
اگر از هر شخص علاقه مند به سیاست سوال بپرسید که نظرش درباره تروریسم جهادی چیست، به سازمانهای اسلامی مختلفی در سراسر جهان اشاره خواهد کرد که از آن ها به عوامل ترور و وحشت یاد می شود. اغلب کتاب هایی که تاکنون موضوع تروریسم جهادی را بررسی کرده اند، با همین نگاه به آن پرداخته اند و به سختی میتوان نویسندهای را یافت که در بررسی علل شکل گیری تروریسم جهادی شجاعت اشاره به غرب، به طور کلی، و آمریکا، به طور خاص، را داشته باشد.
تاج هاشمی به طور ویژه یکی از اولین افرادی است که این کار را کرده و توانسته به شکل برجستهای به این موضوع بپردازد. در تحلیل نهایی او، کسی که برای ترور جهانی سرزنش میشود آمریکا یا گروههایی اسلامی هستند که ریشه در غرب آسیا دارند.
هاشمی درعین حال که پرونده خوبی علیه جهان غرب و به طور خاص آمریکا ایجاد کرده، درباره اسلامگرایان سلفی نیز به شدت انتقادی صحبت میکند. او معتقد است که «بسیاری از اسلامگرایان چشم اندازی کاملاً فاشیستی دارند. آنها به مفهوم جهاد جهانی یا جنگ سراسری علیه همه غیرمسلمانان اعتقاد دارند و این باور خود را ترویج میدهند. اسلام گرایان دو هدف را دنبال می کنند: مسلمان کردن همه غیرمسلمان ها ولو به اجبار؛ و جنگ و قتال با غیرمسلمانان و مسلمانان منحرف شده.»
«جهاد جهانی» تحقیقی عمیق درباره علل و نتایج ظهور جنگجویان و تروریست های اسلامگرا در چشم انداز جهانی است که به تفصیل مباحثی را درباره اسلام، اسلامگرایان، سیاستهای خارجی و داخلی آمریکا و تأثیر نتایج کوتاه مدت و بلند مدت آنها بر جهان و امنیت داخلی خود آمریکا مطرح میکند. این کتاب به عوامل پشت پرده ظهور القاعده، طالبان، لشکر طیبه هند، بوکوحرام، داعش و دیگر گروههای ترور اسلامگرا در سراسر جهان میپردازد.
کتاب حاضر این باور رایج را که تروریسم جهادی یا «جهاد جهانی» بزرگترین تهدید تمدن مدرن در شرق و غرب است، به چالش می کشد. همچنین بررسی میکند که اگر تمدنهای اسلامی و غربی با یکدیگر «سازگار» نیستند آیا تقدیر آنها بر درگیری با یکدیگر است؟ در انتها، کتاب، بیان می کند بزرگترین خطری که امنیت جهانی را تهدید می کند، تروریسم دولتی و جنگ نیابتی است، نه اقدامات تروریستی ای که توسط «بازیگران غیردولتی» به اجرا در می آید.کتاب این ایده را مطرح می کند که درگیریهای داخلی و منطقهای در میان مسلمانان و درگیری میان مسلمانان افراطی و لیبرال، بزرگترین چالش امنیتی است که جهان در سالهای پیش رو با آن مواجه خواهد شد.
هاشمی معتقد است، جهاد جهانی افسانهای است که تنها در ذهن متعصبین اسلامی وجود دارد که مردم را به اشتباه میاندازد و بیشترین خدمت را به اسلام هراسی می کند. به اعتقاد هاشمی، هدف از اضافه کردن پیشوند «جهانی» به «جهاد»، بسط دادن دامنه جنگ مقدس به منظور وحشت آفرینی یا تمجید از آن است. هاشمی میگوید: « همانقدر که اهریمن جلوه دادن تمام مجاهدین به عنوان تروریست سادهانگارانه است، که ستایش از آنها به عنوان جنگجویان آزادی، غلط است؛ زیرا خط بسیار باریکی میان آنها وجود دارد.»
