امامان شیعه در برابر فرقه ها و نحله ها

" امام علی بن موسی الرضا (ع) "
برای دیدن فیلمی از بارگاه ملکوتی امام رضا علیه السلام اینجا را کلیک کنید
حیات سراسر نور و برکت امامان شیعه از جوانب و ابعاد مختلف قابل تأمل و بررسی است . در این اثنا آنچه در حوزه سیاسی بیشتر مطرح و جلوه گر است ، اتخاذ مواضع بجا و شایسته آن بزرگواران در برابر حکومت ها ، ملت ها ، فرقه ها و نحله های فعال در دوره خود و نیز رخدادها و وقایع صادر شده به تبع آنها می باشد که بی تردید اولیاء خدا با بینش واسعه ، ولایت و درایت الهی خویش جایگاه شرع مقدس اسلام را ضمن تثبیت به همگان متجلی ساخته اند .
در این نوشتار بحث ما در خصوص مواضع امامان شیعه در برابر فرقه ها و نحله های فکری ، عقیدتی ، سیاسی و فرهنگی زمان خویش است که به حقیقت و انصاف بیانگر و ارائه دهنده راهی متقن ، بیّن و کاربردی ، نه تنها برای امت شیعی که برای هر انسان خداجو ، حقیقت پسند و خواهان عدالت در مسیر زندگی اجتماعی و سیاسی خود خواهد بود .
واکاوی این برهه از حیات طیبه سیاسی ائمه اطهار (ع) به نقطه اشتراک روشنی از آخرین نبی تا آخرین ولی ختم می گردد و آن مهم این که هر چند الفبای منش و روش آن بزرگواران بر پایه محبت و رأفت اسلامی استوار گردیده بود ، اما به هیچ نحوی از انحاء در برابر خلق بدعت و به انحراف کشاندن جامعه اسلامی و نیز زائل نمودن اوامر دین خدا و زیان مادی و معنوی بر خلق او ، کوتاه نمی آمدند . چه این که این دستاوردهای شوم و دهشتناک محصول فعالیت نحله و فرقه ای ضاله اما به ظاهر دگراندیش و خیرخواه باشد .
با ذکر این مقدمه و موضوع ، مناسب است تا در سالروز ولادت عالم آل محمد (ص) ، امام علی بن موسی الرضا (ع) به قصد تبرک و تیمن به وسع ناچیز خود گذری بر صفحات تاریخ زندگی آن امام همام نموده و از خرمن معرفت رضوی خوشه چینی نماییم .امید آن که در آینده از کسب فیض ، تتبع این مقوله در سیره دیگر معصومین (ع) محروم نشویم .


Imamreza


عصر امامت امام رضا (ع) را می توان دوره شکوفایی فکری ، علمی ، فرهنگی ، عقیدتی شیعیان و نیز آزادی بیان عقاید و افکار گروه ها و فرقه های متعدد خواند که با گسترش مناظرات ، گفتگوها و تبادل آراء همراه بود است .
اما این آزادی که در پرتو تحقق معارف عمیق اسلامی ، ساری و جاری شده بود ، زمینه را برای فعالیت فرقه ها و نحله های منحرفی که بعضاً در ابتدا دنبال احقاق حق امامان خود نیز بودند ، فراهم آورد .
سردمداران این فرقه ها و نحله ها با پوشش و صبغه دینی و شعار حمایت و صیانت از دین خدا ، اما با در نظر گرفتن مطامع شخصی خویش اعم از قدرت و ثروت و مکنت و یا انسداد زیان احتمالی که از اجرای قوانین الهی گریبانگیرشان می شد ، در برابر امام زمان خود علم تعدی بر می افراشتند .
گفتنی است این زمان ، زمانی بود که فرهنگ و معارف شیعی به شکل کامل و گسترده ای در میان شیعه روشن گشته بود ، از این رو این قبیل انحرافات جزئی ، تأثیری در اصل تشیع نداشت و در اعصار امامان دیگر نیز به همین روش بود .
جدای از شخصیت بزرگ علمی و معنوی امامان ، تنها شاگردانی که توسط آنها تربیت یافته بودند ، هر کدام به منزله استوانه ای در علم به حساب می آمدند و در برابرشان افرادی ضعیف النفس قرار داشتند که با اغفال عده ای در فرقه ای خاص جای گرفته بودند .
از سوی دیگر شخصیت علمی ، فکری و رهبری امام علی بن موسی الرضا (ع) شهره جهانیان بود ، ایشان تا سر حد امکان و اصلاح رهبران و سردمداران فرقه ها و ادیان مختلف از جمله جاثلیق ، رأس الجالوت ، دانشمندان فرقه صائبی ، هرابذه ، اصحاب زرتشت و ... را با شیوه تربیتی خود ضمن گفتگو و مناظره به حق و حقیقت هدایت نموده و به تنویر افکارشان می پرداخت .
هر چند در این زمان فرقه هایی یافت می شدند که از سر جهالت و لجاجت و دنیازدگی از خط زعامت جامعه و رهبری اسلامی سر باز می زدند . در این بین فرقه واقفیه معروفترین اینان بود که به بهانه باور نداشتن درگذشت امام موسی کاظم (ع) بر اعتقاد به امامت یا مهدویت آن حضرت باقی مانده بودند .
واقفیه بر این باور بودند که امام موسی بن جعفر (ع) یا نمرده و هنوز زعیم امت است و یا این که او مهدی موعود می باشد ، لذا امامت حضرت رضا (ع) را نمی پذیرفتند . ابن سراج ، ابن حمزه بطائنی ، زیاد قندی و منصور بن یونس برزخ از زمره سردمداران و رهبران این فرقه ساختگی به شمار می آمدند .
دیگر فرقه ها همچون : غلات ، ممطوره ، مرجئه ، حشویه ، افطحیه ، جبریه ، بشیریه ، اهل حدیث و معتزله نیز هر یک مواضعی از همین قبیل اتخاذ کرده بودند و جالب آن که همگی گواه و معترف به نقش به سزای امام رضا (ع) در رد اباطیل و نیرنگ بازی های عقاید پوچ و فلسفه بافی هایشان بوده اند .
علامه محمد تقی مدرسی در این باره می گوید :
" از همین جا می توانیم در یابیم که چرا بیشتر احادیث و سخنان امام رضا (ع) درباره توحید و سایر اصول اعتقادی است ، تا آنجا که مشهور شده بود هر کس با شاگردان امام بحث کند ، سرانجام سرافکنده از سخن خود باز خواهد گشت . " 1
پیدایش انحراف و سردرگمی ، بدون داشتن رهبر و امام ، اولین صدمه و ضربه ای بود که بر فرق نامبرده وارد گشت ، امام رضا (ع) در روایتی سرنوشت آنها را اینگونه بیان می کند : " یعیشون حیاری و یموتون زنادقه ، در حیرت زندگی می کنند و نهایت در حال کفر می میرند ."
در جایی دیگر امام در برابر فرقه جبریه می فرماید : " هر کس قائل به تشبیه و جبر باشد ، کافر و مشرک می شود و ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم . " و حتی از شیعیان می خواهد تا فرقه هایی نظیر غلات و جبریه را از خود طرد نمایند . 2
حضرت در برابر فرقه اهل حدیث که تنها متعهد به قبول ظواهر آیات و روایات بوده و تحت تأثیر برخی ، از سوء تفسیرها مغرضانه ای قرار می گرفتند و ظاهر آیات و روایات را که دال بر تشبیه بود می پذیرفتند ، موضع سختی اتخاذ می نماید .
پیروان این فرقه به استناد در روایات ، خداوند ، صفات او را به مثابه یک انسان دارای اعضاء می دانستند ، لذا حضرت درباره آنان فرمود : " هر کس که خدا را به آفریدگانش تشبیه کند او را نشناخته و کسی که گناهان را به او نسبت دهند او را عادل ندانسته است ." 3
اهل حدیث در حقیقت قدرت فهم و استنباط و اجتهاد آیات و روایات را نداشته و به نفع خود از آنها برداشت مشخصی می نمودند ، قرار داشتن قلوب بندگان در میان دو انگشت خدا و فرود آمدن خدا در روز عرفه از آسمان به زمین از جمله روایات و برداشت های باطل آنان به شمار می آید .
امام علی بن موسی الرضا (ع) در برابر برخی استدلالات بی منطق آنان و تحریف احادیث و روایات رسول خدا (ص) که در واقع نسبت دروغ به ایشان می دادند ، آنها را لعنت کرده می فرمودند : " خدا آنها را بکشد ." و اصل حدیث را تصحیح و تبیین می نمودند . 4
ایشان در روایتی از رسول خدا (ص) می فرمودند : " اهل درایت و درک باشید نه اهل حکایت و نقل ! هرگاه عمق و ژرفای حدیث را بشناسید از هزار حدیث که فقط روایت گر آن باشید ، برتر است . " 5
بینش عمیق و وسیع حضرت در خصوص تداوم جوامع بشری و گرفتار نشدن در دام انحراف فرقه ها و گروه های معاند به حدی است که فضل بن شاذان نیشابوری از آن بزرگوار چنین روایت می کند که امام فرمودند :
" ایمان به خداوند علاوه بر جلوگیری از گسترش فساد اجتماعی ، جلوی فسادهای درونی را نیز می گیرد ، چه این که ما می دانیم آدمی در تنهایی و خلوت و دور از چشم ناظران بشری ، گاه به فساد و گناه روی می آورد ، در این گونه موارد هیچ قانون بشری نمی تواند جلوگیر انسان باشد ، بلکه تنها ایمان به خدا است که در نهان و عیان قدرت اصلاح فرد و جامعه را داراست .... "
به هر روی این دسته شواهد و قراین در زندگی امام رضا (ع) نشانگر آن است که فرقه هایی در عصر حیات ایشان حضور طبیعی داشته اما به دلیل نداشتن محتوای کیفی و کمی و متوسل شدن به عقاید ساختگی و باطل ، آن هم به قصد مطامع دنیوی از یک سو و از سوی دیگر به دلیل ظهور و بروز معارف حقه و والای فرهنگ شیعی ، عملاً نمی توانستند حتی خود را در بین مسلمانان مطرح کنند ، لذا با واکنش شایسته و موضع مقتدرانه ثامن الحجج (ع) و شیعیان مواجه شده و منسوخ و منکوب گردیدند .
از این رو نتیجه ای جز رسوایی ، منفوریت و خسران دنیا و آخرت برایشان به ارمغان نیاورد .

پی نوشت ها :
1. امامان شیعه و جنبش های مکتبی ، علامه مدرسی ، ترجمه آژیر ، ص 251
2. عیون ، اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 141
3. حیات فکری و سیاسی امامان شیعه ، جعفریان ، به نقل از التوحید ، ص 47
4. عیون ، اخبار الرضا ، ج 1 ، ص 119
5. مسند الامام الرضا ، ج 1 ، ص 8


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9495535&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
    مهر 1359
    شنبه1 شنبه2 شنبه3 شنبه4 شنبه5 شنبهجمعه