
روز دانشجو، حماسهای جاودانه از ایستادگی و آگاهی در تاریخ مبارزات ملت ایران است که روحیهی مقاومت در برابر استبداد و استکبار را در نسلهای مختلف دانشجویی تداوم بخشیده است. در این مسیر پرافتخار، دانشجویان مؤمن و انقلابی، با الهام از آرمانهای والای نهضت امام راحل، صحنههای بینظیری از ایثار و فداکاری را آفریدند. آنها با ترک آسایش و رفاه و چشمپوشی از موقعیتهای فردی، تمام هستی خود را برای اعتلای اهداف انقلاب اسلامی در طبق اخلاص نهادند؛ تا جایی که در میان ۲۳۰۰۰ شهید ترور در کشور، نام بیش از ۱۵۰ دانشجوی شهید ترور، همچون ستارگانی درخشان بر تارک این حماسه میدرخشد.
در میان این قافلهی نورانی، شهیدانی هستند که نمونههای درخشان دانشجویان مبارز و انقلابیاند؛ آنها که تمام عمر کوتاه و پربرکت خویش را در راه آرمانهای انقلاب اسلامی وقف کردند و سرانجام در اوج بالندگی هدف کینهی دشمنان انقلاب قرار گرفتند و ترور شدند. شهیدانی که شاید کمتر نامشان بر سر زبانها جاری شده باشد، اما آثار مجاهدتهای آنها در تاروپود این انقلاب تنیده است؛ چهرههایی تابناک همچون محمدحسین رمضانخانی، حمیدرضا تواضعی و غضنفر خاوند.
شهید محمدحسین رمضانخانی پس از اتمام دوران متوسطه، با تمام توان در مسیر انتقال و ترویج پیام نهضت امام خمینی(ره) گام نهاد و به دلیل فعالیتهای انقلابی، بارها بازداشت و تهدید به مرگ شد تا جایی که توسط ساواک مسموم و تا آستانه شهادت پیش رفت. پس از بهبودی نسبی و ترخیص از بیمارستان، به راهنمایی آیتالله صدوقی عازم اتریش شد و همزمان با ادامه تحصیل در رشته فیزیک اتمی به فعالیتهای سیاسی و تبلیغی خود ادامه داد.
شهید رمضانخانی سپس به لبنان رفت و در دانشگاه بیروت به تحصیل پرداخت. در این دوران، علاوه بر تحصیل، در دورههای چریکی و عملیاتهایی در داخل سرزمینهای اشغالی نیز شرکت کرد. از اقدامات نمادین و شجاعانه او در این دوران، نصب نخستین آرم جمهوری اسلامی ایران بر سر در سفارت ایران در بیروت و جایگزینی تصویر امام خمینی(ره) به جای عکس شاه مخلوع در ساختمان سفارت بود.
مجاهدتهای خستگیناپذیر محمدحسین رمضانخانی سبب شد که سرانجام در تاریخ 12تیر۱۳۵۹، هنگامی که از آخرین جلسه امتحانی خود برای اخذ مدرک دکتری باز میگشت، در مقابل وزارت آموزش و پرورش لبنان، مورد هدف گلوله عوامل وابسته به رژیم صهیونیستی قرار بگیرد و به فیض عظیم شهادت نائل آید.
در ادامه مسیر پرافتخار دانشجویان انقلابی که آرمان را بر آسایش ترجیح دادند و نهایتاً بهدست گروهکهای تروریستی به شهادت رسیدند، نام شهید حمیدرضا تواضعی همچون اختری تابان میدرخشد. او که در اوج مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، مشغول تحصیل در دانشگاه ایالتی اورگن آمریکا بود با اوجگیری انقلاب، درس و دانشگاه در آمریکا را رها کرد و به ایران بازگشت تا در صف اول مبارزه قرار گیرد.
پس از مدتی حضور در خیابانهای تهران و همراهی با انقلابیون، به اصرار خانواده برای تکمیل تحصیلات به آمریکا بازگشت. اما دوری از کانون انقلاب برایش جانکاه بود و همواره حسرت حضور در کنار برادران و خواهران مبارزش در خیابانهای تهران را میخورد. این اشتیاق و عشق چنان بود که بار دیگر و برای همیشه، به میهن بازگشت و این بازگشت، مصادف با پیروزی انقلاب اسلامی شد.
حمیدرضا با شور و اشتیاقی وصفناپذیر در خدمت انقلاب قرار گرفت. ابتدا در روزنامه جمهوری اسلامی به عنوان مترجم فعالیت کرد و سپس به جهاد سازندگی پیوست. در نیمه اول سال ۱۳۵۸، هنگامی که گروههای تجزیهطلب کرد با خلع سلاح پادگان مهاباد، امنیت منطقه را به مخاطره انداخته و موجی از ناامنی و آشوب ایجاد کرده بودند، داوطلبانه راهی مناطق غربی کشور شد تا در خدمترسانی به مردم کُرد مشارکت کند. این دانشجوی فداکار و سه تن از همرزمانش در سردشت، در تاریخ 3شهریور۱۳۵۸ توسط اعضای گروهک تروریستی دموکرات ربوده و تیرباران شد و به فیض عظیم شهادت نائل آمد.
شهید غضنفر خاوند نیز از دیگر چهرههای درخشان این مسیر است که تحصیل را با مجاهدت درآمیخت. او با عشق و علاقهای خاص درس میخواند و پس از تحمل مشکلات مالی، سرانجام در مهر۱۳۵۹ موفق شد تحصیلات خود را در دانشگاه تریسته ایتالیا آغاز کند. دوران تحصیل وی با آغاز فاز مسلحانهی گروهک منافقین مصادف شد. او خیلی زود به یکی از اعضای فعال انجمن اسلامی دانشجویان در ایتالیا تبدیل شد و بهدلیل فعالیتهای صریح و بیپروایش در دفاع از انقلاب نوپای اسلامی، مورد خشم و تهدید این گروهک تروریستی قرار گرفت تا آنجا که چندین بار مجبور به تغییر اجباری محل سکونت خود شد. اوج تعهد او در تظاهراتی علیه منافقین در شهر رم چند هفته پس از حادثه تروریستی 8شهریور و شهادت شهیدان رجایی و باهنر در 25مهر1360 نمایان شد. اعضای گروهک تروریستی منافقین که غضنفر خاوند را از پیش شناسایی کرده بودند در یک درگیری او را در سن 25سالگی بهشهادت رساندند.
اینگونه بود که این دانشجویان انقلابی، هر یک در گوشهای از دنیا، داستانهایی همشکل اما متمایز از آگاهی و ایثار نوشتند. آنها ثابت کردند که سنگر دانشجو تنها در کلاسهای درس نیست؛ گاه در کوهستانهای سرد سردشت است و گاه در خیابانهای رم. انتخاب آگاهانهی آرمان به جای آسایش، وجه مشترک آنها بود؛ انتخابهایی که نهایتاً با زخمی عمیق از سوی دشمن مشترکی به نام تروریسم، مُهر تأیید خورد و جاودانه شد. یاد و نام این شهدای والامقام و تمام شهدای دانشجو که عرصه علم را با میدان جهاد درآمیختند همواره زنده و راهشان پررهرو باد.