هاشمی به همان اندازه که شجاعت «تروریست» خواندن اسلامگرایان را دارد، از اشاره به تروریسم دولتی امریکا نیز ابایی ندارد. مثلاً به این واقعیت اشاره می کند که میزان کشتههای جنگ جهانی دوم چیزی بین 60 تا 85 میلیون نفر بوده است، درحالی که تهاجم امریکا به کشورهای مختلف از زمان جنگ کره تا سال 2013، به 75 میلیون نفر میرسد که بیشتر آنها شهروندان عادی بودهاند. هاشمی می گوید: «تنها، حمله سال 2003 آمریکا به عراق (که رسماً تا 2011 به طول انجامید) تا سال 2007 باعث کشته شدن یک میلیون عراقی شد. از آن زمان «صدها و هزاران» عراقی در خشونتهای فرقهای کشته شدهاند. در 37 کشوری که امریکا از زمان جنگ کره به آنها حمله کرده، میزان کشتهها بین 20 تا 30 میلیون نفر بوده که چیزی بین 9 تا 14 میلیون کشته فقط در افغانستان بوده است. » دراین باره هاشمی این سؤال را مطرح میکند که امریکا در جنگ هایی که انجام داده، به کدام جهاد متوسل شده است؟
در یکی از فصول کتاب، هاشمی میپرسد: «آیا آمریکا بزرگترین مشکل در راه صلح جهانی نیست؟ کدام یک را باید میراث آمریکا دانست، شعار آزادی و دموکراسی یاسلب مالکیت، کشتار جمعی مردم بومی، برده داری و آپارتاید؟ مردم سایر کشورها کدام تصویر را از آمریکا در ذهن دارند؟ »
به اعتقاد هاشمی، چالش اصلی برای صلح جهانی، تروریسم دولتی است. هاشمی پس از اشاره به تروریسم دولتی آمریکا، تروریسم دولتی درحال ظهور در شرق و جنوب شرق آسیا و گرایش سازمان های تروریستی به قاچاق مواد مخدر (نارکو تروریسم) را دو تهدید بزرگ بشریت در سال های آینده می داند و معتقد است با وجود چنین تهدیداتی، کوفتن بر طبل «تهدید جهادجهانی» و تبدیل آن به مسئله روز جهان موضوعی غیرطبیعی است.
هاشمیدر یکی دیگر از فصول کتاب به این نکته اشاره میکند که «درگیریهای فرا ملی، جنایات و جنگهای نیابتی همواره از مرزهای منطقهای فراتر میرود و کشورهای خارج از آن منطقه خاص را حتی اگر درگیر نکند قطعاً بر آنها تأثیر میگذارد.» به اعتقاد هاشمی، ابعاد جرایم، اقدامات تروریستی و جنگ های نیابتی ای که جنوب و جنوب شرق آسیا را ناپایدار ساخته است، در این نواحیْ محدود نمی ماند و صلح و امنیت سراسر جهان را به خطر می اندازد.
محکومیت آمریکا توسط هاشمی امری قطعی است. او دراین باره می گوید: «سیاستهای تفرقه آمیز آمریکا و ترویج خودکامگی در میان مسلمانان علت فقدان دموکراسی و قانون مداری در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله عربستان سعودی، سوریه، عراق، ایران و پاکستان است. سیاستهای آمریکا پس از جنگ جهانی اول در برابر جهان اسلام ارتباطی با تقویت دموکراسی، سکولاریسم و حکومت خوب ندارد و تنها در خدمت علایق کوتاه مدت و ژئوپلیتیک خود بوده است. وزارت امور خارجه آمریکا، حداقل در کشورهای جهان سوم، به ندرت نگاه و برنامهای طولانی مدت دارد.»
«جهاد جهانی و آمریکا: جنگ صد ساله پس از عراق و افغانستان» به قلم تاج هاشمی در 324 صفحه نگاشته شده است. این کتاب را انتشارات سیج در ژانویه 2014 منتشر کرد. هاشمی در این کتاب برای بیان حقایق پنهان از کلمات و عباراتی ساده استفاده می کند و خواننده پس از مطالعه این کتاب، فرد درک بهتری از جهاد جهانی و همه اشکال ظهور[ii] آن پیدا می کند.
[ii] مانیفست