
نفوذ گروهک منافقین (سازمان مجاهدین خلق) در بدنه انقلاب نوپای اسلامی از عمیقترین و سازمانیافتهترین تهدیدات امنیتی پس از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی بود. انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخستوزیری در تابستان ۱۳۶۰، تنها دو نمونه از صدها فاجعهای بودند که خط نفوذ منافقین رقم زد. لیست نفوذیهای منافقین شامل اسامی شناختهشدهای است از جمله مسعود کشمیری که در شورای عالی امنیت ملی، اداره ضداطلاعات ارتش و دفتر نخستوزیری راه یافته بود، محمدرضا کلاهی که مسئول دعوتهای دفتر حزب جمهوری اسلامی بود و عباس زریباف که مسئول شنودهای تلفنی واحد اطلاعات سپاه پاسداران بود و منافقین را از عملیاتهای سپاه پاسداران علیه خانههای تیمی این گروهک آگاه میساخت.
نفوذ منافقین محدود به این موارد نبود. این گروهک از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، با نقشهای سازمانیافته، مهرههای خود را در عالیترین سطوح مدیریتی کشور، سپاه پاسداران، بسیج، کمیتههای انقلاب اسلامی، وزارتخانههای حساس، نخستوزیری و شورای امنیت ملی جا داد. این عوامل با حفظ چهرهای متشرع و انقلابی بهدنبال ایجاد اختلال در تصمیمگیریهای کلان، جمعآوری اطلاعات محرمانه و آمادهسازی بستر برای ترور شخصیتهای مؤثر انقلاب بودند.
گروهی دیگر از عوامل نفوذی منافقین، اما در سطوح میانی و پایینتر عمل میکردند و مأموریتشان ترور مستقیم نیروهای انقلابی و ایجاد رعب و وحشت در پایگاههای مردمی بود. نمونه کامل این نوع نفوذ، حادثه هولناک پایگاه مقاومت شهرستان تاکستان در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۶۴ است. در شبی که مصادف با بیستوهفتم ماه مبارک رمضان و شب قدر بود، یکی از نفوذیهای منافقین به نام داود فخاری از اهالی روستای قلعه هاشم خان، حوالی ساعت ۲ بامداد، زمانی که اعضای پایگاه مشغول صرف سحری بودند، ناگهان با کلاشینکف آنان را به رگبار گلوله بست و هر ۶ را به شهادت رساند.
تمامی شهدای این حادثه تروریستی از استان قزوین و به جز یک نفر پدرانی بودند که فرزندانی چشمبهراه داشتند:
حسین انصاری رامندی ۳۲ ساله و دارای ۶ فرزند؛
حسین حاجیزاده ۳۱ ساله و دارای ۴ فرزند؛
سیدرضا موسوی ۲۲ ساله و دارای ۱ فرزند؛
عبدالله اعلمینسب ۲۸ ساله و دارای ۶ فرزند؛
نورالله ایراندوست ۴۳ ساله و دارای ۱۳ فرزند؛
محمود رحمانی ۱۸ ساله و مجرد.
داود فخاری، عامل این جنایت، به مدت ۵ روز متواری بود تا اینکه سرانجام در صبحگاه ۱تیر۱۳۶۴ در روستای دیدار از توابع شهرستان آوج در استان قزوین، در درگیری با نیروهای انتظامی محاصره شد. او پس از دیدن مقاومت نیروها و ناامیدی از فرار، با شلیک یک گلوله کلت کالیبر 45 به زندگی جنایتآمیز خود پایان بخشید.
«تصویر تشییع شهدای ترور این واقعه تروریستی»
