پارادوکس دموکراسی و ترور؛ تحلیلی بر بیانیه اخیر پژاک و کارنامه میدانی آنها

143618 205

رفتار گروهک تروریستی پژاک دقیقاً شبیه به شخصی است که «با تبر به ریشه‌های یک درخت ضربه می‌زند و هم‌زمان ادعا می‌کند که نگران خشک شدن آن است.» این تصویر پارادوکسیکال، شاید گویاترین توصیف برای بیانیه اخیر این گروه تروریستی باشد؛ بیانیه‌ای که در آن با ادبیاتی دموکراتیک از «اتحاد خلق‌ها» سخن به میان آورده، اما در واقع تلاشی است آشکار برای بازتعریف چهره تروریستی خود. تحلیل محتوای این بیانیه در کنار کارنامه عملکرد میدانی، شکافی عمیق میان «شعار» و «عمل» آن‌ها را آشکار می‌سازد؛ چرا که ماهیت نظامی و ایدئولوژیک پژاک، عملاً ریشه‌های توسعه و امنیت همان مردمی را قطع می‌کند که این گروه ادعای نمایندگی‌شان را دارد.

در این راستا، این گروهک تروریستی در بیانیه اخیر خود با مصادره کلیدواژه‌هایی نظیر «اتحاد دموکراتیک» و شعار «زن، زندگی، آزادی»، می‌کوشد خود را مخالف دیکتاتوری و پیشاهنگ زنان و جوانان معرفی کند. اما این ادبیات صرفاً تاکتیکی برای مشروعیت‌بخشی، خروج از انزوا و ابزاری برای جلب حمایت‌های غربی است و نشان می‌دهد که توسل به مفاهیم حقوق بشری، نه یک باور واقعی، بلکه نقابی برای اهداف سیاسی است.

برخلاف این شعارهای صلح‌طلبانه، واقعیت‌های میدانی حکایت از آن دارند که بنیان پژاک بر خشونت و ترور استوار است. کارنامه این گروه مملو از بمب‌گذاری، حملات مسلحانه و مین‌گذاری‌هایی است که قربانیان آن اغلب شهروندان غیرنظامی بوده‌اند. گزارش‌ها حاکی از آن است که آن‌ها بارها افراد بی‌دفاعی همچون کارمندان هلال‌احمر، کشاورزان و پیمانکاران محلی را هدف قرار داده‌اند. این گروه با ایجاد فضای رعب و وحشت، اخاذی از مردم محلی و حمله به پاسگاه‌های غیرنظامی، عملاً زیست اجتماعی و اقتصادی شهروندان کُرد را مختل کرده است.

در تضاد مطلق با ادعای «آزادی جوانان» و نگرانی برای آینده آن‌ها، یکی از تاریک‌ترین ابعاد فعالیت پژاک پدیده «کودک‌سربازی» است. گفت‌وگو با قربانیان متعدد نشان می‌دهد که این گروه با فریب یا ربایش کودکان و نوجوانان مانند پرونده‌های اسرین محمدی و رامسین فرهادی آن‌ها را به کمپ‌های نظامی کوهستانی منتقل کرده و به عنوان نیروی جنگی به کار می‌گیرد. این اقدامات که نقض فاحش کنوانسیون حقوق کودک محسوب می‌شود، کودکانی را که باید در کلاس درس باشند، تحت آموزش‌های سخت ایدئولوژیک و نظامی قرار می‌دهد که فرجام آن یا مرگ در درگیری‌هاست و یا خودکشی ناشی از فشارهای روانی؛ چنانکه مرگ مشکوک اسرین محمدی و تلاش برای پنهان‌سازی آن، سندی تلخ بر این مدعاست.

علاوه بر ناامنی جانی، پژاک در حالی از فقر انتقاد می‌کند که خود عاملی اصلی در خشکاندن ریشه‌های اقتصاد در مناطق غرب کشور است. ناامنی‌های ناشی از حضور مسلحانه این گروه، فرار سرمایه‌گذاران، توقف پروژه‌های عمرانی و افزایش بیکاری را در پی داشته است. آتش زدن ماشین‌آلات مهندسی و اخاذی از پیمانکاران، مستقیماً معیشت مردم را هدف گرفته و چرخه‌ای معیوب ایجاد کرده است که در آن بیکاری ناشی از ناامنی، بستری برای جذب جوانان ناامید به همین گروه‌ها می‌شود.

در نهایت باید گفت بیانیه اخیر پژاک تلاشی برای سوار شدن بر امواج نارضایتی عمومی و پنهان کردن ماهیت تروریستی این گروه است. نمی‌توان هم‌زمان مدعی «حیات آزاد» بود و کودکان را ربود، یا از توسعه سخن گفت و با بمب‌گذاری مانع پیشرفت اقتصادی شد. پژاک با ناامن‌سازی مرزها و قربانی کردن جوانان کُرد، اصلِ زندگی را هدف گرفته است، هرچند در بیانیه‌هایش سرود آزادی بخواند.