ضرورت نشر یک سند(2)

Rasool Jafarian

تقی شهرام (1) ودوستان وی از سران جریان ارتداد ، با تصفیۀ سرسختانه واستالینی مخالفان ، با به شهادت رساندن مجید شریف واقفی وعده ای دیگر ، سازمان مجاهدین را به ارتداد کشاندند . آنان می توانستند به جای اقدام ، خود از سازمان کناره گرفته ویک سازمان مارکسیستی تأسیس کنند ، اما چنین نکردند؛ چرا که اساسا نمی خواستند یک تشکیل مذهبی نیرومند در صحنۀ مبارزات وجود داشته باشد . به علاوه ، حسّ سلطه طلبی وریاست خواهی ، آنان را بر آن داشت تا سوار بر یک سازمان شکل گرفته شوند و زحمت تأسیس سازمان جدیدی را به خود ندهند . این یک سیاست استالینی بود که راهنمای این تازه مارکسیست شده های خود باخته در برابر یک اندیشۀ وارداتی شده بود .

آنان از سازمان ها واحزاب کمونیستی ، تنها خشونت وبیرحمی نسبت به دوستان مظنون ! خود را آموخته وبا اندک شبهه ای آنان را اعدام می کردند !

بنا به شواهد مختلف ونیز آنچه در این اطلاعیه آمده (اشاره به تصفیۀ پنجاه درصدی شده) شهرام همراه شماری از مرتدین سازمان ، بینش مارکسیسم ــ لنینیسم را به اجبار بر اعضای باقی مانده سازمان در داخل وخارج کشور تزریق وتحمیل کرد .

هر کسی که با وی از در مخالفت در آمد ، از سر راه برداشته وتصفیه شد ؛ آن هم نه به صورت عادی بلکه با متهم شدن به خیانت ، لو دادن به رژیم ، اعدام انقلابی ودیگر روش های کمونیستی شناخته شده . در همین اطلاعیه ضمن افتخار به کشتن شریف واقفی وصمدیه به عنوان خائن شمار 1 و 2 آمده است که «سخت سران ، اصلاح ناپذیران و کج اندیشانی که بر مواضع نادرست وانحرافی خود اصرار می ورزیدند وعلی رغم همۀ شرایط مساعد آموزشی ، به دلیل چسبیدن به منافع فردی واندیشه وعملی که این منافع را توجیه می کرد ، حاضر به رفع نقایص وعیوب خود نبودند ، قاطعانه از عضویت سازمان کنار گذاشته شدند». ودر ادامه آمده است : «مجموعاً در تمام طول دو سال «مبارزۀ ایدئولوژیک» قریب 50 درصد از کادرها مورد تصفیه قرار گرفته و بسیاری از کادرها از مواضع مسؤول تا کسب صلاحیت های لازمه کنار گذارده شدند».

نتیجۀ این تصفیه خونین ، ونیز در اثر ندانم کاری های سازمان از یک سو وفشار ساواک از سوی دیگر ، از سازمان به اصطلاح مجاهدین در سال 55 تقریبا هیچ چیزی در خارج از زندان باقی نمانده بود . تنها بخشی از نیروهای سازمان در زندان ماندند که آنان نیز در سال 56 به دو شاخۀ رجوی ـ میثمی تقسیم شدند . تعدادی از بچه های مسلمان سازمان نیز سازمان های کوچک دیگری تشکیل داده ویا به تشکیل های اسلامی دیگری که از سال 55 به این سو تشکیل شد، پیوستند.

شگفت آن که منادی نبرد مسلحانه ، یعنی شهرام ودوستانش در نیمۀ دوم سال 55 ، در تجدید نظری دیگر ، سیاست جنگ مسلحانۀ را که قبلا با آب وتاب از آن داد سخن داده و به آن افتخار می کردند ، وتنها با چند عملیات کوچک ، آن را سابقۀ درخشانی برای سازمان بزرگ خود می دانستند ، کنار گذاشتند وبه استراتژی «مبارزۀ سیاسی» روی آوردند . گروهی که رسما مرتد شده بودند ، تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ، خود را شاخۀ مارکسیست لنینیست سازمان مجاهدین می نامیدند ؛ اما پس از انقلاب عنوان سازمان پیکار را انتخاب کردند وخود گرفتار انشعابی دیگر شدند .

نکتۀ شگفت آور آن که در مهر سال 57 باز هم در جریان انتقاد از خود ، رهبران این حرکت به نقد عملکرد خویش از جریان کودتا پرداخته ، آن را تقبیح کردند! بعد از انقلاب نیز که بر خلاف تمام پیش بینی های علمی آنان! حکومت دینی وولایت فقیه بر سر کار آمد ، دوباره در برابر تمامی مردم ، به جنگ مسلحانه روی آورده ودر کنار خشن ترین سازمان ها و احزاب ضد جمهوری اسلامی ، در کردستان وگنبد و ... به کشتن پاسداران و بسیجیان که از میان پایین ترین قشر جامعه ، یعنی همان کارگران ودهقانان برخاسته بودند ، پرداختند .

امروزه دیگر استدلال های مطرح شده در این بیانیه کهنه شده وارزش آن صرفا از بُعد تاریخی است . اما به هر روی ، نشانگر دورانی است که مارکسیسم با قدرت تمام ، بسیاری از جوانان ما را به کام خود می کشید ونویسندگان مذهبی ، بخش عمده ای از تلاش علمی خود را در نقد آن اختصاص داده بودند (2). امروزه مارکسیسم در عرصۀ جهانی افول کرده ومذهب مجددا نقش اول را در مبارزه با ستم ودر جهت تحقق عدالت بر عهده گرفته است . همچنان که ، با همۀ پیشرفت های علمی انجام شده ، نه تنها مارکسیسم که ماتریالیسم فلسفی هم طرفداری ندارد. غیر علمی بودن مارکسیسم، سراب پیشگویی های سران مارکسیسم وتجربه های خشونت بار این گرایش در پهنۀ تاریخ عالم ، مسائلی است که ثابت گشته وسبب بی آبرویی ماتریالیسم ومارکسیسم در سراسر جهان شده است ؛ هر چند در اثر این شکست ، مع الاسف قدرت سرمایه داری واخلاق زشت غربی رواج بیشتری یافته ورهبران آن که همان سران استکبار هستند ، در صدد تضعیف گرایش های عدالت گرایانۀ در عالم بر آمده اند . با این حال ، برای انسان های آزاده ، کمتر تردیدی در این نکته وجود دارد که این تنها مذهب است که می تواند در ادامۀ همان حرکتی که انبیاء در دفاع از مستضعفان داشتند ، همچنان رهبری مبارزات رهایی بخش ملتها را از ستم کفار ومستکبران بر عهده گرفته وعدالت همراه با معنویت را برای بشر به ارمغان آورد .

این سند تاریخی ، روشنگر شیفتگی ودلباختگی طیفی از ایرانیان به اندیشه های الحادی ومادی است که امروزه باطل بودن آن آشکار شده است ؛ اما توجه به صراحتی که نویسنده در نقد اندیشه های اسلامی داشته ، برخی از مطالب ، همچنان نیازمند پاسخ های صریح ، علمی ودر عین حال ساده است .

افزون بر آن ، حقایق دیگری در حاشیۀ این اطلاعیه هست که آنها نیز قابل توجه و تأمل است ؛ وآن این که به هر روی ، یک متفکر باید مرز دقیق افکار دینی وغیر دینی که در سامان دهی به اندیشۀ دینی خود در نظر می گیرد ، روشن کند. بر خورد مسامحه گرایانه با این پدیده ، مشکل ساز خواهد شد . برای نمونه ، به اعتقاد نویسندۀ این اطلاعیه ، پذیرش اصل تکامل عمومی جهان ، یکی از مسائلی است که به خودی خود ، ایدئولوژی سازمان را به مارکسیسم نزدیک کرده است . مع الاسف ، برای نمونه ، تا به امروز ، همین عقیده که گاه به توجیهات دینی نیز همراه می شود ، در اندیشه های نوین موجود در میان مسلمانان به صورت یک اصل مقبولیت یافته است ؛ در صورتی که اگر به لوازم آن توجه شود ، نتایج ناگوار آن بر اندیشۀ دینی وقرآنی ووحیانی آشکار خواهد شد .

علاوه بر این ، نگاهی به این سند نشان می دهد که متفکران مذهبی ، در عین آن که می بایست بر متون اصیل خود تکیه داشته باشند ، به اجبار باید در تبیین دیدگاه های دین در عرصه های مختلف با بهره گیری از افراد متخصص ومتقی ، به تلاش بپردازند . معنای این سخن این نیست که دین را به روز کرده با اندیشه های جدید تلفیق کنند ، بلکه می بایست با تعمیق بیشتر در قرآن ونگرش های قرآنی ، روز به روز حقایق برتری از آنها استخراج وعرضه کنند . همچنان که می بایست برای نسل جدید ، تکلیف مرز علم ودین را آشکار کرده ، حوزۀ دین را از دست اندازی هایی که به نام علم، اعمّ از علوم تجربی یا علوم اجتماعی و در دورۀ اخیر بیشتر علوم اجتماعی صورت می گیرد ، حفظ نمایند .

 

واکنش های در برابر اطلاعیه تغییر مواضع

جدای از واکنش های درون سازمانی که منجر به تصفیۀ افراد وجایگزین کردن مسوؤلان در بخش های مختلف باقی مانده شد ، در دو بخش واکنش هایی صورت گرفت . نخست از سوی بخشی از اعضا یا سمپات هایی که در زندان بودند ودر رأس آنان مسعود رجوی قرار داشت . دوم از سوی افراد مستقل ونویسندگان مذهبی که کتابها وجزوات ومقالاتی در این زمینه منتشر کردند . در اینجا مروری بر این نقدها خواهیم داشت :

1 ــ سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی در امریکا ــ گویا به رهبری علی جمالی ـ جزوه ای تحت عنوان «گامی فراتر در افشای منافقین» منتشر کرد وضمن آن تلاش نمود تا ماهیت منافقانۀ مرتدین را در آن نشان دهد . به کار بردن تعبیر منافقین بر این افراد بعدها ادامه یافت .

2 ــ ابوالحسن بنی صدر که آن زمان در فرانسه به فعالیت های مذهبی سیاسی مشغول بود ، یکی از نخستین ردیه ها را بر جریان ارتداد در سازمان نوشت . وی در جایی می گوید : من یک سال وچهار ماه قبل از این که سازمان مجاهدین خلق تجزیه شود و بیانیۀ صادر کنند ، در ضمن یک تحلیل ، پیش بینی کردم وهشدار دادم وآن متن هم موجود است ودر آن در کتاب «زور علیه عقیده» قسمت دوم چاپ شده که در ایران به اسم «منافقان از دیدگاه ما» می شناسند (3).

بنی صدر در سخنرانی دیگری که آن هم با عنوان «نقدی بر برچسب های نا چسب به جهت طبقاتی اسلام» چاپ شد ، (4) به نقد مطالبی که "منافقین از دیدگاه ما" نقد نسبتا مشروحی است که بخصوص بر بخشهای عقیدتی بیانیه نوشته شده هر چند خود خالی از اشکالات به ویژه در بیان توحید نیست . یکی از حساسیت های بنی صدر در این پاسخ ، دفاع سخت نهضت آزادی وشخص مهندس بازرگان است که در اطلاعیه به عنوان سمبل جریان رفورمیستی متعلق به بورژوازی ملی ، به نقد کشیده شده است .

3 ــ مقاله ای نیز به عنوان «خیانت وانحراف» در ماهنامۀ پیام مجاهد ش 36 (آذرماه 1354) انتشار یافت . این نشریۀ متعلق به نهضت آزادی شاخۀ آمریکای شمالی است که آن زمان ، در رأس آن ابراهیم یزدی بوده است .

 

پی نوشت ها:

 

1ــ وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دستگیر ودر دوم مرداد 1359 اعدام شد. دوستان دیگر وی یکی حسین روحانی بود ودیگری تراب حق شناس که فرد دوم از کشور خارج گردید . دو نفر اخیر سالها نمایندۀ سازمان مجاهدین در عراق بودند .

2ــ تلاش های علمی استاد مطهری ، به ویژه در نقد دیدگاه ماتریالیسم تاریخی ، نگرش طبقاتی ومارکسیسم و مسأله جامعه وتاریخ ، برجستگی خاصی در میان آثاری دارد که در زبان فارسی در آن دوره انتشار یافته است . همچنین نقدهای ایشان بر فلسفۀ مارکسیسم ، مقدار زیادی از انرژی علمی این استاد را مصروف خود کرد ، کارهایی که امروزه ، گویی چندان مورد استفاده ندارد ، اما آن زمان ، برای زنده نگاه داشتن پرچم اسلام اصیل وناب ، برای حفظ ایمان نسل متدیّن وآگاه ، ابزاری کاری وجدی به حساب می آمد ونقش بی بدیلی ایفا کرد .

3ــ بنگرید : سازمان مجاهدین خلق از دیدگاه امام خمینی وبنی صدر ، ص 4

4ــ تهران ، نشر توحید ، 1356


مطالب پربازدید سایت

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور استان

اجلاسیه شهدای ترور استان سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار شد

گفت‌وگوی هابیلیان با مولوی یوسف گرگیج به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط گرایی خشونت آمیز منجر به تروریسم

دشمن چشم دیدن وحدت و همدلی ما را ندارد

به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز منجر به تررویسم

افراط‌گرایی خشونت‌بار؛ پایه‌گذار رژیم صهیونی

گفتگوی هابیلیان با همسر شهید بزرگوار اسماعیل کرمی هرستانی

باید ریشه‌های فکری تروریست‌ها را در سیستان‌وبلوچستان خشکاند

جدیدترین مطالب

با حضور خانواده معظم شهدا و آحاد مردم شهید پرور استان

اجلاسیه شهدای ترور استان سیستان و بلوچستان در زاهدان برگزار شد

به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز منجر به تررویسم

افراط‌گرایی خشونت‌بار؛ پایه‌گذار رژیم صهیونی

گفتگوی هابیلیان با همسر شهید بزرگوار اسماعیل کرمی هرستانی

باید ریشه‌های فکری تروریست‌ها را در سیستان‌وبلوچستان خشکاند

گفت‌وگوی هابیلیان با مولوی یوسف گرگیج به مناسبت روز جهانی پیشگیری از افراط گرایی خشونت آمیز منجر به تروریسم

دشمن چشم دیدن وحدت و همدلی ما را ندارد

فرمانده قرارگاه نجف اشرف خبر داد

دستگیری ۱۱ نفر از گروهک تروریستی پژاک در کرمانشاه

یادداشتی از بنیاد هابیلیان به‌بهانه سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی

47 سال تهدید تروریسم و فرصت‌های آن

گزارشی از پنجاه‌وسومین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات ۱۰۴ نفر از منافقین

روایت عضو جدا شده منافقین از شباهت وقایع اخیر با اقدامات این گروهک

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان