منافقین از سایه ی خودشان هم می ترسند

Foladvand

با نگاهی گذرا به پرونده ی جدید سازمان تروریستی منافقین در مورد مسعود خدابنده درمی یابیم که این روزها سازمان تروریست پرور منافقین در نظرات و گفته های خود بیش از هر زمان دیگری خطررا حس کرده است تاآنجا که با سفر خدابنده تا این حد به دست و پا افتاده و آشفته شده است . جالب است که مسعود خدابنده به عنوان یک فعال حقوق بشر از هنگامی که وارد عراق شد تا این حد توانسته خواب را از چشم اذناب رجوی برباید تا جایی که سیر مشخص و تکراری محکومیت های منافقین دوباره آغاز شد و افراد و شخصیتهای کذایی، شروع به محکومیت سفر خدابنده به عراق نمودند . دراین میان آن چه که بر شدت خشم و خود خوری باند جنایتکار رجوی افزود تاکیدات تلویزیون ملی عراق ( العراقیه )و پخش برنامه هایی درمورد روشنگری در باب سازمان مجاهدین خلق بود تا جایی که باند رجوی در یکی از سایت های زنجیره ای خود نوشت : " 500 حقوقدان و وکیل عراقی ، دروغ پراکنی و تبلیغات مستمر رژیم و عوامل اطلاعات آخوندها در عراق علیه ساکنان اشرف ، اعضاء سازمان مجاهدین خلق ایران را در شمار جنایتهای جنگی رژیم در عراق قویا محکوم کردند . " و در جایی دیگر نیز با همان توهمی که از رجوی به ارث برده اند و خود را بیش از آنچه که هستند بزرگ می بینند! در اظهار نظری خنده دار حضور خدابنده را ناشی از " نقش بسیار تعیین کننده ی مجاهدین خلق در افشای دخالت های جنایتکارانه ی این رژیم درعراق " و به تلافی شجاعت های مضحک خود می دانند . منافقین برای مانور بیشتردر این مورد از فراخوان دانشگاهیان و روشنفکران عراقی خبر داد که طی بیانیه ای که در رسانه ها ی عربی انعکاس یافته برای دستگیری یک مامور وزارت اطلاعات رژیم آخوندی و مزدور سپاه پاسداران – مسعود خدابنده – فراخوان داده اند . به راستی چرا حضور خدابنده تا این حد جنایتکاران باند رجوی را به ترس و واهمه وا داشته که برای حضور یک جدا شده از چنگال رجوی تا این حد خود را به آب و آتش می زنند و آسمان و ریسمان به هم می بافند ؟ چرا باند رجوی برای لاپوشانی ترس خود سعی می کند تا با فرا فکنی خطراتی که در کمین جان بیش از سه هزار انسان محصور در اشرف است اتهاماتی واهی رابه زمین و زمان ببندد : " برخی از اتهامات ایران علیه اشخاص حفاظت شده تحت کنوانسیون چهارم ژنو درردیف جنایات جنگی قابل پیگیری جزایی است . " آیا اتهاماتی از سری موارد فوق جز فرافکنی ظلمی است که بر افراد زندانی در قلعه ی اشرف روا داشته می شود ؟ باتوجه به موارد یاد شده : الف : آیا تلاش وکلای عراقی در جایی که در مقابل بسیاری از جنایات روزمره ای که در عراق رخ می دهد و مردم عراق را به خاک و خون می کشد ، همراه با سکوت است می تواند برای خواست یک گروهک تروریستی شدید و همراه با صدور بیانیه باشد . آیا منزلت وکلا و دانشگاهیان و روشنفکران عراقی تااین حد حقیر و بی مایه است که با کوچک ترین آه و ناله ی یک گروهک معتبرتروریستی تا این حد از خودبی خود شوند و چشم بر جنایات این فرقه ببندند و هر آنچه را که آنها می خواهند با عنوان بیانیه و فراخوان ارائه دهند ؟

ب – تا جایی که این روزها در سایتها و گفته ها و تلویزیون سازمان رجوی به چشم می خورد تماما حرف از انکار و تکذیب شکنجه و خروج ناراضیان ارودگاه اشرف بوده است و طبق معمول همه ی اشرفیان در اوج سلامت و رضایت – همانند سمیه که به ناچار رضایت خودرا از حضوردراشرف اعلام داشته است – به سر می برند . پس با این همه آرامش چه نیازی است تااین گروه از حضور یک پژوهشگر حقوق بشر تا این حد آشفته و ناآرام شود ؟ آیا اگر یک جدا شده با علم به ظلمی که به دیگر اعضای سازمان می رود بخواهد برای روشنگری وارد عراق شود سازمان تروریستی رجوی باید تا این حد قرار از کف برباید .

قطعا آنچه که گفته شده باند رجوی رابر آن داشته تا با بالا بردن هزینه ی سفرهایی از این دست راه را بر حضور افراد و گروه های دیگر حقوق بشری ببندد . فراموش نکنیم که چندی قبل پدر و مادر سمیه برای آزادی فرزند خود به عراق آمدند و اگر چه نتوانستند سمیه رابا خود ببرند اما دستاورد خوبی برای خود و خسارت زیادی نیز برای سازمان رجوی به بارآوردند که همان حکم بازداشت سه عنصر بلند پایه از باند رجوی بود . تمام ترس باند رجوی نیز از این است که با توجه به کارنامه ی سیاهی که از خود در مورد حقوق بشر به جای گذاشته اند با ورود هر گروه یا پژوهشگری، بیش از پیش عرصه بر آنها تنگ شود. نباید فراموش کرد که اگر پای نیروهای آمریکایی در میان نبود شاید در حال حاضر پدر و مادر سمیه و محمد در قید حیات نمی بودند بنابراین از جنایتکارانی که برای رسیدن به اهداف پلید خود دست از هیچ کوششی برنمی دارند بعید نیست قصد جان خدابنده را نیز داشته باشند .

ج – با فرض درست بودن بیانیه و فراخوان گروه های یاد شده درمورد حضور این پژوهشگر درعراق آیا نباید به منابع خبری آن شک نمود ؟ به عبارت بهتر بسیاری از عراقی ها خدابنده را نمی شناسند واز گذشته و حال او خبری ندارند . بنابراین هر گونه اطلاعات و جمله فاکت هایی که برای صدور چنین تصمیماتی پیش روی آنهاست از کانال باند رجوی دراختیار آنها قرار گرفته است ، یعنی بسیاری از فاکتورهایی که خدابنده به واسطه ی آن از سازمان تروریستی رجوی جدا شده است ، بسیاری از جنایاتی که سازمان به آن اشتغال داشته و دارد و بسیاری از فجایعی که در کمین افراد محصور دراشرف می باشد به اطلاع وکلا و ... در عراق نرسیده است بنابراین معیار صادق و کاملی برای قضاوت این گروه ها نمی باشد .بنابراین بسیاری از موضع گیری هایی که گروه هایی از این دست در عراق انجام می دهند فقط و فقط بازی خوردن از جانب گروهکی تروریستی می باشد و بس .

در انتها نباید این مطلب رااز ذهن دور داشت که باند رجوی دراین گمان است که در این چند صباح باقی مانده تا نابودی و اخراج از عراق اگر سرو صدا و هوچی گری های خود را بیشتر کند بیشتر به مقصود دل خود که همانا تداوم حضور انگلی خود در عراق می باشد برسد .


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9505150&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
    مهر 1359
    شنبه1 شنبه2 شنبه3 شنبه4 شنبه5 شنبهجمعه