«نشست مشترک وکلای عراقی با جداشدگان از منافقین»

در جریان سفر هیئتی از حقوقدانان عراقی و سران عشایر استان دیاله به مشهد مقدس ، بنا بر درخواست این هیئت جهت آشنایی با روشهای تروریستی منافقین و دست یابی به برخی از اسناد ، جلسه ای مشترک با تعدادی از جداشدگان منافقین که طی دو سال گذشته به ایران بازگشته اند به همت گروه کاری حقوق بشر کانون هابیلیان انجام شد که طی آن دیالوگی مفید و اثر گذار پدید آمد که قسمت اول آن جهت اطلاع خوانندگان در پی می آید

 

Tavabin

مهران کریم دادی:

بنام خدا

ضمن سلام و عرض خیر مقدم باید بگویم کسانی که اینجا هستند کم و بیش بین 10 تا 12 سال در سازمان بوده اند ، ما ابتدا برای هدف مشخصی به آنجا رفته بودیم ، که بعد تبدیل شد به این که ما را سازمان به عنوان ابزار استفاده کرد و هر طور که خودش می خواست مورد استفاده قرار می داد و اهداف خودش را با این افراد پیش می برد .

سازمان به وسیله همین افراد و به انحاء مختلف اهداف تروریستی خودش را می خواست در ایران پیاده کند و می کرد. اهداف تروریستی اش هم واضح بود و برایش هم اصلاً مهم نبود که هدف کیست و چیست . فقط می خواست اهداف تروریستی اش را اعمال بکند تا از یک طرف فشاری روی ایران باشد و از طرف دیگر انگیزه ای برای نیروهای خودش باشد .

آقایان وکلا حتماً در جریان هستند که وقتی صدام سر کار بود ، سازمان همه اهداف تروریستی اش را زیر نظر صدام و استخبارات عراق انجام می داد ، ما که جزو اعضای تیم ها بودیم که ما را به ایران می فرستادند ، به طور مستقیم یا غیر مستقیم در جریان بودیم. همه این کارها مستقیماً با اطلاع خود صدام و استخبارات عراق انجام می شد و بدون اجازه آنها ما اصلاً نمی توانستیم کاری بکنیم و آنها بودند که از این اعمال پشتیبانی می کردند.

وقتی که یک تیم اعزام می شد به داخل ، دیگر هدفش فقط همان کار تروریستی بود ، هدف شان این بود که یک فرد مشخص را ترور کنند و یا یک هدف مشخص را منهدم کنند، یا این که خمپاره بزنند ، یا از این قبیل کارها ، دیگر کاری به بقیه مسائل نداشتند که مثلاً اگر غیر نظامی یا بیگناهی در این وسط بسوزد و کشته شود.

اگر واقعاً در جزئیات نگاه بکنید می بینید که این مسائل برایشان اهمیت نداشت و آنها فقط هدفشان این بود که آن کار به هر نحوی انجام شود و بعد یک اطلاعیه نهایتاً صادر بکنند و بگویند که سازمان این کار را انجام داد که هم برای خودشان یک ژستنظامی - سیاسی داشته باشد و هم یک انگیزه ای برای نیروهایشان باشد .

چون نیروهایشان از سال 70 که به اصطلاح آخرین عملیات شان که عملیات مروارید بر علیه اکراد انجام شد، دیگر عملیاتی جمعی انجام نمی دادند ، فقط یک کار اجرایی انجام می شد .

اینها حتی برای نیروهای خودشان هم ارزش قائل نبودند ، چون تیم هایی که می فرستادند به ایران 75 % آنها بر نمی گشتند و فقط 25 % آنها بر می گشتند ، که یا اینجا دستگیر می شدند یا حین انجام عملیات کشته می شدند ، یعنی برای جان نیروهای خودشان هم ارزشی قائل نبودند ، اینها فقط هدفشان اعمال تروریستی بود، و این که از اسم نفرات استفاده بکنند ، یعنی فقط شما الان حسابش را بکنید چقدر آدم کشته دادند تا الان به این موقعیتی رسیدند که الان شما بحثش را می کنید .

آقای ماهر علی محمود، وکیل عراقی :

این واقعیتهایی که الان مطرح فرمودید ، تمام ملت عراق این را می دانند و حتی جزئیات و ریز کارهای خود سازمان را هم می دانند. یک روز در همان شهر خالص ، یک نفر از افراد سازمان یک دختر بچه را زیر ماشین گرفته و او را کشته شده است بالاخره ، وقتی آمدند برای تحقیق و اینها یک نفر از استخبارات هم همراه شان بوده که بالاخره این مسئله را مخدوش کردند و طرف آزاد شد .

ما وضعیت این سازمان را می دانیم، همه ملت عراق در جریان هستند و می دانند که جیره خوار و تحت حمایت صدام بوده اند .اگر توان داشتیم با خود اعضای سازمان هم برخورد می کردیم و ما قبول نمی کردیم که یک فرد خارجی از سرزمین ما بیاید به یک کشور دیگر و عملیات تروریستی انجام بدهد .

غلامرضا بهروزی :

من هم ضمن خیر مقدم به برادران عراقی که به مشهد تشریف آوردند ، همان طور که دوستمان گفت ، سازمان نهایتاً کارش به جایی رسید که به صدام پناه برد و من می خواستم با توجه به سابقه ای که دارم بگویم که سازمان از نقطه شروع این جوری نبود ، وقتی انقلاب در ایران پیروز شد ، رجوی ، خطی را پیش برد که در نهایت در مقابل نظام که از آراء بالای مردمی برخوردار بود قرار گرفت .

رجوی با این که می دانست این نظام یک نظام مردمی است و نود و هشت درصد مردم به آن رأی داده بودند ، ولی بر اساس قدرت طلبی و این که دنبال کسب قدرت بود ، خطی را پیش برد که در نهایت در خرداد ماه سال 1360 سازمان عملیات مسلحانه را علیه نظام شروع کرد . در این سال عملیات هایی که در ایران انجام داد و هر کس چه از پاسدار و یا بازاری و هر کسی که طرفدار و با نظام بود را ترور می کرد .

و به خاطر اوضاع داخلی ، که جنگ شدیدی از ناحیه عراق بر علیه ایران شده بود و تجاوز صدام به ایران و این که ابر قدرت ها از او حمایت می کردند ، سازمان هم می خواست با استفاده از این فضا در داخل ،انقلاب را تضعیف کند و عمل مسلحانه را شروع کرد، نهایتاً سازمان چون دیگر در داخل جایی نداشت ، اکثر نیروهایش را بیرون کشید و به عراق برد.

در یک نشستی که ما با رجوی داشتیم ، بر سر همین قضیه که بحث شد که جنگی که در داخل ایران شروع کرد _ جنگ مسلحانه _ دقیقاً در ارتباط بود با جنگی که صدام در چند ماه قبل بر علیه ایران شروع کرد ، یعنی دقیقاً رجوی با حکومت صدام قبل از این که به عراق هم برود ارتباط داشت .

من خلاصه اگر بخواهم بگویم ، استراتژی سازمان یک استراتژی بود در خدمت جنگ صدام و برای همه قدرت های خارجی به ویژه برای آمریکا واضح بود که سازمان در ایران خط آمریکا را دارد پیش می برد ، الان هم ما در عراق فاکت های مشخصی است که می بینید و شاهد آن هستید که سازمان دارد چه کار می کند.

بعد از این که آمریکا وارد عراق شد ،به اسم این که سلاح هایشان را تحویل داده اند، رجوی علناً و در پیامی که در داخل اشرف داد ، گفت که ما در دشمنی با جمهوری اسلامی کاملاً با آمریکا همکاری می کنیم و اسم این همکاری را هم گذاشته بود در موازات با آمریکا ، در حالی که هم به لحاظ اطلاعاتی و هم به لحاظ سیاسی با آمریکایی ها همکاری می کردند.

رجوی می گفت در برابر دشمن (ایران و گروههای معارض عراقی ) همکاری با آمریکا لازم است .

همانطور که جناب وکیل فرمودند ، هر کدام از این بچه ها بخواهند بگویند فاکت های زیادی از جنایات سازمان در زمان صدام و استخبارات وجود دارد.

مثلاً ما خودمان بدون اجازه استخبارات نمی توانستیم کاری بکنیم ، مثلاً زیارت رفتن ما به کربلا یا نجف هم باید با اجازه استخبارات می بود ، یعنی متر به متر با استخبارات بودیم . حتی در خود اشرف من یک بار یک برخوردی پیش آمد با یک سر کارگر عراقی بود که آنجا کار می کرد که این یک کار توهین آمیزی کرد که من آنجا به او تذکر دادم، همین موضوع باعث شد که من را بخوانند به استخبارات که تو چرا به این حرف را زدی ، در حالی که بحث مردم عراق نبود ، بلکه او هم یک استخباراتی بود ، که این سر کارگر خودش یک استخباراتی بود که این جسارت را کرده بود و نباید می کرد ، مثلاً به ما گفتند که تو نباید این حرف را می زدی ، منظورم این است که حضور استخبارات در سازمان یک چیز واضح و مشخصی بود .

الان هم در عراق بعد از سقوط صدام ، سازمان ،بعثی های قدیم را در شهر خالص و استان دیاله به اسم عشایر دارد سازماندهی می کند و یک تشکیلات گسترده ای را بر علیه دولت قانونی عراق به راه انداخته است.

حتی آنها را به شکل روحانی در آورده ، به شکل حزب در آورده و پول های هنگفتی سازمان در عراق خرج می کند. خط سازمان تفرقه انداختن بین عراقی ها است و بعثی ها را سازماندهی می کند بر علیه حکومت خود عراق و دامن زدن به اختلافات مذهبی ، اختلافات قبیله و عشیره ای ، حزبی و پول هنگفت خرج می کند ، یعنی کار سازمان آنجا این شده است و بچه هایی که تازه آمدند بیشتر در جریان هستند .

وکیل عراقی: آیا این سازماندهی فکری است و یا مسلحانه ؟

بهروزی :

نه مسلحانه که دیگر نیست چون آنها دیگر سلاح در اختیار ندارند ،فکری و تشکیلاتی در جهت ساماندهی حرکتهای آشوب طلبانه صورت می گیرد ، بیش از بیست حزب و گروه سازمان را از بعثی های قدیم در عراق تشکیل داده است ، کار بیست و چهار ساعته سازمان در عراق این است، مثلاً همان راننده های قدیم که به اسم کانال معروف بودند را دارد سازماندهی می کند به نام عشایر و سایر پوشش ها و اینها که همه خطش در دست سازمان است.

الان اگر واقعاً شما بتوانید کاری بکنید هم برای بچه هایی که در اشرف هستند مفید است و هم برای عراق خوب است، چون واقعاً هیچ کس به اندازه این سازمان در داخل عراق اخلال نمی کند ،می بینیم که آمریکا هم در جریان انتخابات خط و خطوطش را با سازمان پیش می برد.

فردی است به نام ... که الان در بعقوبه است که این در زمان صدام ، اسم کارگرانی که داخل اشرف می شدند را تأیید می کرد و بعثی و استخباراتی بود ، الان همان فرد به اصطلاح به عنوان نماینده عشایر ، رابط منافقین با بعثی ها است و در جلسات هم شرکت می کند و هماهنگی ها را بر عهده دارد، و مانند او نیز تعداد دیگری هستند که پیوندهای قدیمی با سازمان از زمان صدام داشته اند.

من به عنوان کسی که سالها با این گروه بوده است ،از برادران عراقی درخواست می کنم که سعی کنند اول به خاطر عراق چون یک کشوری است که سالها زجر کشیده به خصوص چند سال اخیر و اگر خواسته باشند که واقعاً از این درگیری ها و خونریزی ها کاسته بشود ، باید جلوی مداخلات منافقین را بگیرند.

بالاخره سازمان در ایران این جنگ مسلحانه را شروع کرد ،و اکنون برای حفظ خود به جایی رسیده است که به نقطه ای رسید که با آمریکا و بعثی ها جنایت می کند. حتی با توسل به دروغ و فریب در ترکیه و امارات به عنوان کاریابی به این نقطه کشیده شده است که انسانها را می دزدد و به درون تشکیلاتش می برد، لذا این گروه برای حفظ موجودیتش هر کاری می کند و باید وکلا و مردم عراق در جهتی قدم بردارند که دیگر سازمان در عراق فعالیت نداشته باشد ،و آن را به عنوان یک تشکیلات از عراق خارج کنند.

ادامه دارد


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9246918&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید