزاع هاي شديد بر سر تقسيم واپسين ميراث رژيم در سال 1362 به رکود کامل کشيده شد. پس از اين ماجرا ارتشبد بهرام آريانا افسرده و در حالي كه تعادل رواني اش را از دست داده بود، به اروپا بازگشت و در سال 1364 در تنهايي جان داد.