ترس نقاط (کانون) شورشی از مردم یا نیروهای امنیتی؟

مسئله کانون های شورشی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به ویژه در دهه 60 از سوی عناصر نفاق در اوج خود قرار داشت و تمامی مقاصد سازمان منجمله ترور مردم بیگناه، خرابکاری ها و جوسازی ها توسط این کانون ها صورت می گرفت؛ اما چند صباحی ست (سال های اخیر) این واژه توسط منافقین بیش از پیش بر زبان آورده می شود و می توان گفت در حال حاضر تمام امیدشان برای براندازی را بر کانون های شورشی معطوف کرده اند.

البته باید به این نکته اشاره کنیم که کانون های شورشی دهه 60 با کانون های شورشی دهه 90 تفاوت های بسیاری کرده اند، به حدی که دیگر نمی توان به آنان کانون شورشی گفت و باید از لفظ دیگری استفاده کرد.

پس اجازه بدهید از ابتدا خیال پردازی نکنیم و واقعیت ها را مدنظر قرار دهیم و از لفظ کانون های شورشی استفاده نکنیم؛ به نظر نقطه شورشی بهتر است.

آیا ترس و واهمه نقطه شورشی در خیابان ها و عمدتا پس کوچه ها برای شعارنویسی به حضور نیروهای امنیتی و انتظامی برمی گردد یا مردم؟

ساعات یا مکان های انتخاب شده در موقعیت های زمانی و مکانی فاقد رفت و آمد، حاکی از وجود ترس در میان جمعیت بیشمار یک یا دو نفره نقاط شورشی ست؛ اما کدام ترس؟ ترس از نیروهای امنیتی انتظامی یا مردم؟ آیا نیروهای امنیتی و انتظامی در تمام معابر اصلی و فرعی کشور حضور دارند؟

قاعدتا در همه کشورهای دنیا پاسخ منفی است و یکی از دلایل عمده انتخاب مکان های فرعی و پس کوچه ها توسط نقطه شورشی، عدم حضور نیروهای امنیتی و انتظامی نیست.

حال سوال دیگری مطرح می شود مبنی بر آنکه پس از انتخاب پس کوچه ها، چرا ساعاتی برای اقدامات براندازانه (پاشیدن رنگ) درنظر گرفته می شود که حتی مردم هم رفت وآمد نمی کنند؟

موقعیت های مکانی و زمانی انتخاب شده از سوی نقطه شورشی این نکته را مبرهن می سازد که ترس مطرح شده فرای تصورات است و نقطه (شورشی) و سایر نقاط شورشی پراکنده، ترس اولیه و اصلی خود را از سوی مردم کشور حس می کنند؛ حتی اگر نقطه شورشی از پس کوچه ها به کوچه ها و از کوچه ها به خیابان ها نقل مکان کند بازهم به گونه ای اقدامات براندازانه! خود را انجام می دهد که حتی یک نفر از مردم کشورمان نیز حضور نداشته باشد.

این ترس به اندازه ای ست که به نظر می رسد اگر مورچه ای هم از کنار نقطه شورشی گذر کند، آن را نیروی جمهوری اسلامی می داند و اقدامات براندازانه خود را به زمان دیگری موکول می کند.

در واقع می توان گفت نکته اصلی در ناکامی منافقین عدم همراهی ملت ایران با آنان و از سوی ترس بی حدشان از مردم بوده و همین مسئله در برهه های گوناگون سبب شده است تا اقدامات تروریستی و جنایتکارانه با پادویی منافقین صورت پذیرد؛ ترسی که نشئت گرفته از واقعیتی تلخ برای منافقین و بلکه آمریکا، صهیونیسم و دیگر اربابانشان می باشد؛ آن هم، همراهی و همدلی مردم و نظام جمهوری اسلامی ایران.


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید

مطالب پربازدید سایت

«مکتب حاج قاسم» در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام‌والمسلمین پناهیان

در مکتب حاج قاسم عقلانیت حرف اول را می‌زند

محمدمهدی حسین‌پور، بنیاد هابیلیان

دموکراسی به شیوۀ منافقین

دبیرکل حزب سوسیالیست دموکرات کردستان

تا ۲۰ سال آینده کسی مثل حاج قاسم نمی‌آید

متن کامل وصیت‌نامه شهید سردار حاج قاسم سلیمانی؛

شهدا را در چشم، دل و زبان خود بزرگ ببینید

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

خط نفوذ؛ هم استراتژی هم تاکتیک

یک افسر ارشد اقلیم کردستان عراق

شهید سلیمانی در جنگ علیه داعش همراه ما بود

مطالب پربازدید بخش یادداشت

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

آیا گروهک منافقین از عوامل پیروزی انقلاب بود؟

دکتر نواب محمدی، بنیاد هابیلیان

جمهوری اسلامی و چهار دهه مبارزه با تروریسم

محمدهادی ذاکرحسین، عضو هیات علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

ایران برای ترور سردار سلیمانی به کجا می‌تواند شکایت کند؟

علی رحمانی، بنیاد هابیلیان

ربع پهلوی و سربرآوردن ققنوس تروریسم

دکتر سیدمحسن موسوی‌زاده، بنیاد هابیلیان

19بهمن؛ ضربه‌ای که کمر منافقین را شکست

علی رحمانی، بنیاد هابیلیان

داستان دنباله‌دار روباه پیر و تروریسم

پایگاه دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب

خون‌آوردهای حاج قاسم

آذر 1358
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
4
تاریخ : 1358/09/04
12
تاریخ : 1358/09/12
16
تاریخ : 1358/09/16
17
تاریخ : 1358/09/17
18
تاریخ : 1358/09/18
19
تاریخ : 1358/09/19
20
تاریخ : 1358/09/20
21
تاریخ : 1358/09/21
23
25
تاریخ : 1358/09/25
29
تاریخ : 1358/09/29
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان