نگویید پسرت رفته، بگویید پدرت رفته... !

بنیاد هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) در راستای رسالت خود مبنی بر پیگیری وضیعت خانواده شهدای مظلوم ترور اقدام به ایجاد واحد سرگذشت پژوهی کرده است. این واحد، با بازدید منظم از خانواده محترم شهدا در فضایی عاطفی به جمع‌آوری خاطرات خانواده شهید از نحوه زندگی، کار و چرایی شهادت شهید می‌پردازد. این هفته خانواده شهید «محمد میرزاخان» میزبانمان بودند:

شهید محمد میرزاخان در سال 1333 در مشهد بدنیا آمد. با شروع انقلاب در اکثر تظاهرات و جلسات مخفیانه علماء حضور داشت. به نیازمندان اهمیت فراوانی می داد و برای کمک به آنان با کمیته صنفی ساعت فروشان همکاری می کرد. بسیار فعال و پر جنب و جوش بود و در راه انقلاب تلاش فراوانی کرد. منافقین چندین بار وی را مورد حمله تروریستی قرار دادند که ناکام ماندند اما در تاریخ 1 خردادماه 1363 در مغازه ساعت سازی اش ترور شد و بعد از مدتی تحمل رنج و بیماری ناشی از حادثه ترور در تاریخ 11 بهمن 1363 زمانی که برای طی مراحل درمان به کشور آلمان اعزام شده بود به شهادت رسید.

حاشیه نگاری تیم سرگذشت پژوهی بنیاد هابیلیان از دیدار با خانواده شهید محمد میرزاخان:

بعد از نماز مغرب خودمان را رساندیم منزل شهید میرزاخان. از سرمای هوا نگویم بهتر است. حتی خاطره آن روز لرزه بر اندام می افکند!

... به سرعت از پله ها بالا رفتیم. خانم مسنی آمده بود دم در ورودی. وقتی گفتیم از بنیاد هابیلیان آمده ایم با خوش آمدگویی شیرینی راهنمایی مان کرد داخل منزل. رو به روی در ورودی یک تخت بود که پدر شهید روی آن نشسته بود. خیلی پیر بود و لباس طلبگی بر تن داشت.

حاج خانم تعارفمان کردند اتاق کناری. خانه شان صمیمیتی داشت که احساس غربت در آن گم میشد.

لهجه حاج خانم خیلی شیرین بود. وقتی خواستیم از پسرش برایمان بگوید مثل مادر بزرگ ها روبه رویمان نشست و گفت: «بچه اولم بود. سال1333 به دنیا آمد. اسمشو محمد گذاشتیم، اسم همه پسرهامو تا 7 روز محمد می ذاشتم اما این یکی تا آخر محمد بود.

فقط چند سال اول بعد از تولدش ساکن مشهد بودیم. چون حاج آقا روحانی بود برای تبلیغ مجبور شدیم بریم روستای سبزیجان نیشابور. تا کلاس ششم محمد اونجا بودیم. وقتی اومدیم مشهد محمد رفت سرکار.

خیلی آروم بود. اصلا نفهمیدم چطور بزرگ شد! زحمتی برام نداشت. زمان انقلاب برای خودش مردی شده بود. من که سواد ندارم... . نمی دونم اون موقع دقیقا چکار می کرد ولی با بچه های انقلاب بود... .»

سرگرم شنیدن صحبت های حاج خانم بودیم که تنها برادر شهید از راه رسید... . وقتی متوجه شد صحبت به انقلاب رسیده بحث رو تو دست گرفت... .

«راه پیمایی ها با هم بودیم، تو پخش اعلامیه ها هم همراه هم... . محمد به کاری که می کرد معرفت داشت. اونقدر که بعد از انقلاب مغازه شو کرده بود یک پایگاه. با اینکه ساعت ساز بود ولی در و دیوار مغازه اش پر بود از عکس و سخنان امام و مطالب علیه منافقین.

با این کارهاش مردم رو آگاه می کرد. مسئول بخش تهیه جهیزیه تو کمیته امداد هم بود. خیلی دقت و ظرافت به خرج می داد تا افرادی که شناسایی می شن واقعا مستحق باشن. صبح ها کمیته بود و عصرها تو مغازه.

همون اوایل انقلاب ازدواج کرد. دوتا بچه داشت: رضا و تکتم. اسم پسرش بخاطر ارادتش به امام رضا(ع)، رضا شد.

بخاطر فعالیت هاش منافق ها چند بار تهدید به ترورش کردن. حتی مغازه شو به رگبار بستن اما موفق نشدن خودشو ترور کنن. تا این دفعه آخر... .

رضا با باباش تو مغازه بود. دو نفر اومدن و گفتن ساعت می خوایم؛ وقتی محمد خم می شه تا ساعتو برداره تیر میزنن به سرش. رضا هول میشه و از رو صندلی می افته. اونا هم سریع فرار می کنن. همه این اتفاقا مربوط به اردیبهشت سال شصته.

همسایه ها سریع محمد رو می برن بیمارستان... .

خیلی از این بیمارستان به اون بیمارستان شد. حتی برای معالجه بردیمش آلمان ولی فایده نداشت. 11 بهمن 63  تو آلمان بعد عمل دیگه به هوش نیومد و شهید شد... »

همسر شهید: «بچه ام با اینکه حدود 30 سال گذشته، هنوز لحظه های ترور باباش یادشه... . کی میتونه درک کنه من بعد شهادت محمد چقدر سختی کشیدم؟ چطور بچه هامو بزرگ کردم؟! هر روز صبح که از خواب بیدارمی شدم می گفتم: الهی! کسی که منو به این روز کشونده واگذار میکنم به خودت... .

محمد اینقدر به همه می رسید و هوای همه رو داشت که پدرش بعد شهادتش گفت: نگین پسرت رفته، بگین پدرت رفته... ! منافق ها جز جنایت کاری نداشتن... . فجیع ترین اعمال تروریستی رو انجام می دادن... . اصلا نمی شه اسمشونو انسان گذاشت! خدا رو شکر خوب به خاک ذلت افتادن. با وضعیتی که الان دارن مرگ براشون عروسیه!»


  • هیچ نظری یافت نشد

نظر خود را اضافه کنید

0
نظر شما به دست مدیر خواهد رسید
شنبه 1 شنبه 2 شنبه 3 شنبه 4 شنبه 5 شنبه جمعه
1
تاریخ : 1358/05/01
2
تاریخ : 1358/05/02
5
تاریخ : 1358/05/05
6
تاریخ : 1358/05/06
7
تاریخ : 1358/05/07
8
تاریخ : 1358/05/08
9
تاریخ : 1358/05/09
10
تاریخ : 1358/05/10
12
تاریخ : 1358/05/12
14
تاریخ : 1358/05/14
15
تاریخ : 1358/05/15
16
تاریخ : 1358/05/16
19
تاریخ : 1358/05/19
21
تاریخ : 1358/05/21
22
تاریخ : 1358/05/22
24
تاریخ : 1358/05/24
25
تاریخ : 1358/05/25
26
تاریخ : 1358/05/26
27
تاریخ : 1358/05/27
28
تاریخ : 1358/05/28
29
تاریخ : 1358/05/29
31
تاریخ : 1358/05/31
دانلود فیلم های تروریستی ایران و جهان