منافقین در نوادا؛ استاندارد دوگانه در مقابله با تروریسم

در مقطع حساس کنونی که مثلث آمریکا، اسرائیل و آل سعود (در ائتلاف با سایر دول مرتجع منطقه) هجمه بی سابقه ای را علیه جمهوری اسلامی ایران در زمینه های مختلف آغاز نموده، چنانکه نظیر آن در هیچ برهه تاریخی دیده نشده است و همین امر زمینه را برای تحرک بیش از پیش گروه ضدملی و خیانتکاری چون مجاهدین خلق فراهم نموده است تا از طرف غربی دلبری کند بد نیست به بازخوانی یکی از موارد خیانت این گروه که از قضا توسط خود رسانه های غربی افشا گردید اشاره گردد. ماجرای حضور برخی اعضای عملیاتی منافقین در سایت آموزشی نوادا NTS[1] از دو جهت حائز اهمیت است؛ نخست؛ خیانت های بی سابقه این سازمان و ایفای نقش در جنگ نیابتی علیه موطن خود بواسطه نقش آفرینی به عنوان یک گروه نیابتی و دوم؛ رفتار و ادعاهای پارادوکسیکال غرب در باب آنچه مبارزه با تروریسم خوانده می شد.

ماجرا از این قرار بود که اوایل سال 2005 تعدادی از نیروهای منافقین به سایت نوادا (سایت امنیت ملی نوادا که در واقع یک محیط خشن بیابانی و کوهستانی در 65 مایلی لاس وگاس است که پیش از این محل آزمایش های هسته ای آمریکا نیز بوده و بعدها به مکانی جهت ارائه آموزش های ضداطلاعاتی یا جاسوسی تبدیل شد) اعزام شده و در آنجا توسط فرماندهی عملیات ویژه مشترک ایالات متحده [2](JSOC) تحت آموزش های پیشرفته قرار گرفتند. در آوریل 2012 سیمور هرش روزنامه نگار مشهور آمریکایی در مقاله ای تحت عنوان «مردان ما در ایران»[3] در نیویرکر به افشای ابعاد این ماجرا و چندوچون آن پرداخت. هرش با تحقیق از مقامات نظامی آمریکایی، حمایت های ارائه شده در این سایت را بیشتر در زمینه ارائه آموزش های استاندارد مربوط به نحوه ارتباط گیری و مخابره اخبار و اطلاعات و بالابردن توانایی جاسوسی آنها، رمزنگاری اطلاعات، تاکتیک های نظامی مختلف و نحوه تهیه سلاح می داند.

جالب آنجاست که سازمان تروریستی مجاهدین خلق از سال 1997 (بطور مشخص تحت تاثیر ترور شش شهروند آمریکایی توسط این سازمان در ایران) در لیست سازمان های تروریستی وزارت خارجه آمریکا قرار داشت و تا سال 2012 و دوران تصدی هیلاری کلینتون همچنان در زمره سازمانهای تروریستی قرار داشت، حال آنکه حقایق مختلفی همچون ماجرای آموزشهای اطلاعاتی در سایت امنیتی نوادا نشانگر آن است که در خلال این سالها که بقول قاضی آمریکایی طبق قوانین هر سنت کمک افراد به این گروه میتوانست سبب مجازات کمک کننده باشد، روابط تنگاتنگی میان دولت آمریکا و منافقین وجود داشته است. جالبتر آنکه از سال 2001 به بعد دولت بوش تحت تاثیر حادثه 11 سپتامبر در چارچوب طرح دکترین جنگ با ترور صریحا بر مبارزه با تروریسم و حامیان و پناه دهندگان به آنها تاکید داشت. تا آنجا که در سخنرانی مشهور خود پس از آن حادثه جهان را به دو بخش تقسیم نموده بود؛ جهان همراه با آمریکا در مبارزه علیه تروریسم و جهان تروریست. (در آن سخنرانی بوش تهدید کرد که «هرکشوری در هر نقطه ای از دنیا باید تصمیم خود را بگیرد؛ یا با ما هستید یا با تروریست ها...»).

حال این اقدامات آمریکا در حمایت و آموزش یک گروه تروریستی (مندرج در لیست گروه های تروریستی وزارت خارجه همین کشور) را چگونه می توان با اظهارات مقام این کشور در اراده جدی برای مبارزه با تروریسم و حملات بعدی به افغانستان و عراق با دستاویز مقابله با تروریسم و احترام به حقوق بشر تفسیر کرد؟

پاسخ را می توان در رقابت میان دولت ها و اولویت داشتن منافع ملی بر ملاحظات دیگر در نظم بین المللی موجود جستجو کرد. از سال 2002 و پس از کنفرانس باصطلاح افشاگرانه منافقین در موضوع فعالیت های هسته ای ایران این سازمان بعنوان ابزار مطلوب جهت مقابله با فعالیت های ایران و مورد التفات ویژه آمریکا و اسراییل قرار گرفت. پس از سقوط صدام بتدریج روابط میان سازمان و این دولتها تعمیق و گسترش یافت و لذا منافقین بعنوان ابزار مناسب برای نفوذ به داخل و توجه به نگرانی های غرب در خصوص پیشرفت فعالیتهای هسته ای، احتمال دستیابی به بمب اتم و نیز تضعیف و خرابکاری در بخش های مربوطه (اعم از حوزه زیرساختی و سخت افزاری یا حذف نیروهای انسانی متخصص) تحت حمایت ویژه آمریکا و اسراییل قرار گرفتند.

در لابلای این رقابتهای مبتنی بر منافع، تنها چیزی که مورد توجه قرار نگرفته ماهیت این گروه، خشونت های ارتکابی در دهه های 1970 و 1980 میلادی در ایران و پس از آن جنایات ارتکابی علیه شهروندان عراقی (که در مواردی در دادگاه عراق تحت عنوان جنایت علیه بشریت تحت تعقیب قرار گرفت).

در این چارچوب بسختی می توان به آینده مبارزه با تروریسم و ریشه کنی آن نگاه خوشبینانه داشت وقتی دولتهای جهان با سواستفاده از خلاهای موجود در تعریف تروریسم (و تروریست) و غلبه منافع ملی بر مفاهیم والایی همچون حقوق بشر و صلح و امنیت بین المللی، به انحای مختلف با پشتیبانی از گروه های تروریستی در قالب جنگ نیابتی به تضعیف و نابودی رقبای خود همت گمارده اند.

گرچه در حال حاضر هیچگونه اطلاعات دقیقی در مورد تاثیرات آموزش های پیشرفته فرماندهی عملیاتهای ویژه آمریکا (در سایت امنیتی نوادا) بر افزایش توان اطلاعاتی و عملیاتی منافقین در اختیار نیست اما چه بسا با گذر زمان و دستیابی به حقایق بیشتر بتوان ترورهای زنجیره ای دانشمندان هسته ای (که اکنون دیگر بموجب اسناد متقن نقش مشترک موساد و منافقین در آن ابدا محل تردید نیست) و برخی اقدامات خرابکارانه درمراکز هسته ای و ایجاد اختلال در پیشبرد فعالیت های مذکور را به آموزش های مربوطه مرتبط دانست.

[1]- Nevada Test site.

[2]- Joint special operative command.

[3]- Our men in Iran? April 5, 2012, THE NEW YORKER.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

محمد حسین‌زاده، بنیاد هابیلیان

تروریست های استحماری

حسین کنعانی‌مقدم

ترور حقوق بشر

خبرگزاری شبستان

تروریسم سفید

آیت‌الله فاضل لنکرانی

مظهر اصلی و کانون تروریسم آمریکاست

دکتر مصطفی مطهری؛ بنیاد هابیلیان

چهارشنبه سوری؛ ادعاهای آتش افروزانه

جدیدترین مطالب

خبرگزاری شبستان

تروریسم سفید

دکتر مصطفی مطهری؛ بنیاد هابیلیان

چهارشنبه سوری؛ ادعاهای آتش افروزانه

آیت‌الله فاضل لنکرانی

مظهر اصلی و کانون تروریسم آمریکاست

حسین کنعانی‌مقدم

ترور حقوق بشر

محمد حسین‌زاده، بنیاد هابیلیان

تروریست های استحماری

مطالب پربازدید بخش یادداشت

نیم نگاهی به حقوق زنان در منافقین

خندیدن و خمیازه کشیدن در حضور برادران ممنوع است

جاوید منتظران، پژوهشگر حقوقی سیاسی بین‌المللی دانش‌آموخته ارشد روابط بین‌الملل گرایش دیپلماسی

مصادیق تروریسم دولتی عربستان سعودی

سید احمد فاطمی‌نژاد، استادیار روابط بین‌الملل دانشگاه فردوسی مشهد

روابط ایران و پاکستان در سایه تهدیدهای تروریستی

محمدحسین نظری، روزنامه‌نگار

عامل اصلی غائله 14 اسفند 59 منافقین بودند

جواد حسن‌آبادی، کارشناس‌ارشد حقوق‌ جزا و جرم‌شناسی

ترور و تروریسم در ادوار تاریخی ایران

شنبه یکشنبه دوشنبه سه شنبه چهارشنبه پنج شنبه جمعه
28
29
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان