کتابی که ذهنیت تروریسم را از درون واکاوی می‌کند

011111

در آستانه روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی خشونت‌آمیز منجر به تروریسم، کتاب «افراط‌گرایی؛ تحلیلی فلسفی» نوشته قاسم کسام با ترجمه حسین شیخ‌رضایی که به تازگی توسط نشر کرگدن منتشر شده، اثری قابل تأمل است. این کتاب با نگاهی فلسفی، از مرز تحلیل‌های رایج سیاسی و روان‌شناختی فراتر می‌رود و به ریشه‌های معرفتی و اخلاقی این پدیده می‌پردازد.

 

آنچه کتاب کسام را متمایز می‌کند، تمرکز بر «ذهنیت افراطی» به‌مثابه یک الگوی روان‌شناختی مستقل از محتوای فکری است. به گفته شیخ‌رضایی، کسام نشان می‌دهد فرد افراطی فارغ از اینکه چه باوری دارد، نحوه خاصی از باورورزی را دنبال می‌کند: ذهن او در برابر شواهد جهان بیرون بسته است، از بازنگری در باورهایش عاجز است و دوقطبی‌های حذف‌گرا او را از هرگونه گفت‌وگو با دیگری محروم می‌کند. در این دیدگاه، افراط‌گرایی نه به «چه می‌اندیشی»، که به «چگونه می‌اندیشی» بازمی‌گردد.

 

مترجم در گفت‌وگو با ایبنا، انگیزه خود از ترجمه این اثر را مواجهه با افراط‌گرایی سه‌وجهی در زیست‌بوم ایران می‌داند: از سوی حاکمیت، از سوی اپوزیسیون، و مهم‌تر از همه، در فضای شبکه‌های اجتماعی که هویت‌ها در حذف دیگری خلاصه شده است. این کتاب در چنین شرایطی نقشه‌ای مفهومی برای تشخیص افراط‌گرایی از مفاهیم همسایه‌ای چون رادیکالیسم ترسیم می‌کند. کسام با تمایز میان گاندی و یک تروریست، نشان می‌دهد رادیکال به دنبال تغییر بنیادین اما با روش‌های خشونت‌پرهیز است، درحالی‌که افراطی با خشونت، جزم‌اندیشی و بستگی ذهنی عجین شده است.

 

نکته درخور توجه دیگر، نقد کسام بر برنامه‌های مقابله با افراط‌گرایی است. او برنامه «پیشگیری» بریتانیا را به‌دلیل نگاه از بالا به پایین و تلقی افراطی به‌عنوان بیمارِ منفعل، ناموفق می‌داند. در مقابل، مدل عربستان سعودی را به‌دلیل ورود به جهان ذهنی مخاطب و استفاده از مراجع مورد پذیرش او، کارآمدتر ارزیابی می‌کند. با این حال، شیخ‌رضایی به نقدی جدی نیز اشاره دارد: کسام افراط‌گرایی را بیش از حد فردی انگاشته و از پویایی گروه‌هایی غافل شده که در آن‌ها تک‌تک افراد افراطی نیستند، اما برآیند جمعی، خشونت و حذف‌گری است.

 

در روز جهانی پیشگیری از افراط‌گرایی، این کتاب یادآور می‌شود که ریشه تروریسم نه در ایدئولوژی‌های خاص، که در نوعی کژکاری شناختی و اخلاقی نهفته است. درمان آن نیز نه با تحمیل، که با گفت‌وگو از موضعی قابل‌قبول برای ذهن بسته ممکن می‌شود. فلسفه در این میان، نقشه‌کش بی‌دستگاهی است که مرز میان ایمان و تعصب، مقاومت و ترور، و رادیکالیسم و افراط را روشن می‌کند.

Ketabefrat1