کدام آلترناتیو؟ کدام کشک؟

5236s

بطور معمول وجود آلترناتیو یعنی آینده نگری و داشتن جایگزینی مطمئن برای یک پدیده، یک دستگاه، یک روش و یا هر چیز دیگری.

وقتی صحبت از آلترناتیو یا همان جایگزین می شود، قطعا باید بهترین گزینه یا گزینه ای در سطح همان گزینه مطلوب مد نظر باشد تا بتوان نتایج و دستاوردهای فعلی را دگرگون کرد. مثلا وقتی از جاگزینی سرمربی تیم ملی فوتبال صحبت به میان می آید، باید به گزینه ای به مراتب قوی و کامل اندیشید تا اگر قوی تر از کی روش نباشد، حداقل در سطح و رده او برای تیم ملی کارنامه سازی کند. وقتی قرار است برای پراید جاگزینی انتخاب و آن را به گزینه خودروی عمومی کشور تبدیل کرد، حتما باید گزینه بعدی ما ایرادات فراوان پراید را نداشته باشد، بنابراین  گزینه یا گزینه های آلترناتیو، قطعا باید گزینه های قدر و قابلی باشد، ضمن اینکه منطق حکم می کند برای جایگزینی حتما چند آلترناتیو را مد نظر قرار دهیم تا دچار مشکل محدودیت و قبول عیوب یک جایگزین نشویم.

سران فرقه پوشکی منافقین، تا یادمان می آید خود و فرقه شان را تنها گزینه و آلترناتیو حکومت ایران می دانند و در ژست هایی شبهه روشنفکرانه اعلام می کنند قرار است حکومتی موقت را اداره کنند و در مدت زمان شش ماه، انتخابات آزاد را در ایران برگزار کنند. با این تبلیغات آنها، جای این پرسش پررنگ باقی می ماند که آیا تمام سال های به اصطلاح مبارزه، ترور، وطن فروشی، تن فروشی اعضا، قتل اعضای ناراضی و هزار جنایت دیگر، فقط و فقط برای دوره چند ماهه انتقالی از جمهوری اسلامی به یک حکومت تثبیت شده بعدی تعریف شده است؟! آیا این مسئله در ذهن تحلیلگر یک پژوهشگر یا شهروند یا سیاستمدار قابل تحلیل و پذیرش است؟

قطعا مسعود رجوی که با طمع به همسر به اصطلاح هم رزم خود (مهدی ابریشمچی) او را مجبور به دست کشیدن از همسر و تقدیمش به خود می کند، اگر زنده باشد، قادر خواهد بود بعد از جلوس به تخت ریاست دوره انتقالی از آن پایین بیاید؟

سران این فرقه پوشکی همواره خود را بهترین گزینه برای جایگزینی با جمهوری اسلامی می دانند و گزینه های دیگر را حتی قابل به جایگزینی هم نمی دانند. با اصول و تدبیر منطق و عقل، به هر حال هر جایگزینی، جایگزین دیگری هم باید داشته باشد اما سران این فرقه باید به این پرسش پاسخ بدهند که مایل نیستند چرا حتی از گزینه های جایگزین خفیف و کم توان به هم به جای خود سخن بگویند. سران این فرقه در هیچ کدام از سخنان خود نه از گزینه جایگزین سخن می گویند و نه حتی به الگو و چارچوبی مشخص برای تعیین جایگزین خود اشاره می کنند.

مدعیان تنها آلترناتیو جمهوری اسلامی، تاکنون هیچ ساختار، سازمان، تشکیلات، برنامه میان مدت و بلند مدتی برای آینده حضور خود در ایران ارائه نداده اند. ارائه الفاظ و عبارات کلی آزادی بیان، «آخوند زدایی»، حضور زنان در جامعه و حکومت (حضور فعلی زنان در رأس این سازمان تروریستی دلیلی بر اثبات این مدعا نیست و این حضور صرفا بر اساس پاسخ به امیال جنسی مسعود رجوی به وجود آمد)، توسعه صلح و آزادی در مجامع بین المللی و... نمی تواند بیلانی از آینده نگری این سازمان باشد.

سران این فرقه زپرتی و پوشکی اگر مدعی هستند صرفا 20 نفر نیروی قابل برای تشکیل کابینه در اختیار دارند، به این موارد اشاره کنند. آیا در ساختار به شدت بسته، دیکتاتوری و خفقان این فرقه، گزینه های احتمالی طی این سال ها توانسته اند درس راهبری در کشوری بزرگ و مهم همانند ایران را فرا بگیرند؟ دوری از ساختار کشور و عدم لمس واقعی وقایع طی نزدیک به 40 سال و نیز صرفا بسنده کردن به اخبار و تصاویر فیلم و عکس ها آمیخته به راست و دروغ، قطعا نمی تواند معیار مطمئنی برای سنجش شناخت آنها از ایران باشد.

سابقه بسیار سیاه ترور 12 هزار نفر از شهروندان جمهوری اسلامی، سابقه وطن فروشی در دوران جنگ و هزاران نقطه ضعف دیگر، از جمله مواردی است که باید سران این فرقه پوشکی را مجاب کند که از طرح این توهم خیالی که آنها تنها آلترناتیو جایگزینی حکومت ایران هستند، دست بردارند.


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9234086&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید