آرمان واهی(8)

تحولات بین المللی و تأثیر آن بر عملکرد سازمان:

Rajavi1384

1) اوضاع سازمان ، مقارن حمله آمریکا به عراق

سال های 1379 و 1380 هجری شمسی در واقع پایان ترک تازی های منافقین درعرصه های بین المللی علیه ایران و اقدامات تروریستی آنها در داخل کشور بود ، این پیشامد از سه نظر قابل بررسی است : 1) تحولات داخلی ، 2) تحولات خارجی ، 3) تحولات درونی سازمان .

از منظر تحولات داخلی طی این دوره جمهوری اسلامی ایران توانست با پیشبرد سیاست تشنج زدایی و ایجاد روابط سازنده با دول اروپایی ، زمینه درک صحیح آنها از سیاست های جمهوری اسلامی و ایجاد علاقه برای گسترش ارتباط با ایران را در بین این کشورها باعث شود .

حضور پرشور و چشمگیر مردم در چند عرصه ملی از جمله انتخابات ، راهپیمایی ها و حمایت از بیانات رهبری نشان داد که جمهوری اسلامی ایران نظامی به واقع مردمی است . این جریانات خط پایانی بود بر آنچه که اروپاییان و آمریکا طی دو دهه بعد از انقلاب اسلامی به واسطه آن جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده و با شک تحولات آن را دنبال می کردند .

بنابراین اکنون که شرایط تا حدودی برای هر دو طرف تغییر کرده بود ، کشورهای اروپایی با توجه به امکانات و موقعیت استراتژیک ایران در صدد برآمدند که به این کشور نزدیک شوند ، به ویژه این که اکنون صدام متحد دیرینه خود در عراق را در مقام عصیان و سرکشی یافتند ، بهترین راه برای نفوذ در این کشور را از طریق ایران ارزیابی کردند .

بنابراین طبیعی بود که دیگر از سازمان منافقین به عنوان یک سازمان تروریستی مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران و یار دیرینه صدام حمایت نکنند ، به ویژه این که اکنون ماهیت سازمان بیشتر آشکار شده بود و حمایت از آن در ظاهر دیگر به نفع هیچ کشوری نبود .

در این دوره همچنین منافقین با شدت بخشیدن به عملیات تروریستی خود در داخل کشور به منظور بهره برداری از اوضاع و ترور بعضی از مسئولین نظام ، در واقع ماهیت پلید خود را یکبار دیگر برای مردم ایران و به ویژه جوانان آشکار کردند .

این مسئله از طریق سمپات ها و هواداران منافقین در داخل کشور به سران سازمان در عراق و اروپا گزارش می شد و آنان را نسبت به تحقق اهداف خود از اینگونه عملیات سرخورده می کرد ، به طوری که قدرت تدوین استراتژی جدید و برنامه ریزی برای آینده در مورد ایران را در نظر آنان سخت و بعضاً ناممکن جلوه می داد .

از منظر تحولات خارجی مهمترین عاملی که به سازمان بسیار فشار آورد ، تروریست شناخته شدن آن نزد جامعه جهانی بود ، پس از حمله یازده سپتامبر به آمریکا ، این کشور که اکنون خود گرفتار عملیات تروریستی شده بود ، سرانجام به همراه دیگر کشورهای دنیا به محکوم کردن عملیات تروریستی پرداخت و البته چون خود را قربانی اصلی این حادثه قلمداد می کرد ، با تبلیغات فراوان تعدادی از سازمان ها و گروه ها را به عنوان سازمانی تروریسیت معرفی کرده و داعیه رهبری مبارزه جهانی علیه این پدیده (تروریسم) را بر عهده گرفت .

بنابراین آمریکا در این شرایط ناچار شد دست پرورده خود ، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) را نیز در ذیل این گروه ها قرار دهد ، البته عملکردهای بعدی دولت آمریکا در ارتباط با سازمان منافقین و حمایت های بی دریغ اعضای کنگره و مجلس آمریکا از این گروهک نشان داد که قرار دادن این گروهک در ذیل گروه های تروریستی به خاطر فرار از بدنامی ناشی از عملکرد منفی منافقین بود که سال ها در زیر چتر حمایتی آمریکا فعالیت می کردند ، با این حال حتی در این زمان هم حمایت از منافقین از طرف بعضی محافل سیاسی آمریکا ادامه داشت .

نمایندگان کنگره آمریکا در تعقیب خط رویارویی با انقلاب اسلامی و حاکمیت اسلامی منبعث از اراده و عزم مردم آزاده و شریف ایران ، طی بیانیه ای وقاحت بار و اهانت آمیز ، از دولت کلینتون خواستند سیاست ضد ایرانی خود را شدت بخشیده و رد یک فراز دیگر از دولت مردان واشنگتن درخواست نمودند که از سازمان منافقین جانبداری کند . (روزنامه ابرار ، 23/7/1379)

کشورهای اروپایی در این حال و هوا ، به خاطر حفظ امنیت خود و نیز به طبع آمریکا به محکوم کردن تروریسم و به ناچار این سازمان پرداختند ، هر چند برخی از سیاستمداران اروپا نتوانستند به واقع دست از حمایت این گروهک بکشند ، توجیه آنان این بود که باید از این گروهک به عنوان یک اهرم فشار علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کرد ، اکنون سازمان منافقین با آن همه تبلیغات درباره استقلال از کشورهای غربی و اصالت مبارزه ، به صورت یک ابزار برای کشورهای استعمارگر و استبدادی در آمده بود .

تحولات درونی سازمان نیز در تضعیف و بی هدف شدن منافقین نقش داشت ، اعضای سازمان منافقین با آن که به شدت تحت تأثیر القائات رهبری خود بودند و منبع کسب اطلاعات و اخبار آنان فقط نشریات و رادیو منافق و پایگاه های اطلاع رسانی عراق بود ، اما بسیاری از آنان طی این مدت جسته و گریخته نسبت به وقایع خارج از سازمان اطلاع حاصل کرده ؛

و پس از قیاس وضعیت خود با آنچه که رهبران سازمان ادعای آن را داشتند ، این پرسش برای آنها شکل گرفت که اگر این مبارزه همگانی است ، پس چرا عموم مردم ایران از آن سازمان تنفر دارند ؟ چرا رهبران سازمان خود در اروپا و آمریکا به راحتی زندگی می کنند ؟ چرا باید برای ارضای تمایلات شخصی رهبری سازمان ، مسعود رجوی کشته شوند ؟ و یا آن وضعیت اسفناک را در عراق تحمل کنند ؟ و هزاران سؤال دیگر .

البته ریشه این گونه نگرش ها نسبت به رهبریت سازمان از جانب اعضا را باید در سال های گذشته و شیوه برخورد مسعود رجوی با اعضا و نقش اطرافیان او دید . مسعود برای این که نیروهای خود را نگاه دارد و آنان را وادار به اطاعت بدون فکر و کورکورانه کند به خودش تقدس داد و جایگاه خداگونه برای خویش قایل شد .

به عملکرد امام حسین (ع) در عاشورا اشکال می گرفت و می گفت که امام حسین (ع) اشتباهاتی کرده است که ما آن اشتباهات را نمی کنیم ، وی خود را امام این دوره معرفی کرده و می گفت که هر کس می خواهد به سعادت برسد باید جسم و جانش را به مسعود رجوی بفروشد و تابع او باشد .

او از ائمه اطهار (ع) ایراد می گرفت و اشکالاتی به دین اسلام وارد می ساخت ، سعی داشت کاری کند که همه به او فکر کنند ، اگر نماز هم می خواستند بخوانند باید در نماز به مسعود فکر کنند .

مریم رجوی در یکی از سخنرانی هایش خطاب به اعضای سازمان می گوید : شما قدرت فهم کارهای مسعود را ندارید و به طریق اولی اجازه چون و چرا نخواهید داشت ، شما نمی توانید به ساحت مقدس مسعود راه یابید ، فقط باید از طریق من (مریم) به مسعود راه یابید ، خودتان قدرت فهم و درک مسعود را ندارید .

فهیمه اروانی مسئول ارتش آزادیبخش منافقین نیز خود بارها گفته که ما به هیچ وجه به ساحت مقدس مسعود راه نداریم و باید از طریق مریم حرف های خود را به او برسانیم و از طریق مریم حرف های خداگونه مسعود را بفهمیم .

منافقین از نظر فکری به طور کامل وابسته به سازمان شده و در بی خبری محض به سر می برند ، مسعود بر شانه های این افراد بی فکر و مسخ شده یک سازمان پوشالی بنا نهاده و با حمایت های بی دریغ کشورهای اروپایی و آمریکا و نیز کمک های حزب بعث جوانان زیادی را تباه ساخته است .

اما اکنون که بحث حمله خود این کشورها به عراق مطرح بود و در طرف مقابل نیز غیبت مسعود و سران سازمان برای مدتی نامعلوم محسوس شده بود ، دیگر این افراد پوچ و بی هدف را هیچ چیز نمی توانست حفظ کند ، مگر نشستن به انتظار روزهای آینده و پذیرفتن اربابی جدید ، فقط برای ادامه باقی مانده حیات نکبت بار خود .

پس از آن که سازمان منافقین به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی شد ، ریزش نیروهای این سازمان بیشتر و مشکلات مالی هم زمان با آن نیز مزید بر علت شد تا تعدادی از اعضای پایین رتبه شروع به خروج از سازمان و عراق نمایند .

آنچه که بیشتر این افراد را ترغیب به بریدن از سازمان نمود شاید سیاست جمهوری اسلامی ایران در اعلام عفو اعضای پایین رتبه و کسانی بود که جنایتی علیه مردم و مسئولین مرتکب نشده بودند .

تبلیغ این مسئله در بین اعضای سازمان منافقین آنان را متوجه این نکته نمود که هنوز امیدی برای بازگشت و پایان دادن به زندگی نکبت بارشان در عراق وجود دارد ، به ویژه این که سران سازمان علیرغم تبلیغات فراوان نتوانستند توجیهی برای تروریست شناخته شدن سازمان و اعلام عفو از سوی جمهوری اسلامی ایران بیابند و یک بار دیگر اعضای خود را بفریبند .

در چنین شرایطی زمزمه حمله آمریکا و انگلیس به عراق نیز باعث شد که بسیاری از اعضای سازمان که به امیدهای واهی از جمله درست کردن اقامت خود در کشورهای اروپایی ، گرفتن بورس تحصیلی ، پیشنهاد اعطای مقامات بالا در صورت فتح ایران !!! و غیره به عراق رفته بودند به هیچ وجه تمایل نداشتند که جان خود را برای صدام و مسعود رجوی از دست بدهند .

دستگیری اعضای عالیرتبه منافقین در فرانسه و بستن دفاتر آنان در انگلیس و آلمان نیز بسیاری را نسبت به اهداف سازمان دچار شک کرد و به ویژه انگیزه اعضای پایین رتبه را از بین برد ، بدین ترتیب بود که پس از حمله آمریکا به عراق از سازمانی که رهبران آن زمانی اعدا می کردند استعداد یک لشکر هفتاد هزار نفری را دارند ، جز تعدادی مزدور در عراق و تعدادی فراری و تحت تعقیب در گوشه و کنار جهان کسی باقی نماند .

و آن تعداد هم آن قدر بی هویت و مزدور شده بودند که اکنون با آغوش باز پذیرای آمریکا شدند تا شاید بتوانند به واسطه حمایت آنان چند سالی دیگر نیز به حیات ننگین خود ادامه دهند .


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9493014&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

    مطالب پربازدید سایت

    دانش‌ آموز بسیجی

    شهید جعفر کلهری

    طلبه فعال استان گلستان

    شهید سید کریم شهید حسینی

    در یادواره شهید هاشمی‌نژاد بیان شد

    شهید هاشمی‌نژاد مبارزی کامل و جامع بود

    مهدی عسکری؛ بنیاد هابیلیان

    خیانت منافقین در دفاع مقدس

    دانش‌آموز تهرانی

    شهید مسعود افتخاری

    دکتر مصطفی انتظاری‌هروی؛ بنیاد هابیلیان

    صلح ظاهری، برای جنگ واقعی

    جدیدترین مطالب

    سیدمحمدجواد هاشمی‌نژاد، روزنامه فرهیختگان

    منافقین و اسرای جنگی ایران

    دکتر کبری صالحی‌جاوید؛ بنیاد هابیلیان

    فراز و فرود روابط گروهک منافقین با عراق

    در یادواره شهید هاشمی‌نژاد بیان شد

    شهید هاشمی‌نژاد مبارزی کامل و جامع بود

    مهدی عسکری؛ بنیاد هابیلیان

    خیانت منافقین در دفاع مقدس

    کودک یک ساله‌ای که ترور شد

    شهید هایده علی‌بیگی

    محمداسماعیل شیخانی؛ بنیاد هابیلیان

    نگاهی به کارنامه ارتباطات بین‌المللی منافقین

    دانش‌ آموز بسیجی

    شهید جعفر کلهری

    منافقین جزئی از سیستم جنگی صدام

    شکست روحیه مقاومت با ابزار «ترور»

    مهر 1359
    شنبه1 شنبه2 شنبه3 شنبه4 شنبه5 شنبهجمعه