گزارش کامل نشست علمی در دانشگاه امام حسین(ع)

Hasheminezhadlid1

بنیاد هابیلیان چهارمين نشست تخصصي هم‌اندیشی نخبگان درباره تروریسم را با همکاري دانشگاه جامع امام حسين(ع)  و مرکز مطالعات و تحقيقات ضدتروريسم دانشکده اطلاعات و امنيت در تاریخ 25خرداد1394  برگزار کرد. در این نشست که با موضوع «گفتمان انقلاب اسلامي و شکل‌گيري تروريسم عليه آن در سطح ملي و منطقه‌اي و بين‌المللي» برگزار ‌شد، اساتید مختلفی با بهره‌گیری از دانش خود در این زمینه به ارائه سخنرانی پرداختند. چندین تن از نخبگان اجرایی نیز دعوت شده بودند تا با ارائه نظرات خود به افزایش سطح علمی نشست کمک کنند.

سخنرانان در این نشست علمی عبارت بودند از:

سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، دبیر دومین کنگره بین‌المللی 17000 شهید ترور کشور؛

دکتر محمدرضا حسنی آهنگر، فرمانده دانشگاه جامع امام حسین ؛

دکتر رضا کلهر، عضو هیئت‌علمی دانشگاه جامع امام حسین ؛

دکتر رضا سراج، عضو هیئت‌علمی دانشگاه جامع امام حسین ؛

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ؛

دکتر علی‌اصغر گرجی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ؛

حسین نجات، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ؛

عبدالله ذاکری، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین .

Hasaniahangar

هدف انقلاب ایجاد تمدن نوین اسلامی بود

پس از قرائت قرآن و سرود ملی و ارائه مقدمه‌ای در خصوص بنیاد هابیلیان و دومین کنگره بین‌المللی 17000 شهید ترور توسط دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی، آقای دکتر محمدرضا حسنی آهنگر، فرمانده دانشگاه جامع امام حسین ، به عنوان اولین سخنران نشست، در ده دقیقه به معرفی اهداف انقلاب و وظیفه ما در پاسداری از این اهداف پرداخت.

حقيقتاً هدف اصلی انقلاب اسلامي که به رهبري حضرت امام   شکل گرفت نخستین گام به سوي حکومت جهاني اسلام به پرچم‌داري صاحب اصلي آن بود. در اين مسير اتفاقات زيادي براي ما افتاده است. هدف اصلي انقلاب، ايجاد تمدن نوين اسلامي بود. حضرت امام‌خمینی   بارها در سخنراني‌هاي مختلف به مسئولان تذکر مي‌دهد که براي رسيدن به اين هدف، خدايي نکرده مسائل اقتصادی مردم، مسئولان و دولت‌های مختلف را از دستيابي به اين اهداف دور نکند؛ هرچند مسئولان حکومتي باید دغدغه‌هاي مسائل اقتصادي و معيشتي مردم را داشته باشند. آن چيزي که به نظرم توانست دشمنان را به موضوع و عمق انقلاب اسلامي حساس کند که احساس کردند با پيشرفت انقلاب اسلامي مطمئناً ستون‌ها و چهارچوب‌هاي اصلي تمدن غربي را به لرزه در خواهد آورد و دامنۀ عملکرد آن‌ها را کاهش خواهد داد اين نگاه حضرت امام   بود. لذا شروع کردند به ايجاد موانع مختلف در مسير اين انقلاب با آن هدف بلند.

تمدن نوين اسلامي که در بيانات حضرت امام   هم بارها تکرار شده به‌عنوان يک هدف بلندمدت جمهوري اسلامي بايد روي آن کار شود و ان‌شاءالله شکل بگيرد. ايجاد چنين تمدني فعاليت‌هاي مختلفي را مي‌خواهد؛ فعاليت‌هايي که بايد در عرصه‌هاي سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و مغزافزاري صورت گيرد. دشمن هم به‌خوبي اين را متوجه شده است که نقطه اتکاي تمدن نوين اسلامي بُعد مغزافزاري کار است و شاهد بوده‌ايم که اوايل این انقلاب سعي کردند افراد صاحب‌نظر و افرادي را که داراي فکر و ايده‌هاي شکل‌گيري چنين تمدني بودند از مسير حرکتي انقلاب بردارند. شهيد هاشمي‌نژاد يکي از آن شهداي بزرگي بوده که صاحب ايده و تفکر خاص و ناب بر اساس فرمايشات حضرت امام   بود که اين اتفاق برايش افتاده است. هرچند که ایشان به فيض شهادت نائل گشت و حقش هم همين بود؛ ولي يک خلأ بزرگی در آن ستون انقلاب ايجاد شد. شهيد مطهري، شهيد بهشتي يا شهداي بزرگوار ديگري که 17000 شهيد ترور يک بخشي از آن شهدايي است که پاي اين انقلاب اسلامي خون‌هايشان ريخته شد و به برکت خونشان ما شاهد اقتدار خوب جمهوري اسلامي در منطقه هستيم.

نکته‌اي که اينجا وجود دارد اين است که ما در ادامه مسير چه وظیفه‌ای داريم و براي اين شهدا چه کار بايد کنيم. يکي از نکات مهمي که در اين 36 سال اتفاق افتاد همين تجربه‌هاي ميداني منحصربه‌فرد ما در حوزه‌های مختلف بود؛ مخصوصاً نهادي که براي پاسداري از انقلاب اسلامي شکل گرفت. خب انقلاب اسلامي ايجاد شد و يک نهادي براي پاسداري از ارزش‌ها و حفظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي شکل گرفت. اين نهاد مأموريت‌هاي مختلفي را با توجه به اقتضاهای زماني و مکاني به خودش گرفت. رسالت آن هم حفظ ارزش‌ها و دستاوردهاي انقلاب اسلامي بود؛ ولی با توجه به موقعيت‌هاي زماني و مکاني مأموريت‌هاي مختلفي براي انجام آن رسالت شکل گرفت.

در اوايل انقلاب بحث‌هاي امنيتي و حفظ شخصيت‌ها مطرح شد و رسالت سپاه بُعد امنیتی گرفت. سپس بحث دفاع مقدس پيش آمد و بعد دفاعي گرفت و بحث‌هاي فرهنگي و ساير مسائل. به نظرم آن هدفی را که باید در نظر بگيريم و براساس آن تلاش کنيم تدوين دستاوردهاي انقلاب اسلامي در اين صحنه‌هاي منحصربه‌فردي است که ما و نهاد ما و نهادهاي مختلف انقلاب اسلامي انجام مأموريت کردند. این نیز مي‌تواند موضوع اين همايش باشد يعني آن کاري که ما در اين همايش مي‌توانيم ايفاي نقش کنيم.

ما يک تغيير و تحولي را در اين دانشگاه به اجرا درآوردیم که مبتني بر بيانات حضرت آقا است. حضرت آقا فرمودند تمدن نوين اسلامي افق دور جمهوري اسلامي است، شما نگاه‌هايتان به جلوي پايتان نباشد. نگاهتان به افق‌هاي دور که همان ايجاد تمدن نوين اسلامي است باشد. شما هسته‌هاي اصلي و مهم و اساسي اين تمدن هستيد. وقتي قرار است ما براي اين هدف بلند به‌عنوان هسته‌هاي اصلی مهم و اساسي ايفاي نقش کنيم، يکي از کارهاي مهم ما تبيين و تدوين اين کارهاي بزرگ منحصربه‌فردي است که بايد انجام دهيم.

خب اين کنگره خود نشان‌دهنده يکي از اين حرکت‌هاي بزرگ و عظيمي است که بايد شکل مي‌گرفت. خيلي زودتر از این‌ها هم بايد اتفاق مي‌افتاد و در ديپلماسي کشور بايد از آن به‌خوبي استفاده مي‌شد و ما به‌جاي اينکه بعضاً توسط بعضي از کشورها در جايگاه متهم باشيم بايد جزو کساني باشيم که از جامعه جهاني مطالبه‌گر است. اين کار را چه کسي بايد انجام مي‌داد. خب ما اينجا رشته‌هاي مختلف حقوق داريم. گروه‌هاي مختلف، دانشکده اطلاعات امنيت، دانشکده علوم دفاعي و دانشکده فرهنگ و سایر تخصص را داریم. چه کسي مي‌توانست بهتر از دانشگاه امام حسين  چنين کاري را به‌عنوان مطالبه از دستگاه ديپلماسي کشور تبيين کند، بخواهد، مطالبه کند، پيگيري کند و آن‌ها از مجامع بين‌المللي بخواهند؟

ديشب در خبرها حتماً ديديد. خيلي راحت یک مجمعي را در فرانسه جمع کردند. کساني که بايد پاسخگو باشند و در دادگاه‌هاي بين‌المللي محاکمه شوند، به‌راحتي مي‌چرخند و مي‌گردند که در بيانات حضرت امام   هم بوده است. این‌ها کارهايي است که به نظرم با کمک اين بنياد خودجوشي که شکل گرفته می‌شود انجام داد. خوبي اين بنياد اين است که يکي از فرزندان عزيز شهید هاشمي‌نژاد اين کار را دنبال مي‌کند که خودش زخم‌خورده اين تفکر تروريسم است.

لازم است اساتيد و دانشجوياني که در اين دانشگاه حضور دارند در قالب پايان‌نامه، مقالات و پژوهش‌هاي مختلف اين کار را دنبال کنند. ابعاد مختلف اين پدیده باید هم براي مردم خودمان و هم براي جامعه جهاني باز شود و در قالب مقالات مختلفی ارائه شود. این مقالات باید در کشورهاي مختلف چاپ شود و اين‌ها مي‌تواند آن بعدهاي نرم افزاري تمدن نوین اسلامي باشد که ابعاد مختلف راه‌هاي مختلف دستيابي به اين تمدن براي ما باز شود.

يکي از کارهاي جدي که ما بايد دنبال کنيم موضوعاتي است که به اين شکل برای انقلاب اسلامي تجربه شده؛ ولي اين تجربيات از ساحت عمل به ساحت نظر ورود نکرده و در قالب نظرات مختلف هنوز نتوانستیم تدوین کنیم و بنويسيم. اين خلاء را ما در دانشگاه احساس کرديم و ان‌شاءالله با کمک تک تک شما اساتيد بزرگوار، دانشجويان گرامي و ما مسئولين هم به‌عنوان وظيفه و تکليف خودمان مي‌دانيم که انجام دهيم.

Rajabidavani

همیشه در برابر مصلحان اجتماعی جريان‌هاي تروریستی وجود داشته است

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ، که اجرای نشست را برعهده داشت بعد از سخنرانی دکتر حسنی آهنگر در جایگاه قرار گرفت و درباره ظهور پدیده تروریسم از زمان آغاز پیدایش بشر و اقدامات تروریستی علیه پیامبر اکرم    و امیرالمؤمنین  توضیح داد.

تروريسم سابقه‌اي به درازاي تاريخ دارد. از همان آغاز پيدايش بشر و وجود جريان‌هاي حق، باطل دربرابر جريان حق موضع گرفت و با منطق کور حذف فيزيکي به مقابله با حقيقت برخاست. همين‌طور که از نام اين بنياد بر مي‌آيد اولين تروريست قابيل است که در برابر هابيل ايستاد و چون نمي‌توانست تحمل کند، او را ترور کرد.

همیشه در برابر پيامبران و مصلحان اجتماعی جريان‌هاي تروریستی وجود داشته است. اسلام به‌عنوان بزرگ‌ترين تعاليم الهي و پيامبر آن به‌عنوان اشرف الانبیاء و خاتم النبيين از آغاز پيدايش و ظهور با جريان‌هاي تروريستي مواجه بوده است. وجود مقدس پيامبر ما در دوران رسالت خود در مکه با پديده شوم تروريسم مواجه شد. مي‌دانيد وقتي که سران مشرکين مکه نتوانستند در برابر دعوت پر جاذبه اسلام خللي ايجاد کنند تصميم به ترور پيغيمبر گرفتند. جنايتي که بنا بود در شب اول ربيع الاول سال 13 بعثت پیغمبر صورت گيرد. چهل نفر از هر تيره قریش آمدند که در اين امر تروريستي يعني حذف فيزيکي پيغمبر اکرم مشارکت کنند. منتها از آنجا که خداوند مي‌خواست اسلام باقی بماند و پيامبر عظيم الشأن این حرکت عظیم را ادامه دهد، آن وجود مقدس از اين طرح ترور شوم جان به در برد. اميرالمومنين  در جاي آن حضرت آرميد و اين توطئه خنثي شد. با هجرت پيغمبر به مدينه و تأسيس دولت اسلامي ما باز مي‌بينيم در چندين نوبت دشمنان پيغمبر درصدد ترور آن وجود مقدس برآمدند که با هوشمندي و هوشياري آن حضرت اين توطئه‌ها خنثي شد.

در پي رحلت پيامبر اکرم    و آغاز امامت اميرالمومنين  جريان‌هاي مخالف نگذاشتند اميرالمومنين  در آن جايگاه حق قرار بگيرد و بعد از 25 سال که آن وجود مقدس به خلافت رسید مي‌بينيم يک جريان تکفيري خشن و جنايت‌کار با نام خوارج پديد مي‌آيند و اول مومن به پيامبر    را تکفير مي‌کنند و آن وجود مقدس را مهدورالدم اعلام مي‌کنند.

اميرالمومنين  اولين قرباني تروريسم تکفيري است که توسط خوارج که لعنت خدا بر آن‌ها بود، آن وجود مقدس در ماه خدا، در ماه رمضان ضربت خورد و به شهادت رسيد.

ظرفيت خانواده‌هاي شهدای ترور، ظرفيت بسيار عظيمي است

Hasheminezhadem

در این قسمت آقای سيدمحمدجواد هاشمي‌نژاد، دبیرکل بنیاد هابیلیان، به سخنرانی درباره موضوع «ایران قربانی تروریسم» پرداخت.

موضوع ترور و تروريسم در کشور ما هم‌پای انقلاب اسلامي تا به حال آمده و خواهد هم آمد. توطئه و مسئله‌اي نيست که به اين سادگي تمام‌شدني باشد. شايد در مقاطعي در 36 سال گذشته از انقلاب اسلامي ما توطئه‌ها و مشکلات بزرگي را داشته باشيم؛ اما در مقطعي هم آن‌ها را پشت سر گذاشتيم هرچند تبعات بسيار زيادي از آن باقي مانده است. موضوع تروريسم از همان اولين روزها شروع شد و هنوز ادامه دارد و اين مشکل یک مشکل جهاني هم هست. ما از ابعاد گوناگون قرباني بسیار بزرگ و بي‌نظیری هستيم.

ما تنها کشوري هستيم که اين همه مسئولان رده بالاي آن در کنار مردم عادي به شهادت رسیده باشند. در يک سال رئيس‌جمهور، نخست‌وزير، رئیس دیوان عالی کشور، وزراي مختلف و نمايندگان مجلس در کنار مردم کوچه و بازار به شهادت رسیدند. دردناک‌تر از آن اين است که تمام اين گروهک‌ها و گروه‌هایی که اقدام‌کننده هستند، دفاتر رسمي در کشورهاي حامي‌شان دارند. این‌ها حقیقتاً چيزهايي است که در دنيا يا اتفاق نيافتاده يا بسيار کم‌نظير است.

ما در اين زمينه در داخل کشورمان متأسفانه خلاء فراوان داريم. همين آمار 17000 شهيد ترور تنها چند سال است که دارد به گوش مي‌رسد. موضوعات ديگر هم همين‌طور. تروریسم موضوعي است که ما شايد چندين و چند بار در دنيا به ناحق داريم درمورد آن محکوم مي‌شويم. جناب آقای دکتر رجبی‌دوانی اشاره فرمودند ظرفيت خانواده‌هاي شهدا ظرفيت بسيار عظيمي است که خيلي زمان‌ها جواب داده است. ما حدود شايد بيش از 300، 350 ملاقات و گفتگو با افراد و شخصيت‌هاي مختلف خارجي و داخلي داشتیم و خيلي تاثيرگذار بودیم. بعضاً توانستیم با همين ديدارها و گفتگوها باعث جدایی بعضي از نمايندگان مجلس اروپا شویم که با سازمان‌های تروریستی نظیر منافقین ارتباط داشتند.

تروریسم نقش مؤثری در ایجاد تفرقه دارد

ترور و تروريسم نقش بسيار مؤثري در ايجاد تفرقه دارد. نقش اصلی تروریسم در کشورهاي اطراف را اگر ملاحظه بفرمایید نقش اصلي تروریسم همين است. آمريکا آمد اینجا و رفت، با خفت هم رفت با شکست هم رفت اما ردپا و اثري که از خودش باقي گذاشت براي پيگيري اهدافش گزينه‌اي بهتر از تروريسم پيدا نکرد و الان دارد همان کار را پيگيري مي‌کند. کشورهاي غربي اين هدف را دنبال مي‌کنند. نبايد اين موضوع را فراموش کنيم. بحث بسيار مهمي است. کشورهاي منطقه هم حتی اين موضوع را دارند پيگيري مي‌کنند مهم است که ما به این بپردازیم؛ اما توجه داشته باشيد که هدف اصلي را که استکبار باشد، فراموش نکنيم. پشت اين قضيه‌ها در واقع مهره‌هاي استکبار هستند.

رهبر عزیز انقلاب در سخنرانی‌های خود درباره مبحث ترور و تروریسم در منطقه، استکبار را عامل اصلی می‌دانند. عربستان و کشورهایی نظیر ترکيه را عواملي مي‌دانند که دنبال‌کننده اهداف آن‌ها هستند. بالاخره پایگاه‌های آمريکا در کشورهای اطراف براي پيگيري اهدافشان است. این اهداف را این‌ها دنبال می‌کنند. بحث تفرقه و جدايي و چندتکه‌کردن مردم يک کشور جزء اهداف اصلي آن‌هاست.

باتوجه به کنگره‌اي که دو سال پيش برگزار شد و تأثيرات بسيار خوبي داشت ان‌شاءالله قصد داريم کنگره دوم را با نگاه بين‌المللي در شهريور برگزار کنيم. جاي خالي اين حرکت‌ها حضور انديشمندان، دانشگاهيان و حوزویان کشور است. اين می‌تواند تاثيرگذاري اين حرکت را بيشتر کند.

بحث تروريسم دامنه خيلي گسترده‌اي دارد. مباحث حقوق‌بشري، حقوقي، اجتماعي و سیاسی دارد و دشمنان ما متأسفانه از همه اين فضاها دارند استفاده مي‌کنند. به هر حال شما اگر ملاحظه بفرمایید در يک دوراني بنابر يک مصالحي که کشورهاي اروپايي دنبال مي‌کردند منافقین را در لیست گروه‌های تروريستي قرار دادند. خود آمريکا در سال 1997 منافقين را جزو ليست گروه‌هاي تروريستي قرار داد؛ اما در زماني هم که احتياج داشت این‌ها را خارج کرد. اين‌ها اهداف عالي آن‌هاست. من اين را قبول دارم؛ اما به‌هرحال اين شبکه‌ها هم در طول حدود مثلاً شش، هفت سال یک فرآیند حقوقی را در سایه خلأ به‌وجودآمده دنبال کردند.

گروه‌های تروریستی جنگ نرم را از دستور کارشان خارج نکردند

عرضم اين است که ما به اينگونه حضورها خيلي احتياج داريم. بحث تروريسم فقط جنگ سخت نيست. هيچ‌کدام از گروه‌هاي تروريستي موضوع جنگ نرم را از دستور کار خودشان خارج نکردند. شبکه نفاق ابزار بسيار مهمي برای مقابله با انقلاب اسلامي در دست استکبار است. بالاخره اين‌ها در خيلي از فضاهاي ما ورود پيداکردند. در بحث فتنه 1388 ما شاهد تاثيرگذاري اين‌ها بوديم. بنابراين اين نگاه علمي و پشتوانه‌هاي علمي در موضوعات گوناگون نياز اين حرکت است.

امامان ما قربانی تروریسم دولتی بوده‌اند

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی سپس به تروریسم دولتی به‌عنوان یکی از باسابقه‌ترین نوع تروریسم اشاره کرد و گفت همه امامان ما بعد از اميرالمومنين  قربانيان تروريسم دولتي بوده‌اند.

يکي از شيوه‌هاي پلید تروريسم، تروريسم دولتي است. اين نوع تروریسم هم سابقه‌اي طولاني دارد و در تاريخ اسلام ما مشاهده مي‌کنيم که دولت‌هاي غاصب و حاکميت‌هاي جائر براي حذف فيزيکي مخالفان سياست‌هاي جائرانه خود دست به ترور فيزيکي مي‌زدند و مخالفان را خود دولت‌ها از ميان برمي‌داشتند.

اولين نمونه تروريسم دولتي و قرباني تروريسم در تاريخ اسلام «سعدبن‌عباده انصاري» است. رئيس انصار که بعد از قصد خلافت در پي رحلت پيامبر بزرگوار اسلام حاضر به بيعت با غاصبان نشد، در زمان خليفه دوم از مدينه به شام که تازه فتح شده بود مهاجرت کرد. دولت غاصب وقت گروهي را به شام فرستاد و سعدبن‌عباده را ترور کردند و اين‌گونه در بين مردم با استفاده از رسانه‌هايي که داشتند جا انداختند که سعدبن‌عباده را گروهي از جنيان کشتند. شعري هم ساختند از زبان جنيان که ما سرور خزرج را کشتيم و او را از ميان برداشتيم.

وقتي ابزار رسانه هم در دست تروريسم دولتي باشد مي‌تواند اهداف خود را پي بگيرد. دیگر براي مردم هم جاي سوالي نبود که چگونه جن در امور مربوط به انسان دخل و تصرف مي‌کند. جن‌ها عرب هم بودند و به زبان عربي شعر گفته بودند و اين شعر را هم منعکس کرده‌اند و در تاريخ مانده است. واقعاً جنگ رواني که از ابزارهاي تروريسم دولتي است چه‌ها که نمي‌کند. همه امامان ما بعد از اميرالمومنين  قربانيان تروريسم دولتي بوده‌اند که من در لابه‌لاي بحث‌ها به برخي از اين موارد اشاره خواهم کرد.

Gorjizade

85درصد اقدامات تروریستی ربطی به دین نداشته‌اند

دکتر علی‌اصغر گرجی‌زاده، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین  سپس در جایگاه قرار گرفت و سخنرانی خود را با توصیف واژه ترور آغاز و تروریسم را به دو نوع قدیمی و مدرن تقسیم کرد.

موارد را تیتروار خدمت شما بگویم. تيتر اول اينکه ما کلمه ترور را بايد معني کنيم. ترور در واژه معادل لاتين به معناي ترس يا ايجاد ترس و رعب است: رعب‌ ايجادکردن. بنابراين تروريسم خودبه‌خود عملي می‌شود که منجر به رعب شود؛ اما هيچ تعريف واحدي هم نمي‌توانيد در هیچ دائره‌المعارفی براي ترور پيدا کنيد. خب تعريفي که من انتخاب کردم تعریفی است که مقداری متعادل به نظر می‌رسد. در دائره‌المعارف بریتانیکا ترور را اين‌طور تعريف کرده: کاربرد سیستماتیک ارعاب و خشونت پیش‌بینی‌ناپذیر بر ضد حکومت‌ها، مردمان یا افراد برای دستیابی به اهداف سیاسی. ببينيد کاربرد سيستماتیک علیه حکومت، مردمان يا افراد. یعنی همیشه هم ترورها علیه حکومت‌ها یا نظام‌ها نيست. آخرين نکته آن هم براي رسيدن به يک هدف سياسي است که بعد توضيح مي‌دهم که این کلمه چقدر مهم است. ما گروه‌های تروريستی داريم که تروریست هستند؛ ولی حتي تا این لحظه در دنيا اسم آن‌ها را تروريسم نگذاشتند، مثل سيستم مافياي مواد مخدر در ايتاليا و کشورهاي ديگر که با وجود اينکه روش‌شان ترور است؛ ولی متاسفانه يا خوشبختانه هرچه هست آن‌ها را هنوز وارد بحث تروريسم نکردند.

ترور مطلب جدیدی نیست

تيتر دوم، همان‌طوري که استاد گرامی جناب آقای دکتر دواني فرمودند، کسي تصور نکند ترور متعلق به سده‌هاي اخير است. در اسنادی که مطالعه کردم ترور حداقل ريشه 4000 ساله دارد. يعني در امپراتوري رم، یونان و ايران و در اولين سال‌هاي ظهور مسيح ما ترور داشتيم. مثلاً يهودي‌ها در اولين سال‌هاي ظهور حضرت مسيح اقدام به حذف بعضی از حواريون و اطرافيان مسیح کردند. يا چند تن از پادشاهان ايراني خود ما یا از نزدیکان آن‌ها به وسيله ترور حذف شدند. کسي فکر نکند ترور که يک مطلب جديدي است.

بعضي‌ها مخصوصاً آمريکايي‌ها دوست دارند ترور را به مسلمان‌ها يا حرکت انقلاب اسلامي يا فلسطينی‌ها ربط دهند. اين آمار نشان مي‌دهد که چنين چيزي نيست. ما در فاصله بعد از جنگ جهاني دوم تقريباً حدود 13 يا 14 سال 8000 اقدام تروريستي ثبت‌شده در دنيا داريم که حدود 85 درصد از این‌ها هيچ ربطي به دين و مذهب و این مسائل نداشتند و احياناً به بعضي از بحث‌هاي جغرافيايي، منطقه‌اي، جداسازي یا حتي مبارزه با استکبار ربط داشتند.

يک تهمت آشکاري که امروزه مطرح مي‌کنند درباره عمليات انتحاري است. کم‌ترين استفاده از اين عمليات توسط گروه‌هاي شيعه با فکر درست صورت گرفته و بيشترين استفاده‌اش اصلاً توسط آدم‌هاي لائيک بوده. ما 188 مورد عمليات انتحاری ثبت‌شده داريم که يک فردي خودش را منفجر کرده و يک عده دیگر را يا یک فرد خاصي را کشته که در کشور ما هم چند مورد معروف آن نسبت به شهداي عزيز محراب رخ داد.

تروریسم به‌دنبال اجبار اراده خود است

سومين تيتر، این است که ترور و تروريسم به دنبال چيست؟ به‌طور کلي تروريسم به‌دنبال فرض و اجبار اراده خودش است. اراده خودش چيست؟ اينکه عملا با حذف يک‌سري افراد به شکل هدف‌دار يا کور طوري قدرت‌نمايي کند که فرمول‌هاي خودش را بتواند به حکومت‌ها يا به بخشي از مردم ديکته کند. هميشه هم حکومت مدنظر نبوده است. مثلاً شما نگاه کنید اصلاً به‌وجود‌آمدن رژيم سرطاني اسرائيل صددرصد ناشي از اقدامات تروريستي آن بوده است. يعني گروه‌هايي مثل هاگانا و...، اصلاً شروع حرکت صهيونيسم فقط با ترور بود. با ترور توانست زمين بگيرد، با ترور توانست در دهه 1940 ميلادي مجوز تشکيل دولت جعلي اسرائيل را بگيرد. مثلا طرف زمينش را نمي‌فروخت فردا حذف مي‌شد و خودبه‌خود وراثش زمين را واگذار مي‌کردند به يهودي‌ها پس به دنبال فرض اراده است.

هر عمل تروریستی یک هدفی را دنبال می‌کند

من سه ويژگي مشترک را در مقالاتي که خواندم پیدا کردم. دوستمان آقای زوارزاده زحمت کشید بعضی مقالات را هم به من داد و برای صحبتم خیلی از آن‌ها استفاده کردم. لازم است به‌عنوان تقدیر از نویسندگان آن مقالات اسمشان را هم بیاورم. مقاله‌ای از آقای دکتر افتخاري بود. مقاله‌اي از دو برادر دانشگاهی از دانشگاه اردبیل بود به نام آقاي شيخ احمد و آقای بهاری. در آن موضوع خاص خیلی زیبا می‌توانیم سه ويژگي مشترک را براي تروريسم تا الان مطرح کنيم. يک ویژگی اين است که در هر عمل تروريستی يک قصد و یک هدف و یک معنايي وجود دارد، حتي در ترورهاي کور. ترورهای کور یعنی بمبی را در جایی منفجر می‌کنند و عده‌اي کشته مي‌شوند که اصلاً با اين‌ها هم دشمن نيستند؛ مثل بمب‌گذاري‌هاي مختلفی که الان در عراق است يا قبلا در ايران بود. کسي فکر نکند که اين هدف ندارد.

دومين ويژگي مشترک ايجاد رعب‌ و وحشت است که در آخر صحبتم هم که بحث فقهی‌اش را مطرح مي‌کنم مي‌بينيد اسلام به اين نکته خيلي توجه داشته و حتي مجازاتي را هم که تعيین کرده از باب اخافۀ الناس بوده نه قتل الناس.

سومين ويژگي مشترک اين است که تروريسم براي موفقيت هميشه يک قلعه جغرافيايي يا فکري براي عناصرش ايجاد مي‌کند. اين عناصر را تحت آموزش قرار مي‌دهد و اصطلاحاً آن‌ها را ابتدا قرنطينه مي‌کند بعد به‌دنبال اهداف مي‌فرستد. در اين قلعه هم معمولاً نمي‌شود نفوذ کرد. ما در تاريخ ايران دقیقاً اين را داريم. قضيه حسن صباح يا قضاياي مشابه ديگر. مي‌بينيم ابتدا يک قلعه ايجاد مي‌شود، بعد يک مشرب فکري و بعد دیگر آن‌ها نمي‌توانند با کسي حرف بزنند يا حرف کسي را نمي‌پذيرند.

تقسيم‌بندي تروريسم

تقسيم‌بندي‌هاي متعددي برای حرکت تروریسم در دنيا انجام شد. تقسيم‌بندي کلي را مي‌گويند تروريسم با مدل قديمي و با مدل مدرن که من به‌طور کلي اين تقسيم‌بندي را مي‌خواهم توضيح دهم.

در تروريسم قديمي عمدتاً افراد خاص مورد هدف بود. هدف‌ها عمدتاً درون يک سرزمين، محاصره و بسته مي‌شد. مثلا قلعۀ الموت و اطراف آن و قسمتي از سرزمين ايران. از کشتار مردم به‌عنوان يک عامل فشار استفاده مي‌شد و نهايتاً اگر به هدفشان مي‌رسيدند این امکان وجود داشت که آن حرکت تروریستی تغيير ماهيت دهد و یک حرکت سیاسی شود. به این معنی که حرکت تروریستی موفق مي‌شد برای مثال جايي را رها کند و پادشاهی را مجبور به امضاي قرارداد کند و سپس اعلام مي‌کرد خب من يک حزب سياسي شدم.

اما در تروريسم مدرن ما اين‌ها را نمي‌بينيم. اولاً تروريسم مدرن به انواع روش‌ها دست مي‌زند و حاضر است از سلاح‌هاي غيرمتعارف استفاده کند. هنگامي که در جغرافياي محدود موفق شد، به سمت جغرافی‌هاي ديگر مي‌رود. يعني آرام آرام ممکن است فراملي و حتي بين‌المللي شود. من آمده‌ام براي مجموع تروريسم مدرن مشخصاتي را گفتم که امروز ما به شدت گرفتار آن هستيم و پيشنهادم را هم در آخر عرض مي‌کنم.

مشخصه‌های تروریسم مدرن

به‌طور کلي تروريسم امروزي يا مدرن هفت، هشت مشخصۀ مهم دارد. اولين مشخصه آن استفاده ابزاري از مذهب در انواع مشرب‌ها و روش‌هاست. نويسندگان آمریکایی تلاش داشتند سال‌ها بگويند که اين فقط مربوط به مذهب اسلام است. درحالي‌که اين نيست. امروزه بودايي‌ها دارند به نام مذهب کشتار مي‌کنند و ترور انجام می‌دهند. اتفاقاً آماري که من خدمت شما عرض کردم همان 8000 عدد است و آمارهاي بعدي نشان مي‌دهد از انواع مذاهب سوءاستفاده شده است.

تروريست‌هاي جديد هم ملت‌ها را هدف قرار مي‌دهد و هم دولت‌ها را؛ لذا شما ملاحظه مي‌کنيد اکثر ترورهايي که الان در سوریه و عراق رخ می‌دهد خيلي کور است. يک‌باره يک رستوران را منفجر مي‌کنند. خودشان هم مي‌دانند در این رستوران اصلاً هیچ آدم سياسي نيست. می‌گویند اين‌ها بايد در راه هدف ما کشته شوند و ما بتوانيم آن رعب را ايجاد کنيم.

استفاده از روش‌هايي که پيام‌هاي ديني و مذهبي و سمبوليک دارد. مثلاً اولين مورد مهم آن که می‌خواهم بگویم حمله يهودي‌ها به مسجدالاقصی بود. در آن حمله قرار نبود مسجدالاقصی تخريب کامل شود؛ چون کل آن افرادي که حمله کردند مي‌دانستند با اين آتش يک جنگ راه مي‌افتد و راه هم افتاد و بعد از آن رژيم صهيونيستي به خيلي از خواسته‌هايش به نظر من رسيد. اصلاً از آن سال حمله به مکان‌های مقدسي مانند حرم مطهر عسکريین(8) يا کاظمين(8) چند برابر شد. خب مي‌دانند با اين حمله آتش يک جنگ طائفه‌اي راه می‌افتد. حالا این مکان چه ضربه‌اي به حکومت عراق می‌زند؟ آن‌ها حکومت نمي‌خواهند. آن‌ها مي‌خواهند يک فتنه راه بيافتد.

نکته بعدي این است که ساختار تروريسم قديمي هرمي بوده و الان سلولي شده. به اين معنی که بسياري از افراد خودجوش سه، چهار نفر دور هم جمع مي‌شوند پيام را مي‌گيرند و به‌صورت خودجوش عمليات انجام مي‌دهند. وقتی راجع به این افراد تحقیق می‌کنی که بفهمی خب بالاخره آن رهبر اصلي کيست به هيچ نتیجه‌ای نمی‌رسی. نهايتاً از عدد یک به پنج نفر مي‌رسي و از پنج نفر به يک نفر می‌رسی. درحالي‌که در گذشته که هنوز هم ادامه دارد مي‌گفتند آقاي بن‌لادَن یا لادِن، خب از الف به ب مي‌رسيدي به ج به د و همين‌طور مي‌رفتي تا به بن‌لادن برسي، الان اين‌طور نيست.

تروریسم مدرن از شیوه‌های آموزشی نوین استفاده می‌کند

مطلب بعدي استفاده از شيوه‌هاي آموزشي نوين بر مبناي اينترنت و کاملاً غيرحضوري است. این تروريسم نوين امروز اين کار را مي‌کند. همه چيز الان در اينترنت موجود است. حتی در ايران هم با مراجعه به سايت‌هاي غیرفيلترشده می‌توان روش ساخت انواع مواد منفجره با مواد ساده را آموخت. بنابراين اين مي‌تواند يک خطر بزرگ باشد.

خصيصه بعدي استفاده از تکنولوژي‌هاي مدرن جنگي سلاح‌هاي غيرمتعارف است. اين را داعش شروع نکرد. کسی اشتباه نکند؛ آمريکايی‌ها مدام مي‌گويند این تروریسم نوین اسلام است. درحالی‌که اولين فرقه‌اي که از نوعي گاز خفه‌کنندۀ شيميايي استفاده کرد، فرقه آئوم در ژاپن بود. در متروي توکيو يک گاز شيميايي را منتشر کردند که يک عده کشته شدند. بعد هم وقتي دستگیر شدند، گفتند شما دنبال چه هستيد گفتند ما فقط دنبال انهدام هستيم. چون فکر مي‌کنیم وقتی انهدام خودبه‌خود صورت بگيرد يک نظم جديدی بر دنيا حاکم مي‌شود و البته آن‌ها هم طبق باورهاي نيمه بودايي، نيمه عرفاني مي‌گفتند خدا ما را به اين کار مأمور کرده است. امروزه ثابت شده که همين داعش هم دارد مي‌رود به‌دنبال تکنولوژي هسته‌اي و شيميايي.

قبلاً گروه‌هاي تروريستي به‌هيچ‌وجه وارد فعاليت‌هاي اقتصادي قاچاق مواد مخدر و غيره نمي‌شدند. امروزه تقريباً تمام گروه‌هاي تروريستي براي ادامه بقايشان دارند وارد این‌گونه فعاليت‌ها مي‌شوند. ولي ما رد 27، 28 ساله داريم در افغانستان که زندگی طالبان قبل از تشکيل آن با کشت و انتقال مواد مخدر بود. رد جديدي هم که الان داريم همه خبر داريد که دارد به‌راحتي به النصره و داعش در عراق و سوريه نفت مي‌فروشد.

مشکلي وجود دارد که اين مشکل اصطلاحاً مورد استفاده ابزاري آمريکایی‌ها تاحالا قرار گرفته است. آن هم اختلاط است. اختلاط حرکت‌هاي آزادي‌بخش ضداستعماري با تروريسم. این يک زرنگي بزرگي بود که استکبار انجام داد. استکبار مخصوصاً در برهه بعد از جنگ جهاني دوم به حرکت‌هاي آزادي‌بخشي که يک کشوری اشغال شده بود و يک عده با آن اشغالگر مبارزه مي‌کردند انگ تروريست زد. در سازمان ملل خيلي تلاش شد که يک عده‌اي از کشورها يک مصوبه‌اي بگذارند که این را قاطي نکنند؛ ولی اجازه ندادند. فقط ما يک مصوبه‌اي داريم به عدد 3034 در مجمع عمومي سازمان ملل که اشاره کرد به اينکه ملت‌هايي که کشورشان تحت اشغال است حق مبارزه مشروع دارند؛ ولي نگذاشتند اين قطعنامه در شوراي امنيت بيايد. اين در مجمع عمومي که مي‌دانيد ارزش اجرايي هم ندارد تصويب شد. چرا؟ چون همان زمان فرانسه درگير بحث‌هاي الجزاير بود. مي‌گفت الجزايری‌ها تروريست هستند. می‌گفتند تو کشورش را اشغال کردی و اين ادامه دارد تا بحث اشغال جايي مثل فلسطين که رسماً گفتند اين‌ها که با يهودي‌ها مبارزه مي‌کنند تروريست هستند. تا الان هم می‌گویند در حالي که طبق نص آن 3034 کشورشان اشغال شده و متأسفانه اين سوءاستفاده و اختلاط ادامه دارد. جاي تأسف است که بگويم چند شب پیش کتابی را مطالعه می‌کردم، ديدم يکي از کتاب‌ها که در دانشگاه تهران هم در حقيقت اجازه چاپ پيدا کرده متأسفانه حرکت آزادي‌بخش مشروع گروه‌هاي فلسطيني و لبناني را حتی با ذکر اسم گفته است که این‌ها هم حرکات تروريستي هستند از جمله انفجار سفارت آمريکا در بيروت. آمريکا آمد بيروت را اشغال کرد هم‌زمان که اسرائيل جنوب لبنان را اشغال کرده بود.

پيشنهادي دارم در اين بخش و بعد هم بروم سراغ بحث‌هاي فقهي و ترور و تروريسم در اسلام. پيشنهادم اين است به نظر مي‌رسد طبق آن تعريفي که در ابتدا گفتيم از دايرۀ‌المعارف بريتانيکا که اعمال پيش‌بيني‎نشده است. عمدتاً آن‌هايي که مي‌خواهند کار علمي کنند بيايند روي پيش‌بيني شيوه‌هاي آینده تروريسم در جهان و ایران کار کنند؛ چون شيوه‌هاي پيش‌بيني‌نشده مي‌تواند بسيار مصيبت‌بار باشد. شما تصور کنيد خدايي ناکرده این‌ها بخواهند به سلاح اتمي دست پيدا کنند. بخواهند به بمب میکروبی و سلاح‌هاي ميکروبي دست پیدا کنند. در آن صورت مبارزه با آن‌ها خيلي سخت خواهد شد.

ترور و تروریسم از نظر اسلام

تقلبی می‌کنم از صحبت‌های آقاي دکتر دواني. ترور در اسلام به‌هيچ‌وجه به رسميت شناخته نشده است. سند آن هم همين ماجرايي است که اين کنگره اسم بسيار زيباي هابيليان را بر خودش گذاشته آيه شريفه قرآن رک و راست می‌فرماید (لَئِنْ بَسَطْتَ اِلَىَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنى ما اَنَا بِباسِطٍ یَدِىَ اِلَیْکَ لِاَقْتُلَک) اگر تو مي‌خواهي من را بکشي، من اين‌کاره نيستم.

اصطلاحاتي که راجع به ترور در فقه شيعي و فقه اهل سنت داریم، سه اصطلاح شایع است: يکي اصطلاح فتک است. فتک يعني قتل‌عام همراه با غافل‌گيري و حقه‌بازی و به‌اصطلاح عاميانه خِفت‌کردن کسی. دوم اصطلاح إغتیال است. اغتیال از از غول می‌آید يعني اینکه يک نفر را فريب دهي، به جايي بکشاني یا در يک بن‌بست قرار دهي و بدون اينکه آمادگي نزاع با تو را داشته باشد او را بکشي. عرب امروز هم مطلقاً راجع به ترور کلمه اغتيال را به کار مي‌برد. مثلا میگویند أغتیل السعد حریری مثلا سعد حریری اغتیال شد ترور شد. اصطلاح سوم ارهاب است از همان رهب يعني ترساندن.

اما از نظر جرم‌انگاري در مستندات فقهی يک اصطلاح قوي بيشتر نداريم. از نظر جرم‌نگاری یا جرم‌انگاری اصطلاحاً کلمه محاربه است. محاربه نه يعني جنگ معمولي که دو جبهه هست. محاربه در کتاب لمعه و شرح لمعه اين‌طور آمده است: تشهیرالسلاح لإخافۀ الناس، سلاح کشيدن براي ترساندن مردم و ادامه داده گفته مهم هم نيست إخاف اتفاق بیافتد و منجر به قتل شود بلکه خود ترساندن مردم مهم است. برمی‌گردیم به همان تعریف بریتانیکا. خود ترساندن مردم يعني محاربه، حکم محارب هم شما می‌دانید چیست. حکم محارب اعدام است که ما در بحث‌های فقهی داريم. آيا لازم است کسي کشته شود؟ خير. آيا لازم است 2 میلیون نفر بترسند؟ نه. مي‌گويد اگر يک جمع قلیلی در يک جايي ترسيدند کافي است. سلاح را بحث کرده در فقه گفته تشهير سلاح مثلا یعنی سلاح امروزه به قول امروزي‌ها سلاح سرد مانند چاقو يا سلاح گرم مانند مسلسل، نه اگر با یک چوب‌دستي کاري کند که يک عده احساس ترس عمومي کنند فهو محارب. خب اين چيزهایی بود که در فقه راجع به بحث ترور و تروريسم آمده است.

پيامبر با وجودی که خودش یک قرباني ترور محسوب مي‌شود؛ اما اجازه از ترور و تروريسم را نداده است. ما در فقه اهل سنت و شيعه حدود 5 تا 10 مورد مشترک داريم که آدم‌هاي معروفش کعب‌بن‌اشرف و ابورافع است. این‌ها يهودي‌هايي هستند که اوضاع مدينه را به هم ريختند. حتماً خبر داريد که پيامبر آمد با يهود قرارداد صلح و آرامش بست. پيامبر    گاهی اوقات مي‌آمد حتي از اين‌ها سلاح‌هاي جنگي هم تهيه مي‌کرد. در اين وسط يکی، دو طايفه از يهود که بنی‌قریظه و یک طائفه بنى النضير است پيمان‌شکني کردند. این‌ها جنگ راه انداختند. دو، سه نفر بودند. یکی به نام کعب‌بن‌اشرف است که اين‌ها اصلا آمدند زمينه جنگ را آماده کردند. به مشرکين داخل مدينه گفتند آماده باشید پيغمبر    و همه اطرافيانش را غافلگير کنيم و بکشيم. ما در نصوص فقط دو، سه مورد داريم که آمدند از پيامبر    اجازه خواستند تا کعب‌بن‌اشرف را بکشند. به‌عنوان يک طراح جنگي ترور نيست. جنگ است عین اینکه ما به اتاق فرماندهي دشمن حمله کنيم حذف کنيم پيامبر فرمود بله دو، سه مورد داريم که به پيامبر    گفتند فلانی را من حذف کردم و پیامبر فرمود که کارت جايز بوده است. در غير اين صورت‌ها پيامبر    اجازه حذف هيچ مخالفي را به اين شکل نداد.

در دوران مظلمیت اميرالمومنين علی‌بن‌أبی‌طالب  هم عده‌اي آمدند گفتند اجازه بده بعضي‌ها را حذف کنيم. حضرت اجازه نداد؛ اما مهم دوران حکومتشان است. حکومت حضرت پنج سال بيشتر نبود. در دوران حکومت به اسم آمدند گفتند مثلاً همین آقای زبير یا طلحه دارند لشکر آماده مي‌کنند مي‌خواهند بروند فلان جا. حضرت حتي یکی از این‌ها را گفت شنیدم داری سمت بصره می‌روی. گفت نه من برنامه‌اي ندارم. عده‌اي بودند از اصحاب که گفتند براي ما مسلم شده اجازه بده اين آقا را حذف کنيم. حضرت اجازه نداد. به نظر من استنباط من اين بوده به طور حکم اوليه ترور به‌طور کلي در اسلام نسبت به ديگران منع شده؛ الا قلیل‌هایش هم براي مواردي بوده که دیگر اسمش ترور نيست. حالت کاملاً جنگي وجود داشته و در حقیقت حذف دشمن مطرح بوده است.

اگر مسلم عبیدالله زیاد را ترور می‌کرد قضایای کربلا به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی سپس در تکمیل سخنان سردار گرجی‌زاده اشاره کرد که در زمان قيام امام حسين  زمانی‌که مسلم‌بن‌عقيل در کوفه حضور داشت و عبیدالله زیاد که لعنت خدا بر او باد قصد داشت براي عیادت «هانی» یا «شریک‌بن‌أعور» به خانه هانی بيايد، بنا بود که او را ترور کند. اگر مسلم عبيدالله زیاد را در آنجا زده بود شاید قضایای کربلا به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد؛ اما طبق نقل در هنگام اجرای این نقشه مسلم‌بن‌عقیل به یاد حدیثی منقول از امیرالمومنین  افتاد که آن بزرگوار از پیغمبر اکرم مطرح کرده بوده که آن حضرت کشتن افراد را به‌صورت غافلگیرانه نهی کرده بود؛ لذا این کار را نکرد و حتی به هزینه سنگین باقی‌ماندن عبیدالله و اتفاق‌افتادن فاجعه کربلا.

همانطور که اشاره کردیم اهل بیت ما همه قربانیان تروریسم دولتی بودند. امام مجتبی  مانع بزرگی بود برای تحقق اهداف پلید بنی امیه به منظور نابودکردن اساس اسلام. با اینکه آن وجود مقدس در جایگاه رهبری جامعه قرار نداشت و همه چیز در دست معاویه قرار گرفته بود نتوانست وجود مقدس حضرت را تحمل کند و چندین مرتبه اقدام به ترور امام  در قالب مسموم‌کردن کرد. منتها قوای بدنی امام  مانع می‌شد تا اینکه سمی مهلک را از امپراتوری رم تهیه کرد و با خیانت یکی از همسران ایشان وجود مقدس امام حسن  را ترور کرد و آن وجود مقدس به شهادت رسید.

Nejat

گونه‌شناسی حرکت‌های تروریستی علیه ایران

حسین نجات، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ، سپس سخنرانی خود را با موضوع گونه‌شناسی حرکت‌های تروریستی علیه ایران اسلامی ارائه کرد.

موضوع صحبت من گونه‌شناسی حرکت‌های تروریستی است. من از یک روش استقرایی استفاده کردم. اول یک مروری کردم روی جریان‌هایی که در داخل کشور و علیه نظام کار تروریستی انجام دادند و بعد جمع‌بندی کردم. البته من آن جریان‌های عمده را بر شمردم. شاید اولین جریانی که کار ترور را بعد از انقلاب انجام داد جریان فرقان بود. مسئول فرقان آقای گودرزی بود. یک طلبه 23، 24 ساله که از قبل از انقلاب تفسیر قرآن می‌داد. یک کسی یک تفسیر سوره بقره را داده بود حدود 300، 400 صفحه بود. یکی از دوستان روحانی می‌گفت این تفسیر سوره بقره به اندازه یک بقره وزن دارد. شخصی که تسلط به اسلام ندارد و کلاً چهار یا پنج سال هم حوزه درس نخوانده و با الهام از تفکر شریعتی یک گروهی را دور خودش جمع کرد که خیلی‌هایشان دانشجویان هم‌کلاسی ما در دانشگاه علم و صنعت بودند. انگیزه آن‌ها عمدتاً ایدئولوژیک و عقیدتی بود. آن‌ها به این نتیجه رسیده بودند که باید روحانیت صاحب فکر را برداشت که مسیر انقلاب اصلاح شود. البته اگر تأمل می‌کردیم به ارتباط گودرزی با بعضی از سرویس‌ها پی می‌بردیم؛ ولی چون گودرزی زود اعدام شد ما سرنخی پیدا نکردیم.

جریان دوم سازمان مجاهدین خلق یا جریان منافقین بود. منافقین هم به‌اصطلاح با یک برداشت مارکسیستی از قرآن بدون اینکه تخصص در بحث قرآن و روایات داشته باشند، سراغ آیات و روایات رفتند. سه کتاب دادند که مبانی آن‌ها مارکسیستی بود و از آیات و روایات استفاده کردند. زمانی که انقلاب پیروز شد، منافقین از هر جهت با نظام مسئله داشتند. ظاهر را حفظ کردند و هواداران خودشان را توانستند همان‌طور که آقای گرجی‌زاده گفتند در یک حصار ایدئولوژیک محصور کنند. اجازه ارتباط با افراد دیگر برای آن‌ها منع شده بود. توانستند اعضا را شست‌وشوی مغزی دهند. بدنه جریان منافقین بدنه‌ای ایدئولوژیک بود یعنی انگیزه ایدئولوژیک داشت و به‌اصطلاح کار ترور انجام می‌داد. رجوی هم از داخل زندان با ساواک ارتباط داشت. بعد هم که از زندان بیرون آمد با سرویس آمریکا و بعد هم با سرویس عراق ارتباط داشت که بیشترین شاید ترور را هم از سران نظام گرفته از رئیس جمهور و نخست وزیر و دادستان کل کشور و رئیس قوه قضائیه تا ائمه جمعه‌ای که سنشان نزدیک به 90 سال بود و از بدنه یعنی از بقال و عطار و پاسدار و اطلاعاتی همه را ترور کردند. حجم ترورشان هم کم نبود.

عمده مشکل بدنه این‌ها استحاله فکری بود. جهت‌دهی فکری عمده مشکل این‌ها در رأس قدرت‌طلبی بود. یعنی مسعود رجوی آمده بود که جریان خودش را به‌ جای جریان انقلاب جایگزین کند؛ لذا از هر وسیله‌ای استفاده کرد. منافقین به‌عنوان جریانی شروع به فعالیت کرد که قبل از انقلاب اقدامات ضدآمریکایی انجام می‌دادند و حتی چند آمریکایی را هم کشته بودند. این گروه ابتدا عامل صدام شد و اکنون عامل سرویس آمریکا و فرانسه شده است.

جریان بعد جریان‌های سلطنت‌طلب بودند که بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب شروع کردند. از جریان مرتبط با بختیار تا انجمن پادشاهی و انجمن مرز پرگوهر یا سایر جریان‌های سلطنت‌طلب. انگیزه عمده جریان‌های سلطنت‌طلب قبول‌نداشتن کل انقلاب بود و به دنبال برگرداندن نظام شاهنشاهی به ایران بودند. یک بخشی از آن هم دنبال انتقام‌گیری بودند به‌خاطر اینکه همه مناصب خودشان را از دست دادند. لیکن سرپنجه‌های آن‌ها که عمل‌کننده بودند مزدور بودند. یعنی ممکن است در رأس انجمن پادشاهی یک سلطنت‌طلب یا یک جریان قدرت‌طلب ببینید؛ ولی آن کسی که اجرا می‌کرد یک جریان مزدوری است که پول گرفته بود و داخل ایران انجام می‌داد. ممکن بود یک فردی کاملاً به‌خاطر پول این کار را انجام داده باشد.

جریان تروریستی بعدی که ما داشتیم جریان خلق عرب بود. این جریان که خاستگاه آن عمدتاً در خوزستان بود، اوایل انقلاب از یک جریان قومی شروع کرد. چند سالی رشد کرد و بعد دیگر جریان خلق عرب را ما نداشتیم. دوباره از حدود ده، پانزده سال پیش به این طرف شکل جدید آن با حمایت عربستان و امارات از این جریان دوباره رشد کرد. در اسامی جدید مثل لجنۀالوفاق و امثالهم که این‌ها هم به اصطلاح جریان جدی هستند انگیزه بدنه‌ای که کار می‌کند انگیزه قومیتی است. بخشی از این‌ها أخیرا وهابی شدند. همین جریان شیعه‌ای که در خوزستان فعال بوده به‌خاطر مشکلات مالی وهابی شده. مثلاً فرض کنید شیعه بوده مشکل مالی داشته، مشکلش را حل کردند وهابی شده است و در این جریان تروریستی قرار گرفته و اعمال تروریستی انجام داده است. نهایتاً سرنخ این‌ها در عربستان و امارات است. جریانی که در شرق کشور است مجموعه سه جریان الفرقان، انصارالاسلام و جندالله است. آن‌ها دو وجهه دارند: یکی وجهه قومیتی که جریان خلق بلوچ است. خلق بلوچ اول انقلاب وجود داشت بعد دوباره افت پیدا کرد و این جریان موجود یک بخشی از آن مسائل قومیتی دارد. بحث بلوچ است ولی بخش عمده آن الان بخش قومیت با بحث ایدئولوژیک همراه شده.

جریان سنی وهابی یا تکفیری از مشکلاتی که ما در منطقه سیستان‌وبلوچستان داریم یعنی فقر و تبعیض بهانه‌هایی که جریان‌های شیعه انگلیسی به آن‌ها می‌دهند استفاده می‌کنند. جریان شیعه انگلیسی و اهانت‌هایی که علیه معتقدات آن‌ها شده درواقع این افراد را شارژ و آماده کار تروریستی می‌کند. یک بخشی از این‌ها هم براساس همان اعتقادات ابن تیمیه و جریان‌هایی که بعد از آن بوده که آن‌ها کلا جریان شیعه را یک جریان کافر و حذف کافر را واجب می‌دانند وارد این جریان شدند که بسیاری از ترورهایی که این‌ها انجام دادند در منطقه شرق کشور، لکن انگیزه بسیاری از این‌ها براساس انگیزه عقیدتی بود. یعنی فردی که می‌خواست ترور انجام دهد حدود حداقل یک هفته، ده روز یا بعضی اوقات یک ماه در قرنطینه بود. با او صحبت می‌کردند و آماده‌اش می‌کردند. تا یک هفته قبل از ترور با هیچ‌کس نباید تماس بگیرد که بتواند آن ترور را انجام دهد.

یک خاطره‌ای هم اینجا خوب است که ذکر کنم. ما یک جایی می‌رفتیم، خدمت مقام معظم رهبری بودیم. من یک چیزی گفتم که مثلا حالا شما داخل جمعیت می‌روید اینجا که می‌روید اشکال دارد و... حالا کوه بود آنجا. گفتند آقای نجات از تو که امنیتی هستی بعید است اینگونه حرفی بزنی. گفتم چطور؟ گفتند خب می‌خواهی چه بگویی؟ می‌خواهی بگویی مثلا یکی از این افرادی که اینجاست بیاید من را ترور کند. گفتند که کسی که می‌خواهد کار ترور انتحاری انجام دهد حداقل باید یک ماه در قرنطینه باشد. تا یک هفته قبلش با هیچ کسی تماس نگرفته باشد. ما امروز تصادفی آمدیم اینجا. هیچ‌کس از قبل نمی‌دانسته ما اینجا هستیم. این مردم اینجا هم تصادفی آمدند. حتی اگر یک کسی هم مخالف من باشد امکان ندارد چنین کاری انجام دهد. بعد دیدم ایشان چهار، پنج برابر تمام این استدلالات آقای گرجی‌زاده و ما را احاطه دارند. به خودمان تحویل دادند که نه یک فردی که می‌خواهد ترور انجام دهد اگر به خصوص بحث عقیدتی باشد تا در قرنطینه نبوده باشد نمی‌تواند این کار را انجام دهد.

قسم بعد ترورهای هدایت‌شده بود که مستقیماً متصل به موساد بودند و نوع این ترورها که دانشمندان هسته‌ای را ترور کردند به اضافه مراکزی از ما که منفجر شده مثلاً خط انتقال انرژی یا خط یک کارخانه‌ مستقیماً با هدایت خود موساد انجام شده. افرادی هم که نوعاً این کار را کردند مزدور بودند. حالا این مزدور یا مشکل مالی داشته یا مشکل اخلاقی. رفته ترکیه با سفارت ترکیه بعد با سفارت رژیم اشغالگر قدس ارتباط برقرار کرده است. یک زن گذاشتند در تله آن و آن مثلاً از طریق آن زن وصل شده به موساد و بعداً هم تأمین مالی شده و آمده کاری را انجام داده است. این قسم بعدی ترور است که ما در داخل کشور داشتیم.

آخرین قسم که جدیدتر از همه است همین جریان تکفیری است. یعنی بحث جریان شیعه‌کشی یا بحث تکفیر شیعه که بر اساس آن جریان همین ترورها یا انفجارها در سوریه و عراق و لبنان و البته در ایران تا مقداری در سیستان‌وبلوچستان رخ داده است.

اگر بخواهیم یک جمع‌بندی از همه این‌ها بکنیم، چهار نتیجه‌گیری را می‌توان انجام داد.

در اکثر جریان‌های تروریستی که علیه نظام جمهوری اسلامی بوده کشورهای آمریکا، رژیم اشغالگر قدس، عربستان و امارات محور اصلی هدایت آن جریان تروریستی بودند. قبلا به این جریان عراق و ترکیه هم اضافه می‌شد. عراق از بعد از سقوط صدام و ترکیه هم با روی‌کارآمدن جریان آقای اردوغان و حزب اسلامی از این بحث حذف شد. البته برادران اطلاعات ما معتقد هستند که هنوز هم یک بخشی از سرویس ترکیه تحت تاثیر آمریکایی‌ها این کار را هدایت می‌کند و موساد را ساپورت می‌کند. حداقلش این است که حاکمیتی نباید باشد؛ لیکن آن موقع جریان کل سلطنت‌طلب‌ها کل جریان بختیار اصلا مرکزش از ترکیه بود و از ترکیه هدایت می‌شد؛ ولی الان امروز مرکز اصلی این کار رژیم اشغالگر قدس و عربستان و آمریکا و یک بخشی در امارات است و اخیراً قطر هم به جریان هدایت تکفیری اضافه شده است.

این دولت‌ها عمدتاً یا به‌دنبال براندازی نظام جمهوری اسلامی بودند یا به‌دنبال کار تلافی‌جویانه. مثل این تهدیدی که اخیراً عربستان نسبت به ما کرد گفت اگر حمایت از یمن را ادامه دهید مواظب باشید که ما خوزستان و سیستان و بلوچستان را می‌توانیم فعال کنیم. یک بخشی از انگیزه‌هایشان هم ایجاد ناامنی در جمهوری اسلامی بود.

نکته دوم عنصر مذهب و قومیت است که در بحث ترور در داخل ایران نقش جدی داشته و اخیراً هم بیشتر شده است. منظور از مذهب اهل سنت و منظور از قومیت بیشتر خلق عرب و بلوچ و یک مقدار هم کرد است. بالاخره انگیزه ایدئولوژی انحرافی یعنی برداشت‌های انحرافی از اسلام شیعی هم در این بحث رواج داشته مثل بحث همان آرمان مستضعفین و فرقان و مجاهدین خلق.

نکته سوم انگیزه‌های مالی، جنسی، فقر، تبعیض و بیکاری است که در بسیاری از شکل‌گیری‌های تروریسم موثر بوده است؛ مثلا ببینید در نقاط مرزی ما بحث فقر و بیکاری یکی از عوامل جذب افراد به جریان‌های قاچاق، جریان‌های سازمان‌یافته و تروریستی است.

عامل چهارم هم قدرت‌طلبی است. یک جریانی می‌خواهد به هر طریقی شده بیاید در حاکمیت نظام جمهوری اسلامی قرار بگیرد. با روش‌های پارلمانی و مسالمت‌آمیز توان انجام این کار را ندارد، ارجاع می‌شود یا مجبور می‌شود به روش‌های تروریستی و خشن.

خطرناک‌ترین جریان تروریستی کدام است؟

ما روی کدام قسم از این جریان‌ها الان باید سرمایه‌گذاری کنیم؟ به نظر من جریانی که متکی بر عقیده و مذهب و ایدئولوژی است از بقیه جریان‌ها هم خطرناک‌تر است و مهارش هم به شدت سخت است. یعنی شما به سادگی نمی‌توانید جریانی را که متکی بر عقیده، مذهب و قومیت است مهار کنید.

خطرناک‌ترین جریان در بین جریان‌های متکی بر عقیده، همین جریان تکفیر است که در دنیا راه افتاده است. جوانان معتقد به اسلام، نماز شب‌خوان، روزه‌گیر که اهل دنیا هم نیستند از آن سر دنیا می‌آیند در سوریه برای دفاع از اسلامی که در ذهن این‌ها ایجاد شده کار انتحاری انجام می‌دهند و کشته می‌شوند. شاید کسی پولی هم به آن‌ها ندهد، مزدور هم نیستند.

امروز ما در دنیا با یک جریانی روبه‌رو هستیم که حداقل پیاده نظامش 100 هزار، 200 هزار جوان هجده تا سی سال است. این پدیده خیلی مهم و عجیبی است. این جریان که ریشه فکری آن در آموزش‌های ابن‌تیمیه وجود دارد با پشتوانه مالی عربستان و قطر و حمایت همه‌جانبه سرویس آمریکا و اسرائیل دارد در دنیا گسترش پیدا می‌کند. هدف آن هم این است که می‌خواهند جنگ بین اسلام و رژیم صهیونیستی و جنگ بین اسلام و آمریکا را تبدیل کنند به جنگ بین اسلام و اسلام یعنی جنگ بین اسلام ناب یا به‌قول مقام معظم رهبری جنگ بین گفتمان نوین اسلام با اسلام متحجر. این چیزهایی که الان در شکل‌هایی مثل القاعده، النصره بوکوحرام، لشکر محمد و این‌ها وجود دارد.

به نظر من مهم‌ترین جریان امروز در اروپا بحث اسلام‌هراسی است. هفته پیش در یکی از این کشورهای اروپایی، مسجدی را افتتاح کردند. پس از آن یک گروهی از مسیحی‌های متعصب ریختند و آن را آتش زدند و تعدادی را زخمی کردند و به شهادت رساندند. الان در اروپا دارد یک نهضت علیه اسلام ایجاد می‌شود که غربی‌ها هم دنبال آن هستند. یک حاشیه امنی را برای رژیم اشغالگر قدس ایجاد کردند. رژیم اشغالگری که قبلا از همه جریان‌های اسلامی واهمه داشت. الان کسی در کشورهای اسلامی علیه رژیم اشغالگر قدس حرکتی انجام نمی‌دهد.

در ادامه حضار پرسش‌های خود را درخصوص ارائه آقای دکتر گرجی‌زاده و سردار نجات مطرح کردند.

سوال اول از آقای دکتر گرجی‌زاده بود که تاکنون چه اقدامی درخصوص تروریسم اجتماعی یا همان ترور شخصیت که متوجه مسئولان نظام است صورت گرفته؟

دکتر گرجی‌زاده در پاسخ گفت: اقدام به معنای اقدام جدی هیچی. ما اساساً با یک مقوله‌ای به‌نام جنگ روانی مواجه هستیم که شاید حتی کاراتر از ترور یک فرد است. زمانی‌که شخصیت یک فرد ترور و نابود شود، خودبه‌خود شما آن را کشتید.

اینکه از من حالا سؤال کردند حالا من کاره‌ای نیستم؛ ولی اینکه برای این بحث چه فکری شده، می‌شود گفت یک فکرهای قانونی در قانون مجازات اسلامی پیش‌بینی شده؛ مثلاً ما افترا، توهین و هتک حرمت‌ها را داریم. حدود پانزه، شانزده بند و ماده قانونی داریم؛ ولی به‌طور کلی در جهت روشنگری شخصیت‌های مثبت مخصوصاً درخصوص چیزهایی که به رهبران بزرگمان أعم از أنبیا، أولیا و أئمه اطهار حرف‌هایی که می‌زنند در این سایت‌ها این‌ها را زیر سوال می‌برند یا رهبر عزیزمان یا حضرت امام   را مورد یک تفسیرهای عجیبی قرار می‌دهند. متأسفانه شاید کار روشنگری جدی صورت نمی‌گیرد. این کار خیلی مظلومانه است شاید هم مال این است که گاهی اوقات حکومت‌ها فکر می‌کنند به آن‌ها مربوط نیست و گروه‌های مردمی باید دفاع کنند؛ بنابراین می‌توانم جواب دهم که کار جدی انجام نشده است.

سوال دوم و سوم از سردار نجات پرسیده شد. اولین سؤال این بود که با توجه به دکترین نظام جمهوری اسلامی که مبتنی‌بر استراتژی دفاعی است گزینه ترور برای پیشرفت اهداف نظام البته به‌صورت منطقی و هدف‌دار چه جایگاهی دارد؟ آیا نیاز نیست که در بعضی موضوعات و در پاسخ به بعضی تحرکات دشمن از گزینه ترور استفاده کرد؟

سردار نجات در پاسخ به این سوال گفت: به نظر من اول لفظ ترور لفظ درستی نیست. اگر می‌خواهید اسمش را بگذارید مثلاً اجرای حکم خدا برای یک محارب یا برای یک کسی که باغی یا مفسد فی الارض است. اگر این لفظ را انتخاب کنید می‌بینید یک اصطلاحی در اسلام هست که می‌گویند دو چیز نیاز است: یکی قدرت یکی مصلحت. آیا مصلحت هست ما این کار را انجام دهیم یا نه؟ این را چه کسی تشخیص می‌دهد؟ امام جامعه تشخیص می‌دهد.

سؤال دوم از سردار نجات درباره مناسبات و نوع تعامل میان اهل سنت و جریان‌های تکفیری کشور بود و اینکه آیا می‌توان جمعیت اهل سنت کشور را یک تهدید امنیتی تلقی کرد؟

سردار نجات گفت: پاسخ من کاملاً منفی است. اتفاقاً جمعیت اهل سنت جزء بهترین اهل سنت در ایران هستند. ما اصلاً در طول شاید 300، 400 سال اخیر که در سیستان‌وبلوچستان و جاهای مختلف اهل سنت داشتیم اصلاً در هیچ کجا بین اهل سنت و شیعه درگیری نبوده است. من یادم می‌آید یک سفر می‌خواستم بروم سیستان‌وبلوچستان یک جمعی بودیم. آقا فرمودند شما خواهید دید در ایرانشهر بیشتر از قم از من استقبال خواهد شد. 95درصد مردم ایرانشهر سنی هستند. ما رفتیم ایرانشهر همه مردم ایرانشهر آمده بودند.

یک جریانی آن هم بخشی از حنبلی‌ها که عقیده ابن‌تیمیه را دارند معتقد به یک نوع سلفیت تبشیری در بحث تبلیغ هستند. آن‌ها دارند یک نوع تبلیغ تکفیر بین شیعه و سنی انجام می‌دهند. عده‌ای هم به دفاع از این نوع تکفیر می‌روند و کار عملی انجام می‌دهند. این جریان بسیار ضعیف است حالا فکر کنم آماری که برادرها می‌گفتند در یک میلیارد مسلمان جهان شاید حدود چهل میلیون نفر در کل این یک میلیارد و خرده‌ای مسلمان یا اهل سنت سراسر کشور این طیف تفکر نزدیک به حنبلی‌ها را که پیرو عقاید ابن‌تیمیه هستند شکل می‌دهد. اهل سنت ایران این‌طور نیست.

جایگاه نگاه آینده‌پژوهانه در دومین کنگره بین‌المللی 17000 شهید ترور چیست؟

یکی از حاضرین در نشست از دبیرکل بنیاد هابیلیان و دبیر کنگره بین‌المللی 17000 شهید ترور پرسید که نگاه آینده‌پژوهانه در باب تروریسم و روش‌های نوین آن چه جایگاهی در دومین کنگره بین‌المللی 17000 شهید ترور دارد.

ایشان در پاسخ گفت: تروریسم روش‌های گوناگونی دارد. تروریسم فرهنگی، تروریسم سایبری و موضوعات جدیدی که در قبل ما اصلاً نداشتیم و امروزه جزئی از این بخش است، بحث تروریسم دولتی خیلی موضوعات متعددی است که جایگاه همه این‌ها خالی است. خود اصل کنگره که یک وضعیت خاص خودش را دارد؛ اما ما می‌توانستیم این کنگره را در روز خودش برگزار کنیم و تمام. هیچ اتفاقی هم نیافتد. مثل بسیاری از کنگره‌های دیگری که در کشور انجام می‌شود. تلاش داریم که این موضوع قبل از آن در جامعه علمی و بسترهای علمی ما وارد شود و بتوانیم ان‌شاءالله ابعاد این موضوع را که بسیار بسیار گسترده است و زوایای بسیار مختلفی دارد با پشتوانه‌های ضروری آن بررسی کنیم.

یک موضوع مهم که به نظرم فراموش ‌شده این است که ما همواره در خودمان این مصیبت و مشکل را داریم و بیشترین غفلت را هم داریم. به نظرم یکی از موضوعاتی که نمی‌دانم اسمش را چه می‌خواهیم بگذاریم و در یکی، دو دولتی که بعد از جنگ بوجود آمدند ممنوع شده بود و اصلاً اسم گروه‌ها و گروهک‌های تروریستی هم حتی به آن شکل نمی‌آمد. این موضوع فرصتی را در اختیار بعضی از این گروهک‌ها قرار داد که با چهره جدید و با شکل جدید در یکی، دو نسل بعدی که اصلاً شرایط آن اوایل انقلاب را درک نکرده بودند خودشان را مجدداً به این شکل جدید جا بیاندازند. به نظرم فرصت بسیار خوبی است که به همه ابعاد این بحث پرداخته شود که ان‌شاءالله بتوانیم به اندازه حداقل استفاده‌ای که دشمنان از این فضاها می‌کنند، ما هم استفاده کنیم.

بخش دوم نشست

پس از اظهارات آقای هاشمی‌نژاد و پذیرایی از مهمانان، بخش دوم نشست با اشاره دکتر رجبی‌دوانی به دو فقره از طرح ترورهای پیشوایان دینی آغاز شد و سپس آقای دکتر رضا کلهر به تبیین موضوع هویت انقلاب اسلامی در راستای بحث‌های ضدتروریستی پرداخت.

طرح ترور امام حسن و امام حسین(8)

دکتر محمدحسین رجبی‌دوانی در ابتدای بخش دوم نشست اشاره‌ای به طرح ترور امام حسن و امام حسین(8) در زمان معاویه و یزید کرد.

طبق قراری که بود و نمونه‌هایی که عرض کردم اجازه دهید دو مورد دیگر از ترورهایی را که در ارتباط با پیشوایان بزرگ دینی ما پدید آمده اشاره کنم. ما اشاره کردیم که معاویه با چه هدف و انگیزه‌ای اقدام به ترور امام مجتبی کرد؛ اما فراموش کردم این نکته را عرض کنم پیش از اینکه معاویه بر عالم اسلام حاکم شود و در هنگامی‌که خود امام حسن  خلافت را در دست داشتند معاویه اقدام به ترور امام مجتبی  کرد. به چهار نفر از سران خائن کوفه نامه‌ای نوشت و از آن‌ها خواست اگر حسن  را از میان بردارید این پاداش‌ها در انتظار شماست: 1. 300هزار درهم پول نقد؛ 2. ازدواج با یکی از دخترانش؛ 3. فرماندهی یکی از لشکرهای شام. حالا جالب است که امام مجتبی  این طرح ترور را کشف کرد و برای خنثی‌کردن آن زیر لباس زره می‌پوشید. روزی در حال نماز در مسجد کوفه امام  هدف سوءقصد این نابکاران قرار گرفت. نیزه‌ای به طرف امام  پرتاب شد حاضران تصور کردند که ایشان به شهادت رسیده است. آنجا متوجه شدند که حضرت با این تدبیر توطئه قتل خود را خنثی کرده است.

مورد دیگر هم در ارتباط با امام حسین  بود. هنگامی که آن وجود مقدس حاضر به بیعت با یزید نشده بود و در مکه اقامت داشت و به روشنگری زائران خانه خدا می‌پرداخت. یزید «عمرو بن ‌سعيد» از خویشاوندان خود را به‌عنوان فرمانروای مکه و امیرالحاج اعزام داشته بود تا در موسم حج، امام  را غافلگیر و ترور کنند. امام حسین  متوجه این موضوع شد و برای جلوگیری از اجرای این توطئه شوم و هتک حرمت حرم، مکه را به سوی کوفه ترک کردند.

تبیین هویت انقلاب اسلامی در راستای بحث‌های ضدتروریستی

دکتر رضا کلهر، عضو هیئت علمی دانشگاه امام حسین ، در ادامه به تبیین موضوع هویت انقلاب اسلامی در راستای بحث‌های ضدتروریستی پرداخت.

بحث ما اینجا بیشتر بحث گروهک‌شناسی و مباحث مربوط به حرکت‌های تروریستی در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب است و بعد می‌خواهیم بپردازیم به اینکه واقعاً چه راهبردهایی را تروریسم به معنای تروریسم سیاسی و امنیتی توسط گروهک‌ها پیگیری می‌شده است و آیا اصولاً نوع کار و فعالیت مسلحانه برای گروهک‌ها یک استراتژی بوده است یا تاکتیک بوده، یا با آن چه اهدافی را دنبال می‌کردند.

این مسائل خیلی مورد پژوهش قرار نگرفته است و به نظر من یکی از رسالت‌های دانشکده است که سال‌ها به آن بپردازند و ببینند که اهداف اصلی گروه‌ها چه بوده و آیا این تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها توانسته به آن‌ها کمک‌های شایانی انجام دهد. آیا در تضعیف نظام تا چه ضریبی تا چه نسبتی موثر بوده است و این حرکت‌ها آیا احیانا قابل تکرار است؟ یا قابل تکرار نیست؟ آیا می‌توان از آن درس‌هایی گرفت؟ عبرت‌هایی را برای ما در خودش دارد یا ندارد؟ چگونه باید از آن برای آینده سناریورهایی را طراحی کرد که احیاناً در صورت بروز و ظهور با آن‌ها بتوانیم روبه‌رو شویم. حالا با خطراتی که در منطقه وجود دارد و ممکن است با خطراتی که در آینده برای نظام جمهوری اسلامی به وجود آید این وضعیت در برخوردهای مسلحانه چه جایگاهی پیدا می‌کند و کجا قرار می‌گیرد؟

با تعاریفی که از ترور شده است خیلی به تعریف ترور نمی‌پردازم. به اصطلاح معروفی که وجود دارد نوعی تحمیل اراده است از طریق ایجاد رعب و وحشت در جامعه و یا احیانا برای گروه یا یک واحد سیاسی خاص. ترور به این معنا در کشور ما وجود داشته است.  چه حالا در تاریخ اگر مطالعه بفرمایید ترور ناصرالدین شاه را داشتیم توسط «میرزا رضا کرمانی» یا احیاناً بعداً کمیته مجازات را داشتیم که خیلی وضعیت آن روشن نیست و به لحاظ تاریخی هم در ابهام قرار دارد که چگونه عمل می کرده است، با چه مقاصدی ترور می‌کرده و بحث‌های دیگر.

اکثر جریان‌ها در ایران متأثر از جریان چپ بودند

در کنار این من به شما عرض کنم دانشجویان گرامی جریان چپ را در کشور مطالعه کنید از حزب عدالت و پرچم و بعد حزب توده و بحث پیشه‌وری و این‌ها را مطالعه دقیق کنید. تقریباً اکثر جریان‌های هم مذهبی هم غیر مذهبی متأثر از جریان‌های چپ در ایران بوده است. شکی نیست چپ‌ها در کشور در یک زمینه‌هایی پیشقدم شدند. بعداً برخی از گروه‌ها به غیر از امام   که یک مشی مستقل جدایی داشته است و اصلاً نگاهی نداشته به این موضوعات فقط صرفاً آن‌ها را برای تجربه احتمالاً مطالعه کرده است و خودش برای خودش یک پارادایم فکری یک دستگاه فکری یک سناریوی مستقل داشته. بقیه گروه‌ها کم‌وبیش حتی گروه‌های مذهبی تحت تاثیر چپ‌ها بوده‌اند. شکی در آن نیست و در این زمینه باید یک مطالعه جدی روی جریان‌های چپ شود و از آنجا ببینیم که چه تأثیراتی را روی جریان‌های مذهبی و غیرمذهبی به‌صورت مشخص گذاشتند.

بعد از آن ما سازمان افسران حزب توده را داریم که جریان افسران حزب توده درست است که به عملیات نظامی نرسید؛ ولی وقتی که مطالعه می‌کنید می‌بینید که رکن هشت و رکن دویی که در آن زمان عملیاتی را انجام دادند از آن‌ها هم یک سری مباحثی مربوط به ترور را استخراج کرده بودند. یعنی در دستور کار آن‌ها قرار داشت بعد از آن هم آن جریان فداییان اسلام است. جریان بسیار پیچیده‌ای با نیت‌های خالصی که بین افراد وجود داشته. حرکت یک حرکت مذهبی بوده و قطعاً برایش فتواهایی وجود داشته از بعضی از افراد برای آن فتواهایی گرفته شده برای ترورهایی که صورت گرفته. من الان در مقامی نیستم که بخواهم آن را تحلیل تاریخی کنم؛ اما هم مخالفینی داشته و هم موافقینی. آن هم برای خودش یک تاریخ مستقل دارد که قابل مطالعه و بررسی است و تاثیرگذاری‌های جریان نواب صفوی و همراهانش در تاریخ ما هم قابل بحث و بررسی است.

بعد از قضیه 15خرداد1342 است که ما می‌بینیم کشور رادیکالیزه می‌شود و گروه‌های سیاسی می‌روند به سمت اینکه جریان‌های مسلح را شکل دهند. این هم یک بحثی نیست که در تاریخ پنهان مانده باشد. خود «سعید محسن» که از بنیانگذاران مجاهدین خلق است می‌گوید من می‌خواستم بروم خارج از کشور بعد از اینکه حادثه 15خرداد1342 رخ داد و آن قضیه کشتارها صورت گرفت. منصرف شدم و معتقد شدم که باید یک جنگ مسلحانه‌ای را علیه نظام شاهنشاهی به راه انداخت. از این جهت آمدم دنبال راه انداختن جریان مجاهدین خلق.

حتماً تاریخچه آن را می‌دانید که یک شخصی به نام «نیک‌بین» متقدم بر همه این‌ها بود و اولین کسی بوده که برای این‌ها سلاح تهیه کرد. بعد در جریان همین تشکیل مجاهدین خلق با آن آرمان‌ها، عاشق دختری در دانشکده می‌شود و اصلاً جریان را ول می‌کند و دنبال زندگی می‌رود. بعضی‌ها این‌طوری عاقبت‌به‌خیر می‌شوند. از آن طرف سعید محسن و حنیف نژاد و علی‌اصغر بدیع‌زادگان می‌مانند و آن جریان را شکل می‌دهند. در واقع این‌ها جریان ناشی از حرکت‌های جبهه ملی و نهضت آزادی بودند که آمدند و رادیکالیزه شدند و به جریان‌های تندرو پیوستند و یک حرکت مسلحانه را شکل دادند؛ اما کمی زودتر از این‌ها باز هم جریان‌های چپ بودند. جریان‌های چپ بودند که از حزب توده منشعب شدند. چریک‌های فدایی خلق را به‌وجود آوردند.

گروه «بیژن جزنی» و گروه «مسعود احمدزاده» در مقابل هم بحث‌های ایدئولوژیکی راجع به جنگ مسلحانه داشتند که آیا جنگ مسلحانه برای ما استراتژی است یا برای ما تاکتیک است؟ کجا باید بایستیم؟ جریان احمدزاده دو، سه تا کتاب منتشر کردند. «ضرورت مبارزه مسلحانه و رد تئوری بقا» را امیرپرویز پویان نوشت. مسعود احمدزاده «مبارزه مسلحانه، هم استراتژی، هم تاکتيک» را نوشت. در مقابلش افرادی آمدند در جریان بیژن جزنی قرار گرفتند و صفایی فراهانی «آنچه یک انقلابی باید بداند» را نوشت. بالاخره این‌ها مجموعاً در سال 1349 با همدیگر یک گروهی را تشکیل دادند. به جنگل رفتند و قضیه سیاه کل شکل گرفت. قضیه عملیات سیاه کل که شکل گرفت درواقع چپ‌ها به‌صورت جدی وارد درگیری فاز مسلحانه با نظام شاهنشاهی شدند.

مجاهدین خلق که می‌دیدند در این قضیه از جریان‌ها عقب افتادند، شروع کردند به شکل دادن یک سری حرکت‌های مسلحانه. سراغ بعضی از روحانیون رفتند و جریان مسلح را شکل دادند. رضایی‌ها آمدند یک گروه هسته‌ای شکل گرفت و همان ابتدای امر هم از چهارده نفر، سیزده نفر آن‌ها دستگیر شدند. همه آن‌ها اعدام شدند و یکیشان حبس ابد خورد که شد مسعود رجوی و ماند برای وضعیت ما. در واقع بعد از قضیه 15 خرداد ترورها را شکل دادند. در ایران ترورهایی هم انجام شد بعد مابقی گروه جنگل آمد «سپهبد فرسیو» را ترور کردند. «سرهنگ زمانی» رئیس پلیس دانشگاه صنعتی را ترور کردند یک سری ترورهای جدی در سطح شهر انجام دادند تا اینکه ساواک با این‌ها برخورد کرد. ضربه «حمید اشرف» در سال 1355 به وجود آمد. چریک‌های فدایی جمع شدند. در واقع بسیاری از آن‌ها در زندان اعدام شدند مثل مسعود احمدزاده، بیژن جزنی و دیگران و چیزی دیگر از این‌ها باقی نماند تا انقلاب اسلامی رخ داد.

این تاریخچه خیلی مختصر را من گفتم برای اینکه دوستان بدانند آن چیزی که به‌عنوان تروریسم در ایران راه افتاد حرکتی بود در چارچوب جنگ مسلحانه. یعنی در واقع استراتژی، استراتژی جنگ مسلحانه بود. تروریسم یکی از تجلیات استراتژی جنگ مسلحانه است. تمام جنگ مسلحانه در تروریسم خلاصه نمی‌شود.

در شهریور 1359، تقریباً مقارن با شروع جنگ مسعود رجوی یک سفر پنهانی با خروج پنهان به فرانسه داشت و 6 ماه در فرانسه ‌ماند. در تاریخ 1فروردین1360 از طریق «خاش» در استان سیستان‌وبلوچستان وارد ایران شد. رجوی اولین جلسه را در 14فروردین1360 با مجاهدین ‌گذاشت و آنجا به سران مجاهدین اعلام جنگ مسلحانه ‌کرد که همه با او مخالفت کردند. ابریشمچی و محمود عطایی و سایرین مخالفت کردند و گفتند الان اصلا وضعیت آمدن در فاز نظامی نیست؛ ولی مسعود رجوی روی این قضیه چون مأموریت داشته اصرار می‌کند.

این شش ماه، زمانی‌که مسعود رجوی در فرانسه بوده، در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ما نمی‌دانیم با چه کسانی قرارهایی داشته و ملاقات‌هایی کرده و چه فعالیت‌هایی صورت گرفته؛ ولی آنچه که وجود دارد این است که مسعود رجوی در آنجا با یک پازل کلی براندازی علیه نظام هماهنگ شده است. شکی در آن وجود ندارد. در واقع این حرکت بعد از کودتای نوژه است؛ یعنی بعد از اینکه کودتای نوژه و فرقان توسط جمهوری اسلامی شناسایی شد و از بین رفت مسعود رجوی به فرانسه سفر ‌کرد و شش ماه در فرانسه ماند و در اوایل فروردین 1360 برگشت و سناریوی جنگ مسلحانه را به سازمان ارائه کرد.

در واقع بعداً اسنادی هم به‌دست آمد که خیلی‌ها مثل چپ‌ها می‌گفتند مسعود رجوی انقلاب مسلحانه را زودتر از موعد سزارین کرد و هنوز موعد آن نرسیده بود و در واقع افراد گروهک‌ها را به کشتن داد و بحث‌های دیگر که صورت گرفت. چپ‌ها هم در مقابل حرکت مسعود رجوی غافلگیر شده بودند. آن‌ها هم اعتقادی به این سرعت به مسئله جنگ مسلحانه نداشتند و فکر می‌کردند اصلاً این موقعیت، موقعیت مناسبی نیست؛ ولی آنچنان حرکت فراگیر شد که چپ‌ها هم مجبور شدند در برخی از شاخه‌هایشان در اقلیت در پیکار در جاهای دیگر مجبور شدند به حرکت‌های جنگ مسلحانه بپیوندند. بعداً در دستگیری‌هایی که انجام شد و اعترافاتی که کردند خودشان هم اعتقادشان بر این بود که زمینه جنگ مسلحانه به آن شکل در ایران وجود نداشته است؛ اما وارد این قضیه شدند.

اکنون دانستن این موضوع مهم است که منافقین که در واقع بزرگ‌ترین گروهی بود که علیه یک نظام در تاریخ کل ایران شکل گرفت و دست به جنگ مسلحانه زد چه استراتژی را پیگیری می‌کرده است؟ آیا سؤال این است که واقعاً من و شما باید فکر کنیم که یک گروهی این‌گونه می‌اندیشیده است که مثلا با چند ترور خیابانی می‌تواند یک نظام را براندازی کند. تصویرشان این بود یا نه تصویر بزرگ‌تر از این بوده است؟ من این را به شما عرض کنم تصویر خیلی کلان‌تر از این است.

آنچه که در گروهک منافقین طراحی شد و به عملیات پیوست یک برنامه چند‌مرحله‌ای بوده که در این برنامه چندمرحله‌ای منافقین خودشان را یکی از پازل‌های براندازی می‌دیدند. در مجموع جنگ با  قدرت‌های بزرگ که شهریور 1359 شروع می‌شود از آن طرف نارضایتی‌هایی که در داخل هست -به‌زعم خودشان حرکت‌های مسلحانه- در مجموع می‌خواهند یک پازلی را شکل دهند که این را به یک براندازی تمام‌عیار برسانند.

 دلیل اینکه منافقین نتوانستند آن توان را پیدا کنند دو چیز بود: 1. هوشیاری امام   و نظام؛ 2. عدم همراهی مردم. وگرنه منافقین حرکتی بزرگ‌تر از داعش راه می‌انداختند.

این را به صورت خیلی جدی به شما عرض کنم. سی سال هم جلوتر از این‌ها به این فکر افتاده بودند خودشان را تا بن دندان هم مسلح کرده بودند و همراهی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها را هم داشتند. سناریو کاملاً سناریوی آماده‌ای بود. حتی شما اطلاع دارید که منافقین درخواست می‌کنند با امام   دیدار کنند. در همان دیدار می‌خواستند امام   را ترور کنند و جمعیتی را که با خودشان آوردند به جنگ مسلحانه بدل کنند. امام   با زیرکی خاصی می‌فرمایند شما اموال بیت‌المال را برگردانید، سلاح‌ها را هم تحویل دهید. من خودم خدمتتان می‌رسم. اجازه نمی‌دهند این‌ها بیایند. منافقین نقل می‌کنند که این خود یکی از نقاط عطفی بود که این حرکت را کور گذاشت.

 در نتیجه این یک استراتژی بوده است و به صورت کلی تاکتیک نبوده که امروز منافقین دست به چند ترور خیابانی بزنند. این یک دروغ بزرگ است که بعضی‌ها الان در مقام دفاع از حقوق بشر منافقین را به یک گروهک عملیاتی در سطح شهر تقلیل می‌دهند. منافقین یک گروهی بودند در سطح کلان که می‌خواستند یک استراتژی بزرگ را طراحی کنند و جنگ مسلحانه انجام دهند.

حرکت 5 مهر در تهران، جنگ مسلحانه بود. در تهران خیابان طالقانی، خیابان سعدی و چند خیابان دیگر سنگربندی شد و جنگ راه افتاد. سیصدوهشتاد نفر از منافقین در آن روز دستگیر شدند، حدود پنجاه نفر کشته شدند و چند نفر از برادران شهید شدند. یک جنگ مسلحانه راه افتاده بود؛ البته اوج حرکتی بود که منافقین می‌توانستند نیروهای نظامی خود را به خیابان بیاورند و بحمدالله به کمک مردم و هوشیاری نظام و رهبری امام   خنثی شد. بنده حرفم در سه مرحله است که خدمتتان عرض می‌کنم: اولاً وقتی شخصی وارد دانشگاه می‌شود حتماً باید حرف‌هایی بزند که کمی هم چالش برانگیزد. یعنی هم شما بروید چیزی بخوانید هم هر وقت بنده به دانشگاه می‌آیم باید یک چالشی درست کنم. این‌طوری که نمی‌شود که ساده آدم بیاید و برود. من یه نکته عرض کنم.

ببینید ترورهایی که در سطح کشور ما رخ داد سه سطح داشت: 1. مسئولان نظام؛ 2. افراد بدنه موثر نظام؛ 3. مردم کوچه و بازار. ما این سه سطح ترور را داشتیم. برای مثال 72 تن با شهید بهشتی، حضرت آقا و شهید هاشمی‌نژاد و سایر مسئولان نظام که هدف ترور واقع شدند افرادی بودند که نظام را هدایت و پیگیری می‌کردند.

استراتژی ترور مسئولان نظام

مسئولینی از نظام جمهوری اسلامی ترور شدند که دو مشخصه داشتند. یک ولایت‌مدار بودند و دو محور وحدت بودند. ببینید شما شهدای محراب دارید ما که فقط پنج محراب نداشتیم که ما شهدای محراب دیگری هم داشتیم در جاهای دیگر ولی برای هیچ کدامشان سرمایه‌گذاری نشد. چرا؟ چون در بعضی جاها این‌ها برای ختم ولایت هم‌افزایی ایجاد نمی‌کردند. در نتیجه شما هیچ‌جا نمی‌بینید که منافقین برای آن‌ها سرمایه‌گذاری کنند. بنده هیچ آدرسی ندیدم که مشخصاً یک فردی را مورد نظر قرار دهد که این فرد ولایت‌مدار و در جریان وحدت جامعه نباشد. از همین جهت است. من اسم کسی را هم نمی‌آورم؛ ولی روی این فکر کنید.

دوستانی که بعدا در کشور فتنه‌ها به‌پا کردند خودشان جزء افرادی بودند که سازمان درست کرده بود در مقابل با منافقین. پس چرا خودشان جزء لیست ترور نبودند؟ این برای آدم یک سؤال بر می‌انگیزد. وقتی شما دسترسی پیدا می‌کنید به اینکه بتوانید شهید رجایی و باهنر با آن همه سرمایه‌گذاری ترور کنید خب آقای فلانی که دم دست‎تر بودند. ما یک برگ کاغذ پیدا نکردیم که روی آن اسم یک نفر باشد که جهت وحدت و ولایت‌مداری قدم بر ندارد.

جریان ترور مسئولان جریان گتره‌ای نبود، حرکتی بود. در سناریوی استراتژیک منافقین یا این فرد الان برای نظام بسیارکلیدی است یا در سرنوشت نظام کلیدی خواهد شد. آن فرد مورد ترور قرار گرفته است. البته این از هوشمندی آن‌ها بوده است. بسیاری از افراد دیگر هیچ‌وقت مورد ترور قرار نگرفتند. مثلاً فردی که در حد بدنه بوده شناسایی  و روی آن سرمایه‌گذاری می‌شد.

پدر مرحوم آقای دوانی یک مطلبی را به من می‌گفتند که خیلی جالب بود. ایشان در بعضی مواقع می‌گفتند بعضی از اساتید در بعضی جاها یک چیزهایی را نقل می‌کردند. ایشان پای منبر بوده یک روحانی گفت در یک جنگی دویست نفر و به یک روایتی دویست هزار نفر کشته شدند. مرحوم آقای دوانی به من گفت آقای کلهر وقتی آمد پایین گفتم مرد حسابی یک چیزی بگو که سرنوشت تاریخ را عوض نکند. دویست نفر تا دویست هزار نفر خیلی فاصله است. در واقع منافقین در کشور سی هزار تا پنجاه هزار نیرو داشتند. دوازده هزار نفر را سازماندهی کرده بودند. من در جایی دیدم یک آقایی نوشته بود که بین سی هزار تا سیصد هزار نفر نیرو داشتند. نه این‌طوری نبوده. بالاخره یک چیزی را خیلی بزرگش نکنیم؛ اما آن چیزی که وجود داشت خیلی برنامه‌ریزی شده بود. طبیعتاً یک گروهی که به راحتی نمی‌توانست نیرو جذب کند از سرمایه‌گذاری روی نیروهایش حداکثر استفاده را می‌کند.

استراتژی ترور بدنه نظام

در بحث‌های عملیاتی یکی از حرف‌هایی که ما در عملیات می‌زنیم این است که هر عملیات که صورت می‌گیرد یک سر نخ جدید به یک سیستم اطلاعاتی می‌بخشد. این است که شما باید عملیاتی را سرمایه‌گذاری کنید که آن عملیات بتواند بهره‌برداری حداکثر را بدهد. در نتیجه منافقین حواسشان بوده کجا دارند نیرو می‌گذارند، چرا شهید دستغیب را می‌زنند، چرا اشرفی اصفهانی، چرا مدنی، و چرا دیگران نه؟ بدنه نظام مورد ترور قرار گرفتند. خیلی‌ها در سپاه در واحد اطلاعات مورد ترور قرار گرفتند. بدنه نظامی مورد ترور قرار می‌گرفتند که بدنه موثر در پیکان مبارزه بودند. آن‌ها شناسایی می‌شدند و مورد ترور قرار می‌گرفتند. این هم توسط چهار نفوذی که منافقین در سپاه و در واحد اطلاعات داشتند شناسایی می‌شد و داده می‌شد. آن‌ها هم بعداً از بین رفتند.

استراتژی ترور مردم کوچه و بازار

یک استراتژی هم استراتژی ترور مردم کوچه بازار بوده است. مثلاً سبزی‌فروش و قصاب و افرادی که در کوچه و بازار حضور داشتند. من به یکی از این مسئولان سطح بالایی عرض می‌کردم می‌گفتم این‌ها برای قصاب و بقال و این‌ها نیرو می‌گذارند، برای شما نیرو نمی‌گذارند. یک فکری برای خودتان کنید. چرا؟ چون در آن‌ها دو چیز دیده می‌شد: یکی خلوص و دیگری پای کار بودن، شب‌ها خیابان را می‌بستند و پست می‌گذاشتند. این دوستان می‌نشستند تحلیل می‌کردند. آن‌ها در صف مبارزه بودند در نتیجه در استراتژی جنگ کوچه و بازار و ترور کوچه و بازار وقتی ما مناطق را به دست می‌آوردیم نیروهای حزب اللهی اولویت‌بندی می‌شدند. تقریباً هیچ تروری در ایران کور نبوده است. به ندرت ترورهای خیابانی کور بوده است. مثلاً یک موتوری را در خیابان تشخیص دادند که بسیجی است و او را زدند وگرنه منافقین بی‌جهت سرمایه‌گزاری نمی‌کردند و وقتی نظام را مورد حمله قرار می‌دادند در سه سطح مسئولان، بدنه و بسیجیان و مردم حزب الله دنبال می‌کردند.

در مجموع آنچه که منافقین در دست داشتند یک استراتژی منظم بود برای اینکه در کنار جنگ و حرکت‌های نارضایتی‌های داخلی و انشقاق‌های درون نظام کار را به براندازی بکشند. این تصور که این احساس در منافقین خودبه‌خود به وجود آمده است که با دوازده هزار نیروی فعال و یک مجموعه‌ای از ترور به تنهایی نظام را براندازی کنند خیلی قابل اثبات نیست و قابل بحث است.

Seraj

تروریسم منطقه‌ای و جنگ‌های نیابتی

پس از ارائه دکتر کلهر، دکتر رضا سراج، عضو هیئت‌علمی دانشگاه جامع امام حسین ، در جایگاه قرار گرفت و سخنرانی خود را تحت عنوان تروریسم منطقه‌ای و جنگ‌های نیابتی ارائه کرد.

یکی از نتایج بحث دکتر کلهر این بود که تروریسم یک استراتژی در کنار سایر اقدامات برای براندازی بود. در واقع جنگ مسلحانه، تروریسم، تجزیه‌طلبی، کودتا و جنگ منظم، اشکال براندازی نظامی بودند که در یک پازل کلان عیله انقلاب اسلامی تعریف شده بودند و یک قسمتی از آن را منافقین دنبال می‌کردند. بنا بود که جمهوری اسلامی را در همان دهه اول سرنگون کنند. بیست‌وهفت کودتا علیه ما کشف و خنثی شد. ما تنها کشوری در دنیا بودیم که هم درگیر جنگ منظم بودیم و هم درگیر جنگ نامنظم و تجزیه‌طلبی. همزمان درگیر تروریسم شدیم و درعین حال کودتاهای متعددی هم علیه ما طراحی و اجرا شد. بعضی از آن‌ها هم در نطفه خنثی شد.

من با استفاده از همین نکته‌ای که جناب آقای دکتر کلهر فرمودند می‌خواهم عرض کنم که جنگ نیابتی و جنگ شناختی بخشی از یک پازل مهار جمهوری اسلامی ایران است. برای اینکه بتوانم این بحث را ارائه کنم. مقدمه‌ای را عرض می‌کنم. آمریکایی‌ها در نظم نوین جهانی دنیا را در ذیل خودشان در چهار چوب یک سلسله‌مراتب تعریف کردند. آن‌ها قائل به نظم هژمونیک برای نظم جدید جهانی بودند. در ذیل آمریکا به‌عنوان هژمون و قدرت برتر و رهبر دنیا چهار دسته کشور قرار دادند: دسته اول، قدرت‌های میانی و متحد استراتژیک شامل اروپای غربی و رژیم‌های صهیونیستی؛ دسته دوم، بازیگران همراه مثل لهستان، چک و کره جنوبی؛ دسته سوم، بازیگران ساکت و تأییدکننده شامل کشورهای عربی؛ دسته چهارم، قدرت‌ها و بازیگران خنثی شامل کشورهای آفریقایی و آسیایی.

در این نظم سلسله‌مراتبی هر بازیگری که در این چهار لایه قرار نمی‌گرفت تبدیل به یک بازیگر ناهم‌خوان با نظم موجود می‌شد و به‌عنوان یک کشور یا بازیگر چالش‌گر شرور باید با آن برخورد می‌شد. جمهوری اسلامی ایران نه تنها در این نظم سلسله‌مراتبی قرار نمی‌گرفت؛ بلکه با آن ویژگی سلطه‌ناپذیری و سلطه‌ستیزی آن یک چالش جدی و تهدید جدی برای این نظم سلسله‌مراتبی بود.

این بازیگر موفق شده به سه تصویر از خودش برسد. تصویر اول جمهوری اسلامی ایران به پیشرفت‌های بسیار مهمی دست پیدا کرده است که تصویری پیشرفته از ایران به دنیا نشان داده می‌شود. کشوری که در تحریم و محاصره اقتصادی بوده است ظرف ده سال از 2001 تا 2011 از رتبه پنجاهم علمی جهان به رتبه هفدهم ارتقا پیدا می‌کند. در بسیاری از حوزه‌های فناوری پیشرفته به باشگاه دنیا می‌پیوندد. مثلاً ما در موضوع هسته‌ای در تولید سوخت هسته‌ای و چرخه کامل سوخت هسته‌ای در هشت کشور برتر دنیا قرار داریم. در حوزه موشک به هشتمین کشور برتر دنیا تبدیل شده‌ایم. در حوزه پرتاب موشک به اذعان آمریکایی‌ها به سومین قدرت برتر جهانی تبدیل شده‌ایم. در چرخه تولید سوخت موشک به پنجمین کشور برتر دنیا تبدیل شده‌ایم. این پیشرفت‌ها تصویر پیشرفت ایران است.

در کنار این تصویر، تصویر دیگری قرار گرفته به نام تصویر عزتمند از ایران جمهوری اسلامی ایران. ایران به‌عنوان یک بازیگر سلطه‌ناپذیر امروز توانسته است سلطه‌ناپذیری را در جهان نهادینه کند. در آمریکای لاتین، در منطقه غرب آسیا می‌بینیم جنبش‌های مردمی و اسلامی و برخی از کشورها تبدیل به کشورهای چالش‌گر برای نظم جهانی شدند و اساساً دارند نظم جهانی را به سمت تغییر می‌برند. این عزتمندی جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بوده است که امروز باعث شده انصارالله در یمن در تراز آل سعود قرار گیرد، با آن برخورد و مقابله ‌کند و حتی توان برتر از آن را هم داشته باشد؛ اما به دلایل صبر استراتژیک فعلاً صلاح نیست که این کار را انجام دهد.

تصویر سوم تصویر اقتدار است. جمهوری اسلامی ایران امنیت را در درون خودش ایجاد کرده است. ایران در یک دهه با براندازی نظامی و در دهه دوم و سوم با براندازی نرم مقابله کرده است. شما کدام کشور را در دنیا سراغ دارید که توانسته باشد فتنه‌ای مثل فتنه 1388 یا فتنه 1378 را جمع کند. شوروی سابق با آن ابهتی که داشت در حوزه براندازی نرم و انقلاب مخملی فرو ریخت. این اقتدار داخلی در حوزه گفتمان‌سازی چند گفتمان انحرافی که نماد اسلام آمریکایی بوده‌اند اعم از تحجر و سکولار آمدند که گفتمان انقلاب را از صحنه خارج کنند. گفتمان انقلاب پا برجا ماند و همچنان گفتمان مسلط جامعه است.

ایران در صحنه منطقه‌ای عمق استراتژی خودش را تا سواحل مدیترانه و دریای سرخ و خلیج عدن توسعه داده است. امروز محوری به‌نام محور ایران و مقاومت در مقابل محور غربی در منطقه شکل گرفته است. امروز کاملاً مشخص شده که رژیم صهیونیستی دیگر در هیچ جنگی در برابر مقاومت به پیروزی نمی‌رسد. جمهوری اسلامی ایران علاوه بر اینکه خودش را امن کرده دارد در راستای امن‌کردن سایر کشورهای اسلامی نیز تلاش می‌کند. این تصویر، از ایران اقتدار ساخته است. خب کنار هم قرارگرفتن تصویر پیشرفت، عزت و اقتدار، جمهوری اسلامی را از کلاس قدرت منطقه‌ای دارد به یک قدرت نوظهور جهانی تبدیل می‌کند. آمریکایی‌ها این را پیش‌بینی کرده بودند. از ده سال پیش ریچارد ناس این را پیش‌بینی کرده بود. خب حالا باید آمریکایی‌ها برای این چه کار کنند. یک پازل کلان طراحی می‌کنند. تروریسم بخشی از این پازل کلان می‌شود. مثل همان دهه اولی که دکتر کلهر اشاره کردند. تروریسم بخشی از این پازل کلان می‌شود.

آمریکایی‌ها سه جنگ را برای ایران تدارک دیده‌اند

آمریکایی‌ها سه جنگ را برای ما تدارک دیده‌اند و دارند عملیاتی می‌کنند و بخشی هم عملیاتی شده است. جنگ اول جنگ شناختی است، جنگ دوم جنگ نیابتی است و جنگ سوم جنگ تحقیر است.

در جنگ شناختی زیربنای جنگ نیابتی و جنگ تحقیر فراهم می‌شود. جنگ شناختی به خودی خود یک جنگ سخت نیست جنگ نرم است. حوزه‌اش حوزه تغییر نگرش و شناخت است؛ لذا در جنگ شناختی که جنگی است مبتنی‌بر تغییر شناخت و ادراک مخاطب، ایران‌هراسی یک استراتژی است. هدف آن مخاطبین عربی است. کشورهای عربی باید تبدیل به یک محور و ارتش عربی شوند و دارند می‌شوند و شده‌اند.

دو اسلام‌هراسی است. ایران‌هراسی برای مخاطبین عربی و اسلام‌هراسی برای مخاطبین غربی. زیرساخت اجماع جهانی علیه ایران زیرساخت فشار، تحریم و تهدید علیه ایران است. حضرت آقا دیپلماسی فطرت را در مقابل این جنگ و این راهبرد انتخاب کردند. شیعه‌هراسی مخاطب اهل تسنن زیرساختی است برای جنگ نیابتی و تروریسم که البته شیعه انگلیسی در اینجا این روند را باید تسریع کند. جنگ شناختی پس یک زیرساخت است.

بعد از آن به جنگ نیابتی رسیده‌ایم. پس جنگ شناختی که شروع شده، تشدید هم می‌شود. جنگ نیابتی هم شروع شده است. در این جنگ نیابتی ما اشکال مختلف اقدامات تروریستی را مشاهده می‌کنیم. حتی در آینده به بیوتروریسم هم کشیده می‌شود.

جنگ‌های نیابتی یا جنگ‌های واسطه‌ای یا جنگ‌های وکالتی چیز جدیدی نیست. تاریخچه این جنگ به جنگ سرد باز می‌گردد مثل جنگ‌های دو کره، جنگ‌های دو ویتنام و بی‌ثباتی در دو یمن علیه یکدیگر. قدرت‌های بزرگ به خاطر اینکه نمی‌خواهند خود را درگیر جنگ کنند یا به دلیل ضعف‌هایی که بر آن‌ها مستولی می‌شود با حمایت‌های مالی و تسلیحاتی و تبلیغاتی از گروه‌های تروریستی یا برخی از کشورها پایه‌های این اقتدار و امنیت کشورهای هدف را سعی می‌کنند فرو بریزند.

اوباما یک سخنرانی در دانشکده نظامی «وست پوینت» در 28می2014 دارد که از آن به‌عنوان مرام‌نامه نظامی جنگ‌های نیابتی یاد می‌شود. او صراحتاً می‌گوید که آمریکا نمی‌خواهد مداخله کند و قصد دارد هدف‌های خویش را به دست بازیگران منطقه‌ای محقق سازد. این بازیگران منطقه‌ای شامل عربستان، اردن، ترکیه، امارات و امثالهم هستند.

تروریسم ابزار آمریکا در جنگ نیابتی است

ابزار و در واقع زمینه ظهور و بروز این جنگ نیابتی تروریسم است. کشورهای هدف در جنگ نیابتی باید دچار بی‌ثباتی و تثبیت آن شوند. شما صحنه سوریه و عراق را نگاه کنید. ابتدا بی‌ثباتی و بعد تثبیت بی‌ثباتی در کشورهای هدف صورت ‌گرفته است. سپس ارتش‌های کشورهای هدف در جنگ نیابتی باید درگیر و منهدم شوند. این هدف دیگری است در جنگ نیابتی. آمریکایی‌ها هیچ هزینه‌ای هم مستقیم نمی‌دهند.

اینجا به ظاهر مسلمان‌ها در مقابل مسلمان‌ها وارد جنگ می‌شوند. جنگ درون‌تمدنی شکل می‌گیرد و آمریکایی‌ها با این کار جنگ بین‌التمدنی را تبدیل به جنگ درون‌تمدنی می‌کنند. در جنگ نیابتی باید زیرساخت‌های کشورهای هدف منهدم شوند. سوریه حداقل 20 سال باید تلاش کند تا زیرساخت‌هایش را بازسازی کند. عراق شاید باید 10 سال تلاش کند که زیرساخت‌هایش را بازسازی کند. تازه حالا عراق یک مقدار منابع دارد و وضعش بهتر است.

وادارشدن کشورهای هدف به تعامل راهبردی با سلطه‌گران جنگ نیابتی می‌خواهد. از طریق تروریسم اهرم فشاری را به کشور هدف تحمیل کند که آن کشور ناچار شود برای بقا و امنیت سراغ بازیگران سلطه‌گر برود. کما اینکه نگاه کنید بعضی وقت‌ها یک اشتباه محاسباتی در عراق بوجود می‌آید. می‌روند سراغ آمریکایی‌ها بعد دوباره خیلی زود متوجه می‌شوند که دارند اشتباه می‌کنند. جنگ نیابتی در کشورهای هدف باید تبدیل به یک جنگ ادراکی و اشتباه محاسباتی شود. مثلاً راجع به کشور ما هدف اولشان در جنگ نیابتی همین جنگ ادراکی و اشتباه محاسباتی است که ما بگوییم محیطمان دارد امنیتی می‌شود و بعد این محیط امنیتی دارد امنیت ما را به خطر می‌اندازد. ما برویم دم کدخدا را ببینیم و وارد تعامل راهبردی با آمریکایی‌ها شویم.

مطمئن باشید در جنگ نیابتی سرمایه‌گذاری گسترده‌ای برای ما انجام داده‌اند. به صورت مشخص در جنوب و شمال افغانستان از طریق تکفیری‌های پاکستان و خود افغانستان و با کمک سرویس‌های اطلاعاتی به ویژه سرویس اطلاعات پاکستان و عربستان در حال تدارک‌دیدن جنگ نیابتی و کشاندن آن به سمت مرزهای ما هستند.

جنگ شناختی و جنگ نیابتی هم‌افزا هستند. جنگ سوم، جنگ تحقیر است که بحث مفصلی دارد و من می‌خواهم فقط هم‌افزایی را بگویم. جنگ تحقیر یعنی اینکه کشوری در جنگ شناختی خودش را در مخاطره ببیند و دچار اشتباهات راهبردی در سیاست‌گذاری شود. بعد خودش را وسط معرکه جنگ نیابتی ببیند و به یک توافق بد در حوزه دیپلماتیک تن دهد. بازی هسته‌ای که آمریکایی‌ها برای ما شروع کرده‌اند یک جنگ تحقیر است.

در کنار جنگ شناختی و نیابتی سه تصویر پیشرفت، عزت و اقتدار را می‌خواهد مهار کند. در چهارچوب استراتژی کلان مهار، آمریکایی‌ها برنامه‌ریزی استراتژیک کردند برای ما. نکته آخر اینکه توافق بد می‌تواند جنگ نیابتی را تسریع کند و به جلو بیاندازد. جنگ نیابتی هم می‌تواند موانع توافق بد را از سر راه بردارد. این‌ها با همدیگر هم‌افزایی می‌شود. پس اینجا هم ما می‌بینیم تروریسم در یک پازل کلان می‌خواهد اهداف آمریکایی‌ها و برنامه‌ریزی استراتژیک آمریکایی‌ها را عملیاتی کند؛ لذا مجموعه‌هایی که می‌خواهند در حوزه امنیت ملی تلاش کنند باید در قاب بزرگ‌تری و در یک نگاه راهبردی به این تحولات نگاه کنند و راه پیشگیری از این هم اتکا به قدرت الهی و اعتماد به اراده مردم است به‌عنوان دو اصل از اصول مکتب امام رضوان الله تعالی.

وضعیت فعلی و آینده گروه‌های تروریستی داخلی

سخنران بعدی نشست عبدالله ذاکری، عضو هیئت علمی دانشگاه جامع امام حسین ، بود که بحثی درباره وضعیت فعلی و آینده گروه‌های تروریستی داخلی در منطقه جنوب شرق ارائه کرد.

پیدایش گروه‌های موجود در حوزه جنوب شرق با تروریسم بود و شکل و شیوه‌های آن‌ها تروریستی است. لازم است ما این‌ها را بشناسیم. متأسفانه فعلاً مستعدترین منطقه‌ای که بنا است در آن جنگ‌های نیابتی صورت گیرد همین منطقه جنوب شرق است.

قصد داشتند منطقه کوهک و کشتگان را که مقابل مرز سراوان است از خاک جمهوری اسلامی جدا کنند. بر این اساس طراحی‌هایی هم داشتند. اول به این اشاره کنم و بعد وارد گروه‌ها شوم. آمدند پایگاه‌هایی را ایجاد کردند. در اینجا ما اطلاعات داشتیم و تحلیل نداشتیم. آمدند عملیات‌های خود را شروع کردند. در گام اول شروع کردند به مین‌گذاری پاسگاه 171 و بعد 161. دیدند مثل اینکه خیلی منطقه سفت است. رفتند دوباره منطقه جنوب و موضوع هشت مرزبان پیش آمد. دوباره به همان منطقه برگشتند.

گروه‌هایی را که در منطقه هستند من فهرست‌وار آوردم و هر کدام را به تفکیک سعی می‌کنم سریع توضیح دهم.

اولین گروه، گروه فرقان است که مشابهتی هم دارد با آن فرقان قبلی که فرمودند خب این گروه هم از حوزه‌های علمیه نشئت گرفت. از سال 1375 فردی به‌ نام «مولوی جلیل قنبرزهی» آمد و این گروه را تشکیل داد. تقریباً می‌توانیم بگوییم مادر گروه‌های تروریستی جنوب شرق این گروه است که فعالیت‌های خاصی را انجام داد. ولی عمده‌ترین کاری که این گروه در تاکتیک‌هایش انجام می‌داد ترور و گروگان‌گیری بود. اوایل بمب‌گذاری هم می‌کرد. آخرین بمب‌گذاری‌ این گروه در تاریخ 14فروردین1383 در میدان آزادی زاهدان بود.

این‌ها آمدند و کارهای خودشان را به شکل ترور انجام دادند. من یکی از کیس‌هایی  را که زده شده توضیح می‌دهم. این‌ها آمدند مثلاً یک فردی را که نیروی انتظامی بود در پست نگهبانی با تفنگ ساچمه‌ای زدند و رفتند. هیچ اعلامی هم نکردند فیلمش را هم اتفاقاً ما داریم چون همانجا دوربین بود. سلاحش را هم برداشتند و رفتند. پیش‌بینی ما این بود که احتمالاً موضوع شخصی بوده و چیز خاصی نبوده. یکی از مشکلات این گروه این است که به شدت حفاظتی عمل می‌کند. یکی از مظلومیت‌های شهدای ترور همین قسمت است. تا این قاتل پیدا نشود معلوم نیست که اصلاً داستان چه بوده. فردی را آوردند ترور کردند. متأسفانه ما هم انگ بهش زدیم تا زمانی که قاتل پیدا شد. خب این فرد شهید شد. بعد از آن بچه‌های پلیس‌راه خاش را زدند و بعد کلانتری هفده. نیروی انتظامی حرکت می‌کرد، با موتور می‌آمدند بغل دستش با کلت می‌زدنش یا مثلا با ماشین بود می‌زدند و شهدا را به همین شکل در خیابان می‌زدند و می‌رفتند. هیچ اعلامی هم نمی‌شد یعنی تا این لحظه کسی فکر نمی‌کرد که این‌ها موضوع گروهک است. بحمدالله خدا کمک کرد بلافاصله افراد دستگیر شدند و این یک گروهی بود که بعد از دستگیری مشخص شد که یک گروه تکفیری بوده و شیعه را کافر می‌دانسته. بر همین اساس دو نفر پس از تعقیب و مراقبت دستگیر شدند. بقیه کیس‌ها هم آمدند خودشان را تسلیم کردند.

گروگان‌گیری از افراد کم سن و سال هم انجام می‌شد. مثلاً یک بچه‌ای بود حدود هشت سال سن داشت. او را گروگان گرفتند. «مالک ریگی» جزء همین گروه فرقان بود. بعد انشعاب کرد و گروهی را درست کرد به‌عنوان گروه جندالله که ما به آن جندالشیطان می‌گوییم. مالک ریگی یا همان عبدالمجید ریگی شفا این اسم از طایفه ریگی ابتدا برای بحث‌های انتقام‌های قومی وارد موضوعات شد؛ ولی بعد رنگ مذهبی به کارهای خودش داد. الحمدلله این فرد دستگیر و اعدام شد.

بعد از آن «محمد زارع تنگده نارویی» معروف به محمدجان گروه را رهبری کرد و بعد از مدتی اسم این گروه را به جیش العدل عوض کردند. یکی از دلایل آن این بود که چون گروه اقدامات تروریستی انجام داده بود و به‌عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده بود اسم را عوض کردند که در جنبه بین‌المللی خیلی مشکل نداشته باشند. تاکتیک‌هایی که این‌ها انجام می‌دادند مثل انواع و اقسام عملیات‌های انتحاری را این‌ها انجام دادند. از جمله در تاسوعای چابهار، دو عامل انتحاری را آوردند 39 شهید و 126 مجروح به جای گذاشتند. یکی از آن شهدا، ثنا پردل، دو ماه سن داشت و به همراه مادرش شهید شد. یک نفر از این دو عامل به نام «سیدرحمان چابهاری» را زدند؛ ولی دومی در همان قسمت ایستگاه صلواتی بعد که نفر اول زده شد بلافاصله خودش را منفجر کرد و اتفاقاً آنجا از اهل سنت هم شهید شدند.

مالک می‌گفت برای من عجیب بود که تلفات پیشین چرا اینقدر زیاد بود. بمب مسجد امام علی  قوی‌تر بود؛ ولی تلفاتش کمتر. دلیلش این بود که آن ساچمه‌ها در مسجد امام علی  درشت‌تر بود و ترکش کمتری داشت؛ ولی این‌ها آمدند ساچمه‌ها را تغییر دادند و عملاً تلفات بیشتری را توانستند بگیرند. حمله به پاسگاه‌های مرزی، عملیات ترور و ربایش مردم و مسئولین، بمب‌های کنار جاده‎ای و گروگان‌گیری از دیگر اقدامات آن‌ها بود.

تیم‌های مجهزی را در منطقه سیستان‌وبلوچستان می‌فرستادند. نفر اولشان دستگیر شد و تجهیزاتی را که با خودشان آورده بودند ازجمله اعلامیه‌ها، دفترچه بمب‌سازی، دینامیت‌ها، مواد انفجاری دست‌ساز و آهن‌ربایی برای بمب‌های آهن‌ربایی و جلیقه‌های انتحاری از آن‌ها ضبط شد.

آن‌ها اقدامات دیگری ازقبیل راه‌بندی در تاسوکی و دارزین انجام دادند و مدتی ساماندهی کردند و نهایتاً بعد از سال 1391 ضرباتی خوردند و بعد از آن یک انشعابی در گروه به وجود آمد.

در شش ماهه دوم 1391 فردی به نام «محمدشفیع میری» اعلام کرد من از این گروه جدا می‌شوم و گروهی را به نام «حرکت انصار ایران» درست کرد. اول آمد عملیات کرد و بعد اعلام موجودیت کرد. معمولاً در گروه‌های سیاسی به این شکل است که گروه  تشکیل می‌شود و وارد فاز سیاسی می‌شود. اگر فضای کار در حوزه سیاسی نداشت، وارد فاز نظامی می‌شود. اینجا برعکس اول عملیات می‌کند بعد می‌گوید من گروه انصار هستم. یعنی کشف این واقعاً کار مشکلی است. محمدشفیع آمد و اولین عملیات خودش را در مسجد امام حسین  چابهار طراحی کرد. عامل انتحاری خواست وارد مسجد شود که دید نمازجمعه تمام شده. فکر کرد مردم بلافاصله بیرون می‌آیند. تصمیم ‌گرفت وارد مسجد شود. وقتی خواستند او را بازرسی کنند به عقب رفت و فرار ‌کرد. رفتند دنبالش و وارد یک کوچه‌ای ‌شد و زمانی‌که به او رسیدند خود را منفجر ‌کرد و دو نفر از بسیجی‌ها شهید شدند. مؤسس این گروه کشته شد و این گروه عملاً تعطیل شد.

یک مجموعه‌ای در مجموعه جندالشیطان هست به نام «سپاه صحابه ایران». این سپاه از طایفه شه‌بخش تشکیل شد. «محمدگل شه‌بخش» در حال حاضر رهبر گروه است. این گروه عمده‌ترین کاری را که انجام داد انفجار ریل راه آهن بود.

گروه بعد «جیش النصر» است. الحمدالله رب العالمین یک چیزی که بین این گروه‌ها زیاد اتقاق می‌افتد همه دنبال قدرت‌طلبی و تشکیل گروه هستند. مالک معدوم برادری داشت به نام عبدالرئوف. عبدالرئوف تزی داشت برای خودش و آن این بود که دنبال بسیج عمومی مردم اهل سنت و سرنگونی نظام بود. در صورتی که «محمدظاهر» اصلاً دنبال این قصه‌ها نبود. نیت محمدظاهر بیشتر قومی بود و دنبال مطالبات قومی بود. در حوزه بلوچستان حرف می‌زد و فقط اهل سنت خود منطقه بلوچستان را در بر می‌گرفت. او آمد تشکیل گروه داد با عرب‌ها ارتباط نزدیکی گرفت و حتی در قضیه پنج نفر با عرب‌ها که صحبت می‌کرد می‌گفت خب حالا ما چه بگوییم چه درخواستی داشته باشیم. او با محمد ظاهر اختلاف پیدا کرد و از گروه جدا شد و گروه جیش النصر را درست کرد. بحمدالله عمر او هم کفاف نداد و در کویته این فرد هم حذف شد.

بعد از او برادرش «ستار ریگی» آمد. خب این فرد خیلی آدم به درد بخوری نیست. مالک می‌گفت این رئوف را هیچ کاری نمی‌توانید بکنید مگر اینکه بزنیدش. ستار فقط کار امور منزل و مادر انجام می‌دهد و با گروه هم که بیاید آشپزی می‌کند. الحمدلله این رهبر گروه شد. همانطور که می‌دانید پاکستانی‌ها دستگیرش کردند که در تلویزیون ما هم اعلام شد. ولی عملاً این گروه جیش النصر دارد با همان گروه قبلی همان جند الشیطان یا جیش العدل کار می‌کند. بیشتر دنبال اهداف عملیات انتحاری در عمق، بمب‌گذاری کنارجاده‌ای و انجام کمین روی مجموعه مرزبانی است. منطقه نفوذ آن حوزه ماشکید است. رئوف می‌گفت به عرب‌ها می‌گفت شما به من پول بدهید من 2000 نفر از مردم گشنه همین مناطق را می‌آورم و بسیج می‌کنم و علیه ایران می‌جنگم که دیگر عمرش کفاف نداد. سه محوری که باعث می‌شود این افراد جذب این گروه‌ها شوند فقر و جهل و احساس تبعیض است. این سه موضوع اصلی ما است.

گروه دیگر گروه «مولوی سیدی» بود که در حوزه سرباز تشکیل شد. این گروه در سال 1386 به وجود آمد. در سال 1387 فرد دستگیر و اعدام شد و بقیه این گروه که به زندان رفته بودند آمدند مجدداً این گروه را احیا کردند. مهم‌ترین کارشان ترور و بمب‌گذاری کنارجاده‌ای در حوزه سرباز بود. اولین کارهای خودشان را روی معلمان شروع کردند و بعد یک کارمند ثبت احوال را که در محل کارش مشغول کار بود ترور کردند. شهید جنگی‌زهی را هم همین گروه زده بودند. نهایتاً این تیم هم الحمدلله ضربه خورد و افراد آن هم دستگیر شدند و اعتراف کردند.

حدود سه سال پیش ما یک حادثه‌ای در جاده نیک‌شهر داشتیم. گفتند یک تانکر چپ شده و کمک راننده و راننده کشته شده‌اند. رفتیم صحنه را از نزدیک دیدیم. برخی گفتند این کار گروهک است چون این‌ها شیعه بودند آن‌ها را کشته‌اند؛ ولی هیچ ادله‌ای نداشتیم و هیچ اطلاعیه‌ای هم صادر نشده بود. حدود سه سال گذشت تا اینکه یکی از همین بریده‌های گروهک تسلیم شد و داستانی را برای ما تعریف کرد که اشک همه ما را درآورد. گفت ما جلوی این ماشین را گرفتیم گفتیم بیا تانکر را بگذار جاده را ببند می‌خواستیم جلوی مردم را بگیریم و مثل تاسوکی و دارزین شیعه‌ها را بیاوریم پایین بکشیم. راننده گفت من این کار را نمی‌کنم. هرچه اصرار کردیم قبول نکرد. شاگردش را کشتیم جلوی خودش و گفتیم اگر این کار را نکنی تو را هم می‌کشیم. گفت باشد. سوار ماشین شد و ماشینش را آورد و عمداً چپ کرد که نتوانیم بگذاریم روی جاده. ما هم خودش را کشتیم و رفتیم.

در گروگان‌گیری‌ها هم همین وضعیت را داریم. فردی را برده بودند بعد گفتند ایشان بدهی مواد مخدر داشته است. بدبخت رفته پول و خانه و زندگی را داده آزاد شده طرف را الان گرفتیم می‌گوید ما از اعضای گروهک بودیم این را گرفتیم پول را هم گرفتیم بردیم در گروه استفاده کردیم واقعاً این‌ها مظلوم هستند.

بعد از کشته‌شدن «شفیع محمد» فرد دیگری به نام «هشام عزیزی» با نام مستعار «ابوحفص» به‌عنوان سخنگوی حرکت انصار آمد. این‌ها هم اولین عملیاتشان را انجام دادند بعد اعلام موجودیت کردند. عامل انتحاری در ستاد فرماندهی نیروی انتظامی در چابهار عملیات انجام داد بعد از عملیات اعلام کردند که ما گروه انصارالسنه هستیم. نکته جالب این است که این فرد و فرد قبلی هر دو پاکستانی بودند یعنی عامل انتحاری ایرانی نداشتند.

در انتها باید عرض کنم که تعداد عملیات‌های تروریستی کم نشده؛ بلکه محور به سمت صعود است. تعداد موفقیت‌ها کم شده. این نشان می‌دهد که ما باید بیدار باشیم و دائم خودمان را در سنگر ببینیم و مراقب باشیم که اتفاقی نیفتد.

پس از پایان سخنرانی یکی از حضار از استاد ذاکری پرسید: شما گفتید همه این گروه‌ها منهدم شدند و این‌ها تهدید نیستند. آیا این‌ها آتش زیر خاکستر نیستند؟

سردار ذاکری در پاسخ گفت: همه این‌ها منهدم نشدند. عرض کردم مثلاً ما هنوز با جندالشیطان سر و کار داریم و در تعامل سختی با این گروه‌ها هستیم. عرض کردم نمودار به سمت صعود می‌رود. یعنی روزبه‌روز گروه تشکیل می‌شود. دیگر نمی‌توانیم بگوییم یک نفر. رهبر گروه مالک بوده که زدیم. دوباره از دل این چند گروه درست شده است. شما فقط در مورد گروهک‌های متلاشی‌شده صحبت کردید نه آن گروهک‌های متلاشی‌نشده. عرض کردیم آن‌ها ضربه‌هایی که خوردند مثل جندالشیطان عرض کردم هنوز حضور دارد و همین مجموعه فرقان الان از بین رفته؛ ولی دوباره فردا یک اسم دیگری درست می‌شود و یک فرد دیگری پیدا می‌شود و یک گروهی درست می‌کند. در مزدوری الان رقابت افتاده که چه کسی بهتر می‌تواند مزدوری کند. این سیستم الان این‌طوری شده. من برداشتم این است که شهید شوشتری توسط کدام یکی از این گروه‌ها شهید شدند؟ توسط همان جندالشیطان در زمان مالک بود. من سؤال کردم که شما طراحی خودت را بگو. گفت من سه روز قبل متوجه این مراسم شدم. درصورتی‌که از یک ماه قبل اطلاعیه‌ها رفته بود. سه روز قبل متوجه شدم. فردی به نام جمیل آمد و توضیح داد که یک چنین مراسمی هست. من سؤال کردم عامل انتحاری را آماده کردیم فرستادیم و فکر نمی‌کردیم موفق شود. آنجا یک اشتباهات تاکتیکی انجام دادیم. باید بهتر حفاظت می‌کردیم و اگر بهتر حفاظت می‌کردیم هیچ اتفاقی به این شکل نمی افتاد و چنین آسیبی را هم قطعاً نمی‌دیدیم.

 Emamhosein12

Emamhosein3

Emamhosein5

Emamhosein4

Emamhosein2


مطالب پربازدید سایت

تأکید بر ضرورت روایت‌سازی رسانه‌ای از جنایات تروریسم

اهدای دایره‌المعارف۲۳۰۰۰ شهید ترور به مؤسسه فرهنگی قدس

آیین گرامیداشت یاد و خاطره شهید یوسف گرگیچ برگزار شد

خون شهید مولوی یوسف گرگیچ، پیام وحدت وایستادگی را ماندگار کرد

حاج صادق آهنگران؛ مداح پیشکسوت اهل‌بیت(ع) و رزمنده دوران هشت سال دفاع مقدس

ثبت نام ۲۳ هزار شهید ترور، کاری ماندگار برای فرهنگ ایثار و شهادت است

روایت فرزند شهید هاشمی‌نژاد از زندگی پدر؛

از شاگردی آیت‌الله کوهستانی و بروجردی تا مبارزه و شهادت

جدیدترین مطالب

روایت فرزند شهید هاشمی‌نژاد از زندگی پدر؛

از شاگردی آیت‌الله کوهستانی و بروجردی تا مبارزه و شهادت

حاج صادق آهنگران؛ مداح پیشکسوت اهل‌بیت(ع) و رزمنده دوران هشت سال دفاع مقدس

ثبت نام ۲۳ هزار شهید ترور، کاری ماندگار برای فرهنگ ایثار و شهادت است

آیین گرامیداشت یاد و خاطره شهید یوسف گرگیچ برگزار شد

خون شهید مولوی یوسف گرگیچ، پیام وحدت وایستادگی را ماندگار کرد

تأکید بر ضرورت روایت‌سازی رسانه‌ای از جنایات تروریسم

اهدای دایره‌المعارف۲۳۰۰۰ شهید ترور به مؤسسه فرهنگی قدس

به‌مناسبت سالگرد یکی از خونبارترین جنایات منافقین

5مهر۱۳۶۰؛ روزی که منافقین در تهران به دنبال «تست عنصر اجتماعی» بودند

استفانو زکینلی، رسانه مستقل ایتالیایی لینترفرنتسا

منافقین؛ میان صهیونیسم و نئوفاشیسم

دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان