تروریست‌ها به دنبال آشوب دریا و بدنامی ایران

یک روز پس از وزیر امور خارجه آلمان، نخست وزیر ژاپن به تهران سفر می کند و درست درحالی که در ادامه رایزنی های دیپلماتیک، فردای این سفر رئیس جمهور برای شرکت در اجلاس شانگهای به قرقیزستان سفر می کند، نفتکشها در دریای عمان هدف عده ای ناشناس قرار می گیرند. آیا خیلی مشکل است که تشخیص دهیم چه گروه ها و دولت هایی از این ماجراجویی دریایی سود می برند؟

بلافاصله پس از آتش سوزی نفتکش ها، آمریکا، ایران را متهم می کند که در این حادثه نقش داشته است. درست مانند آنچه در فجیره گذشت و در آنجا نیز تهران بدون هیچ دلیلی متهم به آسیب زدن به کشتی ها شد هرچند تا این لحظه روشن نشده است که چه دست های پنهانی، سعی کردند با خرابکاری و سپس مسئول دانستن ایران، آتش جنگ در منطقه را شعله ور کنند.

این بار هم درحالیکه سفرهای پرتعداد دیپلماتیک، امید به اینکه سطح تنش در خاورمیانه کاهش یابد را افزایش داده بود، بار دیگر یک حادثه نه چندان اتفاقی، سفر شینزو آبه را تحت تاثیر قرار داد و حکایت از آن داشت که «تیم ب» و تندروهای منطقه هیچ علاقه ای به کاهش سطح تنش در منطقه ندارند.

به نظر می رسد روند اتفاقات اخیر در دریای عمان و خلیج فارس، نوع تازه ای از تروریسم است که باید آن را «تروریسم دریایی» نامید. تروریست ها در این مدل، با خرابکاری و حمله هایی مانند دزدان دریایی به اهداف خود، سعی می کنند بر تحولات سیاسی منطقه اثر گذاشته و دشمنان خود را متهم به ناامن سازی دریاها کنند.

پیش از این بارها بر روی خشکی این استراتژی جواب داده است. هم القاعده و هم داعش و بسیاری دیگر از گروه های تروریست بارها با خرابکاری و ترور، سعی کرده اند دولتها را متهم به نقش داشتن در روند ترور کنند.

یکی از مشهورترین مدل ها در این زمینه، اقدامات منافقین در دهه هفتاد است. انفجار در حرم مطهر امام رضا، قتل فجیع کشیش ها در اصفهان و برخی دیگر از اقدامات تروریستی آنها با این هدف رخ داد که افکارعمومی، جمهوری اسلامی را متهم به اجرای این پروژه های خرابکارانه کند. در واقع منافقین با این اقدام، به نوعی برای نظام سیاسی پرونده سازی کرده و همزمان از طریق سیستم های جاسوسی و خبرپراکنی خود، انگشت اتهام را متوجه جمهوری اسلامی می کردند.

سالها بعد روشن شد که بسیاری از عملیات هایی که به نام ایران در بیرون از مرزهای کشورمان اجرا می شد، از سوی منافقین سازماندهی شده و با هدف شکست پروژه های دیپلماتیک کشورمان طراحی و اجرا شده بود.

پرونده رستوران میکونوس یکی از مشهورترین این پرونده هاست که هرچند برای سالها کشورهای اروپایی را دچار خطای محاسباتی کرد، اما در نهایت روشن شد کار گروهی وابسته به سرویس های امنیتی بیگانه بوده است که به منظور شکست جذب رهبران اپوزسیون صورت گرفته و نتیجه ای جز بدنامی ایران و به شکست کشانیدن مذاکرات ایران و اروپا صورت گرفته است.

به این ترتیب اکنون که بار دیگر همزمان با به ثمر نشستن مذاکرات دیپلماتیک برای کنترل سطح تنش در منطقه، اتفاقاتی همچون حمله به نفتکش ها در دریای عمان رخ می دهد، نگاه ها ناخودآگاه متوجه گروه های تروریست مخالف ایران می شود که سالهاست تجربه اقدامات مشابه را داشته و نقش مهمی در پرونده سازی و اتهام زنی به کشورمان را دارند.

البته برای آنها که شناخت درستی از اتفاقات غیرمترقبه غرب آسیا و ریشه های تنش در این منطقه دارند، آشکار است که ایران نمی تواند عامل اتفاقات تفرقه آمیز منطقه ای باشد، اما ناظران بیرونی که نگاهی سطحی به فرآیندهای سیاسی و امنیتی دارند، ممکن است تحت تاثیر تبلیغات مسمومی قرار بگیرند که سعی دارد ایران را یک کشور بی ثبات کننده معرفی کند.

در چنین شرایطی، حفظ هشیاری، برخورد با گروه های تروریستی که می خواهند خود را نماینده ایران معرفی کنند و نیز آگاهی از تله های تبلیغاتی که سعی در تحریک تهران دارد، یک ضرورت انکارناپذیر است و بدون چنین سطحی از هشیاری سیاسی و دیپلماتیک، بیم آن می رود که ادامه اتفاقات خرابکارانه، عملا همه راه های سیاسی برای کاهش تنش منطقه ای را به شکست کشانده و غرب آسیا را درگیر یک بحران طولانی مدت کند.

  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید