پیوند نامبارک تروریست ها در عراق و شام

853215vfgh

قطع نظر از همه جنایاتی که افراد و گروههای تحت امر سازمان منحوس مجاهدین خلق علیه افراد و مقامات ایرانی مرتکب شده اند (و البته در این میان درصد بالایی از این قربانیان، شهروندان عادی بیگناه و بدون هرگونه رابطه نظامی یا سازمانی با دولت بودند) یقینا حجم و گستره جنایات ارتکابی این گروه به ویژه در سرزمین عراق دستکمی از موارد داخلی ندارد. فارغ از سال های جنگ تحمیلی که این گروه بعنوان همدست و متحد صدام مرتکب آن خیانت فراموش نشدنی علیه این سرزمین و ملت گردید، اقدامات این سازمان ضدبشری در داخل عراق و علیه شهروندان خود این کشور هم جای تامل و بررسی بیشتر دارد.

در همان سالهای اولیه پس از جنگ تحمیلی، در جریان شورش های گسترده داخلی در عراق که شیعیان و کردها را علیه دیکتاتوری صدام حسین به میدان مقابله کشانیده بود اعضای این سازمان با پشتیبانی و تجهیز تسلیحاتی صدام مرتکب چنان جنایاتی علیه اکراد و شیعیان گردیدند که سالها بعد دادگاه عراق کیفرخواستی علیه 35 نفر از سران منافقین به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت صادر نمود (در نوشتاری تحت عنوان صلاحیت جهانی دادگاههای کشورها برای رسیدگی به جنایات ارتکابی منافقین در سال 1991 بدان پرداخته شده است). اما اقدامات ضدانسانی این گروه در عراق در سالهای بعد و تا آخرین لحظات حضور در خاک این کشور تداوم یافت.

 پراتیک و رویه سازمان مجاهدین خلق بارها و بارها این مشی ماکیاولیستی را که هدف، وسیله را توجیه می کند به اثبات رسانده است. یکی از مواردی که می تواند برای هر پژوهنده علاقمند به حوزه تروریسم و افراط گرایی بویژه در میان گروههای تروریستی مستقر در خاورمیانه بعنوان کِیس مطالعاتی جذاب مورد بررسی قرار گیرد مساله ارتباط میان سازمان مجاهدین خلق (بعنوان یک گروه تروریستی) با داعش با آن ویژگیها و حجم خشونت کم نظیر (و حتی با دیگر گروههای تروریستی درگیر مثل النصره) و چرایی و چگونگی آن است. تاسف بار آنکه اسناد و شواهد نمایانگر همکاری همه جانبه سازمان با گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه است. با ظهور داعش (در واپسین روزهای حضور این سازمان در خاک عراق) مجاهدین خلق برمبنای اهداف از پیش تعیین شده خود به همکاری با داعش در ابعاد مختلف پرداخت. مساله ای که به باور نگارنده همچنان لایه های نهان و مخفی تر این ارتباط آشکار نگشته و به مرور زمان و با تضعیف و اضمحلال داعش این ارتباطات بیشتر افشا می گردد.

پذیرش این همکاری و ارتباط سازمان با داعش در نگاه اولیه شاید چندان آسان نباشد (به جهت تفاوت در باورها و خاستگاه) اما آنچه بارها و بارها در نگاه تئوری پردازان و رهبران منافقین مشاهده گردیده گزاره «دشمنِ دشمن، دوست من است». در بادی امر نقطه اشتراک منافقین با گروه داعش، مخالفت با دولت وقت عراق به نخست وزیری نوری المالکی (بعنوان متحد ایران) بود. (جالب آنکه اِلدار مامدوف در مقاله ای در لوبه لاگ همین تعبیر  the enemy of my enemy is my friendرا نسبت به اتحاد منافقین و داعش علیه دولت وقت نوری المالکی به عنوان دشمن مشترک بکار برده است).

از آغاز پیشرویهای داعش، رسانه های مجاهدین به کرات از داعشی ها تحت عنوان «انقلابیون عراقی» و از پیشروی های داعش نیز تحت عنوان جنبش مردم مظلوم عراقی یاد می کردند و سعی در القای این امر داشتند که اساسا رخدادهای عراق مرتبط با قیام اهل سنت عراق علیه دولت شیعه وقت عراق بوده است. اقدام رسانه‌ای منافقین در انعکاس اشغال موصل با این گزاره که موصل به تصرف انقلابیون!! عراق درآمد و نیز بیانیه این سازمان در محکومیت عملیات پاکسازی سامرا و فلوجه از وجود تروریست های داعشی توسط دولت عراق (که در آن ادعا شده بود این عملیات ضدداعشی تهران و بغداد، در واقع اهدافی ضدسنی دارد) بخش ناچیزی از پیوند تشکیلات رجوی و داعشیون را برملا می سازد.

این همکاری و پیوند میان این دو گروه تروریستی در پشت پرده تداوم داشته است، جالب آنکه متحد اصلی رجوی در خلال جنگ تحمیلی و دوران زمامداری صدام حسین، یعنی حزب بعث عراق نیز ضلع سوم این اتحاد بود، گو اینکه شواهد محکمی از این اتحاد (نظیر پیدا شدن جسد عزت ابراهیم الدوری از مقامات حزب در میان کشته شدگان داعش) بدست آمده است. کوتاه سخن آنکه این پیوند تروریستها در خاک عراق در ابعاد مختلف صورت گرفته و اسناد و شواهد و اظهارات کارشناسان امنیتی عراق نیز بر آن صحه می گذارند. از پیوستن شماری از اعضای مجاهدین خلق به نیروهای داعش (با خیانت و همکاری برخی نمایندگان پارلمانی این کشور) تا ارائه تجهیزات نظامی و لجستیکی، خودروهای زرهی و تسلیحات موجود در پایگاه اشرف به داعش (پس از تخلیه این پایگاه) و فعالیت های تبلیغاتی و رسانه ای ضد دولتی بهمراه ارائه اطلاعات نظامی و امنیتی به نیروهای داعش در زمره مواردی است که می توان به آن اشاره نمود.

صرفنظر از اشتراکات شکلی و ماهوی میان دوگروه تروریستی منافقین و داعش در مواردی مثل ماهیت فرقه ای آنها، فردمحوری، رادیکالیسم، عدم تحمل مخالف و رواداری، عدم پایبندی به موازین حقوقی و انسانی و ... که در نوع خود جالب است بررسی عمیق و دقیق ارتباط این دو گروه تروریستی با یکدیگر و چون و چرای آن در کنار تحلیل مبانی شکل گیری آنها و حمایت های دولتی و غیردولتی صورت گرفته، می تواند حاوی اطلاعات بسیار مفید و کاربردی در جهت مقابله و ریشه کنی تروریسم باشد. 

جالب آنجاست که در نهایت مقصد بسیاری از اعضای هر دو گروه یکسان بوده است. نیروهای داعشی که خود را به دول متبوع غربی خود معرفی می کنند و اعضای مجاهدین سابقا مستقر در اشرف و لیبرتی هر دو به یک کشور (آلبانی) هدایت شده اند.

پی نوشت: صفت «مجاهد» بار معنایی بسیار مثبت دارد و بکارگیری آن برای اعضای تشکیلاتی تحت رهبری مریم رجوی حقیقتا اجحاف نسبت به خود واژه و همه کسانی است که بواسطه رشادت ها و خدمات می توانند بحق با آن توصیف گردند. لیکن گاه صرفا بخاطر اشاره به تشکیلات رجوی ناچار به استفاده از این واژه هستیم. 

 


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9474941&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید