
قاسمعلی هدایت کلیشادی در سال 1334 در یک خانواده مذهبی در کلیشاد اصفهان دیده به جهان گشود. دوره ابتدایی را در شهر زادگاهش بهپایان رساند ولی در اثر فقر مالی نتوانست ادامه تحصیل دهد و مشغول کار و فعالیت شد.
قاسمعلی از حافظه و استعداد سرشاری برخوردار بود و بهخاطر اینکه روزها در بیمارستان مشغول کار بود مجبور شد شبانه ادامه تحصیل دهد. وی پس از گرفتن مدرک سیکل در رشته ریاضی در دبیرستان دکتر شریعتی اصفهان ادامه تحصیل داد. وی شاگرد با استعدادی بود به همین دلیل به پیشنهاد رئیس دبیرستان، بدون شهریه در روزانه ثبت نام کرد و با معدل 19/75 در سال 1353 به اخذ دیپلم نائل آمد و جزء شاگردان ممتاز استان اصفهان محصوب گردید. وی همزمان با تحصیل برای امرار معاش نیز کار میکرد.
قاسمعلی درد قشر ضعیف جامعه که خود نیز از آن قشر بود خوب میشناخت و همیشه به همین قشر فکر میکرد و مترصد فرصتی برای خدمت به این طبقه بود. وی روحی بلند داشت و هر چه میدانست چه علمی و چه معنوی به دیگران میآموخت. در دوران مدرسه همیشه شاگردان ضعیف را در خانه آموزش میداد.
وی در سال 1353 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد که درجه گروهبانیکم دریافت کرد و در یکی از پادگانهای تهران خدمت وظیفهاش را به اتمام رساند. فصل جدیدی در زندگی شهید در دوران سربازی باز شد و او دست به مطالعه کتابهای دکتر شریعتی و شهید مطهری زد و در جلسات قرآن شرکت میکرد. در اواخر خدمت در کنکور سراسری کشور شرکت کرد و در رشته مهندسی راه و ساختمان دانشگاه علم و صنعت تهران قبول شد و در مهر1356 وارد دانشگاه شد.
قاسمعلی هدایت کلیشادی فعالیتهای انقلابیاش را به صورت جدیتر از شروع تحصیل در دانشگاه آغاز نمود و در دانشگاه در هماهنگ کردن تظاهرات و پخش اعلامیههای حضرت امام(ره) نقش پررنگی داشت. وی در دوران دانشگاه چندین بار توسط عمال شاه مورد ضرب و شتم قرار گرفت ولی این مشکلات باعث نگردید که شهید کلیشادی دست از فعالیت و تلاش بردارد.
قبل از انقلاب به دانشجویان اسلحهشناسی میآموخت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تشکیل انجمن اسلامی دانشگاه تلاش زیادی کرد. وی با مطالعه زیادی که در کتب اسلامی داشت جریانهای انحرافی و منافق را تشخیص میداد و در افشای آنها از هیچ تلاشی فروگذاری نمیکرد. او در سال 1358 علاوه بر تحصیل در دانشگاه، در یکی از هنرستانهای تهران نیز به تدریس مشغول شد.
وی به علت ایمان، اعتقاد و تعهد به اسلام، پس از انقلاب فرهنگی، رئیس مدرسه راهنمایی علم و دین تهران شد. در این دوران دانشآموزان و سایر معلمین شیفته ایمان و رفتار شهید کلیشادی بودند. وی برای بچهها پدر و معلمی آگاه به مسائل سیاسی روز و اسلامشناسی متبحر بود. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی در تابستانها برای دانشآموزان کلاس ایدئولژیک میگذاشت تا از انحراف دانشآوزان توسط جریانهای مختلف انحرافی پیشگیری کند.
سرانجام در 28تیر1361 به هنگام افطار روز 27 ماه مبارک رمضان، سه نفر از اعضای گروهک تروریستی منافقین وارد منزل قاسمعلی هدایت میشوند. سپس صاحبخانه و سایر افراد منزل را در یک اتاق زندانی کرده و منتظر میمانند تا اینکه شهید هنگام افطار به منزل برگردد. با آمدن وی به منزل، فورأ او را بازرسی میکنند و عکس امام خمینی(ره) را از جیب او بیرون میآورند. پس از سؤالهایی که از وی میپرسند، قاسمعلی را در اتاقش شکنجه داده و با دستان بسته با شلیک 9 گلوله بهشهادت میرسانند.