مهندس حسام

Shatreiبه مناسبت هفتمین روز تشییع و خاکسپاری سردار شهید حسن شاطری پایگاه اطلاع رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور) به بررسی شخصیت ارزشمند و خدمات فرهنگی و عمرانی این شهید والامقام در ایران، افغانستان و لبنان می پردازد.

شهید شاطری که بود

سردار شهید حسن شاطری از یادگاران دوران دفاع مقدس بود. از فرماندهان یگان مهندسی در جبهه های شمال غرب و جنوب. اگر بنا باشد زندگی این شهید گرانقدر را بطور اجمالی بررسی کنیم می توان آن را به چند مقطع مهم تقسیم بندی کرد: دوران دفاع مقدس، دوران پس از جنگ، دوران پس از حمله آمریکا به افغانستان و دوران پس از جنگ 33روزه لبنان.

این شهید بزرگوار در سنین نوجوانی و جوانی حضوری فعال در صحنه های مختلف داشت و از همان روزهای آغازین جنگ تحمیلی در جبهه های دفاع از اسلام و انقلاب حضور یافت. اگر به سال 1360 بازگردیم «سردشت» حضورش را شهادت خواهد داد. در آن زمان رژیم صدام تازه شروع به بمباران و توپ باران سردشت کرده بود. شهید شاطری در آن دوران مسئول تدارکات سپاه سردشت بود. با این حال فعالیت های این شهید بزرگوار به تامین و تدارکات محدود نشد و از  همان ابتدا وجه فرهنگی و معنوی او دارای برجستگی خاصی بود. در آن ایام به ریاست ستاد سپاه سردشت منصوب شد. تواضع، خضوغ، جدیت در کار و عشقش به مردم منطقه مثال زدنی بود. برجستگی های اخلاقی اش قدرت نفوذ فوق العاده ای به ایشان داده بود. وی مدتی معاونت مهندسی رزمی قرارگاه حمزه سیدالشهدا(ع) و سپس تیپ مهندسی صاحب الزمان(عج) را به عهده داشت و تلاشهای فراوانی برای اجرای پروژه های عمرانی مختلفی از جمله جاده های سردشت نمود.

بعد از دوران دفاع مقدس شهید شاطری به علت تجربیات خدماتی و مدیریتی که داشت در مناطق دیگر خدمات وسیع تری به نظام جمهوری اسلامی عرضه کرد. مدتی نیز جهت اجرای کارهای عمرانی و خدماتی و کمک به سازندگی افغانستان، همراه رهبر بیداری این کشور «شهید احمد شاه مسعود» به فعالیت پرداخت.

شهید شاطری بعد از جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی علیه لبنان در سال 2006 میلادی به عنوان رئیس ستاد بازسازی ایران در لبنان عازم این کشور شد و نقش مهمی در بازسازی روستاها و مناطق جنوب این کشور ایفا کرد.

این سردار رشید اسلام که ذره ای انتظارات، تعلقات و دلبستگی های مادی در وجودش نبود سرانجام روز سه شنبه مورخ25/11/91 در راه بازگشت از دمشق به بیروت توسط عناصر مسلح و مزدوران سرسپرده رژیم غاصب صهیونیستی به شهادت رسید.

مهندس شهید شاطری در لبنان

Shateri1در دفاع 33 روزه مردم لبنان علیه حمله رژیم صهیونیستی در سال 2006 بسیاری از روستاها و مناطق شیعه نشین و مسیحی نشین لبنان با خاک یکسان شد. پس از پایان جنگ، هیئت ایرانی بازسازی لبنان به ریاست سردار شهید حسن شاطری عازم جنوب این کشور شد و به لطف الهی تاکنون صدها طرح در بسیاری از زمینه ها اعم از مذهبی، آموزشی، فرهنگی ، توسعه و زیرساخت را در لبنان به انجام رسانده است. دغدغه شهید شاطری برای آباد سازی لبنان به قدری بود که از تمام تجربیاتش برای این کشور استفاده می کرد؛ حتی زمان هایی که به ایران می آمد در همان دو سه روز اندک به مجموعه های فرهنگی مختلف سرکشی می کرد و در خصوص فعالیت های فرهنگی در لبنان با آن ها به تبادل نظر می پرداخت. نظرش براین بود که لبنان و منطقه نیازمند اقدامات اساسی فرهنگی است و باید در این زمینه همه همت مان را به کار گیریم.

از جمله فعالیت های عمرانی و فرهنگی ایشان می توان به ساخت پارک ایرانیان در منطقه صفر مرزی مارون الرأس که در سال 2006 میدان درگیری مقاومت و دشمن صهیونیستی بود اشاره کرد. ساختن« مسجد قدس» که شبیه «بیت المقدس» است به خاری در چشم صهیونیسم تبدیل شده بود تا آن جا که دشمن صهیونیستی از سازمان ملل متحد در خواست تخریب این پارک را کرد ولی درخواستش به نتیجه نرسید و کینه خود را با ترور شهید شاطری فرونشاند. هرچند با این کار بغض و کینه صهیونیسم علیه ملت های مسلمان آشکار تر و پیوند دوستی و محبت میان دو ملت ایران و لبنان مستحکم تر و سردار شهید شاطری به عنوان مردی مومن، فداکار و خدمتگزار به ملت لبنان و ملت های مستضعف شناخته تر شد.

«مهندس حسام»

تک تک مردم محروم لبنان شهید حسن شاطری را به عنوان« مهندس حسام خوشنویس» می شناسند. چرا که وی نه تنها در مناطق شیعه نشین بلکه در مناطق مسیحی و سنی نشین نیز زحمات بسیاری برای مردم کشید و مشکلات بسیاری را از مردم مرتفع کرد. مردم لبنان به خاطر علاقه ای که به این شهید داشتند وی را «مهندس حسام» خطاب می کردند و چون پروانه به دور شهید شاطری می گشتند. حضور عظیم ملت لبنان و مقامات این کشور طی روزهای26 و 27 بهمن در مراسم یادبود شهید شاطری در سفارت ایران در لبنان، گواه این موضوع است و ایراد پیام تسلیت توسط سید حسن نصرالله به مناسبت شهادت این سردار گرانقدر مهر تاییدی برآن است.

شهید شاطری از ارتباط قلبی مردم لبنان با ایران می گوید:

«من 17 آوریل 2006 و تنها اندکی پس از پایان جنگ 33 رژیم صهیونیستی علیه لبنان وارد لبنان شدم. اولین بازدیدم از جنوب لبنان به طرف منطقه «ناقوره» بود. آنجا صحنه ای تاریخی برای من اتفاق افتاد. به همراه یک هیئت رسمی از جنوب لبنان بازدید می کردیم. هنوز باقیمانده عناصر رژیم صهیونیستی در منطقه بودند و ما اطلاع نداشتیم که منطقه آلوده است. برای بازسازی حجم خسارت ها وارد روستایی شدیم. ابتدای روستا چند خانه خراب شده بود و من که دوربین به همراه داشتم از ماشین پیاده شدم تا تعدادی عکس بگیرم. حدودا 200 الی 300 متر آن طرف تر پایگاهی متعلق به ارتش لبنان بود که کاملا تخریب شده بود. ما تحرکی در آن پایگاه مشاهده کردیم و گمان کردیم که نیروهای ارتش لبنان هستند. در حال عکس گرفتن بودم که خانمی با سرعت از داخل روستا خودش را به ما رساند و به ما گفت: «سریعا از منطقه خارج شویم.» وقتی از علت این حرف سئوال کردیم گفت: «داخل این روستا هنوز آثاری از عناصر صهیونیست ها هستند و مردم روستا نگران جان شما هستند»

هنوز ما هیچ کاری نکرده و بازسازی را هنوز شروع نکرده بودیم. تنها 2 روز از حضور من در لبنان می گذشت. من می خواهم بگویم اگر خواسته باشیم محبتی که مردم لبنان به ما که از ایران برای بازسازی مناطق آسیب دیده از جنگ 33 روزه به لبنان رفته بودیم، دارند را به کمک های جمهوری اسلامی به لبنان ربط دهیم، ظلم بزرگی به مردم عزیز لبنان کردیم. ارتباط و علاقه و محبت بین ما و مردم لبنان عقیدتی و از سر احساس برادری است.»

نحوه شهادت و بازتاب خبری

Shateri2سردار مهندس شهید حسن شاطری، رئیس ستاد بازسازی لبنان، پس از سال ها مجاهدت روز سه شنبه مورخ 25/11/91 در راه بازگشت از دمشق به سمت بیروت در خاک سوریه توسط عوامل رژیم صهیونیستی مورد هدف و حمله تروریستی مستقیم قرار گرفت و به مقام والای شهادت رسید.

تقریبا تمامی خبرگزاری های مطرح داخلی و خارجی خبر شهادت ایشان را منتشر و به تحلیل آن پرداختند. هرچند اخباری ضد و نقیض درباره نحوه شهادت شهید شاطری منتشر شد اما غضنفر رکن آبادی سفیر ایران در بیروت اعلام کرد که این اخبار به هیچ وجه صحت ندارد به ویژه خبر منتشر شده از سوی گروه موسوم به« ارتش آزاد» که مدعی شده حسام خوشنویس، «حسن شاطری » در حمله هوایی دو هفته پیش رژیم صهیونیستی به منطقه «جمرایا» در «ریف» دمشق شهید شده است.

تشییع پیکر شهید شاطری در تهران و سمنان

پیکر سردار شهید حسن شاطری روز پنجشنبه مورخ27/11/91 در شهرک شهید محلاتی تهران با حضور مقامات کشوری و لشکری و حضور گسترده مردم تشییع شد؛ هم چنین مراسم تشییع پیکر این شهید عالی مقام روز جمعه 28/11/91 در سمنان پس از اقامه نماز بر پیکر پاکش توسط حجت الاسلام و المسلمین طباطبایی نماینده ولی فقیه در جنوب لبنان به پایان رسید و پیکر پاکش در گلزار شهدای سمنان درکنار سایر همرزمانش آرام گرفت.

شهید در کلام همرزمان و دوستان

- سال ها توفیق آشنایی با ایشان را در لبنان داشتم. شهادت شان اصلا باورم نمی شد. سالهای تحصیل در لبنان در محضر ایشان بودم و نمی دانستم این انسان شریف و خاکی، مهندس شاد و بذله گوی خودمان، کسی که پای ثابت همه مجالس اهل بیت (علیهم السلام) بود و در مجالس نوکری اهل بیت (علیهم السلام) را می کرد، کسی که ناله های الغوث الغوثش در شب های قدر دل ما را به عرش وصل می کرد، کسی که در مراسم دهه محرم از میانداران سینه زنی می شد و بلند بلند سینه می کوبید، سینه سوخته واقعی اهل بیتی است که در آرزوی دادن خونش در راه حق این گونه بر سرو سینه می زند. نمی دانستیم این مهندس خوش نام و خوش سیما که هر کسی با هر خط سیاسی که داشت دوستدار و مریدش بود سرداری است با این عظمت و درجه.

-سردار شاطری را از دوران خدمت سربازی می شناسم. او فرمانده ما بود و م ادوستش داشتیم. نمونه بارز یک انسان اخلاق مدار بود. هیچ گاه جلسه ای را که خدمت ایشان با آیت الله بهلول داشتیم از یاد نمی برم. هیچ وقت سجده های طولانی نماز خواندن پر از خلوص سردار را فراموش نمی کنم. ای کاش نمی رفت و می توانست بازهم خدمت کند.

محمد حسن اصفهانی، یکی از سربازان شهید شاطری در سال 1373

«یک شب به دلیل احتمال ورود گروهی از کوموله ها به پادگان، آماده باش کامل داده شد و به سرعت دوشیکاها را بر روی خودروها مستقر کردیم و به فرماندهی شخص شهید شاطری به محلی از پادگان که احتمال اختفای مهاجمین در آن جا زیاد بود حمله بردیم. این مکان، قسمتی از پادگان بود که توسط علف ها و گیاهان بلند کاملا پوشیده شده بود و ورود به این منطقه آن هم در شب خیلی خطرناک بود. در این شرایط بود که روحیه خط شکنی شهید شاطری، به جوش در آمد و در عین اینکه تعداد سربازان زیاد بود، اجازه ورود هیچ یک از سربازان وظیفه به منطقه خطر را نداد.

ما ناگهان مشاهده کردیم شهید شاطری با یک تیربار ژ-سه با پای پیاده در حالی که باصدای بسیار بلند، الله اکبر می گفت به دل منطقه زد، به طوری که ما به عنوان سربازان تحت امر وی هیچ موقع چنین فریادی از وی نشنیده بودیم. فرمانده بسیجی، پیاده در بین علف های بلند که از قامت یک انسان متوسط بلندتر بود، حرکت می کرد و فریاد الله اکبرش به همراه صدای تیربارش، آهنگ رشادت و استواری را در جان ما می نواخت. آن شب برای بنده و خیلی از همراهانمان درس بزرگی بود که چطور یک فرمانده خودش را جلو می اندازد تا مبادا به سربازان و نیروهایش آسیبی وارد نشود.

باید بگویم اینگونه رشادت ها که ما در زمان جنگ فقط نمونه های آن شنیده بودیم، آن شب دیدیم، و برای ما تازگی داشت و بسیار درس آموز.»

دلنوشته دختر شهید روی تابوت پدرش:« بابا شهادت مبارک، ما را هم شفاعت کن، افتخار ما بودی و هستی، یگانه همیشه به یاد توست.»


شهریور 1402
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
3
5
6
7
8
9
10
11
12
13
14
16
17
18
20
21
22
23
24
28
30
31