شهید غلامرضا مقصودیان

Magsodiysnزندگینامه

شهید غلامرضا مقصودیان، در سال 1340 چشم به جهان گشود. از نوجوانی عشقی وافر به خاندان عصمت و طهارت داشت و در مراسم و اعیاد مذهبی شرکتی فعال داشت و هر چه بزرگتر می شد این عشق شعله ای سوزان تر می یافت. شاگردی به غایت پیگیر و با استعداد بود و تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را با نمرات عالی به پایان رساند و در مؤسسه زبان نیز موفق به اخذ درجه تافل گردید. در انقلاب شکوهمند اسلامی حضوری شایسته و همیشگی داشت و در راهپیمایی ها در صفوف اول مبارزه قرار می گرفت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و به فعالیت های گسترده ای در مساجد و مجامع رو آورد و با دعوت از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی به مساجد و مدارس سهم شایسته ای در ترویج اسلام بر عهده داشت. او که شاگردی کوشا بود در کنکور سراسری موفق شد در رشته شیمی قبول شود و همچنین امتحانات دانشکده افسری را نیز با موفقیت گذارند و در این دانشکده نیز قبول شد و در نتیجه راه برای هر نوع پیشرفتی در مقابلش گشوده بود. اما غلامرضا معتقد بود که با عضویت در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بهتر می تواند به اسلام و انقلاب خدمت کند، لذا از تحصیلات دانشگاهی صرف نظر کرد و به سپاه پیوست.

پس از آغاز جنگ تحمیلی، داوطلبانه عازم جبهه های نبرد نور علیه ظلمت شد و در مدت دو ماه در خطوط مقدم جبهه علیه کفار بعثی به مبارزه پرداخت و با تأسف از این که سعادت شهادت نصیبش نشده است، از جبهه بازگشت و به خدمت در بیت امام مشغول شد. سپس به بسیج مستضعفین منتقل گردید و به خدمات خود در این سنگر ادامه داد.

ایثار و از خود گذشتگی اش زبانزد همه یاران و همرزمانش بود، یک روز نارنجکی که توسط ضد انقلابیون در محل بسیج کار گذاشته شده بود، کشف می شود و غلامرضا جلو رفته و برای خارج کردن نارنجک از محیط آن را به دست می گیرد و وقتی به او می گویند که ممکن است نارنجک در دستت منفجر شود، می گوید: «اگر نارنجک اینجا منفجر شود، تعداد زیادی کشته خواهند شد، اما اگر در دست من منفجر شود، تنها یک نفر کشته خواهد شد.»

در سال 1360 بار دیگر عزم جبهه های نبرد حق علیه باطل را می کند و به دوستانش می گوید: «برای من شرم آور است که افراد متأهل و صاحب فرزند به جبهه بروند و شهید شوند، ولی من نروم. آن هم به این دلیل که تنها پسر خانواده هستم.»

شهادتنامه

هیجدهم شهریور1360 روزیست که منافقین جنایتکار در یک اغتشاش و بلوای مسلحانه تعدادی از بهترین فرزندان اسلام را به شهادت رساندند. در این روز تروریست های منافق در خیابان ولیعصر به روی مردم اسلحه کشیدند و دیوانه وار دست به کشتار زدند تا به خیال خود دست به تظاهرات بزنند. خبر این جنایت وقتی به غلامرضا می رسد، خود را با عجله به محل می رساند و برای خنثی کردن این توطئه وارد عمل می شود.

منافقین کوردل که با فرزندان اسلام دشمنی آشتی ناپذیر دارند او را نیز هدف گلوله قرار می دهند و جنایتی دیگر بر کارنامه سرتاسر سیاهشان می افزایند. غلامرضا مقصودیان، نوگل گلستان انقلاب اسلامی، پر پر می شود و روح پر فتوحش در پروازی خونین به عرش اعلی بال می گشاید.

 

مزار شهید: بهشت زهرا، قطعه 24، ردیف 93، شماره 44

 


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
https://www.habilian.ir/fa/index.php?option=com_komento&controller=captcha&captcha-id=10290564&tmpl=component
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
مهر 1359
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
9
تاریخ : 1359/07/09
14
تاریخ : 1359/07/14
16
تاریخ : 1359/07/16
21
تاریخ : 1359/07/21
23
تاریخ : 1359/07/23
25
تاریخ : 1359/07/25
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان