عجب سرگذشتی داشتی...!

Foladvand

شاید یاد کردن از داستان یک مثل شیرین فارسی بیش از پیش مقصود این مقال را آشکار سازد . می گویند روزی فرد ریا کاری با هزینه های فراوان به سفر حج رفت تا نام خود را عوض کند و از آن پس مردم او را " حاجی " صدا بزنند . در بازگشت او برای همه از دوران حج گفت و اینکه همه او را در آنجا حاجی صدا می کردند و بسیار به او عزت و احترام می گذاشتند و هنگام ورودش نیز همسرش او را حاج علی صدا زده و از شوق دیدار او از هوش رفته . او اینگونه سخن می گفت تا همه بدانند که باید او را حاج علی صدا بزنند . خاطره گفتن مرد که تمام شد مردی از میان میهمانان برخاست و گفت : " عجب سرگذشتی داشتی کل علی "

اگر ماجراها و برنامه های خنده دار تلویزیون رجوی را دنبال کنیم هر از چند گاهی ماجراهای خنده داری از نشان دادن تلاش ، سازندگی و پویایی در اردوگاه اشرف را می بینیم . یک روز سمینار دانسته های کامپیوتری رامی بینیم که درآن ساده ترین روش های کار با کامپیوتر به عنوان " آخرین دستاوردهای علمی رزمندگان شهر اشرف " نام برده می شود ، روز بعد می بینیم برای ماشین سه چرخه داری بوق و باطری گذاشته اند و اسم آن را صرفه جویی در مصرف انرژی گذاشته اند و به " اختراع " آن افتخار می کنند ، یک روز دیگر چند دوربین نقشه برداری ساختمانی را در نقاط خاکی اشرف – که اتفاقا کم هم نیست – قرار می دهند و با نمای بسته از آن فیلم برداری می کنند و اسم آن را " افزایش توان فنی و مهندسی رزمندگان و متخصصین شهر اشرف " می گذارند . اما تازه ترین مورد از سوژه های طنز این اردوگاه – که بهانه نگارش این مطلب شد – اشاره به خلاقیت جدید " رزمندگان شهر اشرف! " است که از شدت بدعت و نوآوری هر انسانی را به حیرت وا می دارد ! ماجرا مربوط به چند روز قبل است ، زمانی که اعلام شد در " شهر اشرف " اداره راهنمایی و رانندگی ایجاد شده است و جالب تر آن بود که این اداره تنها یک پلیس داشت که طبیعتا می باید بسیار قانون گرا هم باشد . از تنها پلیس اداره راهنمایی و رانندگی " شهر اشرف " پرسیدند : اگر قرار باشد در یکی از ماشینها سران سازمان باشند و بخواهند خطا کنند شما چکار می کنید؟ و پلیس وظیفه شناس هم در این زمان فراموش کرده بود پلیس است با افتخار گفت : آنها اگر می خواستند خطا کنند که مجاهد نبودند . حس وظیفه شناسی و حس رهبر دوستی چقدر در این پلیس فوران کرده بود که به خوبی می دانست " رهبران پاک باز آزادی" اصلا اهل خطا و اشتباه نیستند ، حتی در رانندگی نیز کاملا مقررات را رعایت می کنند . البته از جواب قاطع این تنها پلیس راهنمایی و رانندگی اشرف می توان دو نتیجه مهم را استخراج کرد : اول آنکه رهبران و سران اشرف در هیچ مورد و هیچ قضیه و مساله ای خطا و اشتباه ندارند و هیچ کس هم تا به حال نتوانسته از آنها در مسائل مختلف "گاف " بگیرد و ایضاً آنها در رانندگی نیز انسانهای آزاده ای هستند چون " اگر می خواستند خطا کنند که مجاهد نمی شدند " و دوم اینکه ضروت ایجاد پلیس راهنمایی ورانندگی در اشرف یعنی اینکه بالاخره در اشرف هم - برخلاف گفته های مریم و مسعود رجوی – آنقدر خطا و اشتباه – حتی در رانندگی – وجود دارد که حاضر شده اند برای جلوگیری از تکرار یا افزایش آن در اشرف پلیس قرار دهند .

البته جای این سوال نیز وجود دارد که در یک اردوگاه چند کیلومتر مربعی مگر چقدر راه و خیابان و ماشین وجود دارد که سران باند ورشکسته اشرف می خواهند بیش از گذشته اسباب خنده و تمسخر خود با ایجاد یک راهنمایی و رانندگی یک نفره فراهم کنند ؟

اگردر نقشه های ماهواره ای جستجویی صورت گیرد در هیچ نقشه و نرم افزاری از این پادگان به عنوان یک شهر یاد نشده است. قوی ترین نقشه های ماهواره ای گوگل هم از این شهر خیالی منافقین تنها به عنوان پادگان یاد کرده است که البته همه می دانیم قطعه زمینی غصب شده است که دور تا دور آن حصار کشیده شده است .

از همه این حرف ها که بگذریم به خوبی می توانیم به یکسری عقده های فروخورده مسعود و مریم رجوی اشاره کنیم . آنها که روزی سودای داشتن یک کشور و حکومت بر آن را داشتند امروز حتی به یک شهر نیز نرسیده اند و دوست دارند با شهر نامیدن اردوگاه اشرف لااقل کمی از عقده های فروخورده خودرا ارضاء کنند ، چیزی شبیه ارتشی که رجوی آرزو داشت برای رسیده به آزادی ایران بسازد اما این چند نیروی نظامی به جای آزادی ایران ، شدند مزدوران صدام و امروز هم چیزی غیر از یونیفرم نظامی همان دوران مزدوری به تن ندارند و با اینکه مریم رجوی همه جا از آنان به عنوان ارتش آزادی بخش یاد می کند اما هیچ کس جز خود او و نیروهای وارفته اش این عنوان را بر زبان نمی آورند و باز چیزی مثل نقش و اقتداری که مسعود تلاش می کرد از نقش آن راهمانند " دوگل " و " فیدل کاسترو " بازی کند تا همه او را به عنوان یک رهبر مسلط بر زبان و گفتار بشناسند اما او حتی توسط نیروهای خود نیز به عنوان " یک دیکتاتور کوتوله احمق " شناخته شد . در ماجرای شهر نامیدن اشرف نیز شاید گفته های یکی از جداشدگان از منافقین خالی از لطف نباشد ، زمانی که گفت : خنده دار است که سازمان وجود استخر در اشرف را نشانه شهر بودن اشرف می داند ، آنهم استخری که مردان باید با شلوارک وارد آن شوند و زنان نیز باید با شلوار در آن شنا کنند .

واقعا این مساله برای سران باند رجوی عقده شده است که کسی غیر از خودشان اشرف را " شهر اشرف " بنامد و از این رو است که تلاش بسیار می کنند تا خود به هر ترتیب و با هر هزینه ای که شده اشرف را "شهر اشرف " قالب کنند اما حقیقتا " عجب سرگذشتی داشتی کل علی " .

 


    • هیچ نظری یافت نشد

    نظر خود را اضافه کنید

    0
    https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=9234119&tmpl=component
    نظر شما به دست مدیر خواهد رسید