
سیستان و بلوچستان خطهای است که مردمانش قرنهاست با وجود اختلاف قومی و مذهبی در کنار هم زندگی و از مرزهای شرقی کشور مرزداری میکنند. در تابستان سال جاری در گوشهای از این استان پهناور تروریستهایی که ادعای دفاع از حقوق مردم این دیار را دارند، مرزی از انسانیت را در نوردیدند و بیرحمانهترین صحنه ممکن را خلق کردند: شهادت یک نوزاد ششماهه به نام نوید بلوچ شیرمحمدی. نوید که پس از ۱۶ سال انتظار، به آغوش خانوادهاش آمده بود، قربانی گلولههای کوردلانی شد که به مادر و نوزادی بیپناه رحم نکردند. در این مصاحبهی تکاندهنده، با غلاممحمد بلوچ شیرمحمدی، امام جماعت مسجد امام علی (ع) زاهدان و پدر این کودک شهید، همراه میشویم تا از عمق این درد بگوید.
از نویدی که تازه چهار دست و پا میکرد و از لحظهای که گلولههای تروریستها، نوگلش را در آغوش مادرش به خون کشیدند. غلاممحمد که خود از بزرگان اهل سنت منطقه است، به روشنی فریاد میزند که این اقدامات وحشیانه، نه تنها ربطی به دفاع از حقوق اهل سنت ندارد، بلکه خلاف اسلام، انسانیت و خواست واقعی مردم صلحطلب سیستان و بلوچستان است. این گفتگو، روایتی است از درد یک پدر و پاسخی کوبنده به ادعاهای پوچ تروریستهایی که خشونت را به ارمغان آوردهاند.
غلاممحمد بلوچ شیرمحمدی در ابتدای این مصاحبه از فرزند ششماههاش گفت و اینکه خداوند بعد از 16سال او را به آنها داده بود: زندگی برای ما بدون داشتن فرزند خیلی سخت بود. خداوند متعال پس از 16 سال به ما این فرزند را داد. من و همسرم با آمدن این فرزند به خانه بسیار خوشحال بودیم. در این شش ماهی که در خانه ما بود خیلی صفا بود. او تازه داشت چهاردست و پا میکرد. در خانه ما خیلی خوشی بود چون خیلی او را دوست داشتیم. محبتش در دل من و همسرم نشسته بود.
دیگر خداوند مقدر نکرد که بزرگ شدن او را ببینیم. در درگیری که گروهک تروریستی با مأموران در دادگستری داشتند، توسط این گروهک پلید، فرزندم به شهادت رسید. من و همسرم خیلی ناراحت شدیم. مگر این طفل کوچک چه گناهی داشت که او را به شهادت رساندید؟ کاش به جای او من را به شهادت میرساندید؛ ولی چرا این طفل بیگناه را بهشهادت رساندید.
وی ماجرای شهادت فرزند ششماههاش را اینگونه تعریف کرد: من در آن روز کار بانکی داشتم. ماشینم را در جلوی بانک پارک کردم و رفتم داخل بانک. پنج دقیقهای گذشت که درگیری شروع شد. درب بانک را بستند. من به همسرم زنگ زدم که درگیری شروع شده است و مواظب نوید باشد. در لحظات اول درگیری، همسرم، فرزندم را در قسمت پایین ماشین نگه میدارد ولی فرزندم گریه میکند و مجبور میشود بیاردش بالا و به محض اینکه در آغوش میگیرد، تروریستها او را از ناحیه سر به شهادت میرسانند.
دست همسرم هم تیر میخورد. همسرم فوری از ماشین پیاده میشود و خودش را به درب بانک میرساند. زمانی که درب بانک را باز کردند و من آنها را دیدم، فرزندم به شهادت رسیده بود و همسرم مجروح شده بود. سی تیر به ماشین خورد. ماشین را سوراخ سوراخ کردند. سختترین لحظه، همانجایی بود که فرزندم در آغوش مادرش به شهادت رسید. برای من و مادرش بسیار سخت بود. تصاویر فرزندم که در آغوش مادرش به شهادت رسیده موجود است. دیدن این تصاویر، دل هر انسان عاقلی را به درد میآورد.
بلوچ شیرمحمدی در پاسخ به اینکه نظر ایشان به عنوان یک بلوچ اهل سنت درخصوص ادعاهای گروهکهای تروریستی مبنیبر دفاع از حقوق اهل سنت چیست، گفت: این چه دفاعی است که نه به طفل رحم میکند. نه به زن رحم میکند. من این کارها را کار درست نمیدانم. این ها از اهل سنت نیستند. اینها جیش الظلم هستند که در واقعیت به مردم سیستان و بلوچستان ظلم میکنند. دعای من این است که بهزودی همه آنها را خداوند متعال نابود کند. مردم این منطقه به هیچ عنوان به اینها نیاز ندارند.
مردم این منطقه آرامش و امنیت را میخواهند. این افراد که به ما ظلم میکنند و ایجاد ناامنی میکنند در نگاه ما منفورترین افراد هستند. متأسفانه بهدلیل ناامنی در این منطقه، سرمایهداران سیستان و بلوچستان در مشهد، مازندران و شیراز سرمایهگذاری میکنند و با وجود تروریستها کسی هم در این منطقه سرمایهگذاری نمیکند. ما در این استان فقط امنیت میخواهیم. این اقدامات را هیچ مسلمانی قبول ندارد و این افراد هم مسلمان نیستند وگرنه این کارها را انجام نمیدادند. یقین دارم اینهایی که اقدامات تروریستی را انجام میدهند از آمریکا و اسرائیل دفاع میکنند.
وی در پایان و در خصوص نگاه برخی از مردم سایر استانها به امنیت سیستان و بلوچستان گفت: بله، آنها می ترسند. خیال میکنند مردم منطقهی ما با هم مشکل دارند. ولی خوشبختانه واقعیت چیز دیگری است. ما که اهل سنت هستیم با همسایههایی که شیعه هستند با برادری و خوشی در کنار یکدیگر زندگی میکنیم. هیچ فرقی بین برادران اهل سنت و شیعه نیست. مثل یک خانوادهایم.