سؤالي كه همه جوابش رامي دانند!

آیا انقلاب مصادره شده است ؟(12)

در همين سالهاست كه 2 نشريه مخفي «بعثت» و «انتقام» از سوي گروهي از روحانيون مبارز حوزه علميه قم و هيئت هاي موتلفه اسلامي به صورت مخفيانه و زيرزميني چاپ و توزيع مي شود.(43)

در همين اوضاع و احوال حضرت امام نيز مرتبا با ارائه رهنمودهاي موثر، هواداران خود در ايران را رهبري مي كردند. از جمله با نامه هاي مداوم و سري به آيت الله سعيدي، ايشان را در مراحل مختلف راهنمايي مي نمودند.

بخشي از پيام هاي سري حضرت امام براي آيت الله سعيدي: (44)

«... شرحي راجع به اوضاع اظهار نگراني نموده بوديد، با آن كه حق با شماست لكن اگر انسان در اين اوضاع و احوال قيام به وظيفه كند و موفق به خدمت شود نگراني ندارد، نگراني آنجاست كه به خدمت قيام نكند و از وظيفه خداي نخواسته شانه خالي كند... اين ارعاد و ابراق و فتح باب ظلم حاكي از ضعف است...»

19 خرداد 1345

«... شرحي گله از اوضاع فرموده بوديد. اگر انسان به وظيفه الهيه موفق شود نتيجه حاصل است چه به نتيجه منظوره برسد يا نه. از امثال جنابعالي صبر و انتظار فرج مطلوب است و هيچ گاه از فضل الهي مايوس نباشيد. انشاء الله تعالي فرج نزديك است. چه بسيار شود كه خداوند تعالي به واسطه عناياتي خاصه كه دارد انسان را مبتلا مي كند به اموري كه قهرا توجه او را به ذات اقدس خود جلب كند و چه بسا رحمت ها كه به صورت قهر و غضب جاري مي گردد. از خداوند تعالي بخواهيد كه ما را در راه وصول به مطالب الهيه ثابت نگهدارد و از گرفتاري ها كه در راه هدف است، قلوب ما را محكم تر فرمايد...»

8 تيرماه 1346

«... اميد است انشاءالله حال مريض ها به كلي خوب شود، جنابعالي از آنها عيادت بكنيد، تعويق در معالجه بيش از اين بي مورد است...»

14 آبان 1347

«... راجع به مساجد قبلا هم مطلع شده بودم حتي گفته شد كه براي مسجد سيدعزيزالله هم تعيين شده است... در هر صورت سنگرها را حتي الامكان نبايد از دست داد و قيام به وظايف به مقدار امكان لازم است...»

سال 1347

«... از قراري كه بعضي مريدهاي جناب عالي اظهار داشتند بحمدالله تعالي توفيق كامل براي تربيت مومنين و ترويج ديانت مقدسه براي جناب عالي حاصل شده است...»

29 اسفند 1347

«... بايد پستها را نگه داشت و در وقت مقتضي با اعتراض دسته جمعي طرف را كوبيد...»

در همين شرايط است كه مبارزان خارج از كشور مرتبا با امام ديدار كرده و مراتب حمايت خود را از ايشان و پيروانشان در داخل ايران بيان مي دارند. از جمله اين افراد دبير امور بين المللي كنفدراسيون جهاني محصلين و دانشجويان ايران(كه حتما مورد وثوق آقاي ملكي و دوستانشان مي باشد) است كه در 4 تيرماه 1345 با امام ملاقات مي نمايد.(45)

از آقاي ملكي بايد پرسيد كه اگر امام خميني نقشي در رهبري نهضت مردم ايران عليه شاه نداشتند، پس دليل ملاقات ها و ديدارهاي مداوم مبارزان و انقلابيون مختلف داخل و خارج و ايراني و خارجي با ايشان چه بوده است؟ چرا اين افراد با رهبر ديگري (اگر موجود بود!) ديدار و ملاقات نمي كردند؟!

رهبري وقت سازمان مجاهدين خلق (يعني همان انقلابيون راستين مورد نظر آقاي ملكي!) دو بار در سالهاي 49 و 50 با حضرت امام در نجف ديدار كرده و سعي در جلب حمايت امام از سازمان را دارند(46). به راستي اگر امام خميني تاثيري در مبارزات مردمي و نفوذي در ميان مردم ايران و مبارزان نداشتند، به چه دليل رهبري سازمان مجاهدين خلق با وساطت قرار دادن چند تن از روحانيون با نفوذ مانند آيت الله طالقاني و استاد مطهري و آيت الله منتظري و آيت الله رفسنجاني سعي مي كنند نزد امام خود را معرفي نمايند؟ اگر واقعا به قول آقاي ملكي اين ها انقلابيون راستين بودند و امام و يارانشان در سال هاي 56 و 57 انقلاب را از دست اين پيشگامان مبارزات خلق گرفتند، قطعا در آن زمان يعني سالهاي 49 و 50 كه هنوز انقلاب را تصاحب نكرده و اصلا به قول جناب ملكي و هم پالكي هايشان در گوشه هاي عافيت زندگي خود را مي كردند. پس چرا تنها سازمان مدعي پيشتاز مبارزات خلق اينقدر اصرار داشت كه حمايت اين گوشه نشينان و عافيت طلبان را جلب نمايد؟ اگر آنچه آقاي ملكي و سازمان مجاهدين خلق مدعي هستند، درست باشد، در واقع اين حضرت امام و پيروان ايشان بودند كه قاعدتا مي بايست به دنبال جلب حمايت مجاهدين خلق برمي آمدند و نه برعكس!! اما تاريخ و از جمله گفته هاي خود جناب ملكي و امثال ايشان چنين موردي را ثبت نكرده است!!!

اين ديدارها فقط محدود به سازمان هاي ايراني نمي شد، بلكه بعضا گروه هاي مبارز و معروف خارجي نيز چنين ديدارها و درخواست حمايت از امام را داشتند كه از جمله ملاقات هاي مكرر گروه هاي مبارز فلسطيني با ايشان بود كه بعضا خود رهبران آن روز مجاهدين خلق در جريان قرار داشتند زيرا كه برخي مواقع تراب حق شناس از اعضاي مهم سازمان به عنوان مترجم در ديدارهاي فوق حضور داشت.(47)

Ema

نمونه اين ديدارها ملاقات نمايندگان جبهه خلق براي آزادي فلسطين در شهريور 1347 بود كه به دنبال آن فتواي تاريخي امام مبني بر حمايت از عمليات پارتيزاني و مبارزات مردم فلسطين عليه صهيونيسم صادر شد. يا در تاريخ 19 مهرماه 1347 چند تن از نمايندگان سازمان الفتح مجددا به حضور امام رسيدند و نظرات ايشان پيرامون مبارزات مردم فلسطين و سازمان آزاديبخش فلسطين را جويا شدند.

فتاوي امام و مصاحبه هاي ايشان آنقدر اهميت بين المللي داشت كه در سطح وسيعي به 4 زبان عربي و تركي و انگليسي و فرانسوي از سوي سازمان آزاديبخش فلسطين چاپ و پخش شد. اين نشان مي دادكه وجهه رهبري امام نه فقط در داخل كشور، بلكه در خارج كشور و نزد گروه هاي مبارز ديگر كشورها نيز عميقا وجود داشت(48).

و نكته جالب اينكه مجاهدين خلق كه خود را پيشتاز خلق مي دانستند، براي اينكه نزد سازمان آزاديبخش فلسطين معرفي شوند، ناچار بودند به حضرت امام و ساير روحانيون مبارز كه بنا به ادعايشان از مبارزه كنار بودند و نزد مردم و انقلابيون ناشناخته!!! متوسل شوند.

امام پيش از آن هم در خردادماه 1346 با صدور اعلاميه اي رابطه با اسرائيل و عمال آن را حرام و مخالفت با اسلام دانسته بودند. به دنبال آن اعلاميه بود كه تظاهرات آرامي توسط جامعه روحانيت مبارز در تهران به طرف مسجد ارك سازماندهي شد كه تظاهركنندگان در مقابل مسجد به سخنان آيت الله غروي گوش دادند، اما مورد حمله و ضرب و شتم چكمه پوشان شاه قرار گرفتند و آيت الله غروي هم دستگير شد. همچنين برخي از آيات عظام و روحانيون مبارز تهران نيز طي اطلاعيه هاي جداگانه اي ضمن حمايت از مبارزات فلسطين به اسرائيل اعلام جنگ دادند.

در همين رابطه روحانيون مبارز حوزه علميه قم هم با صدور اعلاميه اي تحت عنوان «نابود باد اسرائيل پايگاه تجاوزي امپرياليسم غرب»، بطور رسمي از موضع گيري حضرت امام حمايت كردند.(49)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

43- كتاب «بعث، ارگان مخفي دانشجويان حوزه علميه قم در سالهاي 1342-1344» گردآوري علي حجتي كرماني از انتشارات سروش- 1368

44- كتاب نهضت امام خميني- جلد دوم تأليف سيد حميد روحاني- انتشارات بنياد شهيد- 1364

45- همان

46- كتاب سازمان مجاهدين خلق ايران نوشته حسين احمدي روحاني- انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامي- 1384

47- همان

48- كتاب نهضت امام خميني جلد دوم تأليف سيد حميد روحاني- انتشارات بنياد شهيد- 1364- صفحات 387 تا 397

49- كتاب نهضت امام خميني- جلد دوم تأليف سيد حميد روحاني- انتشارات بنياد شهيد- 1364


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9246911&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید