خروج آمریکا از شورای حقوق بشر؛ پنج قرن نقض حقوق انسان و فرار از پاسخ‌گویی

54cc99a4dc9c46a3afd38df04dec4909

یادداشت اختصاصی: خروج اخیر آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را نباید رویدادی تعیین‌کننده یا خسارتی بزرگ برای سازوکار حقوق بشر جهانی دانست. اقدام اخیر واشنگتن در اعلان خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، پس از انتشار گزارش‌های بین‌المللی درباره حملات به اهداف غیرنظامی (از جمله گزارش کمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره حمله به مدرسه شجره طیبه در میناب و تلفات غیرنظامیان)، نشان‌دهنده یک الگوی آمریکایی تکراری برای فرار از پاسخگویی بین‌المللی است.

 واشنگتن پیش از این هم این شورا را تحریم یا از آن خارج شده بود و البته حضور یا عدم حضور کشوری که ساختار آن بر پایه نقض سیستماتیک حقوق بشر شکل گرفته، تأثیری بر اعتبار واقعیت‌های حقوق بشری ندارد.

 

میراث حقوق بشری آمریکا؛ از حذف بومیان تا نابودی فرهنگی

سیاست ها و رفتارهای ضدحقوق بشری ایالات متحده، به شدت دارای رویکردهای نژادپرستانه و استثمارگرانه است که از بدو شکل گیری این کشور، همراه با آن بوده است. سیاست مهاجران در قبال بومیان، فقط به تصرف زمین‌های آنان و نسل کشی خشونت آمیز محدود نشد؛ دولت این کشور برای دهه‌ها کودکان بومی را از خانواده‌هایشان جدا و به مدارس شبانه‌روزی اجباری منتقل کرد. بر اساس گزارش رسمی دولت آمریکا، دست‌کم ۹۷۳ کودک بومی در فاصله سال‌های ۱۸۱۹ تا ۱۹۶۹ در این مدارس جان باختند. حدود ۱۸ هزار و ۶۲۴ کودک شناسایی شده‌اند، اما شمار واقعی قربانیان می تواند بیشتر باشد. دولت آمریکا در فاصله ۱۸۷۱ تا ۱۹۶۹، معادل ۲۳ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار امروز برای این شبکه مدارس هزینه کرد؛ شبکه‌ای که هدف آن درهم‌شکستن هویت، فرهنگ و پیوندهای اجتماعی بومیان بود.
این آمارها نشان می‌دهد که نقض حقوق بشر در تاریخ آمریکا یک استثنا یا خطای مقطعی نبوده، بلکه در دوره‌هایی طولانی بخشی از سیاست رسمی دولت بوده است.

 

برده‌داری؛ استثمار بشر

در سرشماری سال ۱۷۹۰، تعداد بردگان در آمریکا حدود 700 هزار نفر برآورد شده است. این رقم در نیمه قرن 19 به نزدیک چهار میلیون نفر افزایش یافت. برده‌داری سرانجام پس از جنگ داخلی لغو شد. اما پایان حقوقی برده‌داری به معنای پایان تبعیض نبود. سیاه‌پوستان آمریکا دهه‌ها با محرومیت سازمان‌یافته از حق رأی، خشونت، تبعیض اقتصادی و جداسازی نژادی مواجه بودند.

قانون حقوق مدنی در سال ۱۹۶۴ جداسازی در رستوران‌ها، هتل‌ها، مدارس، کتابخانه‌ها و دیگر اماکن عمومی را ممنوع کرد و قانون حق رأی هم یک سال بعد آزمون‌های سواد و دیگر ابزارهای محروم‌کردن سیاه‌پوستان از رأی‌دادن را کنار گذاشت. این به معنای آن است که تبعیض نژادی در آمریکا نه درقرن نوزدهم، بلکه تا همین شصت سال قبل ادامه داشته است.

 

زنان آمریکایی، حقوق مدنی سلب شده

علاوه بر بومیان و سیاه پوستان، زنان آمریکایی نیز بخشی از جامعه مورد ظلم بودند. آنها تا دهه‌ها از یکی از ابتدایی‌ترین حقوق سیاسی بشر، یعنی حق رأی، محروم بودند. این محرومیت تا سال 1920 و امضای متمم نوزدهم قانون اساسی ادامه پیدا کرد. با این حال، زنان سیاه‌پوست و بسیاری از زنان اقلیت به دلیل قوانین تبعیض‌آمیز ایالتی همچنان عملا از حق رأی محروم ماندند. این زنان به رغم تصویب این متمم، به فاصله 45 سال بعد از زنان سفید پوست توانستند حق رأی خود را به دست بیاورند.

 

از کودتا تا جنگ‌های فرامرزی

رفتارهای ضدبشری آمریکا به داخل مرزهای خود محدود نمانده است. حملات اتمی به هیروشیما و ناکازاکی در سال ۱۹۴۵ با بیش از ۲۰۰ هزار کشته غیرنظامی که آثار و پیامدهای آن تا دهه ها بعد ادامه یافت، کودتای 28 مرداد 1332 علیه دولت محمد مصدق و زمینه سازی بازگشت و تثبیت قدرت شاه، کشتار در ویتنام، شلیک به هواپیمای مسافربری ایران‌ایر در سال ۱۳۶۷و شهادت ۲۹۰ سرنشین آن، تنها نمونه هایی از اقدامات ضدحقوق بشری ایالات متحده بوده است.

در جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر نیز که آمریکا در آن‌ها نقش مستقیم یا محوری داشت، شمار قربانیان غیرنظامی بسیار گسترده بود. پروژه هزینه‌های جنگ دانشگاه براون برآورد کرده است که از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۳، حدود ۴۳۲ هزار غیرنظامی در اثر خشونت مستقیم در جنگ‌های پس از ۱۱ سپتامبر کشته شده‌اند. این رقم همه قربانیان عملیات آمریکا را به‌تنهایی نشان نمی‌دهد، اما ابعاد انسانی جنگ‌هایی را نشان می‌دهد که آمریکا در آن‌ها نقش اصلی داشته است. جنگ علیه افغانستان و عراق، و میلیون ها کشته، سندی تاریخی بر رفتارهای مداخله جویانه و خشونت آمیز آمریکا علیه کشورها و غیرنظامیان خواهد بود.

 

میناب و سیریک؛ خون هایی که هنوز گرم است

اقدامات ایالات متحده تنهابه تاریخ و گذشته نسبتا دور محدود نمی‌شود. در حمله موشکی به مدرسه‌ میناب در جریان تجاوز نظامی به ایران در اسفند 1404، بیش از 168 نفر، از جمله حدود ۱۲۰ دانش‌آموز دوره ابتدایی، شهید شدند. هیئت حقیقت‌یاب سازمان ملل هم به تازگی اعلام کرد که دلایل روشنی وجود دارد که آمریکا مسئول این حمله بوده و آن را مصداق جنایت جنگی دانسته است. این هیئت همچنین درباره حمله به یک مرکز ورزشی در لامرد که به شهادت و زخمی شدن تعدادی از شهروندان منجر شد انجامید، سخنان مشابهی مطرح کرده است.

در حمله دیگری به خانه‌ای در جریان یک جشن عروسی در منطقه سیریک هرمزگان نیز، پنج نفر، از جمله دو کودک، شهید و بیش از ۵۰ نفر زخمی شدند. هدف‌گرفتن یک محل غیرنظامی در مراسم عروسی، دیگری تردیدی درباره عامدانه بودن اینگونه اقدامات آمریکا علیه غیرنظامیان باقی نمی گذارد.

 

خروج از شورا؛ بی‌اهمیت برای آمریکا مانند جان انسان ها

واقعیت این است که خروج آمریکا از شورای حقوق بشر سازمان ملل، واکنشی انفعالی برای فرار از فشارها و محکومیت‌های حقوق بشری و عدم اعتقاد بنیادی این کشور به استانداردهای بین‌المللی است.

واشنگتن دلیل رسمی خروج را دفاع از منافع ملی آمریکا، ناکارآمدی سازمان ملل و آنچه جانبداری شورا می‌خواند اعلام کرده است. با این حال، هم‌زمانی این تصمیم با افزایش گزارش‌ها و مستندات درباره حملات نظامی آمریکا، این برداشت را تقویت می‌کند که خروج از شورا تلاشی برای کاهش فشار سیاسی و فرار از پاسخ‌گویی است.

ایالات متحده آمریکا می تواند از یک نهاد بین‌المللی خارج شود، اما نمی‌تواند تاریخ خود، قربانیان جنگ‌ها و مسئولیت‌های حقوقی و اخلاقی‌اش را فراموش کند. رفتار آمریکا نشان می‌دهد دولتی که خود را مدافع حقوق بشر معرفی می‌کند، تا چه اندازه در برابر پاسخ‌گویی بین‌المللی آسیب‌پذیر است.این کشور هرگز نمی تواند در جایگاه یک داور حقوق بشری، درباره دیگران قضاوت کند و تصمیم بگیرد.

 
Photo 2026 09 19 12 12 55