گفتگوی هابیلیان با دکتر کوشکی

Kooshki

اشاره

دکتر محمد صادق کوشکی استاد و عضو هیات علمی دانشگاه خواجه نصیر طوسی و مدرس دانشگاه های امام حسین (ع)، علوم و فنون فارابی ، امام صادق (ع) و دانشگاه آزاد تهران مرکز می باشد . از وی تا کنون مقالات زیادی در روزنامه های کشور به چاپ رسیده است . او به تازگی کتاب "تبار ترور" را در مورد منافقین به چاپ رسانده است . تاکنون گفتگوهای زیادی از وی با خبرگزاری های فارس ، آریا ، ایسکا نیوز ، باشگاه خبرنگاران جوان و سایتهای خبری مختلفی به چاپ رسیده است . گفتگو پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان با وی در مورد وضعیت حال و آینده منافقین از نظر شما می گذرد .

هابیلیان: جناب آقای دکتر کوشکی ! سازمان مجاهدین خلق دریک اقدام ناخواسته و با ورود آمریکا به عراق خلع سلاح شد و به واسطه آن مجبور شد مشی مسلحانه خود را کنار بگذارد . اگر فرض رابر این بگذاریم که زمانی از لیست تروریستی خارج شود امکان دارد دوباره به مشی مسلحانه روی بیاورد ؟

اولین نکته این است که سازمان به هیچ اصلی پایبند نیست جز کسب قدرت و رهبری خودش و درست به همین خاطر است که الزاما و تنها به مشی مسلحانه بسنده نمی کند . رجوی از همان ابتدا که سرکردگی باند منافقین را بر عهده گرفت تا همین امروز تلاش گسترده ای انجام داده تا خود رابا فضای امروز تطبیق دهد و در این راستا اگر امکانی به دست بیاورد که بتواند از روش مسلحانه استفاده کند این کار را انجام خواهد داد . طبیعتا سازمان در دوران حاضر برای خود قالب تازه ای را در نظر گرفته است و تلاش می کند به سمت روش های جدیدی حرکت کند . آنچه مسلم است این سازمان قبل و بعد از انقلاب نامش با ترور و تروریسم گره خورده است . این سازمان اگر بخواهد دراروپا فعالیت کند تلاش می کند خود را در قالب گروه های حقوق بشری یا همین شورای ملی مقاومت فرو ببرد و اگر هم بخواهد سابقه خودرا پاک نشان دهد تلاش می کند تا در قالب "یک سازمان غیر دولتی" فرو برود . اما همین سازمان اگربخواهد برای رسیدن به اهداف تروریستی خود فعالیتی انجام دهد این مسائل را با نام سازمان مجاهدین خلق انجام خواهد داد . سازمان با فرو رفتن در قالب عنوان های متفاوت این امکان را برای خود فراهم آورده است تا بتواند با فریب برخی از کشورهای غربی ، از امکاناتی که در بستر این کشورها فراهم است استفاده کند . البته یک نکته را نیز نباید فراموش کرد و آن اینکه اگر کشورهای غربی قصد برخورد با این فرقه را داشتند این سازمان نمی توانست اینگونه به حیات خود ادامه دهد . اما چون کشورهای غربی تمایلی به این برخورد ندارند ، عملا این سازمان می تواند قالبهای مورد نظر خود را ایجاد کند . به عنوان مثال وقتی به انگلستان گفته می شود چرا به سازمان مجاهدین خلق اجازه فعالیت می دهید دولتمردان آن می گویند ما به آنها اجازه ندادیم بلکه به شورای ملی مقاومت اجازه فعالیت دادیم . البته این فرو رفتن در قالب های متفاوت به خاطر تجارب گذشته سازمان ایجاد شده است و خود کشورهای غربی متوجه شده اند تجربه سازمان مجاهدین خلق تجربه ای نفرت انگیز شده است . احساس من نیز این است که این سازمان به روزهای آخر خود نزدیک می شود . همین امروز هم این سازمان در حال تبدل شدن به یک گروه کوچک است و تنها تلاش این سازمان برای مطرح کردن خود ، فرو رفتن در قالب های مورد نظر برخی از کشورهای غربی می باشد .

هابیلیان : سازمان بعد از خلع سلاح تلاش می کند چهره ضد خشونت و طرفدارحقوق بشر از خود ارائه دهد اما در رفتارهای این فرقه تناقضات زیادی وجود دارد . هنوز از خروج افراد در این فرقه جلوگیری می شود و اجازه ملاقات آزادانه با خانواده هایشان را به آنها نمی دهند و هنوز نتوانسته اند آینده روشنی برای نیروهای محصور دراشرف ترسیم کنند . این مسائل به نظر شما ناشی از چیست ؟

ما وقتی باید از تناقضات حرفی به میان بیاوریم که برای سازمان مجاهدین خلق ادامه حیاتی ترسیم کنیم . من نیز مانند بسیاری از تئوریسین های مسائل سازمان معتقدم سازمان مجاهدین خلق به انتهای راه رسیده است و آنچه که مطرح می کند تنها بازی تبلیغاتی است و بس . در حال حاضر چند سال است که خبری از مسعود رجوی نیست . از او نه تصویری می بینیم و نه صحبتی می شنویم . تنها پیام هایی را می شنویم که اعلام می شود مسعود رجوی آن را صادر کرده است . همه این مسائل نشانه مشخصی است که سازمان مجاهدین خلق به شخص خاصی وابسته است . من سراغ ندارم که گروهی تا این حد به یک شخص وابسته باشد . این سازمان تا به حال چهار سال است که بدون راس به حیات گیاهی و نباتی خود ادامه می دهد و برای این سازمان نمی توان حیاتی واقعی را متصور بود . در حقیقت بحث حل تناقضات مربوط به وقتی است که این سازمان امید به آینده دارد اما سازمان علی رغم اینکه می خواهد خود را پویا و فعال نشان دهد به بن بست رسیده است و کشورهای غربی نیز تلاش می کنند تا از این لاشه در حال احتضار افرادی را برای خود جدا کنند و در کارهای دیگری از جمله جاسوسی یا تبلیغات جهت دار حقوق بشری استفاده کند . تا آنجا که من می دانم اردوگاه اشرف آخرین حلقه از این سازمان جاسوسی است .

هابیلیان : چه عواملی باعث شد که این گروهک به سمت تروریسم رفت؟

یک وقت ممکن است که ما بگوییم سازمان اگر کار تروریستی نمی کرد می توانست مردم ایران را جلب و جذب کند . اما مشکل این سازمان فراتر از این حرف ها است . اینکه اصلا چرا این گروه به سمت تروریسم رفت . درخرداد 1360 اگر این سازمان وارد فاز تروریستی نمی شد تا سال 62-63 از بین می رفت . اگر این سازمان به شکل مسالمت آمیزی به حیات خود ادامه می داد نیروهای خود جوشی که در سال 57 وارد سازمان شدند نهایتا تا سال 61-62 از این سازمان جدا می شدند . شورش مسلحانه باعث شد تا این سازمان در سر جایش بماند زیرا فلسفه این سازمان بر اساس خشونت تعریف شده بود . سازمان به انسان ها نگاه انسانی نداشت و از آنها می خواست به عنوان یک ربات عمل کنند و تنها فرمان بردار او باشند . درسال 1358 یک فضای خاصی در ایران به وجود آمد و بسیاری از جوانان می خواستند برای انقلاب کاری انجام دهند و یکسری هم به واسطه شعارهای انقلاب جذب سازمان شدند. همانها که وارد پروسه سانترالیسم و دموکراتیک شدند ، جلوتر که رفتند مونودموکراتیک و فرد محوری را دیدند و اینکه همه مسائل دور یک محور خاص دور می زند . آنها اگر وارد فاز عملی نمی شدند باحداقل بلوغ عقلی خود متوجه می شدند که سازمان به آنها به چشم تحقیر نگاه می کند . سازمان برای این دلیل نیروهایش را وارد فاز نظامی کرد که می دانست اگروارد این فاز نشود کسی دور و بر مسعود نخواهد ماند . نگاه رجوی بر این بود که برای رسیدن به هدفش از همه چیز باید استفاده ابزاری کند و همه چیز را باید فدا کند . افراد بسیاری از سازمان وقتی این مساله را متوجه شدند از این سازمان کنار کشیدند . ورود سازمان به فاز مسلحانه باعث شد تا حیات تروریستی سازمان مجاهدین خلق ادامه یابد و افرادی محدود در چنبره سازمان باقی بمانند . سازمان مجاهدین خلق با این تفکر توان بسیج توده ای رانداشت اما فضای سال 1358 کاملا استثنایی و خاص بود و هر جوانی فکر می کرد باید برای وطنش کاری را انجام دهد بنابراین سازمان از این فرصت سوء استفاده کرد و تعدادی از جوانان را با فریب تلاش برای کشور و مردم جذب کرد .

هابیلیان : شما از دوام سازمان گفتید و اینکه اگر وارد فاز نظامی نمی شد فرو می پاشید . حالا بفرمایید تفاوت دیدگاه شما با دیدگاه مسعود رجوی چیست که می گفت اگر وارد فاز نظامی نشویم ازبین می رویم ؟

او می دانست که در کنار نیروهایی که دارای بلوغ فکری و عقلی بودند و از سازمان جدا شدند ، درصد زیادی بودند که از ماهیت رفتارهای مسعود آگاهی نداشتند و اگر مسعود وارد فاز نظامی نمی شد ، آنها رفته رفته و بارسیدن به بلوغ فکری ، درعرض مدت کوتاهی از این سازمان جدا می شدند . بنابراین لازم بود تا آنها درگیر به مساله ای خاص شوند و بهترین راه این بود که آنها بامشغول شدن به مسائل تروریستی و نظامی ، از مسائل دیگر غافل شوند .


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9247539&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

    مطالب پربازدید سایت

    وزیر اطلاعات می‌گوید

    جمشید شارمهد چگونه دستگیر شد؟

    دکتر کبری صالحی‌جاوید، بنیاد هابیلیان

    مشروطه منافق پسند

    یک نماینده مجلس با توجه به دستگیری سرکرده گروهک تندر

    دیگر گروهک‌های تروریستی و منافقین هم ضربه خواهند خورد

    محمد تربت‌زاده، روزنامه قدس

    برق از سر «تندر» پرید

    علی رحمانی، جوان آنلاین

    مسلمانان زیر چکمه مدعیان حقوق بشر

    دکتر مصطفی انتظاری‌هروری، روزنامه صبح‌نو

    حقوق بشر غربی در نقطه پایان

    دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان