
عبدالله احمدزاده در سال 1347 در روستای مرزی سندولان سردشت در خانوادهای متدين و زحمتكش ديده به جهان گشود و پا به عرصه هستی نهاد. وی از اوان كودكي طعم تلخ فقر و محروميت را چشيد. عبدالله دوران ابتدايی را با موفقيت و با نمرات عالی پشت سر گذاشت و به دوره راهنمايی ارتقاء يافت. اما بعد از دو سال تحصيل در مدرسه راهنمایی واقع در شهر سردشت و اخذ مدرك دوم راهنمايی به علت فقر و تنگدستی بيش از حد خانواده به ناچار به روستا مراجعت كرد و همراه پدر به كار كشاورزی و كارگری پرداخت. عبدالله در 16سالگی اقدام به امر مقدس ازدواج نمود كه ثمره اين ازدواج يك فرزند دختر می باشد كه از وی به يادگار باقی مانده است. وی از نظر عقيدتی فردی مؤمن و معتقد به دين اسلام بود و هيچوقت نماز جمعه و نماز جماعت را ترك نمی كرد و در انجام فرائض دينی كوشا بود. عبدالله به لحاظ اخلاقی و امر معاشرت با ديگران فردی خوش برخورد و باوقار و متين بود و رفتاری خالصانه توأم با فروتنی داشت و در كمك رسانی به محرومان و فقرا جزء افراد نادر جامعه بود.
وی چون طعم تلخ فقر و محروميت را چشيده بود و اين فقر و فلاكت را ناشی از نظام شاهنشاهی و عملكرد رژيم منفور گذشته میدانست. به مبارزه عليه رژيم منحوس پهلوی برخاست و در اين راه چندين بار به دست ساواك به زندان افتاد و زير شكنجه قرار گرفت. با پيروزی انقلاب اسلامی و با روشن شدن ماهيت پليد گروهكهای تروریستی و از خدا بیخبر داوطلبانه به خدمت زير پرچم اعزام شد و به پاكسازی منطقه از لوث وجود تروریستها پرداخت. عبدالله در اكثر عملياتهای منطقه شركت فعالانه داشت و رشادتهای بینظيری از خود نشان داد تا اينكه در يكی از اين درگيریها با گروهک تروریستی کومله در روستای احمدبريو سردشت در 17شهریور1366 در 19سالگی به شهادت رسید.