
در آستانه «روز جهانی پیشگیری از افراطگرایی خشونتآمیز منجر به تروریسم»، نگاه به تجربهی یک دهه اخیر ایران، درسهایی ارزشمند و جهانی در خود دارد. این روز که مصادف با 12 فوریه (23 بهمن) است، فرصتی است برای یادآوری این حقیقت تلخ که افراطگرایی خشونتبار، فارغ از مرزها و باورها، جان و آرامش انسانها را در سراسر جهان نشانه رفته است.
در این دهه فعالیتهای مخرب گروهکهای تروریستی افراطگرا، با انگیزهها و ایدئولوژیهای متفاوت اما با روشهایی کمابیش مشابه، یکی از چالشهای پایدار و خونین بوده است. این گروهکها، که عمدتاً ریشه در تحولات پیچیده منطقهای و بینالمللی دارند، کوشیدهاند تا با ایجاد رعب، ترس و بیثباتی، به اهداف سیاسی، ایدئولوژیک یا تجزیهطلبانه خود دست یابند. نگاهی گذرا به الگوهای عملیاتی، اهداف و ماهیت این گروهها، تصویری روشنتر از این تهدیدها ارائه میدهد.
بخش عمدهای از حملات تروریستی خشونتبار این دهه، متوجه گروههایی بوده که با پرچمداری ایدئولوژی تکفیری امنیت ایران را در منطقه نشانه رفتهاند. در صدر این گروهها، بدون تردید، «داعش» (دولت اسلامی عراق و شام) قرار دارد. اوج حملات این گروه به خاک ایران، در سال ۱۳۹۶ و با حمله تروریستی به ساختمان مجلس شورای اسلامی و حرم مطهر امام خمینی (ره) رقم خورد. این عملیات که منجر به شهادت جمعی از شهروندان شد با این هدف بود که پیام ضعف و آسیبپذیری را به جامعه ایران مخابره کند؛ اما پاسخ قاطع جمهوری اسلامی ایران و اراده ملی در مقابله با این پدیده، ناکامی این استراتژی را نشان داد.
در کنار داعش به عنوان یک بازیگر فراملی، گروههای افراطگرای منطقهای و محلی نیز حضور فعالی داشتهاند. گروهک تروریستی جیشالظلم (جیشالعدل) در منطقه سیستان و بلوچستان، نمونه بارز این گونه گروههاست. فعالیت این گروه که در ابتدا با شعار دفاع از حقوق سنیهای بلوچ رنگوبویی قومی داشت، به سرعت به سمت پذیرش گفتمان تکفیری حرکت کرد. الگوی عملیاتی این گروه، عمدتاً بر حملات چریکی و کمین علیه نیروهای مرزبانی، سپاه پاسداران و پلیس و مردم عادی کوچه و بازار در مناطق مرزی صعبالعبور متمرکز بوده است. حملات به پاسگاههای مرزی در میرجاوه، راسک و درگیریهای مسیر خاش به زاهدان، از جمله اقدامات خونین این گروه در دهه گذشته است. این حملات، زندگی و آسایش روانی مردم محلی در استانهای شرقی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
در سوی دیگر این طیف، گروههایی قرار دارند که با محوریت دادن به هویت قومی و با شعار جداییطلبی، دست به خشونت میزنند. برخی از گروههای فعال در مناطق کردنشین ایران، مانند «حزب حیات آزاد کردستان» (پژاک) که خود را شاخهای از حزب کارگران کردستان (PKK) ترکیه میداند، در این دسته جای میگیرند. فعالیت این گروهها در دهه گذشته، ترکیبی از درگیریهای مسلحانه پراکنده با نیروهای نظامی در مناطق مرزی، حملات به زیرساختها و اجرای عملیاتهای ایذایی بوده است. هدف آنان، عمدتاً نمایش حضور و تحت فشار قرار دادن نظام برای کسب امتیازات سیاسی یا خودمختاری است. اگرچه دامنه و شدت عملیات این گروهها در مقایسه با گروههای تکفیری کمتر بوده، اما تأثیر مستقیمی بر آرامش ساکنان مناطق غربی کشور داشته است. لازم به ذکر است که فعالیت این گروهها اغلب در پیوند با تحولات و تنشها در کردستان عراق و سوریه قرار داشته و از حمایتهای منطقهای برخوردار بودهاند.
گروه دیگری که در تاریخ فعالیت خود همواره با خشونت و ترور آمیخته بوده، گروهکی به نام «منافقین» (مجاهدین خلق) است. این سازمان که در دهههای ۶۰ و ۷۰ سابقه طولانی در انجام ترورهای گسترده علیه مسئولان و شهروندان عادی ایران داشت، در دو دهه گذشته عمدتاً در خاک عراق و سپس در آلبانی مستقر شده است. فعالیت آنان در دهه اخیر، متمرکز بر اجرای هستههای تروریستی در داخل خاک ایران بوده و بیشتر بر جنگ روانی، تبلیغات گسترده علیه ساختار جمهوری اسلامی، لابیگری در نهادهای بینالمللی و برخی عملیات خرابکارانه سایبری یا اطلاعاتی متمرکز شده است.
با وجود تنوع در ایدئولوژی و خاستگاه، اقدامات این گروهکها در دهه گذشته از چند الگوی مشترک و نگرانکننده پیروی میکند. اول، هدف قرار دادن غیرنظامیان و نمادهای مذهبی و ملی برای ایجاد حداکثر رعب و رسانهای کردن خشونت. دوم، استفاده حداکثری از فضای مجازی و رسانههای نوین برای تبلیغات، جذب نیرو، ادعای مسئولیت و جنگ روانی. سوم، تلاش برای تبدیل مناطق مرزی به پایگاه ناامنی دائم، به ویژه در شرق و غرب کشور، که هم به نیروهای نظامی فشار میآورد و هم توسعه این مناطق را مختل میکند. چهارم، برخورداری از نوعی پشتیبانی یا بهرهگیری از بسترهای امن در کشورهای همسایه، که مبارزه با آنان را به یک چالش دیپلماتیک دووجهی تبدیل کرده است.
پیامد این فعالیتها، تنها شمار شهدا و تخریب اموال نبوده بلکه هزینههای گزاف انسانی، مالی و روانی بر ملت ایران تحمیل کرده، تمرکز منابع ملی را از مسیر توسعه به سمت تامین امنیت معطوف ساخته و در مواردی تنش در روابط با همسایگان را دامن زده است.
در نهایت روز جهانی پیشگیری از افراطگرایی خشونتآمیز، تجربه ایران حامل پیامی امیدوارکننده برای جامعه جهانی است: اگرچه تروریسم و افراطگرایی خشونتبار تهدیدی جدی و پایدار است، اما شکستناپذیر نیست. ایران در این دهه نشان داد که میتوان در عین قاطعیت در برخورد با تروریستها، برای ترمیم بسترهای اجتماعی و اقتصادی تولید افراطگرایی نیز برنامهریزی و اقدام کرد. این همان تابآوری ملی است که نه تنها مانع از تحقق اهداف تروریسم میشود، بلکه جامعه را در برابر آسیبهای آینده نیز واکسینه میکند. در این مسیر دشوار، هوشیاری، وحدت و سرمایهگذاری بر سرمایهی انسانی و اجتماعی، مهمترین سلاح هر ملتی در پیشگیری از خشونت افراطی و ساختن آیندهای صلحآمیزتر خواهد بود.